امروز: جمعه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۱
 
  پنل گروهها / امکانات
 
جنگ جهانى دوم-بخش دوم PDF چاپ نامه الکترونیک
مترجم: پيام پرتوى
سرمايه داران و رهبران آنها در ميان مونوپولها و اليگارشيهاى مالى نميخواهند جايى را براى همدردى براى اتحاد جماهير شوروى و سيستم سوسياليستى که توانست برترى و توان خود را در جمع آورى نيرو جهت به زانو در آوردن آلمان نازى سرمايه دار به اثبات رساند باقى بگذارد. 
هدف مقاله زير٬ مختصرا٬ ارائه حقايق در مورد جنگ جهانى دوم و آن ضربات بزرگيست که به از ريشه برکندن نازيها منتهى شد. در اين مقاله به خواننده اين امکان داده ميشود که در ک شخصى خويش را از حوادثى که به پايانى مثبت از بزرگترين تراژدى در تاريخ بشريت منتهى شد بوجود بياورد. اين مقاله حاوى حقايق بسياريست٬ حقايقى ضرورى که بدون آنها ما قادر نخواهيم بود که درکمان را بر اساس واقعيتها بنا نهيم.
 
MARIO SOUSA
2001




عمليات Barbarossa
با اين٬ نيروى متشکل صنعتى اروپايى٬ بود که نيروهاى نظامى نازيها و متحدانش در ٢٢ ژوئن ١٩٤١ ٬صبح روز٬ به اتحاد جماهير شوروى يورش بردند. بر اساس اظهارات هيتلر شکست اتحاد جماهير شوروى با جنگى غافلگيرانه در عرض ٨ تا ١۰ هفته امکان پذير بود. پيش بينى شده بود که جنگ در آغاز سپتامبر همان سال٬ همه چيز بر اساس تجربيات بدست آمده از جنگ بر عليه کشورهاى اروپايى٬ پايان يابد. سپس قصد داشتند که که دولت سوسياليستى را متلاشى نموده و کمونيسم را از ريشه برکنند. در ادامه قرار بود که اتحاد جماهير شورروى به چهار منطقه تقسيم بشود٬ که متعاقب آن جمعيت آنجا بعنوان برده براى نازيها مورد استفاده قرار گيرند. قرار بود که بخش بزرگى از اتحاد جماهير شوروى از طريق کشتار و قحطى از سکنه خالى شود٬ و شهرهاى بزرگ اتحاد جماهير شوروى٬ مانند مسکو٬ لنينگرد٬ کيف و بسيارى ديگر٬ نابود شوند. 
رئيس ستاد ژنرالهاى ارتش آلمان هالدر در خاطرات جنگى خود در مورد دستور العلمهاى هيتلر براى جنگ در شرق نوشته بود: "اين جنگى ويرانگر است....... در حال حاضر خشونت در شرق راه را براى آينده اى مطلوب هموار مينمايد."
نازيها آنچنان به يک پيروزى سريع در اتحاد جماهير شوروى اطمينان داشتند که در همان بهار سال ١٩٤١ کار کردن بر روى طرحهاى دقيقى جهت فتح آسيا و آفريقا٬ حمله به انگلستان و تدارکات جهت يورش به آمريکاى شمالى و جنوبى را  آغاز نمودند . يک جنگ غافلگيرانه موفق بر عليه اتحاد جماهير شوروى کليد به بردگى کشيدن تمام جهان بود. 

"قضاوت دادگاههاى مخصوص "
رهبران نازيها نابودى ارتش اتحاد جماهير شوروى و مردم غير مسلح را تدارک ميديدند. آنها آورنده ايدئولوژى مارکسيسم لنينيسم تصور ميشدند. در سال ١٩٢٥ هيتلر در اين مورد در کتاب خود
" Mein Kampf" نوشته بود.
تمايل به نابودى کمونيسم در آلمان و اتحاد جماهير شوروى٬ نگرشى بود که راه را براى هيتلر جهت دريافت يک کمک مالى عظيم از سرمايه داران بزرگ آلمانى هموار نموده بود.اين آنها بودند که قدرت را در آلمان به هتيلر اعطا کرده بودند (به "قدرت رسيدن هيتلر" در نشريه کارگر٬ ارگان رسمى حزب کمونيست سوئد به تاريخ ٢١/١٩٩٩ نگاه کنيد).
زمانيکه حمله به اتحاد جماهير شوروى آغاز شد تعداى از تصميمات حقوقى با اين اهداف تدارک ديده شده بودند. اين اهداف: "قضاوت دادگاههاى مخصوص در منطقه Barbarossa"٬ "دستور العملهاى مخصوص نيروهاى نظامى"٬ "دستور العملها در مورد چگونگى برخورد با اسيران جنگى اتحاد جماهير شوروى" يا "دستور العملها به کميسرهاى پليس" نامگذارى شده بودند.
آن تصميمات حقوقى مخصوص به سربازان آلمانى در برخورد با مردم اتحاد جماهير شوروى آزادى عمل ميداد. سربازان آلمانى و افسران به هر طريقى که مايل بودند ميتوانستند مردم را تحت ظلم ستم قرار داده و به قتل برسانند بدون اينکه جوابگوى اعمال خويش باشند.

بربريت سازمان داده شده
از اسيران جنگى در کارخانجات و زمينهاى کشاورزى بعنوان برده استفاده ميشد و يا در اردوگاههاى کار اجبارى زندانى ميشدند براى اينکه در انتظار گرسنگى و بيمارى بميرند. قضاوت دادگاهها نازى در اتحاد جماهير شوروى بربريتى سازماندهى شده بود جهت نابودى مردم اتحاد جماهير شوروى.
اينکه اين يک حقيقت است٬ توسط ٢٥ ميليون انسانى که نيروهاى نظامى نازيها فرصت کشتن آنها را در خلال سه سال٬ پيش از اينکه شکست بخورند و بايد از اتحاد جماهير شوروى ميگريختند گواهى ميشود.

دانش در مورد ارزيابى نيروهاى نظامى که در جريان جنگهاى مرزى در اتحاد جماهير شوروى در ٢٢ ژوئن ١٩٤١ و بقيه جنگهاى بزرگ در خلال جنگ جهانى دوم مورد تقابل قرار گرفتند ضرورتيست مطلق براى درک واقعى نتيجه جنگ.
در جريان حمله به اتحاد جماهير شوروى آلمان نازى ارتشى بالغ بر ١٥٣ لشگر٬ از ميان آنها ٣٣ تانک – و لشگر موتورى٬ در مجموع ٤٬٦ ميليون نفر٬ را بسيچ نموده بود. نيروهاى نظامى آلمانى به ٤٢۰۰۰ اسلحه و خمپاره انداز٬ بيش از ٤۰۰۰ تانک و توپهاى جنگى  ٤۰۰۰ هواپيما مجهز بودند. نيروهاى نظامى متحدان آلمان نازى از ٣٧ لشگر متشکل از ٩۰۰۰۰۰ نفر٬ ٥٢۰۰ اسلحه و خمپاره انداز٬ ٢٦۰ تانک و و ١۰۰۰ هواپيما تشکيل ميشدند. 
در مجموع نيروهاى نظامى تجاوز گر نازيها از ١٩۰ لشگر با ٥٬٥ ميليون نفر تشکيل ميشدند. نژاد انسان هرگز اينچنين ارتش تجاوزگر عظيمى را که در ضمن بخوبى با انواع سلاحهاى مختلف و مدرن مجهز بودند بخود نديده است.
نيروهاى نظامى مستقر در مرزهاى اتحاد جماهير شوروى متشکل بودند از ١٧۰ لشگر و ٢ تيپ نظامى متشکل از ٢٬٩ ميليون سرباز٬ ٣٧٥۰۰۰ توپ خمپاره انداز٬ ١٤٧٥ تانک از مدلهاى اخير (KV و T – ٣٤) و ١٥٤۰ هواپيما. در نتيجه ارتش تجاوزگر نازيها دو برابر ارتش اتحاد جماهير شوروى بود که اولين شوک جنگى را دريافت کرد. در جهت دادن شوکى کامل فرماندهان نظامى نازيها قوايى نظامى را سازمان داده بودند که ميان پنج تا شش برابر بزرگتر از نيروهاى نظامى اتحاد جماهير شوروى در اين مناطق بود. ميتوان فهميد که چرا رهبران نظامى نازيها در مى ١٩٤١ ٬ در تدارکات خود براى روزهاى يورش٬ نوشتند: "ما در حال حاضر از نظر تعداد برتريم. زمانيکه ازتجربيات جنگى صحبت به ميان ميايد نيروهاى ما از روسها برترند..... ما در مقابل جنگى ٨ تا ١٤ روزه ايستاده ايم٬ اما پس از آن پيروزيها در انتظار نخواهند ايستاد و ما پيروز خواهيم شد."
اگر جنگهاى غافلگيرانه در مقابل کشورهاى اروپايى سرمايه دارى بخوبى موفق شده بودند٬ چرا نمتيوانست به همان خوبى در مقابل اتحاد جاهير شوروى موفق شود؟ واقعيت در اتحاد جماهير شوروى به چيزى تبديل شد که نازيها درانتظارش نبودند. اولا دولت اتحاد جماهير شوروى به موقع تمام خائنانى را که در خدمت نازيها ميتوانستند تدارکات نظامى و دفاعى اتحاد جماهير شوروىى را تضعيف و نابود سازند٬ ناتوان ساخته بود.
 
خيانت ريشه کن شده بود
اينچنين افرادى در هر جايى که آلمان نازى در تصرف خود داشت وجود داشتند. براى اولين بار نيروهاى نظامى نازيها به کشورى وارد شدند که خيانت سازمان داده شده بصورتى تقريبا کامل ريشه کن شده بود. در همکارى با فرماندهان نظامى آلمانى "هيچ [کار داخلى] در پشت جبهه هاى روسى وجود نداشت٬ اين را سفير آمريکا جوزف ديويس در مسکو ميان سالهاى ١٩٣٦ تا ٣٨ تاييد نمود.
خيانت سياسى ضربه مرگ را در دادگاههاى سياسى ميان سال ١٩٣٦ – ١٩٣٨ گرفت. "هيچ henleinare اهل sudettyska ٬ هيچ تيوس اسلواکى٬ هيچ de grelles بلژيکى و هيچ خيانکار نروژى در تصوير اتحاد جماهير شوروى وجود نداشت.....آنها تيرباران شده بودند.

مردم بپا خاستند
خيانت در فرانسه در اتحاد جماهير شوروى تکرار نشد. فرانسه اى که٬ طبقه ثروتمند حاکم بر آن کاملا توسط هوادارن نازيها که بدون هيچ مقاومتى تسليم شده بودند٬ تضعيف شده و جايى که نيروهاى نظامى نازى تمام پادگانهاى آنرا بدون برخورد با افسرى ملاقات کرده بودند. در اتحاد جماهير شوروى همه مردم جهت دفاع از کشور سوسياليستى بپاخاستند.
امکانات سوسياليسم توانست حتى خود را در چنين شرايط دشوارى نيز نشان بدهد. دولت سوسياليستى تمام کشور را در مقاومتى قهرمانانه و مبارزه براى توليد جهت افزايش قدرت جنگى ارتش اتحاد جماهير شوروى بسيج نمود. در خلال پنج ماه اول جنگ گروههاى نظامى آلمان نازى در شمال٬ مرکز و جنوب به داخل اتحاد جماهير شوروى پيشروى نمودند و موفق شدند لنينگراد را به محاصره خود درآورند٬ نزديکتر شده و مسکو را مورد تهديد قرار دهند و خود را به منابع نفتى قفقاز نزديک نمايند. ارتش بسيار قدرتمند نازيها توانست در مرحله مقدماتى ارتش اتحاد جماهير شوروى را وادار به عقب نشينى نموده و بخش مهمى از مناطق شوروى را به اشغال خود در آورد.
در خلال اين دوران به اتحاد جماهير شوروى خسارات بسيار سنگينى٬ که تلفات جانى٬ مجروحان و سربازان به اسارت گرفته شده را شامل ميشد٬ وارد آمد. اما عقب نشينى اتحاد جماهير شوروى موقتى بود و سازماندهى شده. در هيچ يک از بخشهاى جنگى نيروهاى نظامى فاشيستى نتوانستد در دفاع ارتش شوروى اختلالى بوجود بياورند. در جنگهايى بسيار شديد نيروهاى نظامى شوروى دشمن را فرسوده نموده و آنها را در کليه جبهه ها ناگزير به توقف کردند. در پايان تابستان ١٩٤١ فرماندهان فاشيست بالاجبار اقرار کردند که طرح آنها جهت شکست اتحاد جماهير شوروى قبل از اکتبر مورد تهديد قرار گرفته بود. مثالهاى فراوانى در مورد مبارزات قهرمانانه سربازان شوروى وجود دارد اما اغلب آنها براى بسيارى در غرب بصورت ناشناخته اى باقى مانده اند. تاريخ جعلى سرمايه دارى بر سر راه مردمى که ميخواهند با حقايق در مورد جنگ جهانى دوم آشنا بشوند ايستاده است.

زيانهاى فراوان آلمانيها
در خلال اولين ماه جنگ٬ از ٢٢ ژوئن تا ١٨ ژوئيه٬ نيروهاى نظامى فاشيستى ١١۰۰۰ تن از سربازان و افسران خود را از دست دادند. گردانهاى زرهى و لشگرهاى موتورى بيش از ٤۰ درصد از نيروى خود را از دست داده بودند. در طى اين دوران نيروى هوايى آلمان ١٢٨ هواپيما از دست داد. اين رقم را مقايسه کنيد با تعداد هواپيماهايى که آلمانيها در جنگ بر عليه انگلستان از دست دادند٬ به اصطلاح نبرد بريتانياى کبير٬ پس از فتح فرانسه.
مورخان سرمايه دارى جنگ هوايى بر عليه انگلستان را به نبردى تعيين کننده براى پيروزى متحدان در جنگ جهانى دوم تبديل نموده اند. در آنزمان نيروى هوايى آلمان٬ در خلال ماه اوت و سپتامبر ١٩٤۰ ٬ ١١۰۰ هواپيما از دست داد. اما در خلال اولين ماه از تجاوز به اتحاد جماهير شوروى٬ طى نيمى از آن زمانى که صرف نبرد انگلستان شد٬ آلمانيها ١٢٨٤ هواپيما از دست دادند! در طى اين دوران نيروهاى نظامى آلمان نازى براى اولين بار در تاريخ ناگزير به توقف شدند.
در نبرد اسمولنسک٬ که دو ماه به طول انجاميد٬ ١۰ جولاى تا ١۰ سپتامبر٬ گروههاى نظامى نازيها٬ مرکز٬  ناگزير به توقق شدند٬ اولين ستيز براى فتح مسکو را واگذار و به جنگى دفاعى روى آورند. بزودى نيروهاى نظامى آلمان ميخواستند که براى اولين بار در تاريخ خشونت و فتوحات در اروپا مغلوب شوند.
اولين ضربه در جنگ جهانى دوم و يکى از تعيين کننده ترين آنها براى نتيجه جنگ٬ خود را در خارج از پايتخت اتحاد جماهير شوروى٬ مسکو به نمايش گذاشت. اطلاعات در مورد فتح مسکو به گروههاى نظامى نازيها٬ بزرگترين و مجهزترين نيروهاى نظامى نازيستى[مرکز] داده شده بود.

ادامه دارد

فهرست ادبيات
استالين – چرچيل – روزولت٬ مکاتبات ١٩٤١ -٤٥. Progress/Fram ١٩٨٨.
Minnen och reflexioner "خاطرات و بازتابها". Georgij Zjukov. Progress/Fram ١٩٨٨.
Bol'shaia Soveskaia Entsiklopediia Moscow 1970 – Great Soviet Encyclopedia – Macmillan New York .
تاريخ جنگ جهانى دوم – Myter och verklighe افسانه ها و واقعتيها. Oleg Rzjesjevskij..
Progress/Fram 1984.
A verdade e a mentira sobre a segunda guerra mundial. E. Kulikov, O. Rjechvski, I Tchelichev. Avante! 1985.
Dossier. Segunda Guerra Mundial. Avante! 1985.
På uppdrag i Moskva "براى انجام ماموريت در مسکو. سفير جوزف ديويس". Bonniers 1942.
Our Debt to Our Soviet Ally. Ambassadör Joseph Davies 1942.
Stalin Talar "استالين سخن ميگويد". در خلال جنگ جهانى دوم.  Natur och Kultur 1944. "طبيعت و فرهنگ ١٩٤٤".
The Gothic Line. Douglas Orgill. London 1956.
هدف زندگى. صنعت هوايى اتحاد جماهير شوروى. A. Jakovlev. Rabén och Sjögren 1969
Molotov Remembers. Chicago 1993.
El Estado Mayor General Durante La Guerra. S. Shtemenko. Progreso, Moscú 1977.
Svenska folkets undangömda öden "سرنوشت پنهان مردم سوئد". Gustav Johansson. نشريات Bo Cavefors ١٩٦٨.
Röd Bok om Svart Tid "کتابى قرمز در مورد زمانى سياه". Hilding Hagberg. نشريات
Cavefors Bo ١٩٦٦.
Från mörkret stiga vi mot ljuset "گام برداشتن از تاريکى بسوى روشنايى".
Kristensson/ Nyström/ Nyström. Proletärkultur "فرهنگ

Comments (2)

Subscribe to this comment's feed
...
0
رفیق پرتوئی عزیز
خسته نباشی به کار پر مشقتی مبادرت ورزیده ای میدانم ارزشش را دارد. رسانده اطلاعات ذیقیمت و دادن آگاهی در این شرایط کار توان فرصا و حتا میتواند مشکل ساز هم باشد. بخصوص در این موقعیت در این گیرو دار بحران و برآمد قامت فاشیسم از لابلای آوار بحران عظیم ساخت داری نظام گندیده سرمایه داری.
به مناسبت مطلب ترجمه ای از برشت من نیز شعری از این انسان مبارز و فرهیخته را می آورم. تا نا آگاهان در کسب آکاهی تلاش کنند و مغرضان که تبه کارند. متنبه شوند و به حقیقت یاری رسانند. مسلماًحقیقت هم دفاع از منافع کارگران و زحمت کشان یدی و فکریند.
...آن کس که نمیداند نا آگاه است
اما آن کس که میداندو در وغ میداند تبه کار است. برتولت برشت بادش گرامی باد.
جار=============چی , ژانویه 05, 2012
...
0
فاسد کسى نيست که نميداند٬ آن کس که نميداند ناآگاه است
آنکسى ميداند و کارى نميکند فاسد است
ناصر , ژانویه 05, 2012

Write comment

smaller | bigger

busy
 
 
اعتراض حق شماست !!...........اعتراض حق شماست !!......اعتراض حق شماست !!