| فرهاد -م: چرا شکست و فرار آمریکا از عراق بحث صحیحی است |
|
|
|
|
اما بازگردیم به مساله عراق و شکست آمریکا . دوستان و بطور مشخص سایت اعتراض میگویند آمریکا شکست نخورده و به اهداف کوتاه و بلند مدت خود با سر کار آوردن یک حکومت دست نشانده و طرفدار غرب و منعقد کردن صدها قرارداد تجاری و صنعتی نایل آمده . باید از این دوستان پرسید ،چگونه شما حکومت عراق را دولتی دست نشانده میدانید که در اکثر مسائل بینالمللی با امپریالیستهای غربی در تقابل و تضاد قرار دارد ، بطور نمونه همکاری عراق و ایران ، پشتیبانی از دولت سوریه و مخالفت با قطع نامه اتحادیه عرب و رژیم ترکیه در محاصره اقتصادی آن کشور ، ضدیّت کامل با رژیم صهیونیستی حاکم بر فلسطین و نمونههای بسیار دیگر . چندی پیش به برنامهای در یکی از رادیوهای امریکا (n.p.r) پیرامون مساله عراق گوش میکردم که یکی از تحلیلگران فردی عراقی الاصل بود که در دولت موقت عراق بعد از سرنگونی صدام حسین بعنوان قائم مقام سفیر این کشور در آمریکا فعالیت میکرد . این شخص که امروزه در دولت عراق نقشی ندارد و در یکی از دانشگاههای ایالت ایندیانا تدریس میکند از تجاوز آمریکا و حتا از سیاستهای ولفوویتز (paul VOLFOVITZ) معاون صهیونیست وزیر دفاع آمریکا در زمان جرج بوش در حمله به عراق دفاع میکرد و دولت ملکی را شدیدا مورد حمله قرار میداد. در طول این برنامه بهتر متوجه شدم که چگونه آمریکا در سیاست و حرکت خود با شکست روبرو شد و نتوانست از یک چنین عناصری برای تحکیم قدرت و نفوذ بی چون و چرای خود و ادامه حیاتش در عراق بهره برداری نماید در آخر باید پرسید این چگونه کشور وابسته به غربی ست که سران سیاسی و نظامی رژیم جمهوری اسلامی براحتی و با آزادی کامل به آن رفت و آمد میکنند ؟ احمدی نژاد بطور رسمی و علنی از عراق بازدید مینماید اما سران سیاسی، نظامی آمریکا و متحدانش حتا در پایینترین ردهها جرات رفتن علنی به این کشور و بازدید رسمی از آن را ندارند ، و میباید مخفیانه در تاریکی شب به آنجا رفته و در پاده گانهای امن آمریکایی با دولتمردان عراق ملاقات کنند، باید گفت این تنها غرب نیست که بدنبال منافع بالا در نفت و صنعت عراق میباشد و قراردادهای بسیاری را با این دولت به امضا رسانده است ، بلکه چین ورسیه و کشورهای دیگر هم قراردادهای بسیاری را با دولت عراق منعقد کردهاند . اما مساله مهم بالا بردن تولید نفت عراق و ورود آن به بازارهای نفتی جهان است ، همانطور که میدانید بعد از احتراق و از کار افتادن چاههای نفت کویت در جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۰ توسط ارتش عراق ، شرکتهای اروپایی و آمریکایی آنها را در مدت کوتاهی باز سازی کرده و تولید آنهارا به بالاتر از قبل از ! جنگ رساندند و همچنین امروزه برنامهای در دست دولتهای غربی است که بسرعت تولید نفت لیبی را که قبل از تجاوز ۱.۸ میلیون بشکه در روز بود را به ۳.۵ میلیون برسانند . اما در عراق بعد از نه سال که از سرنگونی دولت صدام حسین میگذرد تولید نفت این کشور که پنجمین ذخایر نفتی جهان را دارد و اخیرا گفته میشود با پیدا کردن ذخایر جدید به رده دوم ارتقا پیدا کرده است ، همچنان در ۲.۴ میلیون بشکه در روز یعنی دوازدهمین ، و صادرات آن ۱.۷ میلیون که یازدهمین کشور جهان است ، قرار دارد . این فاکت نشانه از آن دارد که امپریالیستها همچنان به حال و آینده عر! اق بعنوان یک کشور دست نشانده اطمینان دارند و خواهان آن هستند که تولید نفت آنرا همچون ایران در سطح پایین نگاه داشته و تکیه خود را همچنان بر دیگر کشورهای خلیج فارس نظیر عربستان قرار دهند .
در حکومت صدام حسین در دوران جنگ هشت ساله و همچنین بعد از جنگ سال ۱۹۹۰ و در طول سیزده سال تحریم اقتصادی ، اکثر صنایع عراق فعال بوده و مردم آن کمبود بالای برق ، آب، مواد غذایی و غیره را احساس نمیکردند . اما امروزه بعد از نه سال تجاوز امپریالیستها و با واردات بخش زیادی از برق خود از کشور ایران همچنان مردم عراق از بی برقی بالا ، عدم امکانات صنعتی برای جمعاوری فاضلاب و روان شدن آن در کوچه و خیابان و رودها و مشکلات فراوان دیگر اقتصادی در عذاب هستند . آیا اینها نشان دهنده عدم خواست امپریالیستها در بالا بردن تولید نفت عراق و ایجاد شرایط بهتر اقتصادی برای آن کشور نمیباشند ؟
نکته مهم دیگری که نباید فراموش کنیم مساله هزینه بالای جنگ نه ساله آمریکا بر اقتصاد آن کشور میباشد. طبق تحقیقات دو تن از اقتصاد دانان دانشگاه هاروارد این جنگ بطور مستقیم و غیر مستقیم (جایگزینی سلاحهای نابود شده در جنگ ، نگهداری و معالجه دهها هزار نظامی بازگشته و سود بدهکاریهای برآمده از مخارج مستقیم جنگ و ...) نزدیک به چهار هزار میلیارد دلار برای این کشور هزینه در بر داشت . یکی از مهمترین دلایل بالا رفتن قیمت ملک در آمریکا و سقوط آن ، و رکود شدید اقتصادی بعد از سال ۲۰۰۸ تا کنون ، که پرداختن به آنها در این مقاله نمیگنجد و بحثی جداگانه نیاز دارد ، در این جنگ تمام عیار نه ساله نهفته است.
قبل از شروع جنگ ، هنگامیکه یکی از مسئولین اقتصادی رژیم آمریکا مطرح کرد این جنگ هزینهای بالا نزدیک به دویست میلیارد دلار خواهد داشت ، او را مجبور به کناره گیری از مقام خود کردند. زیرا سران رژیم و مبلغین جنگ تجاوزکارانه همواره اعلام میکردند که این جنگ بسرعت و با هزینهای بسیار کم به پایان خواهد رسید و نفت عراق این خسارتها را جبران خواهد کرد . اما با نگاهی کوتاه به شرایط امروز کشور عراق بر همگان روشن است که او نه تنها قادر به جبران هزینههای سرسام آور این جنگ برای آمریکا و غرب نیست بلکه قدرت بازسازی خرابههای جنگ و ایجاد حداقل امکانات رفاهی مردم عراق را هم ندارد. تنها راه رشد اقتصادی و صنعتی عراق و بهبود شرایط زندگی مردم آن بالا بردن تولید نفت و صرف درامد حاصله از آن برای ساختمان زیربنای صنعتی و رفاهی آن میباشد ، که در نهایت با دیگر کشورهای عرب خلیج فارس بخاطر تولید بی رویه و خارج از حد آنها به تضاد و درگیری کشیده خواهد شد و این مساله ایست که امپریالیستهای غربی را بزودی با مشکل بزرگی روبرو خواهد کرد.
در پایان ، تحلیل عینی و تاریخی جناب راد پیرامون مسائل داخلی ، بینالمللی و همسایگان عراق در کلیت خود و همچنین نقش تودههای مبارز این کشور در ضربه زدن به قدرت نظامی غرب و علیه تجاوز و اشغال و شکست امپریالیستهای غربی به سرکردگی آمریکا کاملا صحیح میباشد . این تجربه و راهنمایی گرانبها ست برای دیگر خلقهای طرفدار آزادی و استقلال در جهان . از سوی دیگر با یادآوری آن به ملل جهان غرب میباید آنان را به مقابله و اعتراض و جلوگیری از اینگونه حرکت های ددمنشانه رژیمهای خود فرا خواند .
Email This
Comments (8)...
"این فاکت نشانه از آن دارد که امپریالیستها همچنان به حال و آینده عر! اق بعنوان یک کشور دست نشانده اطمینان دارند "
فرهاد عزيز٬ در اينجا منظور تو از دارند٬ ندارند است. درست فهميدم؟؟؟؟؟!!!!! و در ضمن فرهاد عزيز٬ دلايلى که مطرح ميکنى٬ چندان قانع کننده نيست. شايد که شما و يا م.راد درست ميگوييد٬ اما نه با اين دلايل. و تا زمانيکه دلايل شما کافى نيست٬ مقاله هايتان هم کفايت نميکنند. اما دستت در نکند که نوشتى. موفق باشى ...با سلام . محمد عزیز اشتباه تایپی ای را که مطرح کردید کاملا درست است . دوست عزیز ما سعی کردیم دلایلی را که میتوان در یک مقاله کوتاه که قابل خواندن باشد و خواننده را خسته نکند ، برای باز کردن بحث مطرح کنیم . امید است که دیگر رفقا هم به سهم خود به دیگر زوایا ی این بحث پرداخته و در پیشبرد آن یاری رسانند . ضمنا ، اگر دوستان مخالف هم دلایل و استنادات خود را مطرح کردند میشوود بدانها پاسخ گفت . ...
فرهاد عزيز
شما بنا به يادداشت خودت ادعا ميکنى: "چگونه شما حکومت عراق را دولتی دست نشانده میدانید که در اکثر مسائل بینالمللی با امپریالیستهای غربی در تقابل و تضاد قرار دارد ، بطور نمونه همکاری عراق و ایران ، پشتیبانی از دولت سوریه و مخالفت با قطع نامه اتحادیه عرب و رژیم ترکیه در محاصره اقتصادی آن کشور ، ضدیّت کامل با رژیم صهیونیستی حاکم بر فلسطین و نمونههای بسیار دیگر ." اين به معناى اينست که حکومت عراق ضد امپرياليست است. و باز اين به معناى اينست که آمريکا تمام اين خرج و مخارج را متحمل شده براى اينکه رژيمى مخالف خود را در عراق بر مسند قدرت بنشاند امرى که نه در نهاد امپرياليستهاست و نه در کت کسى٬ بجز حکمتيسها بخصوص از نوع تقويست آن٬ نميرود. و متعاقب آن ميتوان اينچنين نتيجه گرفت که آمريکا نه براى نفت و تصاحب بازار بلکه براى ايجاد دمکراسى ادعايى خويش به عراق رفت. همانطورکه ميبينى اين تحليل شما از دشت کربلا سر مياورد. به تصور من همانقدر که ترتکسيستها و اشباح آنها و رهبرى آنها در ايران٬ حکمتيستها٬ همه جهان وابسته را ميدانند٬ شما هم کمى زياده روى نموده و امثال حکومت عراق را ضد امپرياليست ميدانيد. دوست عزيز ترکيه هم با فرانسه و اسرائيل جر و بحثهايى دارد٬ اما دال بر ضد امپرياليست بودن آنها نيست. اما تمام اينها مختص عراق است و ربطى به ايران ندارد. شما ميتوانيد در مورد ايران بدرستى به برخى نشانه ها که نشان از اختلافات واقعى ميان ج.ا و امپرياليستهاست اشاره کنيد٬ نشانه هايى که حاصل آن جنگ احتمالى آينده است. اما عراق را ضد امپرياليست دانستن کمى کم لطفيست به نيروهاى ضد امپرياليست. در ضمن در کامنتهاى بعدى توجه زيادى به دار و دسته ترتسکيستها و اشباح آنان نکن. آنها قصد راهنمايى کردن ندارند٬ هدف آنها تخريب است. ...
متاسفانه درک خرده بورزوزای از "مبارزه خلقها "اصولا رنگ طبقاتی ندارد ودر عین حال بصورتی بهیچ روی دولت حاکم بر عراق را پدیده برچای گذاشته شده از سوی امپریالیسم نمبیند. مگر دولت مالکی یا کرد و یا علاوی کسانی جز همان کسانی هستند که نقش چلبی را ...در جنگ اواشغال عراق بازی کردند و غارت امروز نفت عراق توسط شرکتهای بزرگ نفتی غربی ودر صدر امریکا را این حضرات نمبینند. وهنوز نمیدانند چندین هزار نیروی تحت عنوان شرکت ها ی خصوصی امنیتی در عراق وجود دارند و بهترا ست در درجه اول این دوستان بفرمایند که دولت عراق منافع کدام مبارزه ضد امپریالیستی را تامین میکند . این دوستان در سطح نگری مانده اند و همین رفتن نیروهای آمریکایی را پایان و"فرار "آمریکا در عراق میبینند . این یک شوخی بیشتر نیست هنوز مالکی برای اجازه ادامه کار خود به آمریکا سفر میکند ساختار دولت مالکی چیست ودیگر نیروهای باصطلاح "مقاومت خلق "را بفرمایید درعراق توضیح دهید که آیا از نیروی مقتدا صدر میخواهید نا م ببرید یا از نیروی حزب الله والقاعده ویا اینکه دولت مالکی را دولت ضد امپریالیسم میدانید. این دوستان از مبارزه ضد امپریالیستی تنها خروج فیزیکی و ظاهری آمریکایی ها از عراق را در ظاهر میبنیند و پیچک مورا وتنها مورا میبینند! و در رویاهای سطحی خود در مبارزه ضد امپریالیستی بسر میبرند
...
درک های سطحی و خرده بورژوازی مابانه از مقوله ا مپریالیسم و نیروهای ضد امپریالیستی و مقاومت "خلقی " باعث میشود که دچار تناقض گویی زیادی این دوستان شود وهمیشه در سطح قضایا بمانند و به یک تحلیل دیالکتیکی و طبقاتی از مبارزه ضد امپریالیستی نرسند... بلکه انرا گرد در "خلق" نمایند که مشخص نیست که در این کیسه ای جا دویی بنام "خلق"چه کسانی در عراق وچه نیروهایی در عراق را منظور دارند ؟ وبا یک کلی گویی "خلق عراق "در کیسه جادویی تحلیل خود را میبندند که کسی سوال نکند از خلق منظورتان کیست ؟دولت مالکی است؟ دولت کرد است ؟ نیروهای مقتدا صدر است؟ بعثی های عراقی صدامی است ؟ واگر همه این هاست ! ماهیت طبقاتی ورفتار انها واقعا ضد ا مپریالیستی است ؟و درک ومفهوم ضد امپریالیستی فقط عدم حضور فیزیکی انهاست یا وجود ساختارهایی است که امپریالیسم همچنان به غارت عراق مشغول است
...
تناقضات و ورشکستی تیوریهای نیروهای ناسیونالیست تحت مبارزه "ضد امپریالیستی" از همین مقاله و نظرات ابرازشده روشن است. این در عین حال نشان میدهد که دوره این نظرات گذشته است و این تیوریها که زمانی می توانست به اسم کمونیسم به کشورهای جهان سوم فروخته شوددوره اش تمام شده است. برای اینکه به علل پایان یافتن این نظرات وعلل آن بیشتر آشنا شوید توصیه می کنم تحلیل بسیار مستند و کوتاه رفیق تقوایی را تحت عنوان " از نظم نوین تا انقلابات نوین" را در آدرس زیر بخوانید. این مقاله که با باز کردن ان کتابی میتوان نوشت به اساسی ترین ویژیگیهای دوران جدید پرداخته و به تشریح دوران جدید بحرانهای سرمایه داری پرداخته ونشان داده که چرا نظرات ناسیونالیستهای جنبش ملی اسلامی دیگر نمی تواند خود را به اسم چپ وکمونیسم به مردم قالب کند:
http://www.azadi-b.com/M/2012/01/post_353.html ...
من در این مورد با نادر هدایت موافق هستم. خرده بورژواها قادر نیستند که از نوک بینیشان آنطرف تر را ببینند. به مقاله م.راد و تحسین کنندهاش فرهاد- م نظری دوباره بیاندازید تا به مفهوم واقعی درک خرده بورژواها از تحولات جاری (حداقل) در خاورمیانه بیشتر پی ببرید
...
با سلام و پوزش از آنکه چند روزی با اینترنت تماس نداشتم و نتوانستم پاسخ دوستان را زودتر بگویم .
دوست عزیز محمد ، شما بحث من و آقای راد را فکر میکنم درست متوجه نشدید که آنرا با نظر تقواییستهای حکمتی اشتباه گرفتهاید . همانطور که از عنوان مقاله مشخص است صحبت از شکست آمریکاست . معنی شکست آنستکه به اهدافی که میخواهی دست نیابی . مقاصد آمریکا دقیقا همنهاییست که شما هم بدان واقف بوده و مطرح کردهاید ، اما تا کنون با دلایلی که گفته شد نتوانسته بدانها دسترسی کامل پیدا کند . اما وابستگی به امپریالیسم و ضدیّت با آن مساله ایست که نزدیک به پنجاه سال است بر سر آن در جنبش چپ ایران و جهان بحث و درگیری نظری موجود است . از زمانیکه بخشی از جبهه ملی خارج از کشور به نام "وحدت کمونیستی" و با نشریه "رهایی" در اواخر سالهای ۱۳۴۰ و قبل از آنکه خبری از حکمت و حکمتیستها باشد با نفی بورژوازی ملی و نیروهای ضدّ امپریالیست بینا بینی پا به عرصهٔ جنبش چپ گذاشتند ، این مبارزه فکری و تئوریک همچنان ادامه دارد . من در اینجا قصد دامن زدن به این بحث اساسی و مهم را ندارم ، اما امید است که بزودی بتوانیم آنرا بطور مستند و دقیق مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم ، ضمنا فکر میکنم کسانی که جز طبقه کارگر و کمونیستها هیچ گروه دیگری را ضدّ امپریالیست نمیدانند هم دلایل خود را مطرح نمایند . من این سوالها را بارها با کسانی چون "م " و الف - جی مطرح کردهام اما تا کنون پاسخی دریافت نکردهام ، امیدوارم دوستان دیگر برای روشن شدن بیشتر بدانها پاسخ گویند. ضدّ امپریالیست بودن یعنی چه ؟ آیا جبهه ملی به رهبری دکتر مصدق ، جنبش مسلمانان مبارز دکتر پیمان ، سوکارنو ،مورالس ، شاوز ، کوریا رهبر اکوادور ، رمرو کشیش السالوادوری ،آلنده ، مصدق ، بازرگان ، طالقانی و.... ضدّ امپریالیست محسوب میشوند و یا وابسته به آن ؟ ضمنا جناب محمد ، ضدّ امپریالیست بودن مفهومیست نسبی نه مطلق ، یعنی آنکه خرده بورژوازی و بورژوازی داخلی ( ملی ، متوسط ، لیبرال و یا هر نام دیگری که بر آن میگذارید ) همانند طبقه کارگر و کمونیستها ضدّ امپریالیست نیستند و به این دلیل به آنها نیروهای ناپایدار میگویند . اگر سوکارنو ، مصدق ، مورالس و.. را ضدّ امپریالیست بخوانیم کم لطفی به کمونیستهای ضدّ امپریالیست نیست .در آخر شما بدرستی گفته اید که اختلافات واقعی بین ایران و امپریالیستهاست ، اما چگونه است که در رابطه با عراق که متحد ایران است آنرا صحیح نمیدانید. جناب هدایت کسی فرار آمریکا از عراق را به معنی پیروزی کامل مردم عراق نمیداند . شما بعنوان یک "م -ل " با دانشی که دارید درک کارگری مبارزه خلقها را به ما بیاموزید که بتوانیم به اشتباه خود پی برده و از خود انتقاد کنیم . همچنین به سوالهای بالا اگر بسیار سخت نیست پاسخ دهید و ضمنا بگویید گروههای شیعه طرفدار صدر و دیگر گروههای عراقی چگونه و با چه اسنادی به امپریالیسم آمریکا وابسته اند . بهتر بود به چند نمونه از تناقض در گفتار بالا نیز اشاره و تحلیلی دیالکتیکی و طبقاتی از مبارزه امپریالیستی را به خواننده گان ارائه میکردید . جناب " جنبش کم شکست نخورده " چند باری است که خوانندگان را به مقالات تقوایی رجوع میدهید ، اولا کسانیکه به سایت اعتراض میآیند ، اکثرا به سایتهای دیگر برای آگاه شدن از وضعیت نیروهای مختلف هم رجوع میکنند و احتیاجی به آدرس دادن شما نمیباشد . ثانیا چرا شما خود دست به نوشتن و توضیح این مقولات نمیزنید و احتیاج دارید رهبرتان در مورد این مسائل خط بدهد . ثالثاً ، احتیاجی به خواندن مقالات تقوایی و یا رهبر عقیدتی او حکمت نیست ، شما میتوانید به سایت "اسناد اپوزیسیون " رجوع کرده و مقالات و جزوات گروه " وحدت کمونیستی" و نشریه "رهایی" را بخوانید ، خواهید دید قبل از آنکه تقوایی و حکمت در جنبش وجود داشته باشند آنها همین حرفها را بهتر و" تئوریکتر " مطرح کردهاند . ضمنا از شنیدن کلمات چپ . کمونیسم ، مارکسیسم و تئوریهای خرده بورژوازی و... از مریدان حکمت که تا قبل از مرگش از همکاری و فعالیتهای گسترده با سلطنت طلبها و دیگر گروههای ارتجاعی در سرتاسر اروپا و آمریکا دفاع میکرد . انسان را به حالت تهوع میاندازد . Write comment |





