| بيست سال پس از سقوط اتحاد جماهير شوروى-بخش سوم و آخرين بخش |
|
|
|
|
بيست سال پس از سقوط اتحاد جماهير شوروى
Email This
Comments (4)...
پیام پرتوی عزیز
سلام و خسته نباشی، اگر چه کمونیستها در عرصه جامعه بشری برای اثبات حقانیت ایده های انسانی خود مبارزه کردنند، سیستمی که راه و ساختمانش ناشناخته بود و در کاستیهای عملیش با شکست مواجه شدنند. اما شکستش دلیلی جهت عدم حقانیتش در مقابل دشمنان و مخالفانش نیست. نقطه قوت ما همانا، درست بودن راه نجات بشریت است. اگر چه شکست خوردیم باز هم مبارزه میکنیم. اگر چه دورنمای پیروزی چندان سریع نباشد. ما صاحب تجربه گرانبهائی در مبارزه طبقاتی در رسیدن به اهداف انسانی مان نائل آمده ایم، که براین رسیدن به پیروزی لازم است. استوار باشید. ...
دوست محترم جارچى
من هم با شما و هم با نويسنده موافقم. نويسنده در پايان مقاله خود بدرستى مينويسد: البته اتحاد جماهير شوروى حاوى اولين کمبودها و اشتباهات بود٬ در غير اينصورت عجيب بود. اما با اينحال بعنوان اولين تلاش جهت بناى سوسياليسم نتيجه اش بى مانند بود. جارچى محترم٬ شايد که متوجه شده باشى که حزب کمونيست سوئد (م.ل)٬ که به نظر من ميتوان آنرا حزب برادر خلق ايران و تمامى خلقهاى جهان ناميد٬ شوروى سابق را سوسيال امپرياليسم ندانسته و ففط رويزيونيسم ميداند. همانطور که ميبينيد٬ زياد ميخوانم و زياد مينويسم اما هنوز پس از اين همه سال بخصوص زندگى در اروپا که به انسان مجال بيشترى را براى مطالعه مطالعه ميدهد٬ نفهميدم که چرا برخى از سازمانها شوروى سابق را سوسيال امپرياليسم خطاب ميکنند. من خودم واقعا در اين مورد مشکل دارم. جزوه هايى را که سازمان توفان سابق و حزب کمونيست توفان به جنبش ارائه نموده خوانده ام اما همچنان نميتوانم ارتباطى ميان دلايل ارائه از جانب اين احزاب و مشخصه هاى ارائه شده لنين در مورد امپرياليسم پيدا کنم. هدف من از ترجمه اين مطلب دامن زدن به بحثى بود در اين مورد که طبق معمول به جايى نرسيد. به اميد موفقيت ...
سلام ناصر عزیز
تلاش شما را در بالا بردن سطح آگاهی خود و دیگران را می ستایم و برایت بهترینها را آرزو دارم. در رابطه موضوع روزیونیسم و یا سوسیال امپریالیسم بودن شوروی سابق اگر خاطرت باشد من در انتهای نوشته شماره اول همین مقاله بطور روشن نظرم را نوشتم که پایه و اساس سرمایه داری مالکیت خصوصی بر ابزار تولید میباشد. در صورتیکه تازمان فروپاشی شوروی مسئولان امر از همان امکاناتی که در اختیار داشتند سو؛ استفاده هائی میکردنند. به نظر میرسد که سوسیال امپریالیسم خواندن شوروی جهت اعلان هم بستگی با انقلاب و دولت چین در مقابل روزیونیستهای غالب در شوروی بود. من فکر نمیکنم این گونه موضع گیری بر اساس داده های آماری صحیح و یا یک تحقیق همه جانبه صورت پذیرفته باشد. بد بختانه روزیونیستهای چینی خیلی پیش از غالب شدن سرمایداران یا بهتر است گفته شود تزارهای روس خود را به غرب فروختند، و براین اساس صدای آی دزد آدزد را سر دادند. برای روشن شدن مطلب باید یاد آور شوم در شوروی سوسیالیسم بطور کامل نهادینه گردید و هرگونه مالکیت خصوصی در جامعه برداشته و زمینه ی استثمار فرد از فرد از جامعه رخت بربست تا روزیکه فروپاشید. اما در مقابل در چین علت غالب شدن سریع روزیونیسم و تبدیل شدن چین به یک قطب اقتصادی جهانی ناشی از این بود که تا حاکمیت روزیونیسم هنوز سی در صد از تولیدات کشاورزی و دقیق نمیدان چند درصد تولید صنعتی در دست مالکین خصوصی اداره میشد . که همین امر باعث گردید که چین به مجردیکه روزیونیستها قدرت را گرفتند سرمایه داری گسترش یافت. در حقیقت بنیاد پاگیری غالب شدن روزیونیسم در چین براساس تضاد بین سنت و مدرنیته بود که در نهایت به نفع صنعتی شدن تمام گردید. در مقابل در شوروی سابق بوروکراسی گسترده سوسیالیزم را به زمین کوبید. دوست ارجمند شاید بتوانم در آینده مطلبی در این باره بنویسم پیروز باشی . ...چون می خوام زحمت این کامنت گذاری ها را کم کنم و برم دنبال زندگیم ؛ قبل از رفتنم باید با این آقای پرتوی که مردم را دست کم می گیرد و خود را باسواد و عالم و مترجم معرفی می کند ؛ که من با دروغ ها و ناصداقتی هایی که این آقا در کامنت گداری هایش نشان داده اصلا باور نمی کنم که این ترجمه ها کاره خطیر ایشان باشد...با پیشرفت تکنولژی و اینترنت و تنها با داشتن یه پروگرام می شه اقدام به ترجمه هر زبانی که دلمان خواست بکنیم . تازه اگر هم سواد داشته باشد آن هم از نوع مارکسیست لنینیست ایش باز فرقی برای من یکی نمی کنه ؛ من حرفم را می زنم و از کسی هم ترس و واهمه ندارم که چیزی به من بچسباند ؛ و اصلا هم برای من مهم نیست که اشتباهی بکنم ؛ چون دوست و رفیق کمونیست واقعی دیگه می تونه بدون فخر فروختن به دانشش که این دانش و سواد و علم باید در خدمت و جهت رهایی طبقه کارگر و زحمتکش باشد ؛ اشتباه من را و یا هر کس دیگه ای را تصیح بکنه ؛ منظور یاد گیری ست آن هم یادگیری که در پراتیک و در عمل باید به کار برد ؛ نه مثل عقده ای ها و توده ای ها تبادل شخصیت و سواد و یا دانستنی هایمان در این جای بسته به رخ همدیگر بکشیم و علم و دانش را از محتوی تهی کنیم... ... آقای برتوی ؛ ببخشید در اینجا ناصر؛ بر خلاف شما که دیگران را بی سواد خطاب می کنید تا خود را بزرگ کرده و دیگران را از صحنه بیرون بی اندازید تا به حال هیچ بحث درست و اصولی از شما ندیدیم جز تعریف از خود که می گویید زیاد می نویسم و زیاد می خونم ..لول . و تنها حرفی که می زدی برای این که کامنت گذاران را که با شما مخالف بودند حذف بکنی رو سند و مدرک تکیه می کردی و بحث را می بستی ؛ همه کامنت ها هست و هر کسی می تونه بره اونها را بخونه .. الحق که در مکتب توده ای ها خیلی چیزها یاد گرفتی.. هر کس مطالب ترجمه شده های شما را تا امروز دنبال کرده باشه می دونه که شما در رابطه با اتحاد جماهیر شوروی حتی کوچکترین خطا واشتباهات را در محاکمات و پاکسازيها٬ يا محروميت از حزب کمونيست اتحاد جماهير شوروى٬ و محاکمات سياسى در مسکو در خلال دهه 1930 را قبول نداشتید ؛ چه برسد به اعدامهها و اشتباهات شخص استالین را و حالا در این کامنتی که می نویسید ؛اشتباهات و کمبودهای آن دوران را که کارلسون روی آن تاکید می کند را .قبول می کنید... راستی بهترنیست از او هم سند و مدرک طلب کنی... شما شخص استالین و آن دوران را عاری از هر گونه اشتباهی می دونستید و همه چیز را به تبلیغات امپریالیستها وصل می کردید ؛ و امروز که آندرس کارلسون رهبر حزب کمونیست سوید در کارگر ارگان این حزب ؛ که اتفاقا این مطلب هم تازه نوشتنند و شوروی را رویزیونیستی می بینه و به برسی تاریخی آن می پردازه و کم و بیش اشتباهات آن دوران را می نویسه .. ...شما مظلومانه قبول و تاییدش می کنید...چرا قبل از این مطلب تازه نوشته شده ؛ با دانش و سواد عظیمی که داشتید مسله کمبودها و اشتباهات دوران شوروی را را قبول نمی کردید؟ شما و شرکای شما اتحاد جماهیر شوروِی را یه کشور سوسیالیستی ناب و بدون هیچ خطایی و اشتباهی داشتید به خورده امثال من می دادید و اگر هم اشتباه و یا کمبودهایی هم در آن دوران بوده به خیانت های دیگران نسبت می دادید ؛ و ارزیابی می کردید و همه داد و بی دادتتان این بود که همه این ها تبلیغات امپریالیستی ست .. . حریف شما نشدیم تا یه جنایت کوچولو را ؛ لول.. در آن دوران قبول بکنید... حرفتان این بود ؛ مدرک و سندی دارید ؟ تا اینطوری ما را از میدان بدر کنید و بحثی نکنید ؛ آنقدر حرف سند و مردک در هر مورده بی موردی درخواست کردید که حالم را به هم زدید؛ اما حالا در این کامنت می گویید که هدفتان از این ترجمه ها دامن زدن به بحث بود که تازه نتیجه هم نگرفتید... ... دست بردارید آقای ناصر و یا پیام پرتوی از این شارلاتان بازی هایتان ... یادم هست کاربری از شما راجع به تنها یه جنایت ناقابل و کوچولو از شاعر معروف ارمنتستان پرسیه بود ...که در آن دوران اتفاق افتاده بود ؛ پاسخ شما این بود تحقيق کن و ببين که اين شاعر پاکدل چرا اعدام شد. شايد که واقعا خرابکار٬ جاسوس و يا خيلى ساده ترتسکيست بوده است. بهترين راه پى بردن به مواضع سياسى اوست. البته بدون زحمت نيست اما بدون اجر هم نیست . آقای پرتوی ؛ ناصر ؛ محمد وووو شما هیچ ربطی به طبقه کارگر و زحمتکش ندارید .. تنها برای منافع طبقاتی خود جوش می زنید ؛ مارکس و انگلس به رشد فکری طبقه کارگر ایمان داشتند و علم و دانش را هم لازمه این رشد فکری می دونستند ؛ دست از این دانش و علم بر دارید و بروید دنبال کار و زندگیتان ؛ و همانند بورژوازی سعی نکنید تا این علم و دانش برای رهایی طبقه کارگر و زحمتکش را که آن بزرگان تمام زندگیشان را بر سر آن گذاشتنند ؛ به یه سواد خشک و خالی و بحث های آکادمیکی تبدیل کنید که حتی این کار را هم شما قادر نیستید انجام بدید و از عهده اش بر بیایید.. .. Write comment |






