امروز: جمعه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۱
 
  پنل گروهها / امکانات
 
نادر جنوب: نقدی بر شکست غرب در عراق PDF چاپ نامه الکترونیک

جناب فرهاد گرامی

خسته نباشی مطلب شما عالیست ، توضیح ها هم قابل قبولند، اما کافی بنظر نمی رسند. اولا که رژیم بعث عراق سرمایه داری دولتی بود. عراق در دوران حاکمیت صدام یک قدرت اقتصادی و نظامی در میان کشورهای منطقه بحساب می آمد. میرفت که به لحاظ صنعتی هم وزنه ای شود. از لحاظ سطح تحصیلات سرامد کشورهای عربی و از نظر اجتماعی از رفاه نسبی برخورداربودند. دولت با شعار حزب بعث خود را شبه سوسیالیسم وانمود میکرد. دولت در تمامی زمینه ها در کنار مردم به آنها خدمات عرضه میکرد. با تمرکز اقتصاد در دست دولت از واردات تا صادرات جلوی عمده غارتگران را به میزان زیادی سد کرده بود. با سرمایه گذاریهای کلان در امر کشاورزی به خود کفاای نسبی دست یافته بود. تعاونیها را وسیعاً توسعه داده بودنند. از این ره آورد دست واسطه ها سلف خران نزول خواران بنک داران میدان داران و به بورژوازی داخلی و بازاریان اعم از خرد و کلان آسیب فراوان رسیه بود و آنها در سرازیری سقوط به ورطه نابودی بودنند. به ویژه روحانیت و مراجع تقلید که در اطراف اماکن مذهبی در بین مردم عادی از پایگاه وسیع و بالائی بر خوردار بودنند. به شدت از آینده خود نگران و شدیداً با پیشرفت و اصلاحات اجتماعی مخالفت میکردنند. اما علی رغم سنگ اندازیها بافت اجتماعی و تجزیه طبقاتی بطور بی سابقه ای شکل گرفته و جامعه در حال دگر گونی فاحشی میشد. همین امر در ایجاد نارضایتی و کمک های همه جانبه کشورهای مرتجع عرب و ایران به شیعیان جنوب و اکراد در شمال مذید برعلت بود.

در ضمن دولت پشتیبان سازمان آزادیبخش فلسطی بود. خلق فلسطین با وجود آواره گی و شکست در مقابل اشغالگران حاضر به دادن قربانی و سخت در حال مبارزه بود و علاوه بر سرمشق بودن در کسب احترام و جذب مبارزان سایر ملل موفق بود. از این حیث صدام حسین محبوبیتی در میان مجموعه ملت های زحمت کش کشورهای عربی و رادیکال شمال افریقا کسب کرده بود. کم و بیش داعیه جانشینی ناصر را در بین شیوخ و پادشاهان مرتجع عرب داشت. از ناسونالیسم عرب حمایت می نمود. در مورد تجزیه طلبان کرد و شیعیان جنوب وجهت سرکوبی آزادیخواهان هم که مخالف حزب بعث بودنند از هیچ کوششی فروگذار نمیکرد. در بلوک شرق خود را محصوب می نمود که ضاهری انقلابی داشت البته در مقابل عمل کرد امپریالیسم غرب.

در حقیقت به ساز آمریکا و بانک جهانی و صندق بین الملل پول و سازمان تجارت جهانی هم نمیرقصید زیرا سیستم اقتصادیش این اجازه را نمیداد. وجود کشوری این چنین با معیارهای خاورمیانه بزرگ که خواست امیریکا بود منافات داشت. با توجه به مجموع همین چند معلفه برای به زانو درآوردنش البته بعد از فرو پاشی بلوک شرق برای امپریالیسم امریکا و متحدانش بویژه امنیت اسرائیل کافی بود. تا از خلع قدرت ایجاد گردیده بلوک شرق بخوبی بهره برداری شود. امریکا تحت لوای اتهامات واهی و تحمیل اراده خود به شورای امنیت و صدور قطع نامه علیه کشور عراق مجوز حمله را کسب نمود. مرتجعین داخلی و عوامل خود فروخته که در خارج پناه گرفته بودنند و محاصره طولانی و بسیاری عوامل دیگر کشور عراق اشغال گردید. در واقع به شکلی بی سابقه و وحشت ناک به قیمت تخریب تمامی زیرساختهای کشور و تنها کشته شدن 800000 کودک در اثر محاصره اقتصادی طولانی و تداوم اشغال و شروع جنگ داخلی قریب 2000500 کشته و چند صد هزارمعلول به گفته خبرگذاریها تنها 2000000 زن بیوه نتیجه اشغال چند ملیون آواره کشورها فرار تحت اجبار باقی مانده دانشمندان اساتید دانشگاها پزشکان مهندسان و روشن فکران کشوری که تا کنون دارای حتا آب آشامیدنی سالمی نمی باشد. با این شرایط و با این بافت حکومت گران هیچ گونه چشم انداز نزدیکی به بهبود اوضاع نمیرود.

دوماً ، عراق در حال حاضر به سه کشور تقسیم شده و دیگر از آن انسجام و یک پارچه گی و قدرت گذشته برخوردار نیست برای اثبات این مدعا ایجاد نفاق بین شیعه و سنی که از خیلی وقته شروع گردیده، نمونه بارزش فرار معاون رئیس جمهور به اقلیم کردستان ، یا بخشهای تحت فرمان سنی ها برای مثال ریاست جمهوری از سنیها نخست وزیر از شیعیان ریاست مجلس با عمار حکیم و پستهای کشوری و لشگری از بعثیون و الا آخر برسر تمامی پستها ی دولتی مشاجره است با این اوصاف همین سه قسمت در آینده نزدیکی باهم در گیر میشوند. سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن .

سوماً، ایجاد اقلیم کردستان و دست اندازی سهیونیستهای اسرائیل بر آن بیشتر به وسیله بارزانیها و طمع آنها برای در اختیارداشتن منطقه کرکوک که سرشار از نفت است استخوان لای زخم خوبی جهت جنگهای آینده و وجود جمعیت ترکمنان ساکن آن و کشیده شدن پای دولت ترکیه تحت لوای حمایت از آنها که ترکیه سلهاست به کرکوک چشم داشته. اختلاف آنها بر سر بزرگ ترین منابع نفت عراق در کرکوک میتواند سالها جنگی گسترده را سامان دهد چه برای بلعیدن ثروت و نابود کردن امکانات جهت باز سازی کشور.

سوم، وجود بزرکترین سفارتخانه ی جهان به وسعت چهار برابر زمین فوتبال در بغداد با بیش از 20000 پرسنل بالغ بر دو لشگر نظامی سیاسی و ایده ئولژیک و انبارهای مملو از سلاح آماده در واقع نمایانگر اشغال کشور عراق نیست؟ تازه بعلاوه چند کنسول گری و تعداد نامعلوم کارمند با ارتشی از جاسوسان و خبر چینان و مزدوران القاعده و طالبان نیروهای ضد انقلاب کرد ایرانی که رهبرانشان در راهروهای پنتاگون پتو پهن کرده اند و وجود چند هزار نیروی مجاهدین خلق که در حال حاضرتحت حفاظ امریکائیها هستند. اشغالگران امریکائی با این سه قسمت و رهبریهایشان سیرک خوبی برای بند بازی در اختیار دارند بویژه اقلیم کردستان. در صورتیکه امریکا منافعش به خطر افتد دو باره به عراق باز خواهد گشت، مگر نیروی مقتدری جلویش را سد کند.

چهارم، امپریالیستها در عمل به این نتیجه رسیده اند که کشور ها را کوچک نمایند تا بهتر بتوانند بر آنها نسلط داشته باشند. نمونه بارزش یوگسلاوی، عراق اکنون، و افغانستان، سودان، در آینده سوریه ، ترکیه ، احتمالا ایران و پاکستان و شاید چین و روسیه، البته اگر زورشان چربید. تا کنون ابائی از کفتنش هم نداشته اند. در ضمن روی کمک چین یا روسیه هم نمیتوان چندان حساب با کرد آنها تا کنون ثابت کردنند که منافع خود را برای کشورهائی نظیر عراق و ایران به مخاطره نمی اندازند. زیرا که آنها اهل معامله اند سفت میگیرند تا بهتر بفروشند. میدانند این دست کشورها با این ترکیب رهبریها از ثبات سیاسی مستحکمی برخوردار نمی باشند. وجود چند گانگی در سیاستشان و معلوم نبودن طرف اصلی تصمیم گری نهائی در کشور کیست. بر این اساس این دو دولت مقتدر را از اجرای یک تصمیم نهائی نا امید میسازد. در حقیقت کشوری نظیر ایران که وزیر امور خارجه اش را در حال مذاکره با دولتی از مقامش خلع می کنند فاقد ثبات سیاسیند. سرمایه گذاری روی این گونه حکومتها مثل ساختن خانه کاغذی در مقابل توفان است. مدعای من پشتبانی همه جانبه روسها از سوریه و دادن جنگ افزارهای جدید. اما ایرا ن با وجود پرداخت پول ام 300 از ارسال آنها به ایران شانه خالی کردنند. با تمام این شواهد در بازی شترنج سیاست پیش بینی مهره های حریف کار چندان ساده ای نیست امکان ریسک هم در شرایطی میتواند وجود داسته باشد.. مثل حرکتی که روسیه در مقابل کل غرب در سوریه انجام داد. که تا آن زمان جز عقب نشینی کاری نکرده بود.

این درست که امریکا ابر قدرت نظامی کنونی جها ن میباشد، علی رغم قدرتش نقاط ضعفی هم دارد. پاشنه آشیل امریکا دادن تلفات و معلولانیست که طی جنگ ناگذیر بر او تحمیل میگردد. و هزینه های سرسام آور آن همین امر باعث عقب نشینی و یا در نهایت مجبور به فرار از میدان جنگ میشود. کره و ویتنام شاهد این گفته است. نوشتن این مطلب هم بر این پایه که امریکا شکست خورد ه و پا به فرار نهاده، استوار بوده. اما من هنوز به این باور نرسیده ام. در نتیجه دلائل خودم را بصورت مختصر ارائه میدهم. نخست در مقدمه من، توان اقتصادی سیاسی و اجتماعی و یکپارچه گی و حتا تاثیر گذاری آنرا در منطقه بیان داشتم. آیا عراق در شرایط کنونی قادر به سیر کردن شکم مردمش هست؟ آیا با تقسیم به سه کشور مجزا با برخورد های انتقام جویانه میتوان لطمات وارده را جبران نمود؟. آیا اگر که به فرض محال یک بخش بخواهد توان جمع آوری کشور را دارد؟ یا سایر بخشها این اجازه را میدهند ؟ .کشوری با این حجم ویرانی و شهید و معلول با بودن نزدیک به 30000 نیروی نظامی و شبه نظامی اشغالگرچگونه میتواند مدعی شکست دشمن باشد؟.و در صورت نیاز قادر است ده ها هزار نیروی رزمی از اطراف وارد میدان نبرد نماید. یا حتا از راه دور منطقه را به موشک ببندد. باید اهداف دراز مدت و کوتاه مدت امپریالیسم را در نظر داشت. نیوکانها مجریان برنامه های کئوپرشنهای اسلحه سازیند و صاحبان این کئوپرشنها نیز سهیونیستها هستند که دولتهای این چنینی دستوراتشان را اجرا می نمایند. حال باید دید چه عامل و یا عوامیلی باعث شده که اینگونه کشورها را به عصر حجر برگردانند. بنظر میرسد سخن برسر سلطه و تابعیت است و بحران سختاریست که سرمایه را به ورطه فاشیسم تمام عیار سوق داده است. اشغال گران در هرصورت بگونه ای دیگر هستند اگر که به ظاهر نیروی نظامیشان خاک عراق را ترک کرده باشند. پیروزند زیرا آنها اهداف و منافع خود را بدست آورده و باز هم می آورند. .

برای نمونه دولت امریکا بوجه نظامیش را به یک تریلیون افزایش داد اما تماماً به جیب صاحبان صنایع نظامی سرازیر گردید. پول خرید سلاحها از مالیات زحمت کشان پرداخت گردید. تا بر سر خانه و کاشانه ملتهای عراق و دیگر کشورها ریخته شد. در مقابل این همه جنایت باز چند برابر پول سلاحها را خواهند گرفت تا دو باره خرابیها را بسازند که پیمانکارانشان باز خود آنها هستند. در حال حاضر چه نیروئی مسئولیت آموزش نیروهای امنیتی و نظامی و باز سازی ارتش عراق را بعهده دارد که فردا با اولین اعتراض سینه ملت عراق را هدف قرار خواهد داد. همین اشغال گران. کشور اشغالی مستعمره و یا در بهترین حالت تحت سلطه میشود که با هزار بند و میخ آنرا محکم میکنند. کشوری مدعی شکست اشغاگراست که در وهله نخست استقلال سیاسی داشته باشد، دوم از لحاظ اقتصادی خود کفا باشد، سوم خود کفائی در دفاع ملی مثل کره شمالی و یا ویتنام که دیدیم چه گونه سربازان امریکائی از بام سفارتشان فرار کردنند. آیا در عراق کسی در حال رفتن ارتش اشغالگر سنگی به آنها پرتاب کرد؟ در حالیکه به اندازه ارتش عراق نیروی ذبده دارند. این درست که اشغالگران با تمام قدرتی که دارند در مقابل خلقهای مسمم به ذانو در خواهند آمد.

باید توجه داشت که پیروزی خلق ویتنام و کره در مقابل امپریالیسم ناشی از همبستگی خلق و یک پارچه آنها هم تحت فرماندهی اوتاریته حزبشان بود و کمک های بی دریغ چین و روسیه که هنوز چنین خار و ذلیل نبودنند. نه مشتی دکاندار طماع و دزد و وطن فروش و گماشته شده بر سه بخش عراق و شاید بعضاًهم مخالفانی در بینشان یافت شود. در صورتیکه مشتی کشورهای تحت سلطه امریکا عراق را احاطه کرده اند. بیجهت نیست که سرمایه داری این چنین هار شده اند در این میان بیشترین استفاده را اسرائیل از نابودی عراق بدست آورد و یک گام بلند در رسیدن به نقشه از نیل تا فرات برداشت و گام بعدی نا بودی سوریه می باشد. از قرار معلوم بیرون کشیدن نیروهای نظامی از عراق به مرز های سوریه گسیل شده اند. در صورت دست یابی به پیروزی بر سوریه فا تحه اعراب برای مدتها خوانده است و تقسیم مصر عربستان و یمن به چند کشور کوچک شروع خواهد گردید. اگر چه خلق قهرمان عراق در جنگی نا برابر در راه آزادی خویش ملیون ها گشته و معلول و آواره داده اند. اما مقاومت شان در مقابل دشمن اشغال گر ضد بشری ستو د نیست و درسی ماندگار برای سایر خلق هاست

 به امید پیروزی .

Comments (32)

Subscribe to this comment's feed
...
0
جناب نادر . همنطور که قبلا در باره عقب گرد های تئوریک و ایدولوژیکتان به شما گوش زد کردم - ولی از قرار این عقبگرد و انحلال طلبی را در تمامی زمینه توشه کاراتان کرده اید. و این بار انحلال طلبی را هم به ماهیت صدام ودولتش بست داده اید . اگر گرفتار کم حافظه گی و فراموشی نشده باشید. دولت صدام ازدر عراق و اسد در سوریه و قدافی در لیبی و کیم ایل سونگ کره شمالی و آتگولا و اتیوپی زمان منگیستو هاله مریوم و... نمونه های تیپک دولتهای راه رشد غیر سرمایه داری ای می باشند که از طرف ایذولوکهای سوسیال امپریالیست مورد حمایت قرار می گرفتند و تامین مادی و نظامی برای جذب و بسط سلطه امپریالیستی اش در مقابل سیستم امپریالیستی غرب تئو ریزه می شدند . ( همانند نوشته هاتف رحمانی از نشریه نوید نو - شما بخوانید حزب توده ایران ) . وشمای انحلال طلب هم با استناد به همان منابع و ماخذ و پراتیک بدفاع شرمگینانه از آنها برخاسته اید .و به آرایش چهر ه مرتجعی همچون صذام حسین بر می خیزی . واقعا می خواهمبدانم که این انحلال طلبی را تا به کجا ادامه می دهید . اشالهه که سفرشما خیر باشه .
ارغوان , ژانویه 05, 2012
...
0
دوست عزيز ارغوان
سوالاتى دارم و اميدوارم پاسخى از شما دريافت کنم.
منظور شما از سوسيال امپرياليسم چيه؟؟
و اينکه اگر هست از چه زمانى شروع شد؟؟
آيا شما معتقديد شوروى از همان ابتدا و يا اساسا سوسياليستى نبود و يا اينکه به زعم برخى از آغاز دوره اى اين کشور را سوسيال امپرياليستى ميدانيد؟؟؟؟
پيوند , ژانویه 05, 2012
...
0
سرکار خانم ارغوان سلام
من انتظار داشته و دارم تا افراد صاحب نطر با کامنت شان ایرادهای واقعی مطلب را گرفته و دامه بحث وسیع شود ، تا در پرتوش به معلومات امثال بنده افزوده گردد.
اما.... گه... گویا امثال شما خانم محترم مصبوق به سابقه قسدتان به انحراف کشیدن این گونه نوشته هاست. جای خوش حالیست که این بار کمی از اتهاماتم کاسته شده.
هدف از توشتن این نقد به توشته آقایان فرهاد-م و م-راد ،بیان پیش زمینه هائی برای خواندگانی که تازه کارند یا مطالب گذشته را نخوانده اند بهتر بتوانند در فضای بحث قرار گرفته و شرایط حاضر کشور عراق کنونی را با این ترکیب حکومتی و تلاشی آن به سه قسمت و مشکلاتی که پیش رو دارند را بهتر ارز یابی نمایند. بیشتر نشان دادن تفاوط هاست تا تعریف یا طرفداری از گذشته یا که حاکمیت کنونی. برایم تعجب آور است که شما چگونه از میان این نوشته ورشکستگی ایده ئولژیکی و کم حافظگی و یا به انحلال طلبی من دست یافتی؟ و یا من فرق بین سرمایه داری دولتی یا سوسیالیسم را تا کنون نفهمیده ام؟. آیا در این نوشته جائی برای جانب داری از سوسیال امپریالیسم که بیست سال است فرو پاشیده و یا رژیم صدام بعثی که ده سال پیش به آن سرنوشت دچارش کردنند قابل دفاع است. در مقابل مگر نه این است که هر انسان با شرف و وجدانی وظیفه انسانی دارد که از خلقهای در بند عراق در حد توان حمایت کند. نه از جانیانی که اینگونه بروی دریائی از خون کارگران زحمت کشان در بند و مظلوم کشورشان نشسته اند.
واضح بگویم من آرمان گرا هستم، اما سازمان گرا یا فرقه گرا هرگز.
سرکار خانم ارعوان اگر چه سئولات بسیاری از شما در همین چند خظی که برایم نوشته ای موجود می باشد اما از آنها گذشتم زیرا با مواضعی که نسبت به نوشته حاضر نشان دادی امیدی نمیرود پاسخی در خور بدهی زیرا انتقادات شما هیچ قرابتی به محتوای نقد حاضر ندارد.
در خاتمه خاطر نشان سازم این درست است که من تصادفی بین شما برخورده ام چه میشود کرد مقصر من نیستم این را شرایط تحمیل نموده، حتا در حال حاضر هم نه سلامتی و نه شرایط امنیتی آن اجازه را به من میدهد، و گرنه شرافتمندانه هر گز مرا در این وضع نمیدیدی. بقول فردوسی: تو برزگری بیلت آید بکار. هر کسی بهر کاری ساخته شده. با کمال تاسف باید بگویم در حال حاضر هیچ چیز سر جای واقعی خودش قرار ندارد. برای نمونه بگویم که کوتوله های سیاسی در این شرایط تاریخی که فاشیسم عریان سر از خاکروبه های بحران عظیم ساختداری نظام گندیده سرمایه داری بیرون کشیده و خود را در ابعاد جهانی این چنین بیرحمانه یکی پس از دیگری کشورها را به خاک و خون میکشدجماعت هائی هنوز کندر خم یک کوچه اند. این کوتوله های سیاسی و فاقد رگه ای انقلابی امثال حکمت ها و شرکا که به خود لقب مارکس زمان عطا نمود و در مقابل آرامگاه مارکس هواریونش مجسمه ای از مرشدشان را نشاندن، البته از قبلش نذری هم میخورند. جالب این که برسر جانشیی اش هراز چند گاهی باوائیست و پس آن هم انشعابی، یا جناب باب آواکیان با آوردن سنتر نوین خط بطلان بر کارنامه خونین پرلتاریا در عرصه گیتی می کشد تو گوئی که جامعه بشری عصر گندیده گی سرمایه داری را پشت سر نهاده و بشریت حاضر نیاز مبرمی به سنتزی نوین دارند. یا نسل روزیونستهای قدیم و نوه و نبیرهای بازمانده شان توده ای اکثریت و یا راه کارگر اقلیت و تروتسکیهای خیانت پیشه که آسکاریس جامعه بوده و هستند. گاهی آدمی فکر میکند این دست قاریان در گوش الاغ خوابیده اند، نه در جهان واقعی زندگی می کنند.
باری سرکار خانم ارعوان من به هوش و ذکاوت شما غبطه میخورم که در جهت درست به طبقه کارگر بهره نمی رسانی در سال جدید برایت آرزوی به روزی دارم. نادر جنوب 2012 - 1 - 5
???=============?? , ژانویه 05, 2012
...
0
ر دوران حاکمیت صدام یک قدرت اقتصادی و نظامی در میان کشورهای منطقه بحساب می آمد. میرفت که به لحاظ صنعتی هم وزنه ای شود. از لحاظ سطح تحصیلات سرامد کشورهای عربی و از نظر اجتماعی از رفاه نسبی برخورداربودند. دولت با شعار حزب بعث خود را شبه سوسیالیسم وانمود میکرد. دولت در تمامی زمینه ها در کنار مردم به آنها خدمات عرضه میکرد. با تمرکز اقتصاد در دست دولت از واردات تا صادرات جلوی عمده غارتگران را به میزان زیادی سد کرده بود. با سرمایه گذاریهای کلان در امر کشاورزی به خود کفاای نسبی دست یافته بود. جناب نادر خان این را می گویند به دفاع از جوجه فاشیستهائی که از نزاد تز " راه رشد غیر سرمایه داری " می باشد . خیلی به زمان و آسمان فحش و بد و بیراه داده ای ولی نمی توانی دفاع شرمگینانه ات را از دولت مرتجع و وابسته صدام لاپوشانی کنی . این همان توشه سفری است که توشه آن بازگشت به عقب و انحلال طلبی در معیار ها و مواضع . یا این دولت صدام یک دولت ارتجاعی است یا نه . از قرار شما به این امر معتقد هستید که نه . و سعی کن پای دیگران را به این مطلب نکشانی . چون دار دسته اخوان حکمت به این گاف شما ربطی ندارند .
ارغوان , ژانویه 06, 2012
...
0
خانم ارغوان به نظر میرسد که شمامی باید خود را هرچه زودتر به یک روان پزشک نشان دهی زیرا انسان سالمی این گونه برخود نمیکند. من باکی ار مزدوران فرقه حکمت یا سایر روزیونیستها نداشته و ندارم. رژیم صدام را هم سرمایه داری دولتی دانسته و جنایات و سرکوب گریش را هم در مورد آزادیخواهان نوشته ام گویا شما از بستگان حاکمیت کنونی عراق باشی و نظام سرمایه داری را هم نمی شناسی و گرنه چادرت را به کمرت نمی بستی و گاله ات را باز گرده هرچه که لایق خود و هم پالگیهایت است به دیگران نسبت دهی. برو خدا روزیت را جای دیگر حواله دهد. پیداست که مطلب بد جوری سوزنده.نادر جنوب
نادر جنوب , ژانویه 06, 2012
...
0
چند نکته:
1. چرا جناح چپ جنبش ملی اسلامی ( از حزب توده و اکثریت بگیر تا تمام انشعابات آن) فرقی بین حمله امریکا به عراق با انقلاب مردم سوریه قایل نیستند؟ به نظرمن برای اینکه اختلاف اینها با "امپریالیسم" دعوای خانگی است. دعوای اینها بر سر این است که بتوانند با تصاحب صنایع ملی خود تسمه از گرده طبقه کارگر بکشند. به همین دلیل علیه انقلاب مردم هستند. اینها اگر بتوانند سوار انقلابات بشوند و امید داشته باشند که بجایی برسند از ان انقلاب پشتیبانی می کنند اگر نه همه توطیه است.
2. از نظر سیاسی عروج اینها در ایران با قدرت گرفتن جمهوری اسلامی بود. هرچه که جمهوری اسلامی در سرازیری افتاد، جنبش اینها نیز تضعیف شد. امروز نیز نه کسی در جامعه حرف اینها را می خرد نه نفوذی سیاسی دارند. با جمهوری اسلامی بدنیا امدند و با رفتن آن نیز میدان را خالی خواهند کرد. بی جهت نیست که با هر بهانه ای به دفاع از ان می پردازند. آرزو وامال اینها همان رژیمهای صدام و اسد و قذافی و ناصر بود. امید داشتند که خمینی در ایران شریکشان کند که نشد. حتی قسم خوردند که سوسیالیسمشان را از علی اموخته اند امام ضد امپریالیسم احتیاجی نمی دید که شریک زیادی داشته باشد.
3. کینه اینها به کمونیسم کارگری ریشه تاریخی دارد. جنبش کمونیسم کارگری برای اولین بار اینها را افشا کرد. نشان داد که اینها ربطی به جنبش کمونیستی ندارند. نشان داد که اینها بخش چپ جنبش ملی اسلامی اند. به همین دلیل منزویشان کرد و به همان جایی فرستاد که سرنوشت جمهوری اسلامی رهبر ضد امپریالیستشان بود.
4. از نظر اینها تمام انقلابات در خاورمیانه دسیسه غرب است. البته خیلی که لطف کنند انقلاب مردم مصر و تونس را استثنا می کنند چون علیه رژیمهایی بود که به باند مقابل نزدیک بود. جناح چپ جنبش ملی اسلامی تمام برنامه اش در بهترین حالت یا کره شمالی است یا چین. اینهادر حسرت اینکه بتوانند با کارگر ارزان ایران صنایع ملی درست کنند و دست در بازارهای منطقه ببرند همیشه اه می کشند. با حسرت از صدام یاد میکنند که چه بهشتی برای مردم درست کرده بود. توده توده گفتنشان بیشتر عوامفریبی است. چون همین توده ها فریب می خورند و رژیمهای ملی اینها را با تیپ پا سرنگون می کنند. کینه اینها به انقلابات و مردم در هر تند پیچ سیاسی عیان می شود. این جنبش ملی اسلامی دیگر دوره اش به پایان رسیده است. تناقضات و بن بست فکری آن به این دلیل است که با روی کار امدن طالبان و جمهوری اسلامی و ... تمام ارمانها و برنامه های آنها افشا شد و خصوصا کمونیستها توانستند ماهیت طبقاتی جنبش اینها را افشا کنند. به نظر من تناقضات نوشته شما که مردم عراق را مجنون و دیوانه قلمداد می کنید بیشتر از انکه تحلیل باشد اخرین ناله های یک جنبش ورشکسته است.
جنبش شکست نخوردگان , ژانویه 06, 2012
...
0
یکی می مرد زدرد بی نوائی یکی میگفت خانم زردک میخواهی. نادر جنوب مستحق این گونه برخوردی چرا که به نقد مطلب کسی پرداختی که شهامت پاسخ کامتی هم نداشت رفیق سیع کن دنبال تیله های این چنینی نیفتی .
حشمت , ژانویه 06, 2012
...
0
سلام با عرض معذرت جنبش کاغذی این نوشته ای را که باز تایپ کرده ای خیلی قدیمی ست نمیشه تقاضای یه نوشته تازه از مسئول تان کنی. آخه به هر کجا که سری می زنم این قبیل انشاهای مدرسه ای را مشاهده میکنم. ضمن سایت گردی به چند نفر برخوردم که روی همین اعلانات شما جنبش ورشکستگان که بعد از مردن رهبر آواره شده به اروپا با همدیگر کلنجار میرفتند که آخر این چه وضعشه این کامتهای جنبش آوارگان چه ارتباتی با نوشته های مطالب داره. یکی نیست به این حضرات بگوید دوستان فرق ........با شقیقه در چیست یا ارتباتشان چگونه می باشد.
جار =============چی , ژانویه 06, 2012
...
0
من مطمئنم که بسيارى در اين سايت از عبارات و وازه هايى استفاده ميکند که اساسا نميدانند به چه معناست. از جمله ارغوان.
خانم ارغوان خانم من از شما سوالى کردم٬ چرا پاسخ ندادى؟ سوالات من در کامنت دوم قرار گرفته؟؟ تو اساسا ميدانى سوسيال امپرياليسم چيست و ميتوانى علائم آنرا براى ما بشمارى؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پيوند , ژانویه 06, 2012
...
0
حشمت عزيز
شايد نويسنده بيمار است و يا در خانه نيست. اين ارغوان است که بيمار است و نه نادر جنوب که هدفش باز کردن مطلبيست.
ناصر , ژانویه 06, 2012
...
0
با سلام و پوزش از آنکه چند روزی با اینترنت تماس نداشتم و نتوانستم پاسخ دوستان را زودتر بگویم .

دوست عزیز محمد ، شما بحث من و آقای راد را فکر می‌کنم درست متوجه نشدید که آنرا با نظر تقواییست‌های حکمتی اشتباه گرفته‌اید . همانطور که از عنوان مقاله مشخص است صحبت از شکست آمریکاست . معنی‌ شکست آنستکه به اهدافی که میخواهی‌ دست نیابی . مقاصد آمریکا دقیقا همنهاییست که شما هم بدان واقف بوده و مطرح کرده‌اید ، اما تا کنون با دلایلی که گفته شد نتوانسته بدانها دسترسی‌ کامل پیدا کند .

اما وابستگی به امپریالیسم و ضدیّت با آن مساله ایست که نزدیک به پنجاه سال است بر سر آن در جنبش چپ ایران و جهان بحث و درگیری نظری موجود است . از زمانیکه بخشی از جبهه‌ ملی‌ خارج از کشور به نام "وحدت کمونیستی" و با نشریه "رهایی" در اواخر سالهای ۱۳۴۰ و قبل از آنکه خبری از حکمت و حکمتیستها باشد با نفی بورژوازی ملی‌ و نیروهای ضدّ امپریالیست بینا بینی پا به عرصهٔ جنبش چپ گذاشتند ، این مبارزه فکری و تئوریک همچنان ادامه دارد . من در اینجا قصد دامن زدن به این بحث اساسی‌ و مهم را ندارم ، اما امید است که بزودی بتوانیم آنرا بطور مستند و دقیق مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم ، ضمنا فکر می‌کنم کسانی‌ که جز طبقه کارگر و کمونیستها هیچ گروه دیگری را ضدّ امپریالیست نمی‌دانند هم دلایل خود را مطرح نمایند .

من این سوال‌ها را بارها با کسانی‌ چون "م " و الف - جی مطرح کرده‌ام اما تا کنون پاسخی دریافت نکرده‌ام ، امیدوارم دوستان دیگر برای روشن شدن بیشتر بدانها پاسخ گویند.

ضدّ امپریالیست بودن یعنی‌ چه ؟

آیا جبهه‌ ملی‌ به رهبری دکتر مصدق ، جنبش مسلمانان مبارز دکتر پیمان ، سوکارنو ،مورالس ، شاوز ، کوریا رهبر اکوادور ، رمرو کشیش السالوادوری ،آلنده ، مصدق ، بازرگان ، طالقانی و.... ضدّ امپریالیست محسوب میشوند و یا وابسته به آن ؟

ضمنا جناب محمد ، ضدّ امپریالیست بودن مفهومیست نسبی‌ نه مطلق ، یعنی‌ آنکه خرده بورژوازی و بورژوازی داخلی‌ ( ملی‌ ، متوسط ، لیبرال و یا هر نام دیگری که بر آن می‌گذارید ) همانند طبقه کارگر و کمونیستها ضدّ امپریالیست نیستند و به این دلیل به آنها نیروهای ناپایدار میگویند . اگر سوکارنو ، مصدق ، مورالس و.. را ضدّ امپریالیست بخوانیم کم لطفی‌ به کمونیست‌های ضدّ امپریالیست نیست .در آخر شما بدرستی گفته اید که اختلافات واقعی بین ایران و امپریالیستهاست ، اما چگونه است که در رابطه با عراق که متحد ایران است آنرا صحیح نمیدانید.

جناب هدایت کسی‌ فرار آمریکا از عراق را به معنی‌ پیروزی کامل مردم عراق نمی‌داند . شما بعنوان یک "م -ل " با دانشی که دارید درک کارگری مبارزه خلقها را به ما بیاموزید که بتوانیم به اشتباه خود پی‌ برده و از خود انتقاد کنیم . همچنین به سوال‌های بالا اگر بسیار سخت نیست پاسخ دهید و ضمنا بگویید گروه‌های شیعه طرفدار صدر و دیگر گروه‌های عراقی چگونه و با چه اسنادی به امپریالیسم آمریکا وابسته اند .

بهتر بود به چند نمونه از تناقض در گفتار بالا نیز اشاره و تحلیلی دیالکتیکی و طبقاتی از مبارزه امپریالیستی را به خواننده گان ارائه میکردید .

جناب " جنبش کم شکست نخورده " چند باری است که خوانندگان را به مقالات تقوایی رجوع می‌دهید ، اولا کسانیکه به سایت اعتراض می‌آیند ، اکثرا به سایت‌های دیگر برای آگاه شدن از وضعیت نیروهای مختلف هم رجوع میکنند و احتیاجی به آدرس دادن شما نمی‌باشد . ثانیا چرا شما خود دست به نوشتن و توضیح این مقولات نمیزنید و احتیاج دارید رهبرتان در مورد این مسائل خط بدهد . ثالثاً ، احتیاجی به خواندن مقالات تقوایی و یا رهبر عقیدتی او حکمت نیست ، شما میتوانید به سایت "اسناد اپوزیسیون " رجوع کرده و مقالات و جزوات گروه " وحدت کمونیستی" و نشریه "رهایی" را بخوانید ، خواهید دید قبل از آنکه تقوایی و حکمت در جنبش وجود داشته باشند آنها همین حرفها را بهتر و" تئوریکتر " مطرح کرده‌اند .

ضمنا از شنیدن کلمات چپ . کمونیسم ، مارکسیسم و تئوریها‌ی خرده بورژوازی و... از مریدان حکمت که تا قبل از مرگش از همکاری و فعالیتهای گسترده با سلطنت طلبها و دیگر گروه‌های ارتجاعی در سرتاسر اروپا و آمریکا دفاع میکرد . انسان را به حالت تهوع می‌اندازد .

FARHAD , ژانویه 06, 2012
...
0
خانم ارغوان شما کلمه "انحلال طلب " را برای هر مطلب و در هر جمله‌ای استفاده می‌کنید ،دیگران را نمی‌دانم اما من این کلمه شما را اصلا درک نمیکنم ، اگر مزاحمتی نیست قدری آنرا توضیح دهید.

نکاتی‌ را که جناب نادر در رابطه با عراق در دوران صدام حسین در مقاله‌اش مطرح می‌کند و شما هم به آنها اشاره کرده اید ،( قدرت سیاسی نظامی ، تحصیلات، رفاه نسبی‌ و...) فاکت‌هایی‌ صحیح و واقعی است ، آیا شما آنهارا تکذیب می‌کنید ؟ اینها چه ربطی‌ به تز‌ ارتجاعی راه رشد غیر سرمایه داری دارد. به یکی‌ گفتن در مهمانی حرفهای گنده بزن او هم شروع کرد گفت فیل ، زرافه ،شتر و...، این به حال شما شباهت دارد که از کلمات گنده و پیچیده استفاده بی‌ ربط می‌کنید .

طرفدار جنبش حزب کاغذی واقعا که مانند رهبر عقیدتی ات حکمت بویی از م - ل نبرده‌ای و مفهومی بنام استقلال نمی‌دانی و یا بدان اعتقادی نداری . شما می‌خواهید همراه سلطنت طلبها و دارو دسته رجوی در رکاب آمریکا و ناتو رژیم جمهوری اسلامی را سرنگون کرده و خود بعنوان نوکر آمریکا بجای آن بنشینید، اما در آن زمان مردم ایران به همراه نیروهای انقلابی اول شما تفاله‌ها و اربابانتان را از سر راه برداشته و نابود میکنند و استقلال خود را حفظ مینمایند ، سپس به سراغ جمهوری اسلامی برای بدست آوردن آزادی ، برابری و عدالت اجتماعی خواهند رفت.

اگر قرار باشد بین استثمار کارگران ، زحمتکشان و بقیه مردم ایران توسط سرمایه داری امپریالیستی و سرمایه داری داخلی‌ یکی‌ را انتخاب کنیم ، ما به مانند آمریکا ، ژاپن ، چین ، روسیه ، اروپا دومی‌ را انتخاب خواهیم کرد و اولی‌ مانند عربستان ، ترکیه ، مکزیک ، پاکستان ، اندونزی، و .... که خواست شما می‌باشد را به دور میاندازیم .

شهید گلسرخی در بیدادگاه نظامی گفت ، من از علی‌ به سوسیالیست رسیده ام ، و در راه دفاع از کمونیسم و کارگران و زحمتکشان شهید شد اما تو و رهبرت حکمت که معلوم نیست "کمونیسم" را از کجا آموخته اید به محض سخت شدن اوضاع فرار را بر قرار ترجیح داده و به بقیه درو دسته هم فرمان فرار دادید . ضمنا جواد قأئدی هم از مجاهدین مسلمان به گروه سهند ختم شد .

FARHAD , ژانویه 06, 2012
...
0
بعد از مرگ استالین، نظام سوسیالیستی تغییر ماهیت داد. خروشچف و شرکا دو شعار مسالمت آمیز و سه شعار همه خلقی را آغاز کردند؛ گذار مسالمت آمیز(به جای انقلاب قهری )، همزیستی مسالمت آمیز(به جای مبارزه طبقاتی) و دولت همه خلقی(به جای دولت پرولتری و دهقانی) حزب همه خلقی(به جای حزب پرولتری)و دمکراسی همه خلقی(به جای دیکتاتوری پرولتاریا). این شعار های اصلی ریزیونیست بودند که به مردم شوروی و دنیا دیکته می کردند. آنها در گفتار سوسیالیست و در کردار که بعدا آشکار شد امپریالیست بودند. حمله آشکار آنها به چیکسل واکی سابق و آفغانستان نماینگر واقعی، خصلت امپریالیستی نظام آنها بود.حزب توده ایران و حزب دموکراتیک خلق افغانستان نمایندگان اصلی آنها بودند.
معاملات این دو حزب ونیز خیانت آنها برای مردم این دو سرزمین آشکارست. اسناد آنها نشان می دهد که آنها به مارکسیسم لنینیسم ایمان نداشتند ولی کتاب های آنها را منتشر می کردند و خودشان هر گز جرئت نکردند که خود را مارکسیست و لنینیست بنامند چون اربابان سوسیال امپریالیست شان به آنها چنین دستور می دادند. رزیم سوریه ، عراق، لیبی،ویتنام ،کوریا شمالی ، انگولا و کوبا نونه سرمایه های بیورکراتیک دولتی است. در اخیر باید گفت که با مرگ استالین ، سوسیالیسم در شوری مرد و ریزیونیسم قدرت را در شوروی قاپید . مرگ استالین پایان سوسیالیسم در شوروی است. با عرض پوزش که به سئوال نادر عزیز من به جای ارغوان جواب دادم. امید است رنجور نباشید.صمد
صمد , ژانویه 06, 2012
...
0
با تشکر از صمد . ولی قبل از اینکه به مطلب دوم بپردازم . بایستی خدمت آقای نادر خان جنوب عرص کنم که این گفتار شما من را به یاد نشریه توفیق که کاریکاتوری را در وصف فرخ لوقا پارسا وزیر فرهنگ رژیم پهلوی چاپ کرده بود . می اندازد . که در آن کاریکاتور فرخ لوقا را باقامتی بلند و ایستاده و تعدادی از قرار همانند نادر خان جنوب در زیر دامن فرخلوقا ایستاده بودند و به سمت بالا نگاه می کردند . واقعا که. در ضمن اگر فکر کردی که من " زری خانم " معروف جلوی دانشگاه تهران که " چادور به کمر بسته بود " . واما در باره واژه سوسیال امپریالیسم .. همانطور که صمد بیان کردند . بعد از عصب قدرت در شوروی سوسیالیستی بعد از مرگ استالین وبقدرت رسیدن دار دسته رویزیونیست خروچف - برژنف است که دست به تخریب تمامی دستاورد های ساختمان سوسیالیزم تحت شعار های " ایوان مخوف " حزب تمام خلقی و دولت تمام خلقی و جامعه تمام خلقی و ... را در دستور کارشان گذاشتن . و این اهداف از طریق منادیان فارسی زبان آنها حزب توده بطور مرتب در ایران و دیگر نقاط جهان چار زده و تبلیغ می شد . در ادامه یابی و رشد این بورژوازی نوع خاستهو از طرف دیگر برخاستن تضاد های طبقاتی در دل اقمارشوروی و بخصوص با با قیام پراگ که به " بهار پراگ " هم معروف می باشد . این بورژوازی نو خاسته با اشغال چکسلواکی سابق و در بداغان کردن آن قیام بود که آنرا به عنوان " پله پرش " و یا پای گذاری به مرحله سوسیال امپریالیسم گذاشت و برای حفظ شرایط و امیال سیاسی و ایدولوژیکی این بورژوازی . و از طرف دیگر و بسط و نفوذ یابی هر چه بیشتر در مناطق انرژی و سوختی جهان پای به مبارزه جانانه را با رقیب امپریالیستی اش یعنی امپریالیسم آمریکا را در دستور کارش گذاشت . و اتفاقا " تز " و یا تئوری " راه رشد سرمایه داری " دقیقا حربه سیاسی ای بود که از حاکمان نوین کرملین برای نفوذ یابی در جنبشهای رهائی بخش بجلو گذاشته شد . که انعکاس این " تز " را در دولتهائی که از طریق کودتا همانند صدام و اسد و منگیستو و... بسر کار آمدند شاهد بودیم . که جناب نادر خان جنوب به تعریف و تمجید این گونه دولتها نشته اند .
ارغوان / , ژانویه 06, 2012
...
0
از قرار نادر خان جنوب فراموش کردند که " تز " شمن ، دشمن من دوست من است . و ما نمی تئوانیم با رژیم صدام دشمن رزیم سابق و و همچنین دشمنی با رژیم جمهوری اسلامی ایران که دشمن مردم ایران و انقلاب در منطقه می باشد دست به بسوی دشمن رژیم جمهوری اسلامی دراز کرد . ( یا به تعریف از آنها بر خاست ) چون این فرمول بندی و دشمن سازی از ساختههای دست لئو ن ترتسکی می باشد . که از قضا شما هم دعاوی مخالفت با آنرا دارید . هر گاه و هر نظری و هر موضعی که بخواهد مرز های انقلابی که از طریق مبارزه تئوریک و ایدولوژیکی کهبوسیله کمونیستهای راستین بر علیه باند رویزیونیست خرچف - برژنف و یا همان سوسیال امپریالیستها را مخدوش کند و به یک مواضع بینابینی برسند . از لحاض سیاسی بقه این امر می گویند انحلال طلبی . که برخاسته از دیدگاههای پراگماتیستی که برخاسته و پیروی از دیدگاههای سانتریستی می باشد . حالا باز هم بگو که من از رژیم صدام در مقابل رژیم پهلوی و رژیم خمینی دفاع نمی کنم . در ضمن این من نیستم که " چادر بکمر بسته ام " بلکه از قرار این شما انحلال طلب می باشید که " شلورتان ازر پایتان پائین افتاده " و آنرا نمی بینی .
ارغوان / , ژانویه 06, 2012
...
0
سرکار خانم ارغوان
منظور من از بستن چادر به کمر توهین نیست معمولا در شهرستانها یا روستاها وقتی نظاعی در میگیرد زنان چادر که پوشش اضافه ای میباشد آنرا بروی لباس خود محکم پیچیده و می بندنند و آماده داعوا میشوند. از آنجائیکه من با شما سرجنگی نداشته و ندارم اینرا گفتم. البته در مقابل توهیهایت با کمال تاسف انتظار چنین حرف آچنانی که شما به من نسبت دادی از شما میرفت سیع کنید حرمت خود را نگهدارید. این سایت محل برخورد اندیشه های سیاسی است نه مسائلی دیگر اگر نوشته هایم شمارا معذب میکند میتوانید آنها را نادیده بگیری. موفق باشی
نادر جنوب , ژانویه 07, 2012
...
0
جناب نادر جنوب شما چقدر دل پاک و ساده ای که با آقای ارغوان دهن به دهن شده ای. این آقا ارغوان با آن داستان ساختگیش از توفیق خودش را لو داد که از آن دسته مردهای لمپن منش و با سبیلهای از بناگوش در رفته است. آخر کدام زن را دیده ای که دیدن زیر دامن یک زن برایش اینقدر جالب و هیجان انگیز باشد که این داستان سکسی و پرنو را در ذهن خود درست کند. زمانی که هفته نامه توفیق توقیف می شود خانم « فرخ لوقا» ؟؟؟؟ وزیر فرهنگ نبوده است که توفیق چنین کاریکاتوری سکسی از آن درست کرده باشد که دیدن آن باعث حالی به حالی شدن آقا ارغوان ما شده باشد . دیدن چنین کاریکاتوری سکسی ( پرنو) برای هیچ زنی اینقدر جالب و هیجان انگیز نمی شود که پس از ۴۵ سال از توقیف توفیق هنوز جذابیت و هیجان آن در ذهنش باقی بماند . مگر این که طرف ( آقا ارغوان ) از آن دسته مردانی باشد که چادر به سر می کردند و به حمام زنانه می رفتند تا دیدن قد و قامت لخت زنان باعث ارضا حس حیوانیشان شود . در ضمن به مصداق « خسن و خسین هر سه دختران معاویه بودند » اولا آن خانم وزیر اسمش « فرخ لوقا » نبوده بلکه نامش فرخ رو پارسا بوده . دوما وزیر « فرهنگ » نبوده بلکه او وزیر آموزش و پرورش بوده و سوما در زمان انتشار مجله توفیق او وزیر نبوده و چهارما آن خانم مورد نظرش نامش « زری » نبوده بلکه زهرا خانم بود. معلوم نیست این آقا ارغوان این همه بی سوادی را از چه کسی به ارق برده . .... خیلی مضحک است . ین دارو دسته فرقه بابیون واقعا انقدر ذلیل و خوار شده اند که روزانه تغییر جنسیت می دهند . فرقه بابیون هنوز در باغ و هوای تز ارتجاعی سه جهان بسر می برند . شورش ارتجاعی و وابسته به امپریالستها در چکسلواکی را « بهار پراک» و « قیام مردم پراک » می نامند و در « سرکوبش » اشک تمساح می ریزند. امروز دیگر همه می دنند که آن بلوای ۱۹۶۸ چکسلواکی و دوبچک جاسوس هیچ چیز نبود مگر یک جرکت کاملا ارتجاعی و ساخته شده توسط امپریالیستها بر بستر بخشاْ نارضایتی توده ها از سیاستهای رویزینیستی . این آقای ارغوان که با این آب و تاب از بلوای ارتجاعی « بهار پراک » سخن می گوید باید از آن دسته پیروان تز ارتجاعی سه جهان باشد که در کنار امپریالیستها برای سرکوب « بهار پراک» هر سال مراسم برگذار می کنند . آقای ارغوان خان تو که هورا کش انقلابات نارنجی و ارغوانی امپریالستها هستی ( و از شدت علاقه ات به انقلابات رنگی نام ارغوان را برای خود انتخاب کرده ای) به ما بگو این « انقلابیون» ارغوانی در کشور چکسلواکی چه گلی بر سر مردم و کارگران آن کشور زده اند که ایچنین از « قیام پراک » و بهارش حرافی می کنی . این جنایتکاران و « انقلابیون » نارنجی و ارغوانی که در آن کشور حاکم شدند نه تنها بدستور اربابان امپریالیست کشور را به دو تیکه تقسیم کردند بلکه هر آنچه از سوسالیسم هم که باقی مانده بود را نابود کردند .و تمام خدمات عمومی را که رویزینیسها به هر دلیل آنها را از بین نبرده بودند را محو و نابود کردند . آقای ارغوان خان روسری را از سرت بر دار و برو تو این دو کشور تیکه شده و با کارگران و بازنشتگان آن کشورها دو دقیقه در مورد « بهار پراک » و آن « قیام پراک » صحبت کن . ببین چطوری با اردنکی تو را از خود دور می کنند . برو تو لهستان و با کارگران و مردم بیکار در مورد انقلاب نارنجی لخ والسا صحبت بکن تا سوزش قفا و پس گردنی را بر پس گردنت احساس و نوش جان کنی.سرمایه داری لجام گسیخته مردم این کشورها را چنان در لجنزار فقر و بدبختی فرو کرده است که همان دوران نیمبند سوسیالیسم و حاکمیت رویزینیستها به یک رویای بهشت گونه تبدیل شده است.علی رغم حاکمیت رویزینستها اما به اعتبار شاختمان سوسیالیسم نیم بند مردم و کارگران از حداقل زندگی انسانی برخوردار بودند . همه دارای مسکن بودند . همه از حق کار و بهداشت برخوردار بودند و همه از تحصیل و مرخصی رایگان برخوردار بودند. آقا ارغوان اینها واقعیتهایی هستند که هرچقدر چادرت را تنگتر بگیری باز هم از گوشه چشمت قابل مشاهده هستند . شورش « بهار پراک » کذایی که در سرکوبش اشک تمساح می ریزی هدفش ایجاد همین شرایط ذلت بار بود که اکنون مردم این کشورها دچارش شده اند. آقا ارغوان چادر و مقنعه را از سر بردار و نگاه ای به نتایج « انقلابات » نارنجی و ارغوانی اطراف خود بیافکن . شاید شرم به سراغت آید و دیگر با نام « ارغوان » ظاهر نشوی. بهرام جوشن
بهرام جوشن , ژانویه 07, 2012
...
0
از قرار جناب بهرام روشن هم بغل دست پلیس مصر دوره دیده اند . چون پلیس مصر زنان و بخصوص دخترانی را که در مبارزات و تظاهراتهای خیابانی دستگیر می کرد و بعد از فشار و اذیتهای سادیستی برعلیه آنها در لانتها آنها را وادار به آزمایش باکره ای بودند وا می داشت . راستی جناب روشن اگر خاستید شما هم بیاید و بنده را با همان سبک کازری که دوره دیده اید مرا هم آزمایش کنید که هعم باکره هستم و هم از جنس مونث می باشم این گوی و این میدان . بیا بابا دست و استین بالا بزن .ولی از شما های لمپن بیش از این مرادی نیست .
ولی چه جالب است که همان خطی که نادر خان جنوب بدست گرفته اند و بدفاع از رژیمهائی همانند صدام را پیشه کرده اند و در گذشته همدر باره جامعه رویزیونیستی شوروی و وجود نعایم همانند مسکنم و کار و بهداشت و آموزش و پرورش را بیان کرده بودند . دوباره همین خط را جناب بهرام روشن بدست گرفته اند و بدفاع از جوامع سرمایه داری دولتی فاشیستی حاکم بر اقمار شوروی را علم کرده اند . همانطور که خدمت نادر خان جنوب بیان نمودم این خط دفاع ازجامعه رویزیونیستی و سوسیال امپریالیستی شوروی دقیقا برخاسته از سیاسته خارجی آنها در مقابل تبلیغات حریف امپریالیستی اشان ، یعنی آمریکا بود و می باشد .دفاع برخیزی از یک چنین دیدگاهها و مواضع دفاع از منافع سوسیال امپریالیستها در مقابل امپریالیسم رقیب ، یعنی آمریکا می باشد . که در محتوای خود باز گشت به عقب و عقب نشینی از مواضع انقلابی و کمونیستی در قبال هر دو اوردوگاه امپریالیستی می باشد . که جناب روشن هم نا شیانه بند را به آب داده اند و همزمان از" ستم و زور گوئی رویزیونیستها " در چکوسلواکی و لهستان سخن می راند و همزمان بنده را به مردم آن کشوذ رجوع می دهند که " با اوردنگی از طرف همان ( چک و لهستان ای که از زور گوئی های رویزیونیستهای حاکم به ستوه آمده اند ) مردم بدرقه می شوم " بابا این حنای توده ای شما دیگر رنگ و لعابش را از دست داده . و اما در مورد اداره آموزش و پروش - که اینقدر لغز خوانی می کنی - اگر کمی گوشهایت را باز کنی است که به ان می گویند وزارت فرهنگ و آموزش و پرورش . در ضمن آن کاریکاتور توفیق دقیقا وصف حال مردهای مریض و جبونی همانند شما ها می باشد که ردای زن را در چادور و چارقتش می یابد . دفاع از دستاورد های رویزیونیستها ی روسی واهداف توسعه طلبانه سوسیالی امپریالیستها . انحلال طلبی می باشد /. در مورد چک اگر خواستید باز هم توضیح می دهم . اشالهه که برای آزمایش مونث بودن و باکره بودن بنده حاصر و آماده باشید . و منتظر اعلام وقت ویزیت شما می باشم
ارغوان , ژانویه 07, 2012
...
0
واقعاْ وقتی گفته می شود که فرقه بابیون سر در استفراغ حضرت جرجیس آواکیان کرده اند و حتی برای تجدید تنفس دوباره حاظر به خارج کردن سرخود از تو استفراغ نیستند ؛ چندان حرف نادرستی زده نشده است . این آقا ارغوان آمد که فول خود را ترمیم کند زد و کلی فول جدید از خود به جای گذاشت . آقا ارغوان خان اولاْ نام من جوشن است نه روشن . این بی توجه ای تو ناشی از این حقیقت است که به غیر از استفراغات حضرت باب چیز دیگری را هم نمی خوانی . دوماْ لازم نیست به شیوه و فرهنگ حاکم بر ذهنت ( یعنی دست تو پاچه مردم کردن ) تشخیص داد که جنابعالی یک مرد نکره هستی که از نظر فرهنگی بسیار عقب مانده و داش مشتی هم تشریف داری . عین نوشته ات را به همسر ؛ خواهر و یا هر زن دیگر نشان بده تا بدون معطلی به تو بگوید که این نوشته از مغز علیل یک لمپن شهر نویی و مردسالار بیرون آمده است . آخر مردک دیوانه کدام زن متشخص را دیده ای که رک و راست از دیگران بخواهد که باکره ای بودنش را امتحان کنند که تو می خواهی دومیش بشوی . خوب به آنچه که نوشته ای دقت کن . تو با کمال وقاحت نوشته ای «اشالهه که برای آزمایش مونث بودن و باکره بودن بنده حاصر و آماده باشید . و منتظر اعلام وقت ویزیت شما می باشم » تنها یک مرد لمپن داش مشتی می تواند چنین بی شرمانه «منتظر اعلام وقت ویزیت » باشد . جای شکرش باقی ست که قیمت ژتونت را اعلام نکرده ای . در فرهنگ گفتاری یک زن بیچاره خود فروش هم چنین جملاتی یافت و گفته نمی شود. دوماْ درک و شناخت تو وامثال تو از سوسیالیسم چیزی شبیه به همان فرهنگ لمپنی نشت کرده در مغز علیلت می باشد . سوسیالیسم در شوروی یک خیال ذهنی نبود که یک شبه از خیال و ذهن محو و ناپدید شود . سوسیایسم یک مادیت قوی بود که بر بستر لغو مالکیت خصوصی و سه دهه مبارزه طبقاتی - سیاسی مادیت یافته بود . رویزنیستها در آن کشور تلاش کردند که توقف وعقب گرد در نظام سوسیالیستی جامعه بوجود آورند و در این منظور هم در بسیاری از مواقع موفق شدند .اما هرگز نتوانستند اساس مالکیت اجتماعی را برچینند.خیلی تلاش کردند اما بر خلاف چین مالکیت همچنان اجتماعی باقی ماند . فروپاشی در حقیقت برای احیا نظام مالکیت خصوصی ( مهمترین اصل اساسی سرمایه داری) بود . برای کسی مانند تو که برای اثبات جنسیتت منتظر « ویزیت» و چه بسا فروش ژتون هستی این حرفها قابل فهم نیست . تو سوسیالیسم را به شیوه لمپنها فهمیده ای . تو همانطور که حزب خیانتکار توده بدنبال رویزنیستهای شوروی دوان بود و هر آنچه را که از دهان رویزینیستها بیرون می آمد با جان و دل می پذرفتند ؛ تو هم هر آنچه را از دهان رهبران چین خارج می شد کورکورانه می پذیرفتی . دفاع تو از بلوای « بهار پراک» و دوبچک مزدور که برای احیا و برقراری تام وتمام سرمایده داری ایجاد شده بود فقط ناشی از دنبله روی از سیاست ناسونالیستی چین بود. البته دفاع تو وامثال تو از خمرهای سرخ و پینوشه و مزدوران امپریالیستها در آنگولا و اتیوپی و .... ناشی از همان دنباله روی از چین بود . اگر حزب توده حکومتهای از نوع آلنده و ناصر و قاسم و .... را که به علت نزدیکیشان به اقشار سرمایه داران کوچک و متوسط دارای و تضادهایی با امپریالیستها بودند را « سوسیالیسم» می نامیدند و بدینوسیله در مقابل انقلابات کارگری قرار می گرفتند و می خواستند با آنها وحدت استراتژیک کنند چین و طرفدارانش هم برای جلوگیری از « توسعه طلبی» شوروی بدنبال حمایت از نوکران آمریکا برمی خاستند و آنها را نوکران « سوسیال امپریالیسم» می نامیدند . ۱۹۶۸ چین متأسفانه از حکومت دوبچک مزدور حمایت کرد.در ۱۹۷۳ از حکومت کودتای پینوشه حمایت کرد . ۱۹۷۴ انقلاب معروف به گلها در پرتقال را محکوم کرد و در مقابل جنبشهای آزادیبخش در آنگولا - موزامبیک و رودزیا عملااْ و علنا از سفید پوستان نژادپرست و مزدوران دفاع کرد. آقای ارغوان امروز که چه سوسیالیستی و چه غیر سوسیالیستی همه آن کشورها محو نابود شده اند. یقیناْ مقایسه ای که رفیق نادر از شرایط حال و گذشته عراق بدست داده نه برای موجه جلوه دادن حکومت صدام بلکه آن به جهت افشاء اهداف جنایتکارانه تجاوز آمریکا به عراق بوده است. این را هر خواننده منصف می تواند درک کند . تنها کسانی که ریگی به کفش دارند و یا هنوز با ادبیات تز سه جهان به رخدادهای جهانی نگاه می کنند از نوشته فوق بر آشفته می شوند و به درو دیوار می کوبند.
بهرام جوشن , ژانویه 08, 2012
...
0
آدم دلش میسوره بحال این خانم ارعوان که در سن نزدیک به 60 ساله گی مشکل باکره بودنش عود کرده است. از طلا گشتن پشیمان گشته و در این آخر عمری تغییر جنسیت داده. شاید که دلیلش همین باشد ایشان بدون عذر موجه که پیچیده به پرو پاچه نادر جنوب و این بار آقای جوشن. گویا برخورد سرکار خانم ارغوان سیاسی نباشد انگیزه دیگری در میان باشد. و گرنه آزمایش باکره گی ایشان چه ارتباتی به موضوعات سیاسی دراد. در این دور وزمانه که آزادی رابطه جنسی در بیشتر نقاط جهان برقرار می باشد و میانگین آن هم بر اساس آمار بیش از دوست تا قبل از ازدواج میرسد. با این ترتیب بعید بنظر میرسد خانم ارغوان مدعای سلامت با کره گیش با این اوصاف از صداقت لازم برخوردار باشد. برای اینکه بشود سرو ته این معامله را بهم آورد و از سو؛ تفاهم جلو گرفت. پیش نهاد میکنم، خانم ارغوان محترم خوبست که از نعارف بگذریم بر مبلغ بیفذائیم. در صورتیکه وکیل و یا ورثه ای داری، من جهت عقد قرارداد حاضرم با نرخ روز مبلغ پیشنهادی آنها را پرداخت و شما را به اولین باغ وحش دونیت نمایم. بلکه در آنجا همدم مناسبی بیابی مبارک باشد. ای بابا آدم نمیدونه چی بگه دست پخت حکمت دیدیم حالا هم نوبت فرقه باب رسید. اولی که مرتب در حال انشعابه دومی هم در حال تاروندن است در شرایطی که میتوان با هزار نفر انقلابی جان برکف جنازه جمهوری اسلامی را به زباله دانی تاریخ سپرد. باغت آباد انگوری.
جار=============چی , ژانویه 08, 2012
...
0
بهترست به این بحث پایان بدهیم.امیدست در بحث همدیگر را فحش و نا سزا نگوییم . این کار ما نیست چون ما روی مسایل تعیین کننده اجتماعی، اقتصادی ، فلسفی و سیاسی گپ می زنیم. باید حرمت هم دیگر را با روش سوسیالیستی حفظ کنیم، به قول معروف هم اتحاد و هم مبارزه. عوام می گویند چنگ کن ولی راه آشتی را باز بگذار اما دیالکتیک ماتریالیستی ما به سطح نازلتر از سطح عام آن سقوط کرده است. برنده این جر و بحث کسی است که طرف مقابل را دشنام می دهد. شاد و پیروز باشید و با آرزوی بحث های خوب و درست و دور از تحقیر و توهین طرفین. صمد
صمد , ژانویه 08, 2012
...
0
ضما آقا. گل باغا
شما به دنبال بحث چدى هستى٬ بگو ببينم
١= من از ارغوان سوال کردم٬ چرا شما جواب سوال منو دادى
٢- ارغوان چرا از صمد تشکر ميکنى
٣- صمد چرا از نادر جنوب اجازه ميخواهى
من اصلا نفهميدم چى شد. اما به هر حال
اتفاقاتى که شما به بعد از استالين اشاره ميکنيد٬ نشان از رويزيونيسم دارد و هنوز دليلى بر امپرياليسم بودن يک سيستم نيست. الان اتيوپى سومالى را اشغال کرده اما هنوز اتيوپى امپرياليسم نيست.
تا مرحله رويزيو نيسم با شما موافقم٬ اما امپرياليسم چى ميشه.
اينبار ياارغوان و يا صمد هر کى دلش خواست جواب بده؟؟؟!!!!!!!!!!
پيوند , ژانویه 08, 2012
...
0
صمد آقا گل باغا
پيوند , ژانویه 08, 2012
...
0
خوب برای فهم درست مسئله به "امپریالیسم به مثابه عالی ترین مرحله سر مایه داری" مراجعه کن تا خصلت های آنرا خوبتر از تحلیل های لنین بفهمی. رویزیونیسم ایدولوژی بورژوازی در درون حزب پرولتری است و می تواند بدون شک به بورژوازی و بعد به سوسیال امپریالیسم تبدیل شود که شد. ریویزونیسم چینی آمروزی به نام کونیسم عمل می کند و می تواند در آینده حریف امپریالیسم می شود و بر سر تقسیم جهان به جنگ با حریفان خود آغاز می کند. یعنی تداخل ریویزیونیسم به بوررژوازی و بعد به سو سیال آمریالیسم بعید نیست و ما در روسیه دیروزی، بعد از مرگ استالین دیدیم و امروز نتیجه تداخل آنرا خوبتر می بینیم. سوسیال امپریالیسم بر سر تقسیم جهان در رقابت با امپریالیسم جهانی به مبارزه برخاسته بود. اشغال افغانستان در سال 1979 م هم شاهد این مدعاست.
گذشته از ان هر جنگ هم جنگ امپریالیست نیست اما می تواند به آن تبدیل شود مثلا اگر جنگ بین افغانستان و ایران روی تقسیم آب مرزی و خط مرزی صورت بگیرد، این جنگ را نمی توان جنگ امپیالیستی خواند ولی این جنگ می تواند به جنگ امپریالیستی تبدیل گردد در صورتی که ناسیونالیسم ایرانی در صدد ایجاد امراتوری ایران باستان باشد و بخواهد که منطقه و مناطق قبلی ایران باستان را یک به یک احیا کند و امپراتوری نو تاسیس کند در حالی که این مناطق فعلا کشور های مستقل در عصر کنونی اند. در باره حبشه و سومالی دوستدارم از خودت چیزی بفهمم. در ضمن لازم نمی دانم که خانم ارغوان از بابت کامنت یا تبصره من تشکری کند ولی مسایلی اخلاقی و نزاکت اجتماعی را نمی شود کنار گذاشت. برعلاوه چون بی جا وارد بحث شما شدم بنا از تک تک شما کامنت گذاران عزیز پوزش می خواهم بخصوص از شما پیوند نازنین که با نادر اشتباه گرفته بودم من پسانتر متوجه شدم که دیگر دیر بود و خوبست که فعلا یاداوری کردی و امید وارم که دیگر بی جای وارد مسئله با شما نشوم. از اصطلاح "صمد آقا گل باغا" خودت خیلی خوشم آمد و واقعا که اهل طنزی اگر کاسه ای زیر نیم کاسه این اصطلاح نباشد. از طرف دیگر مرا زیاد جدی نگیر که اهل جر و بحث جدی نیستم. باز هم امیدوارم که مسایل را با هم پیوند داده باشم اگر نه آنرا به خود پیوند تحویل میدهم که آن را به حیث یک پیوند خوبتر و بهتر با هم پیوند دهی و من فقط خواننده این کامنت ها می باشم و بس. پیروز باشی!
صمد
صمد , ژانویه 09, 2012
...
0
صمد آقا يک کلمه از اين حرفهايى که ميزنى مارکسيست لنينيستى است؟؟؟
دوست عزيز٬ اولا چرا من را حواله ميدهى به کتاب لنين. شما ادعا ميکنى که شوروى تنها رويزيونيسم نبود بلکه سوسيال امپرياليست بود٬ اين شما هستى که بايد ثابت کنى. لنين چند مشخصه ارائه داد٬ اين شما هستى آنها را با شرايط شوروى منطبق ميکنى نه او. پس اين کار شماست نه او
دوما٬ جنگ افغانستنا و ايران چه ربطى به جنگ امپرياليستى دارد. حالا اگر اين بشود آن ميشود و يا بر عکس٬ من نميفهمم که چه ربطى به موضوع دارد. شما ميگويى که شوروى به دليل حمله به افغانستان سوسيال امپرياليستى است٬ من ميگويم که نه حبشه هم به سومالى حمله کرده ٬ اما هنوز امپرياليست نيست. همانطور که نميتوان با حمله به افغانستان شوروى را سوسيال امپرياليتست قلمداد نمود.
نه صمد آقا گل باغا٬ که هيچ غرضى در اين ادعا نيست) شايد که شوروى سوسيال امپرياليست باشد اما نه تو و نه ارغوان دلايل کافى در دست نداريد و فقط حرفهايى را تکرار ميکنيد که از آن اطلاعى نداريد. البته تا به اينجا٬ شايد که در ادامه بحث اگر مايل بودى٬ عکس اين مطلب ثابت شود. و من هنوز ميگويم بسيارى از شماها جيزى بلد نيستيد فقط ورقه اى از حزب و سازمان خود گرفته ايد و بنا بر تعهداتى مرتبا آنها را تکرار ميکنيد.
دقيقا به همين دليل است که به نادر جنوب حمله ميکنيد.
نادر فقط در مقايسه با امپرياليستها از عراق و يا ليبى حمايت نمود و منظور او اين نيست که اين دو را بعنوان الگويى سوسياليستى به مردم معرفى کند. منتهى ارغوان به دليل اينکه نادر را هوادار توفان ميداند و به دليل اينکه توفان براى بسيارى از شما ها برابر است با نيشتر٬ جايى از او آتش گرفته و به هر شکلى ميخواهد مقابله کند حتى اگر نادر درست گفته باشد٬ و تو صمد آقاى گل نخواسته به دام ارغوان افتادى٬ نوبت بعدى کمى مراقب باش.
پيوند , ژانویه 09, 2012
...
0
ضمنا من هيچ کدام از شما را جدى نميگيرم. من براى خوانندگان مينويسم.
پيوند , ژانویه 09, 2012
...
0
جان شما رو همه کامنتها برید و ازین بحثها راه بندازید
باعث خنده میشود .
حداقل اینکارتان مثبت است .
ali , ژانویه 09, 2012
...
0
باز سر و کله على يه خطى پيدا شد. چطورى على يه خطى. ممنون از رهمنودت
کريم , ژانویه 09, 2012
...
0
عجبا! "دوماً ، عراق در حال حاضر به سه کشور تقسیم شده"!!!!!!
"سه کشور"!عجب تحلیل عمیقی!
مهتاب , ژانویه 11, 2012
...
0
صمد عزیز، فحش و فحاشی در این سایت تازگی ندارد. با مراجعه به تاریخ روشن است این سایت برای همین ساخته شده است که عده ای به هم فحش دهند. خود همکار نزدیک این سایت نادر جنوب را ببینید، و دوستان همکار دیگرش از جمله پیوند، جارچی و بهرام! با خواندن کامنتهایشان متوجه می شوید که چقدر اینها به کمونیسم معتقدند؟ وقتی خرده بورژوازی لباس مارکسیست-لنینیست را به تن کند برازنده اش نیست و نمی تواند دیدگاه طبقاتی خود را به صرف عوض کردن ظاهرش تغییر دهد.
آرش , ژانویه 11, 2012
...
0
جناب آرش سلام
بخاطر کشف بزرگت به شما تبریک میگویم شاید بپرسی چرا زیرا و برای اینکه تا آنجائیکه من اطلاع دارم تا قبل از انقلاب هر کس که خود را چپ و کمونیست میدانست یا بچه فئودال بود و یا بچه اخوند و بیشتر سیدو یا از خانواده های سرمایه دار و یا از درون بروکراسی اداری و یا نظامی بودنند. برای اینکه این افراد از امکانات خوب مالی و معنوی برای تحصیلات و کسب دانش و زمان کافی جهت پرداختن به مسائل اجتماعی بهتری از سایر خانواده های کارگر و سایر زحمن کشان داشتند. چونکه شرایط به آنها این اجازه را نمیداد شما میتوانی در مقابل تعدا زندانیان سیاسی و شهدا قبل از انقلاب بفرمائی که چند نفرشان کارگر بودنند؟ نه بعد از انقلاب که شرایط خیلی ها را به دامان کارگر شدن و مبارزه پرتاب نمود. عزیز بدان که: همه قبیله ی من عالمان دین بودنن--- مرا معلم عشق تو شاعری آموخت. برایت آرزوی سلامت فکر دارم آرش عزیز دیگران را وادار به کاری نکنید. لطفاً به چند کامنت بالا تر به کامنت نادر جنوب مراجعه بفرما تا شاید در نظر کنونیت تجدید نظر نمائی جار============چی
???? ???? , ژانویه 12, 2012
...
0
باسلام مجدد آرش و صمد عزیز
من برای شما که دیگران و سایت را متهم به فحاشی می نمانید پیام نوشتم، چرا توجه نمیکنیدو اگر چه من تنز گونه مینویسم اما جوهر نوشتها همه مایه سیاسی دارند. در کامنت اخیرم که از ناسپاسی خبری نیست سوآلی در رابطه با جنبش است که پاسخی دارد به نظر میرسد که شماها چندان جدی به مسائل نمی نگرید این دقیقاً همان سوآلیست که شما به سه نفر نسبت دادی که هیچ کدامشان را نمیشناسی و به قضاوت نشتی.در ضمن من شماها را کمونیست و انقلابی میدانم اما کویا که با کمی اختلاف نظر که جای هیچ گونه ایرادی هم ندارد. اما اگر شما قصد پرورش فگری خود و دیگران را دارید و نه برای تفنن به سایتها سرک میکشید چرا در بحث های جدی و مبارزه ایده اولژیکی در رابطه با شرایط حاضر بصورت جدی از شرکت در آنها امتناع مینمائید؟ و یا خود پیش قدم نمیشود و بحثی را ارائه نمیکنید؟ تا دیگران در آن شرکت نمایند. کم لطفی شما نسبت به زحمات این سایت و گردانندگان و مسئولش را این چنین نادیده گرفتن جایز نیست . در صورتیکه سایر سایتها و گروها حسار فلزی و سیستم الکترونیکی دورخود نصب کرده اند. تمرین دمکراسی از دالان دراز همین مسائل باید عبور نماید. کما اینکه دمکراسی امریکائی هم در بدو پیدایش با هفت تیر کشی و بعدآً به مافیا و سپس لباس دمکراسی بورژوائی به تن کرد. جای خوشحالیست که اینترنت جای مشت و لگد ندارد. با کمال تاسف بنظر میرسد که شماها هدف از ایجاد چنین سایتی را درک نکرده اید بدان خاطر فکر کرده اید که می باید این سایت هم مثل سایتهای توارسی موجود ایرانیان در اینترنت اداره شود. وجداناً پاسخ دهید یک ده هزارم این سایت در کل طول حیات موجودیت سازمانهائی که شما مشخص به آنها تعلق داشته و یا احیاناً دارید به جنبش خدمت رسانی جهت آگاهی شده است؟. اگر نگویم که آنها حتی حقایق واظح و روشن را از هوا دارشان به لحاظ منافع گروهیشان عامدانه کتمان میکنند. آیا نادیده انگاشتن این همه مطالب گوناگون و آزادی عمل در نقدشان ذهن و کنجکاوی کسی را فعال نمیکند تا از رخوت این قفسهای تنگ و دخمه های کوچک و تاریک پس مانده از شرایط دوران چریکی و خفقان و خود سانسوری و تابعیت اجباری از ترس بایکوت شدنهای تنگ نظری هرکه باما نیست پس مشکوک و باید کنار گذارده شود. رفقا خود را از اسارت این اندیشه های دست و پاگیر نجات دهید دیگر باید خود را از اوار روزیونیسم بد سرشت که دهه های متمادی انرژی مارا به هدر میبُرد آگاهانه مُبرا سازیم. و اصل انتقاد و انتقاد از خود را سرلوحه کارمان قرار دهیم در غیره این صورت دم زدن از خورده بورژوازی و آنرا به ناف هرکس بستن ما را به جای مناسب و دلخواه نمیرساند.رفقا خود تکانی و خانه تکانی از غبار آلودگیهای گزشته و واکسینه کردن خود در مقابل میکربهای پشت گوش اندازی و باند بازی نا درست است. دفاع حقیقی از حقیقت نزد هرکه باشد و ترجیح دادن منافع جمع برمنافع خودم در این راستا میشود به دانش و صداقت خود افزود، در آن صورت میتوان از بستن اتهام خورده بورژوازی و سایت محل باند سربلند و جماعت فحاش میباشد، سخنی به گزاف نه رانده اید. رفقای خوب صمد و آرش عزیز از جارچی دلگیر نشوید زیرا شب داراز است قلندر بیدار سالهاست متحمل رنجهای فراوان برای نبود مکانی تا بلکه بشود داد خواستی علیه کسانیکه خود را قیم جنبش چپ ایران میدانستند و حتی آکاهی را قطره چکانی هم بخورد هوادارانشان نمیدادنند براین اساس ارتجاع قادر گردید در بزنگاهی تاریخی چپ ایران را حلع سلاح ایده ئولژیکی نماید و آنرا علیه انقلابیون و طبقه کارگر و زحمت کشان بسیج و به مسلخ کشاند. اما من به این باور رسیده ام که دیگر با بودن این گونه سایتها فرصت طلبان توان سرکوب و یا سوء استفاده را نخواهند داشت. توسیه من به شما کمونیستها پاسخ نادر جنوب چیست چه کسی ضد امپریالیسم است؟
???? ???? , ژانویه 12, 2012 | url

Write comment

smaller | bigger

busy
 
 
اعتراض حق شماست !!...........اعتراض حق شماست !!......اعتراض حق شماست !!