امروز: دوشنبه, ۰۱ خرداد ۱۳۹۱
 
  پنل گروهها / امکانات
 
موسسه ايرانى - آمريکايى (IACUS) PDF چاپ نامه الکترونیک
اين مقاله در دسامبر سال ٢۰۰٥ نوشته شده اما حقايقى در آن نهفته است که نميتوان از ترجمه آن خوددارى نمود.
براى خواندن مطلب به سايت زير مراجعه کنيد. لطفا به آن بخش از مقاله توجه کنيد که برجسته نشده است:
http://www.kommunisterna.org/politik/texter/asien/den-iranska-vanstern-och-irakkriget
مترجم: پيام پرتوى
خواننده گان وب سايتها و روزنامه هاى بسيارى از گروههاى "چپ" که در خارج از ايران وجود دارند٬ کمترين اطلاعى در مورد اين حقيقت که کشور همسايه ايران٬ عراق٬ در شرايط جنگى بسر ميبرد و توسط امپرياليسم آمريکا اشغال شده است٬ ندارند.
اين چنين به نظر ميايد که چپ سنتى ايران نگران مقاصد آمريکا که خواهان کنترل امکانات نفتى خاورميانه است نيست. "پروژه محافظه کاران جديد براى سده آمريکاى جديد (PNAC)" کمترين اهميت و اساسا اهميتى براى بسيارى از گروههاى دست چپى ايرانى ندارد. بخشى٬ به بهانه مبارزه با ارتجاع اسلامى٬ بصورتى غير مستقيم از اشغال آمريکا در افغانستان و عراق حمايت ميکنند. در واقع٬ اين موضع٬ اشغال عراق٬ انعکاس ناکاميها و ناموفقيتهاى جنبش چپ در خاورميانه است. 
بخشى از گروههاى دست چپى ايران تلاش ميکنند که جنايات آمريکا را در منطقه ناديده بگيرند٬ اما هيچکس نميتواند همکارى مستقيم کمونيستهاى ايرانى را با دستگاه ادارى بوش انکار نمايد. هر دو حزب کمونيست ايران (به استثناى فراکسيونهاى جدا شده) و نيروهاى سياسى تحت رهبرى جلال طالبانى و مسعود بارزانى بخشى از شوراى حکومتى عراق را تشکيل ميدهند.     
اينها با اشغالگران٬ نه فقط در بازداشتها٬ شکجنه و کشتار هزاران شورشى عراقى همکارى ميکنند٬ بلکه همچنين در ايجاد دولتى از نوع ليبرال آن که آينده عراق (بدون در نظر گرفتن اينکه آنها کرد٬ سنى يا شيعه هستند) را به سرمايه هاى بين المللى٬ مانند بانک جهانى٬ صندوق بين المللى پول و شرکتهاى بين المللى مانند Halliburton ٬ Bechtel  و غيرو و غيرو ميفروشد. در مبارزه بى ارزش آنها (اگر نه بطور کامل فاقد صلاحيت) بر عليه رژيم صدام٬ آنها با اشغالگران با هدف سرنگون نمودن يک حکومت سکولار همکارى نموده اند٬ براى اينکه آنرا با رژيمى ارتجاعى٬ خدا سالارى در محيطى که بصورت فزاينده اى تمايل به جنگى داخلى دارد٬ جايگزين نمايند. آيا آنها واقعا تصور ميکنند که ميتوانند حاميانى را زمانيکه اين رژيم دست نشانده نابود بشود داشته باشند؟
متاسفانه اينچنين تمايلاتى در جنبش چپ ايران وجود دارد. بجاى اينکه روش و اهداف خودشان را در اينکه چرا ملايان توانستند٬ و نه دست چپيها٬ قدرت را پس از شاه ديکتاتور بدست بگيرند٬ به زير سوال ببرند٬ در وضعيت يک خلاء سياسى٬ به نظر ميرسد که دست چپيهاى تاثير گرفته از غرب در انتظارند که دولت جمهورى اسلامى٬ توسط امپرياليسم آمريکا بدون کمترين توجهى (يا درکى) به چه چيزى جايگزين آن خواهد شد سرنگون بشود. 
***
قبل از اينکه کسى نتايج فوق را مورد سوال قرار دهد٬ بايد اين روشنفکران سهل انگارى٬ سکوت يا تمجيد خود را در مجموعه اى از سوالات٬ که ما مطرح خواهيم نمود توضيح بدهند.
١- امپرياليسم آمريکا ميليونها دلار از ثروت متعلق به مردم را مسدود (در  واقع دزديده اند) نموده و بروى آنها دست گذاشته است. چرا چپ ايران در طى تمام اين سالها در مورد آن سکوت اختيار نموده است؟
٢- در زمانى که امکانات کره زمين٬ سوخت و انرژى٬ در حال تمام شدن است٬ چرا اين گروهها سکوت اختيار نموده اند و يا با استعمارگران (در تبليغات) جهت نفى حق مردم ايران در غنى سازى اورانيوم با اهداف صلح آميز٬ هم صدا شده اند؟
٣- سکوت در مقابل جنايات امپرياليسم آمريکا چه معنايى دارد؟
٤- چرا آنها در برابر اين حقيقت که (مکه دمکراسى) خود آنها در حال ايجاد يک "جمهورى اسلامى" ديگر در خاور ميانه (در مورد عربستان سعودى و ديگر عروسکان دست ديکتاتور صحبت نميکنم) سکوت نموده اند همزمان سرنگونى طالبانها و صدام حسين را مورد ستايش قرار دادند" 
٥- آنها چگونه ميتوانند ادعا کنند که با جمهورى اسلامى مخالفند زماينکه در مقابل جنايات ديگر دولتها٬ اسرائيل٬ که مردم فلسطين را به بردگى کشيده و اينکه حق غير يهوديان را (و نه فقط مسلمانها) در داشتن کشور خودشان در بسيارى از بخشهاى کشور انکار ميکنند٬ اينکه با يهوديان ازدواج کنند و اينکه همتراز با يهوديان به حساب بيايند سکوت اختيار نموده اند؟

به جاى کار کردن در ميان توده ها٬ اغلب اين گروههاى دست چپى ترجيح ميدهند که بعنوان "مسيح حقيقت گو"٬ ايفاى نقش نمايند٬ و وب سايتهاى و نشريات خود را با بيانيه هاى عمومى بى اهميت٬ حقايق بى ربط (کاملا موافقم – مترجم)٬ شعارهاى پيش پا افتاده٬ پر ميکنند٬ امرى که در ادامه آنها را از توده هاى ايرانى و شرايط زندگى آنها دور مينمايد.
بجاى طرح مسائل اجتماعى٬ که در حال حاضر اجبارا بايد نئو ليبراليسم را بعنوان مسئله اصلى شامل شود٬ بسيارى از گروهها خود را شعارهاى عمومى مانند "دمکراسى" و يا "جمهورى سکولار" در شکلى بسيار پراکنده مشغول ميکنند٬ امرى که يکبار ديگر درک آنها را در مورد جهانى شدن اقتصاد و به دنبال آن نقش بين المللى سرمايه هاى مالى افشاء مينمايد.   
با اين چنين روشى٬ جنبش چپ ايران نه فقط بر روى يک نقطه در جا خواهد زد٬ (امرى که تا به حال ادامه داشته است)٬ بلکه فعاليتهاى بى ثمرشان تنها به حمايت از امپرياليسم آمريکا تمام خواهد شد. (دقيقا – مترجم)
در رابطه با همکارى سياسى با آمريکا٬ ما بايد بخصوص اشاره و محکوم کنيم سازمانهايى را که از جانب سازمان جاسوسى آمريکا کمک مالى دريافت ميکنند و از جانب آن مورد پشتيبانى قرار ميگيرند:
سازمان مجاهدين خلق٬ که خود را به يک ارتش مزدور تبديل نموده است و پيش بردن تبليغات ضد ايرانى را پيشه خود نموده است.
فراکسيونهاى سلطنت طلب٬ که از طريق وب سايتهاى خود و بيست کانال ماهواره اى که توسط CIA تامين مالى ميشوند (از لوس آنجلس٬ کاليفرنيا) اکاذيب فراوانى را در مورد مردم ايران منتشر مينمايند.
و رهبرى ارتجاعى حزب کمونيست کارگرى (حزب کمونيست کارگران) و انشعابات آنها حول ايدئولوژى حکمت.

موسسه ايرانى - آمريکايى (IACUS)

Comments (35)

Subscribe to this comment's feed
...
0
نویسنده این مطلب ترجمه شده کیست؟
چرا همه مطلب ترجمه نشده؟
در مطلبی که آقای پرتوی ترجمه نکرده ؛ حزب کمونیست سوید از حق توسعه انررژی ایران دفاع کرده؛ و نوشته که در استکهلم برای اعتصاب کنندگان شرکت واحد در ایران پشتیبانی شده و حزب کمونیست سوید از این اعتصاب پشتیبانی کرده ؛ و نوشته اگر این تهدیدات جنگ نزدیک بشه آیا درست هست که ما از اعتصاب کنندگان شرکت واحد پشتیبانی کنیم ؛ وقتی کشور در حال تهدید هست؟ اما ما هنوز به این شرایط نرسیدیم که تصمیم بگیریم..
آقای پرتوی لطف کنید بقیه مطلب را که به نظر من بسیار مهم هست را ترجمه کنید... مطلبی که شما ترجمه کردید را نمی دونم چه کسی نوشته... اما مطلب بالا را که شما ترجمه نکردید و به نظر من هم عمدا این کار نکردید.. از /Erik Anderson, internationell sekreterare
مهناز , ژانویه 12, 2012
...
0
من تصور ميکنم که خواندن اين مقاله خالى از لطف نباشد٬ اگر چه به نظر ميايد که در سال ٢۰۰٥ نوشته شده باشد.
بر گرفته شده از نشريه کارگر٬ ارگان رسمى حزب کمونيست سوئد (م.ل)
نويسنده: Erik Anderson
مترجم: پيام پرتوى

جنگ عراق و احزاب چپ ايرانى

سايه هاى جنگ دوباره بر روى آسمان خاور ميانه سايه افکنده است. اينبار اين ايران است که توسط امپرياليسم هميشه گرسنه آمريکا در معرض خطر بمباران و تهاجم قرار گرفته.
در حاليکه نشريه کارگر٬ به عنوان مثال٬ اعتصاب رانندگان اتوبوس تهرانى را تحت نظر قرار داده و به نفع تظاهراتى که در پشتيبانى از آنها در استکهلم انجام شد نوشته است٬ از حق ايران در توسعه انرژى٬ استقلال و حاکميت خود نيز حمايت نموده است. ما تصور ميکنيم که اين يک سنجش متعادل است. اگر خطر جنگ قريب الوقوع شد٬ آنزمان ما ميتوانيم در اين مورد که اين صحيح است که از اعتصاب پشتيبانى نماييم صحبت کنيم٬ اما ما در حال حاضر در آن شرايط قرار نگرفته ايم.
در دوران حکومت شاه٬ زمانى که ايران توسط آمريکا و انگستان اداره ميشد٬ هزاران دانشجوى ايرانى در آمريکا٬ انگلستان و ديگر کشورهاى غربى درس ميخوانند و در همان کشورها باقى ماندند. زمانيکه انقلاب ١٩٧٩ پيروز شد و شاه به تبعيد رفت بخشى از آنها به ايران بازگشتند اما بخش ديگرى در آمريکا باقى ماندند و در آنجا موضعى ضد امپرياليستى را اتخاذ نمودند. ايرانيان ديگر نيز با گروههاى مختلفى که داراى نشانه هاى دست چپى بودند همراه شدند. در ضمن به آمريکا سلطنت طلبان نيز مهاجرت نمودند که آرزو داشتند آمريکا دوباره شاه را بر اريکه قدرت بنشاند.
با انتشار اين سند٬ که بدرستى برخى از گروههاى دست چپى را مورد انتقاد قرار ميدهد٬ منظورمان اين نيست که همه آن ايرانيانى که حکومت اسلامى را مورد انتقاد قرار ميدهند در يک رديف قرار دهيم. اما بايد بدانيم که چه موضعى را اتخاذ نماييم٬ زمانيکه سازمانهاى مختلف ايرانى تلاش مينمايند که ما را با خود همراه نمايند.
روزنامه آسيا تايمز در ژوئن ٢۰۰٣ نوشت که آمريکا با متحدان "کمونيست" خود بر عليه دولت ايران همکارى ميکند. آسيا تايمز از جمله از کمونيستهاى کارگرى در ايران نام ميبرد. اين "کمونيستهاى کارگرى" شاخه اى در عراق اشغال شده دارد که بر عليه جنبش مقاومت عراق فعاليت مينمايد. بديهيست که ما هيچ رابطه دوستى با امپراطورى ملاها نداريم٬ اما در مواجه با خطر بروز جنگ بايد در برخورد با اين سازمانهاى ايرانى محتاط باشيم. بخصوص آنهايى که بصورتى دربست خود را بر روى حکومت ايران متمرکز نموده و از آمريکا گدايى ميکنند.
ما از جريانات مختلف ايرانى ميخواهيم که موارد ذکر شده در اين سند را مورد بررسى قرار دهند٬ اگر ميخواهند که ما با آنها همراهى نماييم. ما نگران اين امر هستيم که در صورت حمله به ايران٬ برخى از گروههاى دست چپى همان نقش خيانت آميزى را ايفا نمايند که آن به اصطلاح "حزب کمونيست عراق" ايفا مينامد.

اين امر تازه اى در تاريخ نيست که گروههايى با سخن پردازيهاى مارکسيستى با اشغالگران و يا کودتاگران سرمايه دار متحد بشوند. در پاورقى ششم سند نام ونزوئلا برده ميشود. در آنجا تعدادى از گروههاى مارکسيست-لنينيستى ناگزير شدند که سازمان ونزوئلايى خود "ام-ال"
(Bandera Roja) را از گروه بنديهاى بين المللى خود اخراج نمايند٬ بخاطر اينکه آنها در سال ٢۰۰٢ از کودتاى کودتاگران الهام گرفته از پينوشه٬ بر عليه چاوز پشتيبانى نمودند. طى جنگ جهانى دوم ما سوئديها نيز Nils Flyg را داشتيم که با استفاده از دريايى عبارات مارکسيستى رايش سوم را مورد حمايت قرار داد.
/Erik Anderson منشى بين الملل
براى خواندن مقاله به زبان اصلى به لينک زير مراجعه نماييد:
http://www.kommunisterna.org/politik/texter/asien/den-iranska-vanstern-och-irakkriget
پيام پرتوى , ژانویه 12, 2012
...
0
اين مقاله قبلا ترجمه و در سايت درج شده بود و من جهت احتراز از تکرار دوباره آن از ارسال آن خوددارى نمودم.
پيام پرتوى , ژانویه 12, 2012
...
0
من از عصبانیت و از ناصداقتی شما دارم منفجر میشم.. من همین مطالب را که شما الان ترجمه کردید به سویدی خونده بودم.. اما شما مطلبی که اصلا ربظی به نویسنده Erik Anderson نداشت و مشخص هست که یه ایرانی نوشته ترجمه کردید...من چی بگم باید شرم کنید..من این حزب را می شناسم هر چند با آنها اختلاف دارم..اما هزار بار فهمیده تر و صادق تر و انسان تر از شما ها هستنند... آنقدر عصبانی هستم که نمی تونم بنویسم.
مهناز , ژانویه 12, 2012
...
0
Innan någon ifrågasätter ovanstående slutsatser, så bör dessa intellektuella förklara deras nonchalans, tystnad, eller hyllande i en rad frågeställningar, som vi vill ta upp.

1) Den amerikanska imperialismen har frusit (i realiteten stulit) och sitter på miljontals dollars och fonder som tillhör det iranska folket. Varför har vänstern hållit tyst om detta i alla år? (3)

2) I en tid då jordens resurser för bränsle och energi tenderar att börja ta slut, varför är dessa grupper tysta eller samarbetar med kolonialmakterna (i propagandan) i sina försök att förneka det iranska folket rätten att anrika uran för fredliga syften?

3) Vad är meningen med all tystnad inför den amerikanska imperialismens brott i Irak?

4) Varför är de tysta kring det faktum att deras eget ”Demokratins Mecca” håller på att införa ännu en ”Islamsk republik” i Mellanöstern (för att inte tala om Saudiarabien och de andra marionettdiktaturerna) samtidigt som de hyllade störtandet av talibanerna och Saddam Hussein?

5) Hur kan de hävda att de står i opposition gentemot regimen i Islamiska Republiken när de är tysta gentemot de brott som begås av en annan religiös stat, Israel, som har förslavat den palestinska befolkningen och som förnekar icke-judar, (och inte bara muslimer) rätten till deras eget land i många delar av landet, att gifta sig med judar och att få jämställd status med judiska medborgare?

I stället för att syssla med massarbete, så har de flesta vänstergrupperna föredragit att inträda i rollen som ”sanningssägande Messias”, och som har sina hemsidor och tidningar fyllda med triviala allmänna proklamationer, ovidkommande fakta, banala slagord, vilket resulterar i ett fortsatt isolerande från de iranska massorna och deras levnadsvillkor.

I stället för att sysselsätta sig med den sociala frågan, som i denna tid oundvikligen måste handla om nyliberalismen som huvudfråga, så sysselsätter sig många grupper kring allmänna slagord som ”demokrati” och/eller ”sekulär republik” i sina mest diffusa former(4), vilket återigen avslöjar deras oförståelse för dagens globaliserade ekonomi och därmed USA och det internationella finanskapitalets roll.

Med en sådan taktik, så kommer den iranska vänstern att inte bara stå och stampa på samma fläck, (vilket varit fallet hitintills), men som genom deras kraftlösa aktiviteter bara kommer att sluta med att de stödjer den amerikanska imperialismen.

Till frågan om samarbetspolitiken med USA, så skall vi i synnerhet nämna och fördöma organisationen som är betalda och stöttade av den amerikanska underrättelsetjänsten; Organisationen Folkets Mojahedin Khalq (5), som har omvandlat sig till en legoarmé som bedriver antiiransk propaganda; de olika monarkistiska fraktionerna, vilka från sina hemsidor och tjugotalet CIA-finansierade satellitkanaler (från Los Angeles, Kalifornien) öser galla och lögner mot det iranska folket, samt det reaktionära ledarskapet i Hezbe Komoniste Kargari (Arbetarkommunistiska partiet) och deras förgreningar kring ideologen Hekmat (6).

IRANSK-AMERIKANSKA SAMFUNDET (IACUS)
December 2005
پيام پرتوى , ژانویه 12, 2012
...
0
با عرض معذرت همه مطلب کپى نشد. اين هم همه مطلب:

En läsare av hemsidor och tidningar från de många "vänster"-grupper som finns utanför Iran, får knappt någon information om det faktum att Irans grannland, Irak, befinner sig i ett krigstillstånd och är ockuperat av det amerikanska imperiet. Det verkar som om Irans traditionella vänster inte vill bry sig om USA:s intentioner att ta över och kontrollera Mellanösterns oljetillgångar. Det neokonservativa "Project for the New American Century (PNAC)" betyder ytterst lite (eller ingenting alls) för många av de iranska vänstergrupperna.(1). En del, med motiveringen att bekämpa den islamitiska fundamentalismen (2), stödjer indirekt de amerikanska intrången i Afghanistan och Irak. I realiteten, så är hållningen gentemot ockupationen av Irak en återspegling av de många fiaskon och misslyckanden för vänsterkrafterna i mellanöstern.

En del av den iranska vänstern försöker glida undan frågan om USA:s brott i regionen, men den irakiska vänsterns direkta samarbete med Bush-administrationen kan ingen förneka. Som delar i irakiska styrande rådet ingår såväl Iraks kommunistparti (med undantag av utbrytarfraktioner) som kurdiska krafter under ledning Jaal Talabani och Masoud Barzani.

5
پيام پرتوى , ژانویه 12, 2012
...
0

Dessa samarbetar med ockupationsmakten, inte bara i arresteringar , tortyr och morden på tusentals irakiska upprorsmän. De är också engagerade i skapandet av en nyliberal statsbildning som säljer ut det irakiska folkets framtid (oavsett om det är kurder, sunnis eller shia) till de kapitalistiska institutionerna, som världsbanken, internationella valutafonden och sådana multinationella företag som Halliburton, Bechtel osv. I deras värdelösa (om inte helt inkompetenta) kamp mot Saddams regim, har de slutit upp i samarbete med en kolonialmakt i syfte att störta en sekulär regering, för att ersätta den med en fundamentalistisk, teokratisk regim i en miljö som allt mer lutar mot ett inbördeskrig. Tror dom verkligen att de kommer att ha några anhängare i Irak när den nuvarande marionettregeringen försvunnit?

Tyvärr finns samma parallella drag i den iranska vänstern. Istället för att ifrågasätta deras taktik och strategi varför mullorna , och inte vänstern kunde överta makten efter Shahens diktatur, i ett läge av stort maktvacuum, så verkar det som de västinfluerade vänstermänniskorna väntar på att Irans Islamiska Republik, skall störtas av den amerikanska imperialismen utan den minsta tanke på (eller förståelse) vad som kommer att komma i dess ställe.

***
پيام پرتوى , ژانویه 12, 2012
...
0
Innan någon ifrågasätter ovanstående slutsatser, så bör dessa intellektuella förklara deras nonchalans, tystnad, eller hyllande i en rad frågeställningar, som vi vill ta upp.

1) Den amerikanska imperialismen har frusit (i realiteten stulit) och sitter på miljontals dollars och fonder som tillhör det iranska folket. Varför har vänstern hållit tyst om detta i alla år? (3)

2) I en tid då jordens resurser för bränsle och energi tenderar att börja ta slut, varför är dessa grupper tysta eller samarbetar med kolonialmakterna (i propagandan) i sina försök att förneka det iranska folket rätten att anrika uran för fredliga syften?

3) Vad är meningen med all tystnad inför den amerikanska imperialismens brott i Irak?

4) Varför är de tysta kring det faktum att deras eget ”Demokratins Mecca” håller på att införa ännu en ”Islamsk republik” i Mellanöstern (för att inte tala om Saudiarabien och de andra marionettdiktaturerna) samtidigt som de hyllade störtandet av talibanerna och Saddam Hussein?

5) Hur kan de hävda att de står i opposition gentemot regimen i Islamiska Republiken när de är tysta gentemot de brott som begås av en annan religiös stat, Israel, som har förslavat den palestinska befolkningen och som förnekar icke-judar, (och inte bara muslimer) rätten till deras eget land i många delar av landet, att gifta sig med judar och att få jämställd status med judiska medborgare?

I stället för att syssla med massarbete, så har de flesta vänstergrupperna föredragit att inträda i rollen som ”sanningssägande Messias”, och som har sina hemsidor och tidningar fyllda med triviala allmänna proklamationer, ovidkommande fakta, banala slagord, vilket resulterar i ett fortsatt isolerande från de iranska massorna och deras levnadsvillkor.

I stället för att sysselsätta sig med den sociala frågan, som i denna tid oundvikligen måste handla om nyliberalismen som huvudfråga, så sysselsätter sig många grupper kring allmänna slagord som ”demokrati” och/eller ”sekulär republik” i sina mest diffusa former(4), vilket återigen avslöjar deras oförståelse för dagens globaliserade ekonomi och därmed USA och det internationella finanskapitalets roll.
پيام پرتوى , ژانویه 12, 2012
...
0
Med en sådan taktik, så kommer den iranska vänstern att inte bara stå och stampa på samma fläck, (vilket varit fallet hitintills), men som genom deras kraftlösa aktiviteter bara kommer att sluta med att de stödjer den amerikanska imperialismen.

Till frågan om samarbetspolitiken med USA, så skall vi i synnerhet nämna och fördöma organisationen som är betalda och stöttade av den amerikanska underrättelsetjänsten; Organisationen Folkets Mojahedin Khalq (5), som har omvandlat sig till en legoarmé som bedriver antiiransk propaganda; de olika monarkistiska fraktionerna, vilka från sina hemsidor och tjugotalet CIA-finansierade satellitkanaler (från Los Angeles, Kalifornien) öser galla och lögner mot det iranska folket, samt det reaktionära ledarskapet i Hezbe Komoniste Kargari (Arbetarkommunistiska partiet) och deras förgreningar kring ideologen Hekmat (6).

IRANSK-AMERIKANSKA SAMFUNDET (IACUS)
December 2005
پيام پرتوى , ژانویه 12, 2012
...
0
آقای پرتوی لطف کنید..زیر همین مطلب اسم نویسنده را قید کنید.
مهناز , ژانویه 12, 2012
...
0
همه مطلب را ميتوانيد از قسمت عذر خواهى به بعد بخوانيد.
پيام پرتوى , ژانویه 12, 2012
...
0
مهناز عزيز
پست رياست جمهورى در انتظار من نيست و من از طريق ترجمه اين مطالب پولى دريافت نميکنم. در نتيجه دليلى هم وجود ندارد که بر اساس آنها به دروغ چيزى را بنويسم. شايد که در ترجمه اشتباهى شده باشد٬ که احتمال دارد٬ شمايى که به زبان سوئدى آشنا هستيد آستين بالا بزنيد٬ يا به من کمک کنيد و يا به دنبال مطالبى که خلاف ادعاهاى اين حزب را٬ که به گمان من بايد به آن "حزب برادر خلق ايران" لقب داد٬ ثابت نماييد.
پيام پرتوى , ژانویه 12, 2012
...
0
مدير محترم
تصور ميکنم که مهناز قانع شده. در صورت تمايل کامنتها به زبان سوئدى را پاک کنيد٬ چرا که بدرد کسى نميخورد.
پيام پرتوى , ژانویه 12, 2012
...
0
مهنار گرامی
ضمن تشکر از دقت واحساس مسئولیت شما.
مطلب فوق چند روز یش بدست ما رسید. در نامه ای از پرتوی گرامی خواستیم منبع و نام نویسنده را اضافه کند. ایشان با الصاق لینک مقاله ان را مجددا ارسال کردند و منتشر شد.
حالا سئوال مشخص ما از شما این است که:
مطلب ترجمه شده با اصل مقاله اختلافات بنیادین دارد یا خیر؟
از نظر ما هر کسی میتواند نظرش را نوشته و با دیگران به اشتراک بگذارد. اما نباید اینکار را در لوای ترجمه و از زبان دیگری بنویسد. این کار درستی نیست و میتواند اصل اعتماد به ترجمه ها را خدشه دار کند. و حساسیت ما هم از همین رو است .

سایت اعتراض
سایت اعتراض , ژانویه 13, 2012
...
0
آقای پرتوی: قابل توجه شما که ما تنها به آمریکایی بودن از جانب جناح چپ جنبش ملی اسلامی متهم نشده ایم. از جمله به ما القاب تربچه های پوک، ساواکی، هواداران پالیزبان و ... داده اند و همچنیین رفقای ما در زندانهای جنبش ملی اسلامی به القاب دیگری نیز ملقب شده اند که خود بیشتر می دانید. اما برای اطلاع شما و دیگر جناح چپ جنبش ملی اسلامی ما کمونیستها چیزی برای قایم کردن نداریم. ما اگر از هر کشوری کمک دریافت کنیم همانند کنگره هایمان و جلساتمان علنی و به اطلاع همه می رسانیم. ما از هر دولتی که مارا مجبورنکند که بخاطر ان برنامه و تاکتیکمان را تغییر دهیم اماده دریافت کمک هستیم. اما به اطلاع شما میرسانیم که تا بحال متاسفانه دولتی به ما پیشنهاد کمک نکرده است. اما ریاکاری جنبش ملی اسلامی در این است که در حالیکه کارت سیتی زنی کشورهای دیگر را در جیب دارد برای "میهن" خود هوار می زند. از جمهوری نکبت اسلامی کمک می گیرد و انرا قایم می کند. برنامه ما خیلی روشن است. ما برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و برنامه یک دنیای بهتر و بر قراری سوسیالیسم در ایران مبارزه می کنیم. اگر دولتی فکر می کند که ما چنان قدرتمندیم که مجبور است با قبول چارچوب ما به ما کمک کند ما آنرا نشانه قدرت خود می دانیم و متاسفانه هنوز انقدر قدرتمند نشده ایم. ما کمونیستهای اعلام کرده ایم که وطن نداریم و وطن جنبش ملی اسلامی نیز همان کیف پولش می باشد. در نتیجه احتیاجی نیست که اهداف و برنامه ما را از طریق ترجمه نشان بدهید. اسناد ما از همان انقلاب 57 بصورت علنی در دسترس است. امیدوارم جنبش ملی اسلامی نیز دورویی را کنار بزند و نظرات سیاسی خود را در معرض دید بگذارد تا معلوم شود این حملات کینه جویانه شما به جنبش کمونیستی سابقه اش به کدام مبارزه طبقاتی در تاریخ ایران بر می گردد.
جنبش شکست نخوردگان , ژانویه 13, 2012
...
0
سایت اعتراض گرامی ...مطلبی که پرتوی برای سایت ترجمه کرده و فرستاده از نویسنده/Erik Anderson, internationell sekreterare نیست و نمی دونم از کیست ؛ اگر به اول صفحه توجه کنید نویسنده مطلبش را تمام کرده و اسم خود را زیر مطلب نوشته. آقای پرتوی قسمت اول را که خوده نویسنده نوشته را ترجمه نکرده و برای سایت نفرستاده؛ و چیزی که ترجمه شده ضمیمه ای بوده که نویسنده اریک آندرسون زیر مطلبش چاپ کرده ؛ وقتی من اعتراض کردم قسمتی که نویسنده نوشته بود را در قسمت کامنت ها فرستاد.. و موفق باشید.
مهناز , ژانویه 13, 2012
...
0
"ما از هر دولتی که مارا مجبورنکند که بخاطر ان برنامه و تاکتیکمان را تغییر دهیم اماده دریافت کمک هستیم."

جنبش محترم٬ سطر فوق نوشته شماست. با توجه به اينکه حزب شما اسراييل را٬ عليرغم جناياتش٬ دمکراتترين کشور خاور ميانه ميداند٬ در جنگ عراق و افغانستان از اشغالگران حمايت ميکنيد و حتى به گفته نويسنده مقاله٬ دقيقا اين حزب شماست که تمام نيروى خود را بر روى مبارزه با مذهب متمرکز نموده و در ضمن خواهان اين هستيد که امپرياليستها به ايران حمله کنند و باز هم در ضمن در جنگ احتمالى ايران و امپرياليستها شما توده ها نه به مبارزه با امپرياليستها بلکه به مبارزه با ج.ا اسلامى تشويق ميکنيد٬ نشان از اين دارد که حزب شما اساسا نيازى به تغيير برنامه نداشته و از هم اکنون برنامه هاى شما مطابق با خواست آنها تنظيم شده است.
پس با يک حساب سرانگشتى ساده ميتوان دريافت که اين غير ممکن نيست که حزب شما مبلغى را از اين کشورها دريافت نکرده باشد٬ اگر چه مدرکى امضاء شده در دست نيست.
جنبش محترم٬ ناراحت نباش٬ به ديده من اين هم شيوه ايست براى مبارزه اما براى احقاق حقوق سرمايه داران.
پيام پرتوى , ژانویه 13, 2012
...
0
مهناز محترم
به نظر ميايد که هنوز قانع نشده ايد. اولا اين همه حساسيست٬ به چه دليل؟؟؟ من حال جنبش را درک ميکنم٬ اما شما چرا؟ شما از چه چيزى حمايت ميکنيد که ترجمه هاى من تا بدين ميزان در تضاد با آنهاست؟؟
من آدرسى را همراه با ترجمه ارسال کردم و در آن متذکر شدم که به قسمت برجسته نشده توجه کنيد٬ اما شما گفتيد که قسمت اول ترجمه نشده. اين قسمت قبلا ترجمه و در سايت هم درج شده بود٬همانطور که گفتم جهت عدم تکرار در درج آن٬ از ارسال مجدد آن خوددارى کردم. متن اصلى را هم که براى شما فرستادم. تصور کردم که مشکل حل شد. اما به نظر ميايد که همچنان مشکوک هستيد. اما اجازه بده که من تحليلى دور را دور را از وضعيت شما ارائه بدهم
در مورد خاص شما دو امکان قابل پيشبينيتست:
١- اينکه شما به زبان سوئدى مسلط نسيتيد٬ که البته من هم مسلط نيستم٬ اما قدرت تشخيص و ترجمه اين مطالب را دارم.
٢- اينکه نابينا هستيد.
در مورد اول٬ همانطور که ميدانيد در سوئد دوره هاى زبان سوئدى٬ Svenska för invandrare ٬ "آموزش سوئدى براى پناهجويان" وجود دارد. ميتوانيد با ثبت نام در يکى از اين مراکز به بسط زبان سوئدى خودتان يارى کنيد. آدرس اينترنتى من را هم همه دارند. اگر کمکى از دست من برميايد در خدمت گذارى حاضرم.
در مورد دوم٬ همانطور که ميدانيد در سوئد انستيتوهايى هست مخصوص نابينايان. در اين انستييو شما نه تنها ميتوانيد انجام کارهاى مختلف را بياموزيد٬ بلکه سگهايى هم به بيماران اهدا ميکنند. وظيفه اين سگها دادن يارى به بيماران در انجام کارهاى روزمره آنهاست. من اطلاغ ندارم اما با توجه به پيشرفت علم و دانش احتمالا اين سگها قادرند با کامپيوتر کار کنند و شايد با بوکشيدن مقالات٬ مانند سگى که اسلحه و يا موامخدر پيدا ميکند٬ مقالات و صحت آنها را نيز ثابت کند. اين کار را ميتوانيد از طريق تحقيق و با کمک يک ديلماج انجام بدهيد.
به هر حال اين کمکيست که من ميتوانم در اختيار شما بگذارم. ترجمه ها که کمکى به پيشرفت دانش شما نکرد.
موفق باشيد.
پيام پرتوى , ژانویه 13, 2012
...
0
من راه حل ديگه اى هم براى مهناز دارم. ميتونه مثل ميکشم٬ هومان٬ شهرام و بسيارى ديگر از نامها به شعل شريف جاسوسى دست بزنه. به جاى بحثى اساسى نام اين و اون را با هم مقايسه بکنه. زمانيکه منطق و علم و دانش در نزد کسى نوعى از کمبود به حساب مياد٬ راه ديگه بجز جاسوسى باقى نميمونه.
در ضمن نوشتى که با حزب کمونيست سوئد اختلاف نظر دارى. مهناز عزيز من تصور نميکنم که صاحب اون دانشى باشى که بتونى با اين حزب اختلاف نظر داشته باشى.هنوز يادم نرفته سوالى را که پيام از تو کرد. سوال اين بود که اگر به جاى رهبران کره شمالى بودى و امپرياليستها بمب اتم خودشونو متوجه کشور تو کرده بودن٬ چگونه سوسياليسم را سازمان ميدادى؟؟؟؟
اساسا جهان چه چيزى به کره شمالى داده که اينقدر ازش توقع داره؟؟؟!!!!
پاسخ به اين سوالات نشان دهنده ميزان سواد تو است. اول نظرت را بده و بعد ادعاى اختلاف نظر کن.
محمد , ژانویه 13, 2012
...
0
آقای پرتوی این آخرین کامنتی ست که می نویسم ؛ آن هم نه توضیح به شما.. برای کاربران گرامی ست که این کامنت ها را می خونند...
بعضی از انسان ها به جای قبول اشتباهاتشان با توجیه و با آوردن دلایل و با بازی با کلمات ؛ و سفسته بازی و مظلوم نمایی ؛ و یا با داد و بیداد کردن و فحش دادن سعی می کنند اصل مطلب گفته شده را منحرف کنند ؛ و شما آقای پرتوی استاده این کار هستید با اسم های مختلف.
من از شما سوال مشخص کردم.. که چرا مطلب نویسنده را ترجمه نکرده و نفرستادید چون مطلب ترجمه شده شما با مطلب نویسنده اریک آندرسون در ارتباط با هم بودند و در یک صفخه ؛ و از شما سوال کردم که نویسنده مطلبی که شما ترجمه کرده و فرستادید از کیست... شما پاسخ به این دو سال من را ندادید و داستان سرایی کردید..که بله قبلا نصفش را فرستادید و حالا نصف دیگه اش را ؛ که معلوم نیست کی و چه موقعه ای بوده...حتی شما سعی کردید سایت اعتراض را هم گول بزنید وقتی آن ها از شما خواستنند منبع و نویسنده مطلب ترجمه شده را قید کنید. شما می تونستید توضیح بدید که مطلبی که از شما ترجمه و چاپ شده از نویسنده اریک آندرسون نیست و در زیر مظب ایشان آمده ؛ این توضیح به این جهت لازم بود که کسانی که به زبان سویدی آشنایی ندارند متوجه بشن که تمام نوشته آن لینک ترجمه و فرستاده نشده و تنها قسمتی از آن به سایت فرستاده شده...
این بخش از توضیحات را که به نظر من کافی ست و برای کاربران بود تمام می کنم
و نقل قولی از لنین در رابطه با کایوتسکی مرتد برای محمد ؛ پرتوی؛ و همه این اسمهایی که اینجا کامنت می زارند و بیشترشون هم یک نفر هستنند و یا پدر و پسر و عمو اند می نویسم..
به قولی دوستی ک می گفت ؛ خیلی ها فقط قل خوردند کمونیست شدند.لول
کایوتسکی در ذهنش نوشته های مارکس و انگلس را به طور مرتب و با تقسیم بندی در آن چیده بود و وقتی گیر می کرد و یا نیاز به آنها داشت .. یکی از اون کشوهای مرتب را باز می کرد و از آن ها استفاده می کرد؛ تا گره کارش با باز بشه... آقای پرتوی کایوتسکی بسیار باسواد و باهوش بود که شما انگشت کوچیکه او نمی شید..اما دیدیم که مرتد شد... در تازیخ می تونی آدمهای باسواد خیانتکار زیادی را جستجو و پیدا کنی...پس سوادت را از هر نوعش که هست ؛ به رخ من و یا دیگران نکش ؛ که شاهنامه آخرش خوش است ...من آنقدر به زبان سویدی آشنا هستم که گلیم خودم را از آب بکشم و در مقابل شما ها آن هم در میدان مبارزه و در عمل عرض اندام بکنم
مهناز , ژانویه 13, 2012
...
0
از اين خبر٬ اينکه ديگه کامنتى نمينويسى٬ خيلى خوشحال شدم. لااقل نشون دادى که مثل رفيقت ميکشم کنه نيستى. همانطور که گفتم بهتره شغل اونو دنبال کنى. هنوز هيچى نگفته تو هم شروع کردى به مقايسه نامها. جواب منو ندادى اما تو کنجکاوى کردن و دنبال اسمها گشتن تئوريسين خوبى هستى. شايد اين شيوه مبارزه رااز تو کشوى کائوتسکى پيدا کردى. اگر اينطور باشه اين تو هستى که مرتد ميشى نه من.
تا ترجمه بعدى و گند زدن بعدى تو و رفيقت خداحافظ
محمد , ژانویه 13, 2012
...
0
محمد برو خجالت بکش و شرم کن؛ سوال مطرح می کنی و از زبان من جواب می دی؟؟؟ سوال پرتوی از من در رابطه با کره شمالی نبودو استالین بود..
مهناز , ژانویه 13, 2012
...
0
این استالینیستهای سرنگون شده توسط یک جریان ارتجاعی دیگر درون خود، عقده ای شده اند و این هذیانها را میگویند! خانم مهناز خودتونو ناراحت نکنید، اینها خشک شده های افتاده هستند.
ناظر , ژانویه 13, 2012
...
0
مهناز عزيز
قرار نشد که توپ را به زمين پرتاب کنى. من درک خودم را از سوسياليسم ترجمه و در اختيار شما قرار دادم. حالا نوبت شماست که٬ شمايى که به درک من اعتراض داريد٬ درک خودت را ارائه بدى. اگر حرف منطقى براى گفتن دارى بزن٬ و اگر ندارى لطفا پاسخ اين کامنت را نده.
براى من و ما بگو شما چه چيز را سوسياليسم اطلاق ميکنى؟؟؟ و چرا با سوسياليسم کره در شرايط فعلى (توجه کن در شرايط فعلى و با توجه به واقعيات موجود) مخالفى. اگر شما به جاى رهبران کره بودى چگونه عمل ميکردى و چگونه سوسياليسمى که قرار است براى ما تعريف کنى عملى مينمودى؟؟ باز هم تاکيد ميکنم به شرايطى که کره ايها با ان دست بگريبانند توجه مخصوصى داشته باش و بگو اگر تو بودى چه ميکردى؟؟؟؟

مهناز اين کامنت را يادت مياد. پيام از تو سوال کرد٬ ميبينى که استالين نبود٬ کره شمالى بود. حالا جواب بده.
اما باز هم گند زدى. سر مسئله اول يه تو سرى از ميکشم خوردى. ببينم اينبار ميکشم باهات چکار ميکنه!!!
محمد , ژانویه 13, 2012
...
0
ناظر محترم
استالينيسم عبارتيست با بار سياسى. وقتى که عبارت استالينيسم را بکار ميبرى به معناى اينست که استالين داراى ايدئولوژى خاص خود بود. ايديولوژي که او را از ايدئولوژيهايى که مارکس٬ لنين و انگلس ارايه دادند متمايز ميسازد.
خوب اگر به توصيح من اعتقاد دارى٬ که احتمالا براى ندادن پاسخ ميگويى که قبول ندارى٬ لطفا ايدئولوژى استالين را براى موافقانش و مخالفانش توضيح بده و بگو چه تفاوتهايى با ايديولوژى افرداى که در سطر فوق نام بردم دارد.
نشان بده که مانند بسيارى در اين سايت٬ از جمله رفيقت مهناز و خواهر زاده اش ميکشم ميکشم٬ از روى باد شکم صحبت نميکنى.
سراپا منتظرم
ناصر , ژانویه 13, 2012
...
0
اقای پرتوی: جنبش ملی اسلامی می تواند نتایج خود را از منابع ما بگیرد و هر اتهامی به ما بزند. دادگاههای جنبش ملی اسلامی ما را بر اساس همین اسناد مان مرتد، جاسوس صهیونیسم و جاسوس عراق وغیره کرده بود. اما اسناد ما روشن است و از همان ابتدا در دسترس. لیست کمکهای مالی ما معلوم. اما شما آیا می توانید لیست شاهکارهای قلمی خود را از انقلاب به بعد در معرض دید جامعه بگذارید. ما با عملکرد شما آشنا هستیم. برای افشای دورویی و تقلب جنبش شما این را می نویسم که شما بدلیل مواضع ارتجاعی که در دفاع از جمهوری نکبت اسلامی داشته اید حاضر نیستید مواضع خود را علنی کنید. همانطور که در عرصه عمل سیاسی نیز می بیینید این جنبش ما یعنی جنبش کمونیستی طبقه کارگر است که می تواند با اتکا به ازادی بی قید و شرط و باز بودن در مقابل جامعه مشت دغلکارانه و مزورانه جنبش ملی اسلامی را باز کند. ما اینها را از این لحاظ می نویسم که رفقای دیگر چپ توجه داشته باشند که سیاست باز بودن و در دسترس بودن کمونیست کارگری علیرغم اینکه خطراتی هم که میتواند داشته باشد چه نفش برجسته ای در افشای سیاستهای مزورانه و حیله گرانه جنبش ملی اسلامی می تواند داشته باشد. جنبش ملی اسلامی این حیله ها را از رهبر حیله گر خود یعنی خمینی اموخته است. برای مقابله با این سیاستها فقط برنامه باز و روشن و دفاع بی قید و شرط از ازادیهای سیاسی و خصوصا در دسترس جامعه بودن می تواند موثر باشد. تیوری پردازان جنبش ملی اسلامی و سربازان سایبری در مقابل علنیت ما خلع سلاح می شوند. اتهامات اینها در مقابل سیاست باز و علنی ما به تف سربالا تبدیل می شود. همانطوریکه می توانید در استدلالات اقای پرتوی ببییند که ایشان نمی تواند با توجه به علنی بودن همه مواضع ما استدلال بیاورد که چرا بایستی ما از گزارش چیزی که انرا نقطه قوت خود می دانیم خودداری کنیم. بجز اینکه این تبلیغات دشمنان ما در جنبش ملی اسلامی و دسیسه های سربازان سایبری چیز دیگری نیست. مستاصل بودن امثال اقای پرتوی در مقابل سیاستها ما نشاندهنده انست که بدرستی فقط و فقط جنبش طبقه طبقه کارگر است که ازادیهای بی قید و شرط سیاسی و بیان منفعت می برد و به همین دلیل خواهان اجرای بدون چون و چرای انست.
چنبش شکست نخوردگان , ژانویه 13, 2012
...
0
جنبش درب و داغون٬ از جه سندى صحبت ميکنى. کدام سند؟؟؟؟؟
ناصر , ژانویه 13, 2012
...
0
سلام ناصر
بهتر است که بگوئی جنبش حراجی چونگه این حزب حتی از بورزوازی هم علنی تر است. آخه حتی امپریالیستها آنهاهم حریمی برای مسائل شان قایل هستند. این فرقه ورشکسته حتی از آنها هم عقب تر است و علنی گرائی را هم لوث کرده و خود را مزهکه نمود و تاز مدعیست که با امپریالیسم هم مبارزه میکند و خدای ناگرده کمونیست تشریف دارند و مثل گداهای سامرا هم دستشان دراز است و هرکسی هم پولی در دست آنها نهاد مثل مطرب های دوره گرد کونشونه تاب میدن و مثل میمونهای باع وخش بازی درمیآورند. توگوئی که امپریالیستها پسر خاله آنها هستند و اصلا آنها نبوده و نیستند که تا کنون در عالم دست به قتل عام کمونیستها زده اند و یا دولتهای وابسته آنها نه مُردیم و کمونیست این جوریش را البته در حرف هم دیدیم مخصوصا به پروگری این جنبش کاغذی. استوار باشی ناصر جان.
جار ===========چی , ژانویه 14, 2012 | url
...
0
رفیق پرتوی با سلام .

دوست عزیز من گله‌ای از شما دارم و آن اینستکه شما بعنوان متفکر ، مترجم و نویسنده آگاه میباید پرنسیپ و شخصیت خود را حفظ کرده و وارد بحث‌های پلمیکی و توهین و درگیری‌های لفظی با دیگر خواننده گان سایت نشوید . شما به مساله ترجمه برخورد کردید و آن را برای همه روشن نمودید و دیگر احتیاجی به بحث‌های اضافی نبود .

همچنین رفقا و دوستان ، ناصر ، محمد ، جارچی ،نادر جنوب و دیگر دوستان برای بهتر شدن محیط بحث و جدل سیاسی و ایجاد جو انقلابی کمونیستی تقاضا می‌کنم وارد گفتگو‌های خارج از نقد تئوریک مقاله ، کلمات غیر سیاسی ، سخیف و توهین آمیز که فکر می‌کنم هیچکدام از ما در جلسات بحث از آنها استفاده نمی‌کنیم ، نشویم ، و با خواندن کامنت‌های چند کلمه‌ای و چند جمله‌ای توهین آمیز ، تحریک نشده و به آنها پاسخی ندهیم . این عمل ما باعث میشود کسانیکه قدرت و دانش بحث تئوریک سیاسی را ندارند کم کم ایزوله و ترد شوند .

با تشکر از همه رفقا و دوستان برای ایجاد محیط گرم رفیقانه و کمونیستی .

فرهاد -م , ژانویه 14, 2012
...
0
از اينکه به قول معرف منو اينقدر چوب کارى کردى ممنونم. خودم را لايق اين همه تعريف و تمجيد نميبينم٬ چرا که اگر اينچنين بود٬ نيازى به تذکر نبود.
اما دوست عزيز٬ هر يک از ما صاحب پيشينه خاص خوديم٬ و بر اساس آنها در مقابل حوادث عکس العمل نشان ميدهيم. همانطور که همه فرزندان ما صاحب يک روحيه همگون نيستند اعضاى اين سايت هم٬ اگر آنرا همانند يک خانواده به حساب بياوريم٬ صاحب يک روحيه همگون نيستند. همانطور که ميدانيد يک خانواده داراى مديريست که بايد با توجه به روحيه يک به يک اعضاى خانواده عمل نمايد٬ اگر مايل است که به هدف غائى خويش دست يابد.
اين سايت نيز از اين امر مستثنى نيست٬ اما با اين تفاوت که براى مدير سايت٬ "پدر خانواده"٬ اين امر بسيار دشوار خواهد بود که خود را با روحيه يک به يک ما منطبق نمايد و در ضمن دليلى هم براى کار نيست٬ اما ميتواند با وضع قوانينى مانع از ايجاد هرج و مرج در خانواده بشود.
اين سايت٬ همانطور که خودش در گذشته گفته٬ با به راه اندازى آن داراى هدفى بوده و هست و مسلما به دنبال واقعيت بخشيدن به آن. اما اگر از من سوال شود٬ که شد٬ روش اتخاذ شده صحيح نيست.
اما اگر چه با روش اتخاذ شده مخالفم و اگر چه بارها خواهش شده است که کامنتهاى مضر از صحن سايت حذف شوند٬ و نه اينکه جلوى همه کامنتها گرفته شود و نه اينکه به همه گونه کامنتى اجازه انتشار داده شود٬ اما درج همه گونه کامنتى٬ از قبيل مقايسه نامها و شرح حال خانوادگى برخى از اعضاء ادامه دارد. البته شايد که اين سايت درج اينگونه کامنتها را جهت نيل به هدفش جايز و مفيد ميداند٬ امرى که بعيد ميدانم.
همانـطور که گفته شد٬ هر يک از ما داراى پيشينه خاص خوديم و اينکه کسى با پيشينه ديگرى٬ از جمله شما٬ بدون در نظر گترفتن اصلى که مورد قبول روانشناسان سوسياليستتى و حتى سرمايه داريست٬ از ديگران بخواهد که خود را با رفتار او منطبق نمايند نه علميست و آسان براى اعضاى اين خانواده. اين خانواده از بيرون نياز به کمک دارد. اما کمکى موثر دريافت نميکند و همين امر است که در دراز مدت اين سايت را از رسيدن به هدف خود دور خواهد ساخت.
در ضمن بياد ندارم که به کسى توهين کرده باشم. هر جا که توهينى از من ديديد متذکر شويد٬ در صورت درک آن عذر خواهى به عمل خواهد امد.
با تشکر از زحمات مدير سايت که خودش کاملا آگاه است که عليرغم مسائل موجود ميانمان تا چه ميزان مخلصش ميباشم.
موفق باشيد
پيام پرتوى , ژانویه 14, 2012
...
0
واقعا نمیشه به این مغز متفکر جواب نداد ؛ من یکی نمی زارم این آقا به ریش من بخنده... قانونی که ازش صحبت می کنی آخه برای چه کسی باید وضع بشه..جز خودت و اسمهای مختلفت..چه پرویی تو ؛ طلبکار هم هستی..اگر قرار هست قانونی وضع بشه تا جلوی هرج و مرج گرفته بشه ؛ این قانون باید شامل حال تو و id های تو باشه.. مردم از خنده.. بابا اینجا فقط یه سایته که مطالب درج میشه... آخه اگه تو در خوانواده من بودی که می دونستم چکار کنم.. از بیرون هم کمک نمی گرفتم لول
مهناز , ژانویه 14, 2012
...
0
سرکار خانم مهناز محترم سلام
باید خدا شکر گذار باشیم که مترجم محترم در جمع شما نیت، وگر نه با این تهدیدها که من از ترس بخود میلزم گمان نکنم ایشان جان سالم بدر میبُرد. نکند راستی راستی تو خواهر جناب میکشم میکشم هستی. حقا که گویا خانواده شما اهل تگزاسید. کامپیوتر هم نعمتی میباشد و گرنه به دمکراسی میرسیدیم که ابتدایش در امریکا با هفت تیر کشی و سپس به مافیا و در نهایت لباس بورزوازی را بتن کرد و در حال حاضر به دمکراسی نیوکانها تکامل یافته است. مهنا عزیز ممکن است محبت کنید معنی کلمه "لول "را بنویسی با سپاس از ترس.
چار ==========چی , ژانویه 14, 2012 | url
...
0
با پوزش چند اشتباه در کامنت ام هست اولش را و نیست و مهناز. اما فراموش کردم که مهناز خانم ریش هم دارد اما خنده دار نیستدر ضمن اگر لازم باشد میتوانی بابانوئل شوی.
چار ==========چی , ژانویه 14, 2012 | url
...
0
با درود به " مهناز " که حقیقت را گفت . این نوشتار من شامل دو قسمت است ؛
1. به راستی که این شخص یعنی " پیام پرتوی " با وجود اینکه دستش رو شد ه و گند کارش بالا آمده ولی باز هم از رو نمیرود و با اسمهای گوناگون و با نوشتار لمپنی خود هر چه بیشتر خودش را روسیاه میکند ، راستی دیگر خبری از "بابک خوبان " و دیگران که طرز نوشتار خیلی مشابهی با این فرد یعنی " پرتویی " دارند نیست ! چرا !؟ مسئله و موضوع مهم اینست که سایت اعتراض باید مقررات جدیدی وضع کند به این صورت که اشخاصی را که میخواهند کامنت بگذارند موظف نماید که تنها از یک نام استفاده نمایند .
و دیگر اینکه هر کس آزاد خواهد بود که عقیدۀ خود را بیان کند و منتظر پاسخ از افراد دیگر باشد ولی مطالبی که حاوی الفاظ رکیک و فحش میباشند باید توسط مسئولین این سایت در اولین فرصت حذف شوند زیرا هیچ مشکلی با فحش دادن درست نمیشود و جواب فحش را با فحش دادن نیز هیچ مشکلی را حل نمیکند !
2 . ولی ترجمۀ دروغین و نوشتار و مقالۀ "انحرافی" که این شخص " پرتویی " در این صفحه نوشته خطاب به کدام سازمان کمونیستی در ایران است ؟ خیلی از این سازمانها ادعای کمونیست بودن میکنند ولی در واقع اپورتونیست میباشند . و اگر امپریالیسم میلیاردها دلار پول ایران را در بانکهای خود بلوکه میکند و یا ظاهراً نمیخواهد که ایران به تکنولوژی هسته ای و انرژی اتمی دست یابد ، بطور کلی " این منافع " در شرایط فعلی ایران متعلق به چه طبقۀ اجتماعی در ایران است ؟ پاسخ روشن است ، تحت حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی " خلق " ایران از داشتن این منافع محروم می باشند و در واقع این منافع در اختیار سرمایه داران داخلی و خارجی و سردمداران رژیم ج. ا. میباشد . ولی در این مقاله انحرافی " پرتویی " چندین بار تاکید شده که امپریالیستها با بلوکه کردن پول و دارایی های ایران و یا مخالفت با حق داشتن انرژی اتمی ، مردم ایران از منافع خود محروم نموده اند ، بله در واقع امپریالیستها این دشمنان قسم خوردۀ خلق ایران همین را هم میخواهند ، ولی نکته ای که باید به آن توجه نمود اینست که رژیم جمهوری اسلامی و سیستم دولتی آن این منافع را در اختیار خود دارد و نه مردم ایران ! اگر روزی آمریکا با رژیم ج.ا. کنار بیاید و حسابهای بلوکه شدۀ ایران را آزاد کند ( که گفته میشود سر به میلیاردها دلار میزند ) این ثروت هنگفت در اختیار رژیم منفور و استثمار گر جمهوری اسلامی قرار خواهد گرفت و نه مردم ، این پولها وارد سیستم بانک مرکزی و دیگر بانکهای دولتی رژیم خواهد شد و در نتیجه این رژیم ج.ا. که پاسدار نظام سرمایه داری است خواهد بود که از نظر اقتصادی قوی تر خواهد شد و نه مردم و خلقهای تحت ستم و استثمار شدۀ ایران . همینطور اگر رژیم ج.ا. روزگاری به تکنولوژی اتمی دست یابد از آن برای رسیدن به اهداف ارتجاعی خود استفاده خواهد نمود و نه برای رفاه و زندگی بهتر مردم ایران ، هر چند که انرژی اتمی حتی در شکل صلح آمیز آن به علت خطر نشت مواد مرگبار رادیو اکتیو بسیار خطرناک میباشد و به همین خاطر مردم در کشورهای پیشرفته مانند آلمان و ژاپن با بر پایی تظاهرات اعتراض آمیز خواستار حذف نیروگاههای هسته ای میباشند .
بنابراین این مقاله که با " افشاگری " مهناز جعلی بودن آن مشخص و بر ملا شد ، اختراع موجودات دغلبازی مانند خود " پرتویی " فقط میتواند باشد ، تا بانوشتن این مقالات انحرافی خاک در چشم خلق نا آگاه ایران بپاشند و به توهم پراکنی بپردازند .
فریدون , ژانویه 15, 2012
...
0
از مهناز به خاطر دقت بالایش تشکر میکنم (هرچند شاید با اعتقاداتش که نمیدانم چیست مشکل داشته باشم) از سایت اعتراض بخاطر اهمیت دادن به پست های مهناز هم متشکرم!

انهایی که مقداری توانایی دارند مثل ترجمه براحتی میتوانند سر خوانندگان خود را کلاه بگذارند مخصوصا اینکه ایدئولوژی هم داشته باشند برای باور هرچیز باید به منبع رجوع کنیم به اعتقاد بنده تحریف ها در دنیا تاریخ ساز بوده اند تحریف مارکس تحریف لنین ... خود بهتر میدانید
گوسفندوار همه چیز را قبول نکنیم


اما کمی بابک خوبان را که با اسامی مختلف میاید و نمیدانم چه از جان من میخواهد را با لحن و ادب خودش اذیت کنم:
بابک گرامی عزیزم خوشگلم (لحن چاپلوسی)
زود تند سریع بدون اینکه فکر کنی بگو ببینم "میکشم میکشم ..." جاسوس کجاست؟؟؟؟؟!!!!!!؟؟؟؟!! جواب بده وگرنه "سر کمونیست هارو میبرم"

البته حاج بابک وقتی سوال میپرسد جواب نمیخواهد اما من جواب میخواهم



مرگ و نفرت بر کسانی که به تقی شهرام ها میگویند بیسواد و کشته شدگان مبارز نسل پیش را فقط بخاطر اینکه با جمهوری اسلامی مبارزه کردند را مسخره میکنند

Write comment

smaller | bigger

busy
 
 
اعتراض حق شماست !!...........اعتراض حق شماست !!......اعتراض حق شماست !!