امروز: جمعه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۱
 
  پنل گروهها / امکانات
 
فرهاد -م: گرایش "مارکسیست های انقلابی" ایران : پیرامون سفر احمدی نژاد به ونزوئلا PDF چاپ نامه الکترونیک
امروزه هر فرد و نیروی بی‌ نام و نشانی‌ با "مارکسیست " خواندن خود سعی‌ در بی‌ اعتبار کردن جنبش م - ل  ایران را دارد . در مقاله پایین ، شخصی‌ که خود را "مارکسیست‌های انقلابی" می‌خواند و هیچ سند و مدرکی‌ از خود و گروه اش ارائه نمیدهد ، همچنان به تنور گرم تبلیغات امپریالیستی برای ضربه زدن به مردم و کشور ایران و دفاع از تحریمهای ضدّ انسانی‌ و فاشیستی امپریالیست‌های غربی می‌دمد . هیچیک از این مرتجعین بدفأع علنی و آشکار از تحریمهای ضدّ مردی غرب بر نمیخیزد و هر بار که با مردم روبرو میشود از مخالفت خود  با تحریمها سخن می‌گوید ، اما بطور پنهانی و زمانیکه فکر میکنند کسی‌ متوجه آنها نیست ، نیت و خواست واقعی خود را به نمایش میگذارند . او می‌گوید : " رژیم ایران باید نشان دهد که با وجود فشارهای روز افزون دیپلماتیک ، تحریم های اقتصادی و انزوای سیاسی ، دوستان و متحدینی هم در بخشهای مختلف جهان ، منجمله "حیات خلوت آمریکا" دارد ."  این گفته نشان میدهد که چگونه این گروه‌ها در تبلیغ مواضع امپریالیستها فعال میباشند. در جاییکه اکثر کشورهای آمریکای لاتین روابط سیاسی گسترده ای با حکومت ایران داشته و بسیاری از کشورهای جهان از جمله غیر متعهدها از فعالیتهای هسته‌ای ایران پشتیبانی‌ میکنند ، این فرد ، منزوی کردن و مخالفت چند کشور غارتگر امپریالیستی (بخوانید جامعه جهانی‌) را بعنوان انزوای سیاسی رژیم ایران تبلیغ می‌کند .
این عناصر و نیروها با قرار دادن شعار مرگ بر چین و روسیه بجای آمریکا ، انگلیس و اسرائیل در واقع شعار زنده با د تحریم علیه مردم ایران را سر میدهند زیرا آندو خواهان تحریم اقتصادی ایران نیستند . اینان شعار مرگ بر فنلاند که تحویل دهنده آخرین تکنولوژی موبایل برای رد یابی‌ ، سانسور و سرکوب مخالفین جمهوری اسلامی می‌باشد را به زبان نمیاورند زیرا این کشور امپریالیستی در تحریم های علمی‌ و صنعتی علیه مردم ما نقش فعالی‌ دارد . البته در اینجا فرصت پرداختن به دلایل تحریمها ، و آنکه چرا مساله هسته‌ای تنها بهانه‌ای است برای جلوگیری از رشد و پیشرفت صنعتی و رفاه بیشتر مردم ایران ، نمی‌باشد و امید است در وقتی دیگر به این مساله مهم پرداخته شود .
در ادامه می‌نویسد : "علاوه بر تحریمهای اقتصادی ،مواردی هم چون ادامه عملیات پنهانی ( بخوانید تروریستی -از من ) ، اشکال مختلف جاسوسی ، ترور دانشمندان مرتبط با برنامه‌های اتمی‌.... . " . این گروه‌ها امروز بی‌ شرمانه سخن از ترور دانشمندان ایرانی‌ توسط امپریالیستها و صهیونیستها میکنند ، اما با نگاهی‌ به اعلامیه‌ها و مقالات این افراد و گروه‌ها در دو سال پیش ، زمانیکه دکتر علیمحمدی استاد فیزیک دانشگاه در مقابل خانه خود با بمبی که به یک موتورسیکلت نصب شده بود در مقابل چشم همسر و فرزندان خود به فجیع‌ترین وجهی که تنها از آدمکشان ارتجاع ، امپریالیست و صهیونیست بر میاید به قتل رسید ، این همکاران بنگاه‌های تبلیغاتی امپریالیسم آن ترور را به جمهوری اسلامی منصوب کرده و دلیل آنرا طرفداری  دکتر علیمحمدی از جنبش سبز و مخالفت با رژیم نامیدند ، هرچند که این عمل باعث آبروریزی و نشان عدم ثبات سیستم رژیم جمهوری اسلامی باشد . باید از این "انسانهای" نادان و یا مرتجع پرسید ، چرا جمهوری اسلامی سران اصلی‌ جنبش سبز یعنی‌ موسوی، کروبی، خاتمی ، رفسنجانی و... و یا نفرات دسته دوم و سوم نظیر تاجزاده ، ابطحی و...  را ترور و یا اعدام نکرد ؟ اما یک متخصص هسته‌ای خود را که احتمالا سمپاتی به رفرمیستها داشت با آن شیوه که کاملا با منافعش در تضاد است به قتل رساند . آیا اگر این شخص آنقدر برای رژیم خطرناک بود ، نمی‌توانست براحتی و بدون سر و صدا از سر راه خود بردارد ؟ به همان شیوه ای که امپریالیستها در کشورهای خود عمل میکنند . اینگونه تحلیلها توسط افراد عامی و نادان امری قابل درک است ، اما وقتی کسانی‌ با نام "مارکسیست" و "تحلیلگر آگاه" دست به چنین تبلیغاتی میزنند نشانه خیانت آگاهانه آنها در همکاری با امپریالیستها و صهیونیستها می‌باشد .
در رابطه با تولید سلاح هسته‌ای می‌نویسد : "  حرکت رژیم ایران به سوی توسعه ظرفیت ایجاد سلاح‌های هسته‌ای در واقع همان تداوم جاه طلبی‌های بورژوازی ایران است...." . این نشانه‌ای دیگر از همکاری تبلیغاتی با امپریالیسم و صهیونیسم می‌باشد . باید از این خائنین پرسید ، طبق کدام مدرک و سندی می‌گوئید ایران به دنبال تولید سلاح‌های هسته‌ای می‌باشد ، در حالیکه تمام تجهیزات اتمی‌ ایران توسط سازمان انرژی اتمی‌ تحت شدیدترین بازرسی و نظارت‌ها می‌باشد ، و تا کنون هیچ سند و مدرکی‌ بجز آنکه ایران در حال غنی کردن اورانیوم ۳.۵ و ۲۰ درصد می‌باشد که رژیم جمهوری اسلامی هم خود با افتخار بدان اذعان دارد ، از طرف بنگاه‌های وابسته به امپریالیسم ارائه نگردیده است .حتا سیمون هرش نویسنده نشریه نیویورکر می‌گوید دولت آمریکا از عدم نظامی بودن برنامه هسته‌ای ایران اطلاع کامل دارد ، اما از آن بعنوان بهانه‌ای برای بازداری ایران از رشد و گسترش علمی‌ و صنعتی استفاده می‌کند . در اینجا باید بگویم حتا ساختن سلاح‌های هسته‌ای در جاییکه کشورهای امپریالیستی و ارتجاعی چون آمریکا ، پاکستان ، رژیم پاده گانی صهیونیستی و ...بدان مجهز هستند به تصمیم و اراده مردم ایران بستگی دارد ، و هیچ کشور خارجی‌ نمی‌تواند این حقٔ را از مردم ایران سلب نماید.
 این "مارکسیست های" ضدّ لنینیسم میگویند : "لحاظ کردن تمامی‌ این عوامل میتوانند هر کشوری را به مقام یک مبارز "ضدّ امپریالیست" و "انقلابی " تداعی کند که برای "احقاق حقوق خود در مقابل امپریالیسم "به پا خواسته است . .... "  این ضدّ  م - ل ها خود اذعان میکنند که این تخاصم و رو در رو قرار گرفتن مستقیم جمهوری اسلامی با امپریالیست‌ها و نوکران آنها در منطقه نامی‌ بجز ضدیّت با آنها یعنی‌ امپریالیستها ندارد ، و بجای تایید این خصلت بورژوزی سعی‌ در عمده کردن همیشگی‌ خصلت ضدّ کارگری ، زحمتکشی و کمونیستی جمهوری اسلامی داشته که از این طریق تحریم ، تجاوز و سیاست‌های استعماری و ضدّ انسانی‌ امپریالیسم را توجیه نمایند .
اما پیرامون مساله اصلی‌ این مقاله ، که تقاضای نویسنده  از کارگران و سوسیالیست‌های آمریکای لاتین برای محکوم کردن رابطه این کشورها با جمهوری اسلامی است ، باید گفت شما که هنوز نتوانسته اید کارگران و سوسیالیست‌های ایران را به قبول این نظریه شبه ترتسکیستی و محکوم کردن این روابط متقاعد کنید ، چگونه  می‌خواهید مردم کشورهای دیگر را به این امر را بپذیرند .
اینها میگویند : " ما بطور کلی‌ نزدیکی‌ بیش از حد دولت چاوز و روابط برادرانه آن با جمهوری اسلامی را محکوم می‌کنیم . این روابط چیزی بیش از صرفاً روابط تجاری و دیپلماتیک مطلوب است و تنها به این اسطوره دامن میزند که گویا جمهوری اسلامی یک رژیم "انقلابی" و "ضدّ امپریالیستی" می‌باشد......."
این گفته نشان میدهد که نویسنده معتقد است دولت ونزوئلا و شخص چاوز انقلابی و ضدّ امپریالیست بوده و نزدیکی‌ آن با جمهوری اسلامی اعتبار ضدّ امپریالیستی بدان رژیم میدهد . این نظر چنانچه در آینده کتمان نکنند بسیار خوبیست ، اما باید از اینها پرسید که دولت ونزوئلا و شخص چاوز چه حرکتی‌ را علیه امپریالیستها به پیش میبرند که آنها را انقلابی و ضدّ امپریالیسم میخوانید . چنانچه  شبه ترتسکیست‌های دیگری که از منصور حکمت پیروی میکنند با آوردن مثالهای مشابه در رابطه با عملکرد دولت‌های ونزوئلا ، بولیوی کوبا ،اکوادور و... به مردم ، کارگران ،و زحمتکشان آن کشورها همان حرفی‌ را میزنند که نویسنده پیرامون جمهوری اسلامی مطرح می‌کند .
سرنگونی جمهوری اسلامی و جایگزینی آن با یک دولت انقلابی ، کارگری و زحمتکشی تنها وظیفه خلقهای ایران است و احتیاجی به دخالت امپریالیستها نداشته، بلکه خواهان دور نگاه داشتن و نابودی آنها میباشند. خلقهای ایران بکمک خلقها و زحمتکشان کشور‌های ضدّ امپریالیست همچون فلسطین ، لبنان ، ونزوئلا ، بولیوی ، کارگران و نیرو‌های مترقی آمریکا و اروپا و.... در مبارزه انقلابی خود برای رسیدن به استقلال ، آزادی و برابری پیروز خواهند شد .
در آخر باید گفت برای م -ل ها با آنکه مبارزه برای خواست‌های ضدّ امپریالیستی و استقلال طلبانه با مبارزه برای خواست‌های کارگری و سوسیالیستی همواره در کنار هم قرار دارند ، اما دو وظیفه مختلف را در مقابل آنها قرار میدهد . بنابر این شرایط مشخص زمانی‌ تاکتیها و صفبندی‌های طبقاتی خاص خود را برای رسیدن به استقلال ، آزادی ، برابری و عدالت اجتماعی تقاضا می‌کند .
ضمنا از رفقای سایت اعتراض می‌خواهم محل و سایتی که آن مقاله در آن بچاپ رسیده است را برای خواننده گان درج کنید .
فرهاد -م
۲۳ دی‌ ماه ۱۳۹۰
۱۳ ژانویه

Comments (10)

Subscribe to this comment's feed
...
0
نوشته خوبى بود٬ دستت درد نکنه. مسلما داد و هوار حکمتيها٬ چريکها و ديگر ترتسکيستها و شبه ترتسکيستها را به دبنال خواهد داشت٬ ولى چه باک٬ بگذار بنالند
ناصر , ژانویه 14, 2012
...
0

قبل از این که حرفم را بزنم و برای این که مثل این سوسیالیست های انقلابی ؛ از طرف آقای فرهاد و شرکا به هزار و یک چیز بی دلیل متهم نشم باید بگویم صد در صد مخالف و علیه تحریم های کشورهای امپریالیستی هستم و صد در صد مخالف جنگ احتمالی در ایران.
آقای فرهاد شما می نویسید ! حتا ساختن سلاح‌های هسته‌ای در جاییکه کشورهای امپریالیستی و ارتجاعی چون آمریکا ، پاکستان ، رژیم پاده گانی صهیونیستی و ...بدان مجهز هستند به تصمیم و اراده مردم ایران بستگی دارد ، و هیچ کشور خارجی‌ نمی‌تواند این حقٔ را از مردم ایران سلب نماید.
سوال اینجاست .
که آیا مردم در شرایط امروز ایران ؛ که حق هیچگونه اعتزاض و احضار نظر را ندارند و هر صدا و اعتراضی را خفه می کنند ؛ آزاد هستنند تا اراده و حق تصمیم
گیری داشته باشند؟ آیا آزادی این حق تصمیم گیری با اراده که شما به آن اشاره می کنید ؛ در مورده هر مسله ای منجمله داشتن سلاح هسته ای تنها مختص جمهوری اسلامی نیست؟
و در جای دیگه این مطلب اینچنین می نویسید! ، زمانیکه دکتر علیمحمدی استاد فیزیک دانشگاه در مقابل خانه خود با بمبی که به یک موتورسیکلت نصب شده بود در مقابل چشم همسر و فرزندان خود به فجیع‌ترین وجهی که تنها از آدمکشان ارتجاع ، امپریالیست و صهیونیست بر میاید به قتل رسید ، این همکاران بنگاه‌های تبلیغاتی امپریالیسم آن ترور را به جمهوری اسلامی منصوب کرده و دلیل آنرا طرفداری دکتر علیمحمدی از جنبش سبز و مخالفت با رژیم نامیدند ، هرچند که این عمل باعث آبروریزی و نشان عدم ثبات سیستم رژیم جمهوری اسلامی باشد .
آقای فرهاد
شما نگران انزوای سیاسی و آبروی این مرتجعین سرمایه دار که روزگار را برای مردم ایران جهنم کردند هستید ؟ مگر جمهوری اسلامی در سطح جهانی و در بین بین مردم دنیا آبرویی دارد که شما را نگران کرده و هر کس حرفی می زند آنها را خایین معرفی می کنید؛ خیانت این ها به کیست ؟ به مردم؟ و یا خیانت به جمهوری اسلامیست .. این جمهوری بهتر از هر کسی به این امر واقف هست که در بین مردم دنیا هیچ اعتبار وآبرویی ندارد ؛ و مثل همه کشورهای امپریالیستی سعی می کند تا تصویر مردمی از خود برای مردم دنیا به نمایش بگذارد
. آقای فرهاد جمهوری اسلامی برای ماندن و چپاول هر چه بیشتر کارگران و زحمتکشان ایران؛ بچه های خود را سلاخی کرده و می کند.. دست به جنایات عظیمی چه در داخل ایران و چه در خارج ایران زده... و این جنایات نه از دیده مردم ایران پنهان هست و نه از دیده مردم جهان... مردم ایران در رابطه با این ترورها اولین چیزی که به ذهنشان می رسد این هست..که کاره جمهوری اسلامی ست ؛ و حتما شما مردم را در این مورد نا آگاه می دانید و چه بسا خایین ؛ نگرانی مردم ایران و من مانند نگرانی ها و دلسوزی های شما نیست که چرا این ترورها را به جمهوری اسلامی نسبت دادند ؛ همه ما چه کمونیست و عیر کمونیست آنقدر جنایات این جمهوری اسلامی را با پوست و خون خود لمس کردیم که بعید نمی دونیم از این جمهوری که برای بقای خود دانشمندان خودش را هم ترور بکنه... تازه این غم امروز ما نیست که این ترورها را کی انجام داده ؛و اصلا برای مردم مهم نیست و مثل شما نگران این نیستند که این عمل ترور را امپریالیست ها انجام دادند و یا جمهوری اسلامی ؛ نگرانی های مردم که از صبح تا شب می دوند؛ نگرانی سیر کردن شکم بچه هاست ؛ نگرانی کرایه خونه هست؛ نگرانی دوا و دکتر هست ؛ نگران گرانی ست ؛ و آنقدر بدبختی این جمهوری برای آنها بوجود آورده که حتی نگران جنگ و بمب های امپریالیستها هم نیستنند ؛ باید در ایران باشی و آن هم کمونیست تا درد این بی تشکلی را ؛ نگرانی و ناتوانی خود و مردم زحمتکش را برای مبارزه و سرنگونی این رژیم را با پوست و استخوان خود لمس کنی ..متسفانه باید بگویم سراسر این مطلب شما دلسوزی برای جمهوری اسلامی بود
مهناز , ژانویه 15, 2012
...
0
با توجه به تضاد عمده و غیر عمده
و با توجه به درگیری نظاهیهای انحرافی و نظامیون خامنه ای
شما برامون روشن کنید در مقطع حساس باید از کدومشون حمایت بشه
مرسی تمام
ali , ژانویه 15, 2012
...
0
١- اينکه از جنگ حمايت و تحريم حمايت نميکنى٬ هنرى نکردى٬ به علت اينکه سلطنت طلبها هم حداقل در ظاهر از جنگ و تحريم حمايت نميکنند. اين مهمه که بگى اگر جنگ شروع شد٬ چه بايد بکنيم٬ که اونم از وضعيت تو معلومه. کبوتر با کبوتر باز با باز کند همجنس با همجنس پرواز. رفيق ميکشم چه نظرى ميتونه داشته باشه؟؟؟؟
٢- اينکه مردم آزادى دارن که بر عليه انرژى هسته اى حرف بزنن يا نه هم در اصل موضوع تغييرى نميده. اگر مردم نميتونن حرف بزنند:
الف- يا اورضه اين کار را پيدا ميکنن٬ همانطور که شاه را بيرون کردن٬ که البته به نظر تو تکليف شاه تو جزيره دور غوز آباد معلوم شد.
ب- اگر اورضه ندارن برن اونو پيدا کنن٬ اين ربطى به امپرياليستها نداره.

٣- ترورها هم به همين ترتيب. البته که بايد نگران ترورها شد. به امپرياليستها چه ارتباطى داره که بيان و هر خرى را در ايران ترور کنن. تکليف ج.ا مردم ايران تعيين ميکنن٬ و نه بيگانگان.

در پايان:
يا تو ميفهنمى که چى ميگى که تو بهترين حالت من تصور ميکنم اين حالته٬ يا که نه تو هم مثل رفيقت جاسوسى.
اگر تو مخالف جنگى هستى پس بايد نگران اين موضوعات هم باشى. آدم نميتونه هم مخالف جنگ باشه و هم از ترور ايرانيها٬ در هر لباسى که باشن حمايت کنه و يا نگران نشه.

على نيم خطى٬ تو هم برو پى کارت از تو سياسى در نمياد. مرسى
حسن , ژانویه 15, 2012
...
0
لنین..انقلاب پرولتری و کایوتسکی مرتد..

اگر يک آلمانى در دوره ويلهلم يا يک فرانسوى در دوره کلمانسو بگويد: من حق دارم و موظفم به عنوان يک سوسياليست در صورت تهاجم خصم به کشورم از ميهن خود دفاع نمايم، چنين استدلالى، استدلال فرد سوسياليست، انترناسيوناليست و پرولتر انقلابى نبوده، بلکه استدلال يک ناسيوناليست خرده بورژوا است. زيرا در اين استدلال مبارزه طبقاتى انقلابى کارگر بر ضد سرمايه و ارزيابى تمامى جنگ من حيث‌المجموع از نقطه نظر بورژوازى جهانى و پرولتارياى جهانى مفقود ميگردد، يعنى انترناسيوناليسم مفقود ميگردد و ناسيوناليسم بيمقدار، زبر و زمخت بر جاى ميماند. کشور مرا ميآزارند، چيزهاى ديگر به من مربوط نيست، - اين است خلاصه کلام اين استدلال و اين است محدوديت خرده بورژوا ناسيوناليستى آن. مثل آن است که کسى در مورد اِعمال قهر نسبت به فرد واحد چنين استدلال نمايد: سوسياليسم با اِعمال قهر مخالف است، به اين جهت بهتر است که من راه خيانت را در پيش گيرم و به زندان نيفتم.

آن فرانسوى، آلمانى يا ايتاليايى که ميگويد: سوسياليسم با اِعمال قهر نسبت به ملل مخالف است و بنابراين وقتى دشمن به خاک کشور من هجوم آورد، دفاع خواهم کرد، به سوسياليسم و انترناسيوناليسم خيانت ميورزد، زيرا اين شخص فقط "کشور" خود را ميبيند و بورژوازى... "خود" را مافوق همه چيز قرار ميدهد، در حالى که راجع به روابط بين‌المللى که جنگ را امپرياليستى ميکند و بورژوازى وى را به حلقه‌اى از زنجير غارت امپرياليستى بدل ميسازد، نميانديشد.

تمام خرده بورژواها و تمام موژيک‌هاى کودن و نادان درست همانطورى استدلال ميکنند که مرتدينى از قبيل کائوتسکيست‌ها، طرفداران لونگه و توراتى و شرکاء استدلال مينمايند و آن چنين است: در کشور من دشمن هست، ديگر مرا با هيچ چيز کارى نيست.[٤]

سوسياليست، پرولتر انقلابى و انترناسيوناليست طور ديگرى استدلال ميکند: خصلت جنگ (که آيا اين جنگ ارتجاعى است يا انقلابى) منوط به آن نيست که چه کسى هجوم کرده و "دشمن" در کشور چه کسى قرار دارد، بلکه منوط به آن است که چه طبقه‌اى اداره امور جنگ را بدست دارد و چه سياسى بوسيله اين جنگ ادامه داده ميشود. اگر اين جنگ يک جنگ ارتجاعى امپرياليستى است يعنى بدست دو گروهبندى جهانى بورژوازى مرتجع امپرياليست جبار و غارتگر اداره ميشود، آنگاه هر بورژوازى (حتى بورژوازى کشور کوچک) به شريک غارتگرى تبديل ميشود، و وظيفه من، وظيفه نماينده پرولتارياى انقلابى عبارت است از آماده نمودن انقلاب جهانى پرولترى که راه نجات منحصر بفردى است از دهشتهاى کشتار جهانى. استدلال من نبايد از نقطه نظر کشور "خود" باشد (زيرا اين استدلال يک کودن بيمقدار و خرده بورژوازى ناسيوناليستى است که نميفهمد عروسکى است در دست بورژواى امپرياليست)، بلکه بايد از نقطه نظر شرکت من در تدارک، در تبليغات و در نزديک ساختن انقلاب جهانى پرولترى باشد.

اين است معناى انترناسيوناليسم و اين است وظيفه انترناسيوناليست، کارگر انقلابى، سوسياليست واقعى. همين الفبا است که کائوتسکى مرتد "فراموش کرده است".
بیژن , ژانویه 15, 2012
...
0
بيژن عزيز
برو و يک بار ديگه اين کتاب را بخوان. متوجه ميشى که اين مطلب در شرايط خاص و براى مرحله خاصى از انقلاب نوشته شده و در همه جا قابل استفاده نيست. جنگى که شما در مورد آن صحبت ميکنى٬ جنگيست امپرياليستى و نه ايرانيستى جوجه ايستى و امپرياليستى.
جنگى که شما از آن صحبت ميکنى بر سر تفسيم جهان بود و نه بر سر حق مسلم مردم ايران در داشتن انرژى هسته اى٬ و يا عداوت با اسرائيل٬ و بسيارى از مسايل ديگر.
و در ضمن لنين خود به استقلال و حاکميت ملتها احترام ميگذاشت.
در ان دوران که لنين با کائوتسکى بحث ميکرد امپرياليستها در حال دعوا بر سر تقسيم مال دنيا بودند. تو به ما نشان بده که ج.ا خواهان تفسيم مال دنيا و بدست آوردن بازارهاى جديد است. تو قبل از هر موصوعى بايد به ما نشان بدى که ج.ا به همان اندازه مايل به جنگه. اگر تونستى اين امر را ثابت کنى٬ من يکى نوکر تو هستم٬ از فردا پشت پرچم حزب تو سينه ميزنم.
تو خودت مينويسى:
"سوسياليست، پرولتر انقلابى و انترناسيوناليست طور ديگرى استدلال ميکند: خصلت جنگ (که آيا اين جنگ ارتجاعى است يا انقلابى) منوط به آن نيست که چه کسى هجوم کرده و "دشمن" در کشور چه کسى قرار دارد، بلکه منوط به آن است که چه طبقه‌اى اداره امور جنگ را بدست دارد و چه سياسى بوسيله اين جنگ ادامه داده ميشود."

درست همان سوال من. براى من تشريح کن که "چه سياسى بوسيله اين جنگ ادامه داده ميشود؟؟"
منتظرم
جهانگير , ژانویه 15, 2012
...
0
زمانی که کمونيست ها از «حق بيان» صحبت به ميان می آورند، منظور حق بيان برای همه است (و نه صرفاً برای طرفداران دمکراسی). وقتی که ما دفاع از «حق سقط جنين» برای زنان را تبليغ می کنيم، منظورمان دفاع از اين حق برای کليه زنان است (حتی يک زن حزب الله ای). وقتی که ما از «حق مطبوعات» صحبت می کنيم، منظورمان حق نگارش برای کليه نويسندگان است (حتی نويسندگان بورژوا). زمانی که ما خواهان لغو «حکم اعدام» هستيم، اين به مفهوم لغو حکم اعدام برای همه است (حتی آدم کُشان).

دفاع از حق دمکراتيک مشروط به اين يا آن عامل اصولی يا غيراصولی نمی تواند باشد. وگرنه استثناها می توانند خود به تدريج «اصل» را مورد سؤال قرار دهند.

به همين ترتيب زمانی که «حق ملل در تعيين سرنوشت خويش» مطرح می گردد، مسئله را نمی توان به ماهيت دولتی که ملت خاصی خواهان انتخاب آن است، مربوط کرد. اينکه دولت مستقل مثلاً خلق کُرد، يک دولت بورژوايی است(2)، مربوط به کسی غيرخود آن ملت نيست. کمونيست ها بايد از اين «حق دمکراتيک» (مانند هر حق دمکراتيک ديگر) دفاع کرده، و نه برای ملل ستمديده تعيين تکليف کنند. مبارزه برای تشکيل يک حکومت کارگری به جای يک دولت بورژوايی، از وظايف کمونيست های آن ملل ستمديده است.
حسن , ژانویه 15, 2012
...
0
کم کم داریم معنی ضد امپریالیسم را هم میفهمیم بیچاره تمام ضد امپریالیست های حقیقی در دنیا که جان باخته اند یا در زندان های همین مدعیون ضدامپریالیسم شکنجه میشوند
علی , ژانویه 16, 2012 | url
...
0
این مقاله و این بحث نشان میدهد که کمونیسم را به "مارکسیسم" و یا "مارکسیسم-لنینیسم" و غیره کاهش دادن کار را بدتر میکند تا بهتر. با دگم و مذهبی کردن عقاید مارکس و دیگران به اشاعه کمونیسم آسیب می رسانید. بهترین کار این است که مقوله مارکسیسم و بقیه را دور انداخت و از کمونیسم کمونی راستین بدون رئیس و ارباب و رهبر دفاع کرد. کسانیکه چنین نمیکنند عقل معیوبی دارند.

کشورهائی که احمدی نژاد به آنها سفر کرده هیچکدام کمونیستی نیستند چون کارگران آنها بصورت کمونی نه زندگی میکنند و نه حاکمیت دارند و دولت آنها چنین کمونهائی را هم حمایت نمیکنند. آن کشورها غیر کمونیستی نیستند چون مارکسیستی نیستند. مارکسیستی بودن یا نبودن بحثهای اسکولاستیک است. تزهای فویرباخ را فراموش میکنید وقتی منافع خودتان بمیان می آید؟
نظر من , ژانویه 16, 2012
...
0
یک عده که برای خود فرقه های کمونیستی درست کرده اند، البته، طرفداران پر و پا قرص "ایسم" گذاری ها هستند، چون کار دکون آنها با این اسم گذاری ها شروع می شود: لبنیات تبریزیان ... بیخود نیست که کارگران ایران اصلا از وجود اینها هیچ وقت اطلاعی نداشته اند.
نظر من , ژانویه 16, 2012

Write comment

smaller | bigger

busy
 
 
اعتراض حق شماست !!...........اعتراض حق شماست !!......اعتراض حق شماست !!