امروز: جمعه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۱
 
  پنل گروهها / امکانات
 
سیامک ستوده : حمله آمریکا و روشنفکران ما (علمداری، میرفطروس، محیط، هلاکوئی) PDF چاپ نامه الکترونیک

در ماه گذشته در رادیو و تلویزیون ها و کلا رسانه های گروهی مصاحبه ها و گفتگوهای زیادی در مورد حمله احتمالی آمریکا به ایران و چگونگی برخورد به آن بر گزار شد.

 در این گفتگوها که معمولا در آنها نه از همه ی افراد و گرایشات سیاسی مختلف، بلکه از افراد خاصی دعوت بعمل می اید، مطالب جالب و در خور توجه و گهگاه خنده آوری در مورد جنگ مطرح شد. یکی از این نظرگاه ها که سطح واقعا پائین مطالب مورد بحث در رسانه های گروهی را به نمایش می گذارد، به آقای دکتر علمداری استاد یکی از دانشگاه های کالیفرنیای جنوبی تعلق داشت که واقعا انسان را به تعجب و بعضا خنده وا می دارد. وی در مصاحبه با رادیو فردا در برنامه دیدگاه ها، ضمن توضیح اینکه در ایران پول نفت توسط دولت صرف مردم و خرید آرای انان در مبارزات سیاسی می شود، و اکنون هم دست اندازی بر این منبع درامد نیز به یکی از موضوعات رقابت میان دو جناح حکومتی (خامنه ای و احمدی نژاد) تبدیل شده است، پیش بینی نمود که توسعه دامنه تحریم ها، بلحاظ کاهش در آمد نفت، ضمن اینکه باعث تشدید رقابت میان این دو جناح گشته رژیم را ضعیف می کند، بعلاوه، در اثر تضعیف قدرت رژیم در خرید ارای مردم، آنرا در برابر مردم و امریکا که آنرا مورد حمله قرار داده است، قرار می دهد، و در نتیجه، رژیم، و از همین جا بحث ایشان داغ و جالب می شود، که تسلیم شدن در برابر مردم را به بزانو در امدن در برابر امریکای جهانخوار ترجیح می دهد، می آید و تسلیم خواست و حاکمیت مردم می شود. بله، به همین سادگی، رژیمی که در خشونت و سماجت در برابر جزئی ترین مطالبات مردم زبان زد خاص و عام است، می آید و راحت، بدون اینکه خون از دماغ کسی بریزد، تسلیم خواست مردم می شود و حاکمیت را دو دستی تقدیم آنان می کند. به اینترتیب است که از نظر تحلیلگر خوش خیال ما، حمله امریکا به ایران می تواند نتایج خوبی در بر داشته باشد. این متفکر بزرگ که وظیفه اش اینست که با شیرین جلوه دادن حمله آمریکا به ایران، داروی تلخ جنگ را، به هر قیمتی که شده، به خورد مردم  دهد، تا شاید به تاسی از همکار دیگرش آقای عباس میلانی، خود بتواند در قبال این خوش رقصی ها در برابر مقامات آمریکائی، یک پله هم که شده، از نردبان مقامات نان و آبدار امپریالیستی بالاتر رود، قبلا هم اظهار نظر کرده بود که حمله آمریکا به ایران اگر با انگیزه های حقوق بشری !! همراه باشد چیز مفید و خوبی خواهد بود.

اما آقای علمداری در میان روشنفکرانی که در هر بحران بجای ایستادن در کنار مردم و دیدن مسائل از زاویه منافع آنها، راه حل های خود را در انتخاب میان بد و بدتر و در نتیجه در آویزان شدن به عبای یکی از دو طرف متخاصم حاکم جستجو می کنند، تنها نبود. قبل از ایشان هم، آقای میرفطروس، مورخ دیر آشنای ما، در نامه ی پر سوز و گداز خود به آقای گراهام، سناتور جنگ طلب جمهوری خواه، شادمانی مردم ایران از چنین حمله فرخنده ای را پیشاپیش به او وعده داده بود. 

اما جدای از روشنفکرانی که در جنگ میان ایران و آمریکا به سوی امپریالیستی آن چسبیده اند، روشنفکران دیگری مانند آقای دکتر محیط هم هستند که طبق معمول سنگ طرف دیگر، جمهوری اسلامی، را به سینه می زنند. آقای محیط در مصاحبه با آقای عمر خطاب در کانال افغان در پاسخ  به این سوال که چه راه حلی را برای معضل کنونی افغانستان ارائه می دهد، اظهار می دارد که بنظر وی همه نیروهای مخالف امپریالیسم در افغانستان باید برای بیرون انداختن امپریالیست ها متحد شوند. اگر توجه کنیم که طالبان نیز یکی از این نیروها بوده و قبلا هم بکرات بهمراه حزب الله لبنان، مقتدا صدر و حماص بعنوان نیروهای ضد امپریالیست مورد حمایت ایشان قرار گرفته، آنوقت شکی باقی نمی ماند که راه حل آقای محیط در مورد ایران هم بجای دعوت مستقل مردم به قیام بر علیه هر دو، جمهوری اسلامی و آمریکا،  دادن نسخه ی اتحاد با یکطرف، با جمهوری اسلامی، در مبارزه با طرف دیگر می باشد. 

همانطور که می بینیم هیچیک از این روشنفکران به حرکت مستقل مردم و آلترناتیو انقلابی که عمل مستقیم توده مردم را در پشت خود داشته باشد فکر نمی کنند و راه حل را نه در توسل به مردم و منافع آنان، بلکه صرفا در توسل به نیروهای بالای سر آنان جستجو می نمایند.

جالب است که بیماری لاعلاج لنگ انداختن در مقابل گرگ گله بجای چاره جوئی برای نجات خود گله، محدود به روشنفکران طرفدار جنگ نمی شود، بلکه هر روشنفکر خورده بورژوای دیگری را نیز که بنا به ماهیت طبقاتی اش نمی تواند دست از توسل به طبقات دیگر بشوید، آلوده به میکرب خود می کند.

آقای دکتر هلاکوئی نیر در برنامه نسیم شمال در مصاحبه با آقای فروزنده در رابطه با کودتان 28 مرداد و اینکه چه آلترناتیو دیگری می توانست در برابر جامعه قرار داشته باشد، ضمن تاکید درست بر فرجام نه چندان بهتر جامعه در صورت پیروزی حزب توده و افتادن ایران در قلمرو نفوذ استالین، بجای ارائه آلترناتیو مستقل مردمی و انقلابی، او هم، در برزخ بی الترناتیوی در برابر قدرت های بزرگ، به مخلوطی از حکومت ملی (که بقول خودش لزوما بمعنی حکومت مردمی، و به نظر من جز سرمایه داری چیز دیگری نیست) و مردمی پناه برده و صریحا اظهار می دارد ما در آنموقع بهرحال ناچار بودیم یکطرف را بچسبیم .نباید انتظار داشت که یک کشور کوچک می توانست در برابر دو قدرت بزرگ شرق و غرب قد علم کند. جالب است که این در حالیست که خود وی قبلا مدلل می دارد که وجود خود این ایده در میان ما که هیچ امری در ایران بدون دخالت خارجی پیش نمی رود، یکی از عواملی است که راه را برای این نوع دخالت ها صاف می کند.   

Comments (22)

Subscribe to this comment's feed
...
0
سلام عرض می کنم آقای ستوده و دست شما را می فشارم بخاطر موضع درست و اصولی که اتخاذ کرده اید . چون بات شناختی که از گذشته خیلی دور شما دارم - این امر از جانب شما در قبال هر دو طرف جنگ یک موضع اصولی وتامین کننده منافع مردم ایران و خلقها و بخصوص طبقه کارگر ایران می باشد که هیچ گونه منافعی در پشتبانی کردن از هیچ کدام از این دو آلترناتیو ( ارتجاع حاکم و امپریالیسم - آمریکا ) ندارند .
'الف- جی , ژانویه 11, 2012
...
0
جناب الف - جی من آقای ستوده را بخوبی و از نزدیک می‌شناسم ، شما هم که گفته اید " شناختی‌ که از گذشته خیلی‌ دور شما دارم " ، پس بخوبی می‌دانید که ایشان از حکمتیست‌های قدیمیست که قبل یا هم زمان با مقدم ، آذرین از آنها جدا شد . متأسفانه با آنکه بحث‌های مختلفی‌ با او داشتم اما هیچگاه دلایل جدایی او از حکمت را جویا نشدم .

این مطلب را بخاطر آن مطرح کردم که افرادی چون شما که خود را طرفدار نظرات " حقیقت" و آواکیان معرفی‌ می‌کنید و در ظاهر خود را ضدّ حکمتیست نشان می‌دهید ، در اصل از نظر فکری و تئوریک مخالفت و تضادی با آنها ندارید ، چنانچه کامنت شما در بالا اثبات این مدعا است
فرهاد -م , ژانویه 11, 2012
...
0
فرهاد عزيز
شايد که صدها بار نوشته ام که همه اينها سر تا پا يک کرباسند. فحاشى به حکمت به سنتى تبديل شده جهت خريد آبرو.
ناصر , ژانویه 11, 2012
...
0
بالاخره من یکی نفهمیدیم اختلاف آقای ستوده با میرفطروس و کاظم علمدار بر سر چیست . همه می دانند آقایان میرفطروس (مشاور رضا پهلوی ) و کاظم علمدار( پادو و امربر نیوکانها) در کمال بی شرمی ؛ رک و صریح ؛ از حمله آمریکا و اسراییل به ایران و اشغال کشور فعالانه دفاع کرده اند. پس بدین جهت اگر فرض کنیم که همین امروز حمله به ایران صورت بگیرد و صدها هزار مخالفین جنگ در شهرهای آمریکا و اروپا به خیابانها بریزند و خواستار توقف فوری جنگ و خروج بی قید وشرط فوری اشغاگران از ایران بشوند بطور قطع آقایان میرفطروس و علمدار بر علیه تظاهرات ضد جنگ با شعار « جنگ ؛ جنگ ؛ تا پیروزی آمریکا و اسراییل» وارد عمل می شوند .اما برای روشن شدن اختلاف آقای ستوده با میرفطروس و علمدار سوال اساسی این است که در آن شرایط فرض شده ایشان در کدام یک از صفوف تظاهرات شرکت خواهند کرد . این سوال برای کسانی چون الف - جی هم مطرح است . ما می دانیم این فرضی را که مطرح کرده ام در جریان حمله به عراق ؛ افغانستان و لبنان و غزه ... به واقعیت تبدیل شد . مثلاْ در زمانی که اسراییل به لبنان و یا غزه و یا ناتو به لیبی حمله کردند و یا دورترحمله به عراق و افغانستان ؛ ما جمعی از ایرانیان به دعوت گروه های چپ و ضد جنگ در کانادا در اکسیونها و تظاهرات ضد جنگ شرکت کردیم . در مقابل ما هم عده ای بودند که در گوشه ای دیگر بدفاع از حمله به آن کشورها شعار می دادند . بطور قطع آقای ستوده و الف - جی وووووو هم در آن روزها مواجعه با چنین تظاهراتی و صف بندیهای هم شده بودند . برای من خیلی جالب است که بدانم این دوستان در آن شرایط در کدام یک از تظاهرات شرکت کرده بودند . امیدوارم صادقانه آنچه را که در عمل و پراتیک انجام داده اند بدور از هرگونه انبوه نویسی بیربط روشن وشفاف بنویسند.
آرمان کوشا , ژانویه 11, 2012
...
0
آرمان عزيز
پس فکر کردى براى چى امثال الف - جى از اين آدم حمايت ميکنه. هر جا که ارتجاع هست٬ الف جيها اونجانا هستند. توجه کن٬ بزودى جنبش درب و داغون هم کامنتى به نفع ستوده مينويسه.
ناصر , ژانویه 11, 2012
...
0
متاسفانه آقای ستوده مثل توفانیهائی که مقاله او را در اینجا گذاشته اند، از همه و همه، علیه ارتجاع و امپریالیسم دعوت میکند، در حالیکه همه و همه (در اینجا "مردم") هیچ ماهیت طبقاتی روشنی ندارند و بخشی از آنها هم امپریالیستها هستند و هم بورژواهای اسلامی و غیر اسلامی خودی، حال چه دولتی و چه غیر دولتی. آقای ستوده و توفانی ها و بقیه بورژوا-استالینیستها (این آخری از نوع سرمایه داری دولتی) کارگر فریبی میکنند و بجای اینکه رک و راست ذکر کنند تنها یک انقلاب کارگری علیه سرمایه داری داخلی و خارجی راه حل بیرون رفتن از بردگی می باشد، دنبال یک رژیم از لحاظ طبقاتی موهوم (دموکراسی فیلسوفان عصر روشنگری) میگردند که روزگارشان بگذرد!
عباس ج. , ژانویه 11, 2012
...
0
در پاسخ آرمان کوشا: اگر حمله ای صورت بگیرد که به نظر من بسیار بعید است و تمام شواهد نشان می دهد که بیشتر یک مانور سیاسی برای فشار به جمهوری اسلامی برای چانه زدن است. ولی بر فرض که چنین حمله ای صورت بگیرد بایستی ضمن شرکت در محکوم کردن هر حمله نظامی خواستار این شد که نمایندگیهای سیاسی جمهوری اسلامی اخراج شوند. بایستی خواهان محاکمه سران رژیم به جرم جنایت شد. بایستی به مردم گفت برای پایان جنگ از مبارزات مردم برای سرنگونی این رژیم دفاع کنند. دنیا فقط بین کانگستر ها تقسیم نشده است. طرف سومی هم وجود دارد. و انهم مردم و جبهه انهاست. بایستی به مردم گفت که برای از بین بردن خطر جنگ دست به حمله برای سرنگونی رژیم بزنند. بایستی به انها گفت اگر بصورت ملیونی به خیابان بیایند هم می توانند موجب جلوگیری از حملات نظامی شوند و هم رژیم را که یکی از مسببین جنگ است سرنگون کنند. آقای ارمان برای اطلاع شما در اغاز جنگ ایران و عراق که بسیاری از چپهای جنبش ملی اسلامی به دفاع از "میهن " شان مردم را به جبهه ها میخواستند بفرستند و توجیه می کردند که جون میهنشان مورد هجوم قرار گرفته در کنار جمهوری نکبت می جنگند، ما کمونیستها در شهرهای جنوب ایران موفق شدیم صدها نفر از مردم جنگ زده را علیه این جنگ سازمان داده و کاری کنیم که امام جمعه شیراز دستور بدهد مردم را با آب پراکنده کنند. این امکان دارد چون مردم بجای اینکه گوشت دم توپ سرمایه داران بشوند چاره ای ندارند که از خود دفاع کنند. سازمان دادن مردم علیه جنگ سرمایه داران در جنگ ایران و عراق و مواضع کمونیستها برای سازمان دادن جنبش ضد جنگ نشان داد که سازمان دادن جبهه سوم علیه جنگ امکان پذیر است و تنها مانع ان شوینیسم و تبلیغاتی است که از بیرون و از درون برای نا امید کردن مردم انجام می شود. در جنگ ایران و عراق جمهوری اسلامی در رادیو و تلویزیونش مردم را برای فتح میهن اسلامی فراخوان می داد و جناح چپ جنبش ملی اسلامی در نشریاتش و همه اش را هم در انزمان به اسم دفاع از جنبش کمونیستی می کرد. فقط جنبش کمونیستی کارگران بود که توانست با افشای مزوری اینها و اینکه طبقه کارگر وطن ندارد و وطن سرمایه داران کیف پولشان است، به سازماندهی این جبهه سوم دست بزند. دست اوردهای جنبش کمونیستی کارگران در جریان جنگ ایران و عراق یکی از مهمترین دستاوردهایی است که جنبش کمونیستی کارگران به اتکای ان تجربیات می تواند درجریان هر جنگ مفروضی این جبهه سوم را تشکیل بدهد. ضمنا تا موقعی که هنوز جنگی آغاز نشده است بجای تبلیغ تبلیغات جنگی سرمایه داران که بدرد چانه زدن انها و ناامید کردن مردم از مبارزه می شود، مردم را تشویق کنید که برای دور کردن خطر جنگ در درجه اول بایستی مبارزه برای سرنگونی چمهوری نکبت اسلامی را افزایش داد. بدون سرنگونی جمهوری نکبت اسلامی خطر جنگ همیشه روی سرمردم وچود دارد.
جنبش شکست نخوردگان , ژانویه 11, 2012
...
0
عده ای هنوز نفهمیده اند که اجانب چه نقشه های شومی در مورد میهن ما کشیده اند،عده ای روشنفکرخود فروخته ونان به نرخ روز خور هم فهمیده اند اوضاع از چه قراراست اما بخاطر منافع حقیرشان همان کثافات متعفن رسانه های امپریالیستی را تکرار میکنند ومانند مزدوران پس مانده اپوزیسیون عراق در دوران رژیم صدام حسین به خوشرقصی مشغولند ودرخدمت هارترین جناحهای امپریالیستی انجام وظیفه مینمایند.ترور جنایتکارانه دانشمندان ایرانی ،تحریم وتهدید تجاوز نظامی به ایران درارتباط با یکدیگر هستند وبرمیهندوستان وهمه انسانهای شریف است که آن را قاطعانه محکوم نمایند.
Yashar , ژانویه 11, 2012
...
0
آرمان عزيز چى گفتم. نگفتم که جنبش درب و داغون الانه که به دنبال هم پالگيش٬ الف جى سر و کله اش پيدا بشه يه چيزى به نفع نويسنده بنويسه. ارتجاع و نوکران امپرياليست دست در دست هم عمل ميکنن.
حالا صبر کن الان سر وکله چريکها هم پيدا ميشه. اينها همگى از يه قماشند. هى به هم حکمتيها فحش ميدن اصلا نميدونن که نيازى به فحش دادن نيست٬ همه از يه تبارن.
ميگى نه٬ نگاه کن؟؟؟؟!!!!!!!!!!!
ناصر , ژانویه 11, 2012
...
0
ياشار عزيز
اولا چقدر اسمت زيباست٬ اسم برادر زاده من هم ياشار است.
اما مينويسى:
عده ای هنوز نفهمیده اند که اجانب چه نقشه های شومی در مورد میهن ما کشیده اند
بخشى از ادعاى تو صحت داره اما نه همه آن. اين جانور که در بالا خودش را به نام جنبش شکست ناپذير معرفى ميکند٬ از همه چيز خبر دارد. اين حيوان سالهاست که در اين سايت مينويسد. به نظر تو يک انسان چقدر بايد کودن باشد که همچنان بر روى مواضع کثيفش اصرار کند.
توجه کن٬ بخش بزرگى از تشکيلات او از هسته مرکزى جدا شده و بخش بزرگى از آنها اگر چه هنوز از نام حکمت استفاده ميکنند٬ اما نظرات خودشان را حداقل در مورد جنگ عوض کرده اند. اقليتيها هم به تازگى و بدون از اينکه از گذشته خودشان ابراز ندامت کنند از مواضع خودشان عقب نشينى کردند. اما سه گروه:
١- چريکهاى فدايى خلق
٢- تقويست هاى نکبتيست
٣- آواکيانيها
همچنان بر روى مواضع کثيف خودشان اصرار ميکنند.
از ميان اينها و تا اطلاع ثانوى٬ اين حکمتيستها هستند که آگاهانه و با کمک امپرياليستها به ضرر خلق ايران تبليغات ميکنند. چريکها که با حکمتيها در آکسيونهاى مختلف شرکت کرده اند٬ نه هنوز ولى در ادامه بايد که يکى را انتخاب کنند٬ يا راه خلق را و يا راه پيوستن به امپرياليستها. به همان ترتيبى که حکمتيها عمل نمودند.
داستان آواکيانيها چندان پيچيده نيست. اينها دو سه نفرى هستند که همان مواضع نکبتيستهاى تقويست را تبليغ ميکنند و مانند هميشه به آنها حمله ميکنند. اما عددى نيستند. البته توجه داشت باش که چريکها هم عددى نيستند٬ اما ميتوان به خاطر گذشته شان به آنها اميدى داشت. تا ببنيم که که آينده چه نشان ميدهد
موفق باشى
محمد , ژانویه 11, 2012
...
0
یک نکته تاریخی: بسیار جالب است که توجه شود همان جنبش کمونیستی کارگران که در آغاز جنگ ایران و عراق اعلام کرد این جنگ به کارگران و مردم ربطی ندارد و کارگر وطن ندارد و جبهه مردمی علیه جنگ را سازمان داد و فراخون داد که مردم ایران و عراق عاملین جنگ یعنی رژیمهای خود را سرنگون کنند. همان نیروها امروز صحبت از جبهه سوم در برابر خطر جنگ و تشدید مبارزات علیه جمهوری اسلامی برای پایان دادن به این خطر می کنند. و از طرف دیگر همان نیروهایی که جناح چپ جنبش ملی اسلامی را تشکیل می دادند امروز یا بزیر پرچم یک جناح و یا جناح دیگر خزیده اند. این نکته تاریخی تاییدی است براین مساله که انجه در جامعه در جریان است نیرد جنبش های اجتماعی است. در ایران این جنبش کمونیستی کارگران است که در مقابل جنبش ملی اسلامی و جنبش نیروهای طرفداران غرب سالهاست مشغول مبارزه است و این مبارزه در هر تند پیچ تاریخی به شکلی مشخص خود را نشان میدهد. اینکه طرفداران جنبش ملی اسلامی با کینه و هتاکی به جنبش کمونیستی کارگران حمله می کنند بخشی از مبارزه طبقاتی است. مبارزه طبقاتی در مبارزه بین جنبشهای اجتماعی در ایران از همان انقلاب 57 وجود داشته است و همچنان ادامه خواهد داشت. مولفه های تشکیل دهنده این جنبشها نیز کمابیش یکی می باشند. در جنبش ملی اسلامی و جنبش طرفداران غرب تغییراتی شکل گرفته است و بعضی از جنبش ملی اسلامی جدا شده و بدلیل اینکه اینده ای برای ان نمی بینند به جنبش طرفداران غرب پیوسته اند. اما مبارزه بین جنبش کمونیستی کارگران و جنبشهای سرمایه داران به همان مولقه های تاریخی خود در هر تند پیچ تاریخی بر میگردد. حتی کسانی که از جنبش کمونیستی کارگران نیز جدا می شوند جای خود را در یکی از جنبشهای مقابل می یابند. این نکته برای درک فحاشیها و کینه توزیهای افراد متعلق به این جنبش های سرمایه داری مهم است. این خود توضیح می دهد که چرا این ها این قدر از منصور حکمت که برای اولین بار این نظرات را تیوریزه کرد و نوری روشن برمبارزات این جنبش ها افشاند نفرت دارند. اینها از اینکه منصور حکمت با افشای سیاسی توانست چشم صدها فعال کمونیست را بر روی این جنبش ها باز کند نفرت دارند و از اینکه جنبش کمونیست کارگری با مسلح شدن به این تبوری دیگر به جنبشهای ملی اسلامی و طرفدار غرب کولی نمی دهد با نفرت تمام یاد می کنند. اگر جمعبندی این تجربیات نبود و اگر کمونیستهای ارزنده ای مثل حمید تقوایی و منصور حکمت و دهها نفر دیگر نبودند که این تجربیات را جمعبندی کنند ، امروز نیز در هر تند پیچ تاریخی جنبش سرمایه داران میتوانست با ایچاد تشتت و سردرگمی در میان جنبش کمونیستی کارگران، انرا به بی عملی بکشاند. وجود این جنبش کمونیستی کارگری که در هر تند پیچ قادر است در مقابل جنبش ملی اسلامی مقاومت سازمان دهد و از هرزروی نیروها جلوگیری کند را باید مدیون دها کمونیست ارزنده این جنبش دانست. به سهم خودم از اینها تشکر می کنم.
جنبش شکست نخوردگان , ژانویه 11, 2012
...
0
آقای شکست نخورده سوپرمن بهتر است به جای این کلیشه ای که هر دفعه فقط تاریخ آن را عوض می کنی برای یک بارکه شده به سوال آرمان جواب مشخص بدهی . در آن زمان که ناتو به لیبی حمله کرده بود حتماْ در شهر و کشوری که زندگی می کنی مخالفین و موافقین جنگ بر علیه حمله ناتو به لیبی میتینگ و تظاهرات برگذار کرده بودند . ممکن است بفرمایید آیا در آن میتینگها و تظاهرات شرکت کرده بودی ؟. نترس شجاعانه جواب بده. حداقل این جسارت حکمت و تقوایی را داشته با ش وقتی علناْ اسراییل را دومکرات ترین کشور خاورمیانه نامیدند.
جواد , ژانویه 11, 2012
...
0
یک سوال از ارمان کوشا . از آنجائی که شما هم همانند بنده در خارج از کشور هستی . وظیفه شما در قبال حمله احتمالی به ایران چه می باشد . آیا این وظیفه شما بر امر و اصل انترناسیونالیستی که شکست طلبی برای مهاجمان امپریالیستی و دفاع از مردم و حلقهای ایران می باشد و یا شکست طلبی مهاجمان امپریالیستی و هم سو شدن با هر کس و نا کسی که سرش در آخور رژیم جمهوری اسلامی ایران دارد . چون این حضرات ( همانند جنبش سبز و بخصوص جنبش رنگین کمان سبز ) مخاف حمله نظامی به ایران و خواهان ( اگر واقعا به خواهند ) محکومیت امپریالیسم آمریکا باشند است . و یا اینکه ضمن شکست طلبی مهاجمان امپریالیستی به دفاع از حقوق حقه و ضد امپریالیستی مردم و طبقه کارگر که در ضدیت با منافع رژیم حاکم برایران و ... " مقاومتش در مقابل این حمله می باشد .ایا خواهان همسو شدن و همه با هم شدن بر علیه تهاجمات نظامی هستید و یا اینکه در فکر چاره اساسی .
صمد , ژانویه 12, 2012
...
0
مرسی صمد عزیز ؛ با اینکه خطابم به سیامک ستوده والف - جی بود ؛ اما از اینکه شما پاسخ دادی بسیار سپاس گذارم . نگرانیم از این بود که الف - جی طبق معمول در پاسخ مشخص ؛ از بینگ بنگ و پیدایش کره زمین شروع کند و به همه چیز بپردازد مگر سوال مشخص . و اما در پاسخ به سوال شما بهتر از نوشته خودت چیزی به ذهنم نه آمد پس عین نوشته خودت را به مثابه پاسخم می نویسم . « این وظیفه بر امر و اصل انترناسیونالیستی که شکست طلبی برای مهاجمان امپریالیستی و دفاع از مردم و حلقهای ایران می باشد . » است . پس بنا به آنچه که در گیومه آورده ام ( که نوشته خودت هم است ) اگر به فرض همین امروز به ایران حمله شود با توجه به خواست « شکست طلبی برای مهاجمان امپریالیستی » طبعاْ و قطعاْ در آن تظاهرات و اکسیونی شرکت خواهم کرد که شعارمحوریش توقف فوری و بیدرنگ تهاجم به ایران است . اینکه در آن تظاهرات چه کسی و با چه ایدولوژی شرکت می کند امریست ثانویه و نمی تواند مانعی در عدم شرکت در اکسیون باشد . درست به مانند آنچه که در آخرین تظاهرات ضد جنگ ناتو بر علیه لیبی صورت گرفت . هدف اولیه و اصلی آن تظاهرات ؛ توقف فوری و بیدرنگ تجاوز ناتو به لیبی بود . در آن تظاهرات از هر رنگ و با هر ایدولوژی شرکت کرده بودند . البته در مقابل ما گروه ای هم بودند آن طرف خیابان که هدف اولیه و اصلی آنها نه توقف فوری و بیدرنگ جنگ ناتو بلکه سرنگونی قذافی به هر قیمت بود . و اما اکنون آنچه را که سوال کرده ام دوست دارم از شما بپرسم . آیا در تظاهرات ضد جنگ در کشور محل سکونت شرکت کردی ؟. آیا در تظاهرات ضد جنگ احتمالی بر علیه ایران شرکت خواهی کرد؟. پاسخ مشخص به این سوالات پالایش می دهد تیوریهای ما را ؛ چراکه از عالم ذهنیت به عالم واقعیت گام می نهیم .
آرمان کوشا , ژانویه 13, 2012
...
0
کوشاى عزيز
کار صمد آقا گل باغا همينه. دفعه پيش هم به جاى ارغوان جواب داد. راستى صمد آقا٬ چى شد. قرار شد که مشخصه هاى امپرياليسم را روشن کنى٬ اما فقط نصف راهو رفتى. اونهايى که تو گفتى مشخصه هاى رويزيونيسم بود؟؟ ميشه جواب دومين سوال منو بدى؟؟؟؟
پيوند , ژانویه 13, 2012
...
0
بچه ها٬ بچه ها٬ اين آرمان کوشا همون بابک خوبانه همونى که ناصره و محمد و کريمه و پيام پرتويه...
آرمان خودتى لول
...
0
ناصر حکمت یک بحث درست داشت و آن هم بحثش علیه پوپولیسم حاکم در میان چپهای ایران بود. درود بر او. هیچ احدی نتوانست به او پاسخ قانع کننده بدهد و در عوض شروع کردند به فحاشی!
ضد پوپولیست , ژانویه 13, 2012
...
0
ببخشید دوستان اکنون که یک بار دیگر کامنتم را خواندم متوجه یک اشتباه لپی در کامنتم شدم . پس تصحیح شده آن را یک بار دیگر می نویسم .
مرسی صمد عزیز ؛ با اینکه خطابم به سیامک ستوده والف - جی بود ؛ اما از اینکه شما پاسخ دادی بسیار سپاس گذارم . نگرانیم از این بود که الف - جی طبق معمول در پاسخ مشخص ؛ از بینگ بنگ و پیدایش کره زمین شروع کند و به همه چیز بپردازد مگر سوال مشخص . و اما در پاسخ به سوال شما بهتر از نوشته خودت چیزی به ذهنم نه آمد پس عین نوشته خودت را به مثابه پاسخم می نویسم . « این وظیفه بر امر و اصل انترناسیونالیستی که شکست طلبی برای مهاجمان امپریالیستی و دفاع از مردم و حلقهای ایران می باشد . » است . پس بنا به آنچه که در گیومه آورده ام ( که نوشته خودت هم است ) اگر به فرض همین امروز به ایران حمله شود با توجه به خواست « شکست طلبی برای مهاجمان امپریالیستی » طبعاْ و قطعاْ در آن تظاهرات و اکسیونی شرکت خواهم کرد که شعارمحوریش توقف فوری و بیدرنگ تهاجم به ایران است . اینکه در آن تظاهرات چه کسی و با چه ایدولوژی شرکت می کند امریست ثانویه و نمی تواند مانعی در شرکت در اکسیون باشد . درست به مانند آنچه که در آخرین تظاهرات ضد جنگ ناتو بر علیه لیبی صورت گرفت . هدف اولیه و اصلی آن تظاهرات ؛ توقف فوری و بیدرنگ تجاوز ناتو به لیبی بود . در آن تظاهرات از هر رنگ و با هر ایدولوژی شرکت کرده بودند . البته در مقابل ما گروه ای هم بودند آن طرف خیابان که هدف اولیه و اصلی آنها نه توقف فوری و بیدرنگ جنگ ناتو بلکه سرنگونی قذافی به هر قیمت بود . و اما اکنون آنچه را که سوال کرده ام دوست دارم از شما بپرسم . آیا در تظاهرات ضد جنگ در کشور محل سکونت شرکت کردی ؟. آیا در تظاهرات ضد جنگ احتمالی بر علیه ایران شرکت خواهی کرد؟. پاسخ مشخص به این سوالات پالایش می دهد تیوریهای ما را ؛ چراکه از عالم ذهنیت به عالم واقعیت گام می نهیم .
آرمان کوشا , ژانویه 13, 2012
...
0
آقای محترم ؛ می کشم می کشم آنکه برادرم کشت ؛ تصور بر این است که بحث کردن با شما بی نیجه است . ما در عصر قرن ۲۱ زندگی می کنیم و تو در عصر دقیانوس و اصحاب کهف . ما برای پیوند های خونی ارزشی قایل نیستم و تنها پیوندهای طبقاتی را ارج می نهیم . اما تو هنوز به شیوه قبایل و عشیره ها به پیوندهای خونی و عشیره ای پایبندی و بدنبال قصاص خون برادرت هستی. همین نام مسخره ای که برای خودت گزیده ای نشان از عمق تفکر عشیره ای و قبله ای می کند که در ذهنت ریشه دوانده . من فکر می کنم در تولد تو۱۰۰۰ سال تاخیر حاصل شده است . تو از عصر دقیانوس به این جهان پرتاب شده ای . و شاید هم یکی از اصهاب کهف باشی که تازه از خواب هزار ساله بیدار شده ای . ساعت خواب ؛ به قرن ۲۱ خوش آمدی .
آرمان کوشا , ژانویه 13, 2012
...
0
برادر! آرمان کوشا کمی ارامتر ،
آن کامنت کذایی از طرف من نبوده و کلا جالب اینجاست که شما اصلا مرا نمیشناسید که برایتان مهم هم باشد آن کامنت درست است یا خیر! البته نبایدم بشناسید چون من جز اینکه گفته باشم تقی شهرام ها بیسواد نبوده اند و مبارز چریکی احزاب بر علیه جمهوری اسلامی درست بوده است چیز خاص دیگری هم نگفتم در این سایت، همین چیزها باعث سوختن این فرد شده است
اگر کمونیست و آگاه باشید متوجه میشوید که آن کامنت بالا از طرف یک آدم کثیف است که قصد مسخره کردن فردی را دارد و با طنز و عبارت بچه ها بچه ها ... لجن پراکنی میکند

حال اگر فقط بخاطر آن کامنت اسمم را مسخره کردی که برایم مهم نیست
ولی کلا این انتقاد موشکافانه ات را راجع به اسمم با کمال میل میپذیرم و خیلی هم خوشحالم بخاطر این نوع نگاهت به این مسئله
اما بدان که این شعار رادیکالی ترین شعار چند سال اخیر مردم ایران بوده است و در این شعار منظورم از برادر همان رفیق است!
...
0
در ضمن آقایی که اسم مرا جعل کردی و حسابی خودت را هم لو دادی که بابک خوبان (ناصر) هستی من هیچوقت نگفتم پیام پرتوی شخص خاصی هستند
خجالت بکش



این هم شعاری که ازش وحشت داری:
مرگ بر جمهوری اسلامی
...
0
آقای دکتر علمداری استاد یکی از دانشگاه های کالیفرنیای جنوبی خودش دزد و دون صفت است که فکر میکند مردم ایران مانند عروسک خیمه شب بازی با گرفتن پول از خامنه ای و یا احمدی نژاد به پای صندوق رای خواهند رفت. اینها دارند با این حرفها به شعور مردم ایران توهین میکنند. آن آقای عباس میلانی که فقط خوشقرصی بلد هست و معلوم نیست چگونه از زندان هیولاهای اسلامی بیرون آمده و اینجا با اشاره "لنگش کن " به خارجیان به خوشرقصی ادامه میدهد. گاهی احساس من این است که این ملت بیش از این که انقلابی داشته باشد خائن دارد، البته با حمایت در رسانه های غربی.اینها را می آورند و در میدیای خودشان نشان میدهند به مردم ایران که ببینید ما این چوخ بخبیارها را در دست خودمان داریم. این یعنی کارزار جنگ روانی علیه مردم و انقلابیون.
> , ژانویه 15, 2012

Write comment

smaller | bigger

busy
 
 
اعتراض حق شماست !!...........اعتراض حق شماست !!......اعتراض حق شماست !!