امروز: جمعه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۱
 
  پنل گروهها / امکانات
 
پيروزى اتحاد جماهير شوروى در جنگ جهانى دوم-بخش يک PDF چاپ نامه الکترونیک

در ٩ مى ١٩٤٥ آلمان نازى در برلين در مقابل اتحاد جماهير شوروى٬ آمريکا٬ انگلستان و فرانسه بدون قيد و شرط تسليم شد. پيروزى در مسکو با شليک ٣۰ گلوله از ١۰۰۰ توپ مورد ستايش قرار گرفت. 
اين اداى احترامى بود به پيروزى توده ها بر فاشيسم و به افتخار نيروهاى نظامى اتحاد جماهير شوروى٬ دريايى و هوايى٬ بخاطر مبارزه قهرمانانه آنها.
چهار سال قبل٬ ژوئن ١٩٤١ ٬ اتحاد جماهير شوروى مورد حمله بزرگترين ارتش تجاوز گر در تاريخ بشريت قرار  گرفته بود. آلمان نازى بيش از ٨ ميليون نفر سرباز مسلح در اختيار داشت. از ميان آنها ٤٬٦ مليون نفر جهت فتح اتحاد جماهير شوروى فرستاده شده بودند. نزديک به يک ميليون از گروههاى کمکى از ميان متحدان نازيها ايتاليا٬ رومانى٬ مجارستان و فنلاند و داوطلبان از ديگر کشورهاى اروپايى به کمک آنها آمده بودند. رقم سربازان ارتش تجاوز گر بر عليه اتحاد جماهير شوروى بالغ با ٥٬٥ ميليون نفر بود. اتحاد جماهير شوروى٬ که در خلال دهه هاى ١٩٣۰ جهت افزايش توليدات کشاورزى٬ صنعتى و قدرت دفاعى خويش بشدت کار کرده بود٬ تا ژوئن ١٩٤١ موفق به سازماندهى ارتشى بالغ بر پنج ميليون نفر شده بود.
بخشى از اين نيروها٬ ٢٬٩ ميليون نفر در مرزهاى غربى مستقر شده بودند. در سواحل اقيانوس آرام اتحاد جماهير شوروى ارتشى بيش از يک ميليون نفر را براى مقابله با  تجاوز ژاپن آماده نموده بود. علاوه بر اين صدها هزار سرباز در مرز ترکيه مستقر بودند. توازن نظامى در غرب در مقايسه با ارتش نازيها بسيار ناموزون بود. ارتش تجاوزگر نازيها بزرگترين و در زمان خود مجهزترين ارتش بود. پيروزى قهرمانانه اتحاد جماهير شوروى نيز بر اين ارتش به همان بزرگى.
امسال براى ٥٦ سال پيش نازيسم بعنوان قدرتى جهانى نابود شد و مردم جهان توانستند به راحتى نفسى بکشند. تاريکى نازيها از ميان برداشته شد و زندگى توانست ادامه پيدا کند. اما اجازه ندهيد فراموش کنيم که آن آزادى که ما امروز اجازه تجربه آنرا يافته ايم توسط انسانهايى حاصل شد که جان خود را فداى متوقف نمودن نازيسم نمودند. اين امر را مردم اتحاد جماهير شوروى در مقياسى غير قابل مقايسه با ديگر مردم جهان انجام دادند. نازيها در خلال جنگ جهانى دوم بيش از ٢٥ ميليون نفر از مردم اتحاد جماهير شوروى را کشتند. در مقايسه با سربازان قربانى  آمريکا ٢٩٤۰۰۰ نفر.
بديهى است که مردم اتحاد جماهير شوروى بايد محل افتخارى را در جريان يادبود جنگ جهانى دوم و تشريفات پايانى جنگ داشته باشند. اما اينچنين نيست. در حال حاضر در عوض حقايق در مورد جنگ جهانى و مبارزه قهرمانانه اتحاد جماهير شوروى جهت نجات جهان از بربريت نازيها از رسانه هاى گروهى٬ کتابهاى تاريخى در مدارس و دانشگاههاى کشورهاى سرمايه دارى ناپديد شده اند. در حال حاضر جعل تاريخ امريست متداول زمانيکه مسئله جنگ جهانى و شکست نازيها مطرح ميشود.
سرمايه داران و رهبران آنها در ميان مونوپولها و اليگارشيهاى مالى نميخواهند جايى را براى همدردى براى اتحاد جماهير شوروى و سيستم سوسياليستى که توانست برترى و توان خود را در جمع آورى نيرو جهت به زانو در آوردن آلمان نازى سرمايه دار به اثبات رساند باقى بگذارد. 
هدف مقاله زير٬ مختصرا٬ ارائه حقايق در مورد جنگ جهانى دوم و آن ضربات بزرگيست که به از ريشه برکندن نازيها منتهى شد. در اين مقاله به خواننده اين امکان داده ميشود که در ک شخصى خويش را از حوادثى که به پايانى مثبت از بزرگترين تراژدى در تاريخ بشريت منتهى شد بوجود بياورد. اين مقاله حاوى حقايق بسياريست٬ حقايقى ضرورى که بدون آنها ما قادر نخواهيم بود که درکمان را بر اساس واقعيتها بنا نهيم.
 
MARIO SOUSA

آلمان نازى ١٩٣٣-٤١

امپرياليسم چگونه عمل ميکند زمانيکه صحبت بر سر جعل حوادثى در تاريخ است که با جنگ جهانى دوم پيوند خورده است؟ تبليغات رسانه هاى خبرى سرمايه دارى بر عليه اتحاد جماهير شوروى تنها محصولى از سياستمداران ارتجاعى منفرد يا عملکرد روزنامه نويسان جهت بد نام نمودن سوسياليسم نيست. سياستمداران و خبرنگاران حلقه هايى هستند جهت انتشار اخبار جعلى تاريخى.
اما جعل تاريخ به تقاضاى سرمايه دارى بين المللى و معمولا توسط ارگانهاى دولتى با پولهاى دولتى يا با کمکهاى بزرگ از صندوقهاى اقتصادى سرمايه داران صورت ميپذيرد. آنهايى که انجام اين گونه ماموريتها را بر عهده ميگيرند معمولا پروفسورهايى هستند که در دانشگاههاى کشورهاى امپرياليستى کار ميکنند. اينچنين بود در آمريکا٬ جايى که پنتاگون بيش از ١۰۰ جلد کتاب در مورد جنگ جهانى٬ در ميان آنها٬ "ارتش آمريکا و جنگ جهانى دوم" را در ٨۰ جلد٬ منتشر نمود. و اينچنين بود در انگستان٬ جايى که دولت انگليس "تاريخ رسمى در مورد جنگ جهانى دوم" را در ٨۰ جلد منتشر نمود.

"حقيقت رسمى"
در آلمان غربى بخش نظامى- تاريخى Bundeswehr ده جلد کتاب را تحت نام "سرزمين آلمان و جنگ جهانى دوم" منتشر نمود. در ژاپن وزارت دفاع "تاريخ رسمى در مورد جنگ در شرق آسيا" را در ٩٦ جلد منتشر کرد. 
اين٬ آن شکل از "حقايق رسمى هستند" که اساس تبليغات ضد اتحاد جماهير شوروى را در مورد جنگ جهانى تشکيل ميدهند. مخرج مشترک همه اين تلاشها تمايل دائميست در جهت کوچک جلوه دادن و يا نابود نمودن حقايق در مورد نقش اتحاد جماهير شوروى در شکست نازيها. همزمان آنها ميخواهند سوسياليسم را بد نام نموده و سياستهاى خشن امپرياليستها را توجيح نمايند. همراهان آنها زمانيکه صحبت بر سر انتشار انبوه کتابها٬ مجلات رنگارنگ٬ فيلمها و در حال حاضر حتى فيلمهاى ويدئوييست٬ به تمام اين خواص توجه ميکنند اما توجه نميکنند به اينکه از استفاده از دروغهاى آشکار در محدوده اى بسيار گسترده پرهيز نمايند.
در نبرد براى اراده سياسى مردم٬ سرمايه دارى از توسل به هر ترفندى که بتواند به ضد کمونيسم منجر شود دريغ نميورزد. اين از اهميت بسيارى برخوردار است که تبليغات کاذب امپرياليستها را برملا سازيم.
 
افشاء کردن مهم است
اجازه بدهيد که مختصرا تصويرى از شرايط سياسى در کشور نازيها٬ آلمان٬ در خلال دهه هاى ١٩٣۰ ارائه بدهيم. پس از بدست گيرى قدرت در ژانويه ١٩٣٣ نازيها حکومتهاى دمکراسى غربى را به چالش کشيدند. هيتلر جهت سرکوب طبقه کارگر و از ريشه برکندن کمونيستها از سرمايه داران آلمانى کمک مالى دريافت نموده بود. علاوه بر اين نازيسمه در قدرت ميخواست کلنيهاى آلمان را که در جريان جنگ جهانى اول به انگلستان و فرانسه واگذار نموده بود باز پس گرفته و مناطق جديدى را در اروپاى شرقى و اتحاد جماهير شوروى به تسخير خود درآورد.  شهوت نازيها به قدرت به همانجا ختم نشد. تسخير تمام جهان در دستور کار آنها قرار داشت. همزمان که هتيلر کمونيستها و فعالان اتحاديه اى را کشته و زندانى ميکرد٬ آلمان را براى جنگ جهانى آماده مينمود.

نازيها در حمله 
در اکتبر ١٩٣٣ آلمانيها کنفرانس خلع سلاح را در ژنو ترک نمودند. در همان ماه هيتلر اعلام نمود که آلمان جامعه ملل را ترک کرده. در ١٦ مارس ١٩٣٥ نازيها قانون نظام وظيفه عمومى را٬ که نقض توافقنامه ورساى ١٩١٩ بود٬ تصويب نمودند. بازسازى ماشين نظامى آلمان در آنزمان بصورتى جدى سرعت گرفت. در مارس ١٩٣٦ نقض بعدى قانون ورساى رخ داد. ارتش آلمان پيشروى نموده و منطقه غير نظامى Rhenlandet را به اشغال خود در آورد. تاس آلمانى انداخته شده بود. آيا قدرتهاى غربى بايد هيتلر را متوقف مينمودند؟ نقض توافقنامه ورساى تواانست بدون کوچکترين عکس العملى از جانب قدرتهاى غربى به اجرا گذاشته شد.
عليرغم اينکه آلمان هنوز ارتشى نداشت که بتواند در مقابل ارتشهاى فرانسه و يا انگليس بايستد٬ هيتلر بعنوان ديکتاتورى جهانى بدون اينکه قدرتهاى جهانى آنرا مورد سوال قرار دهند رفتار مينمود. او با احساسات ضد کمونيستى سرمايه دارى همنوا شد و آنها را ناگزير نمود که در خفا سياستهاى نازيها را بپذيرند. او نقش آخرين دژ قدرتهاى غربى بر عليه کمونيستها را بر عهده گرفت و وعده داد که در جريان فتوحات خود بسوى شرق پيشروى نمايد. قدرت نظامى آلمان بصورتى پيوسته افزايش ميافت و در حال تبديل شدن به نيرويى بود که ميخواست همه جهان را مورد تهديد قرار بدهد. به هشدارهاى اتحاد جماهير شوروى در مورد ايجاد جبهه اى ضد نازى براى ايجاد امنيتى جمعى هرگز پاسخ داده نشد.
در ژوئن ١٩٤١ وضعيت سياسى در اروپا چنان بود که اغلب کشورهاى سرمايه دارى در همانزمان تحت فرمان حکومت فاشيستى عمل مينمودند. در مارس ١٩٣٨ آلمان نازى اطريش٬ در سپتامبر منطقه چکى Sudetenland (با تاييد انگلستان و فرانسه در توافقنامه مونيخ٬ سپتامبر ١٩٣٨) و در مارس ١٩٣٩ تمام چکسلواکى را به اشغال خود درآورد. در مارس ١٩٣٩ فاشيستهاى – فرانکو قدرت را با کمک ايتالياى فاشيستى و آلمان نازى در اسپانيا بدست گرفتند.
در اول سپتامبر ١٩٣٩ نازيها به لهستان يورش بردند. کشور از فرانسه و انگلستان براى امنيت خود ضمانتى دريافت نموده بود٬ اما در زمان تجاوز اين دو کشور بى عمل به تماشا ايستادند. اعلام جنگ رسمى انگلستان و فرانسه بر عليه آلمان در ٣ سپتامبر تنها عباراتى بى ارزش بودند. با اينحال آنها در خلال اين روزها از اين امکان برخودار بودند که کار نازيسم را يکسره سازند.
پس از جنگ در خلال دادگاه نورنبرگ Alfred Jodl رئيس ستاد عملياتى ارتش آلمان٬ بدين ترتيب اعتراف نمود: "اينکه ما در همان سال ١٩٣٩ شکست نخورديم فقط به اين دليل بود که آن ١۰۰  لشگر فرانسوى و انگليسى تحت فرمان لهستانيها در غرب در مقابل ٢٥ لشگر آلمانى منفعل نگاه داشته شدند". (نازيها از ٦١ لشگر و سه تيپ نظامى بر عليه لهستانيها استفاده کردند). 

تقريبا تمام اروپا را به تصرف خود درآورد
در خلال ١٩٤۰ موج تجاوزات نازيها در اوپا ادامه يافت. دانمارک در ماه آوريل و نروژ در ماه ژوئن توسط نازيها اشغال شدند. در ١۰ مى ١٩٤۰ ارتش نازيها به سمت غرب روى آورد. هلند در ١٤ مى٬ کمى بعد از آن لولزامبورگ و بلژيک در ٢٨ مى تسليم شدند. در ٢۰ مى تانکهاى آلمانى در کنار کانال انگستان ايستاده بودند. يک ارتش انگليسى متشکل از ٣٣۰۰۰۰ نفر در شما ل فرانسه در مقابل ارتش قدرتمند آلمان تسليم شد و بايد با سرعت در انگلستان تخليه ميشدند (٢٧ مى تا ٤ ژوئن). انگليسيها مقدار بسيار زيادى اسلحه٬ به اضافه ٧۰۰ دستگاه تانک٬ که نازيها به مالکيت خود درآورد٬ از خود بجاى گذاشته بودند. فرانسه٬ يک قدرت نظامى بزرگ در اروپا٬ قربانى بعدى نازيها بود. آلمان طى پنج هفته فرانسه را به زانو درآورد. فرانسه در ٢٢ ژوئن تسليم شد.
در خلال آوريل ١٩٤١ نازيها يونان و يوگسلاوى را اشغال نمودند. در ضمن در اروپا ايتاليا٬ فنلاند٬ مجارستان و رومانى متحد با آلمان نازى و بلغارستان و اسلواکين برده نازيها بودند. در عرض سه سال نازيها تقريبا تمام اروپا را به اشغال خود درآوردند.

"جنگ غافلگيرانه"
در بهار سال ١٩٤١ در چشم جهانيان ارتش آلمان٬ Wehrmacht٬ بعنوان ارتشى شکست ناپذير برجسته شد. در جريان جنگ خود بر عليه غرب نازيها ١٣٥ لشگر و يک تيپ نظامى٬ ٢٨٥۰ تانک و ٣٨٣٤ هواپيما در اختيار داشتند. 
آنها در عرض پنج هفته فرانسه٬ انگلستان٬ بلژيک و هلند را شکست دادند اگر چه نيروهاى نظامى اين کشورها در مجموع شامل ١٤٧ لشگر ميشدند. در جنگ ارتش آلمان از يک شيوه جنگى جديد که”blitzkrieg” جنگ غافلگيرانه نام گرفته بود استفاده کردند. 
جنگ غافلگيرانه يک شيوه جنگى سريع بود که از طريق استفاده از تعداد بسيارى از ماشينهاى جنگى مکانيزه و تانک به پيش برده ميشد. هدف نابودى دشمن بود قبل از اينکه آنها امکان استفاده از نيروهاى نظامى خود را پيدا ميکردند. کشور صنعتى آلمان٬ در خلال حکومت نازيها٬ صنعت جنگى قدرتمندى را ساخته بود (بخش بزرگى از آنرا با کمک مالى آمريکا) که ميتوانست جهت فتح اروپا  با جنگى غافلگيرانه مکانيزه٬ نيروى دريايى و هواپيماهاى جنگى را با همه سلاحهاى ضروى و مدرن تغذيه نمايد.
در بهار ١٩٤١ آلمان نازى ٣۰۰ ميليون را نفر تحت فرمان خود داشت! قدرت نازيها طى سه سال بصورتى شگفت انگيزى افزايش يافته بود. کشورهاى سنتى و صنعتى در اروپا ظرفيتهاى توليدى خود را مطيع ماشين جنگى آلمان نازى نموده و آنچيزى را که ارتش آلمان نياز داشت توليد ميکردند.   

تحت سلطه نازيها
استفاده نازيها از توان صنعتى اروپا در جنگى بر عليه اتحاد جماهير شوروى فصليست تقريبا ناشناخته٬ اما بسيار مهم از تاريخ جنگ جهانى دوم. در لهستان براى مثال آلمانيها زمام امور صنايع فلزى٬ صنعت توليد ماشين آلات٬ معادن ذغال سنگ Schlesien و صنعت شيمى را که در مجموع شامل ٢٩٤ شرکت بزرگ و تقريبا ٣٥۰۰۰ شرکتهاى بزرگ و متوسط ميشد٬ بدست گرفتند. در فرانسه غارت نازيها سودهاى بيشترى را توليد نمود. بجز ذوب آهن و صنايع فلز Lorraine٬ عظيمتر از لهستان٬ نازيها سلطه خود را بر روى کليه کارخانجات اتومبيل و هواپيما سازى و منابع فلزات استراتژيک٬ مس٬ آلومينيوم و منيزيم اعمال نمودند.
در ضمن آنها کليه کارخانجات ماشين و – ابزار سازى و انبارهاى بزرگ آنها را به تصرف خود درآوردند. براى مثال نازيها از فرانسه نيز ٤۰۰۰ لوکوموتيو و ٤۰۰۰۰ هزار واگن راه آهن را به راه آهنهاى آلمان منتقل نمودند.
در ضمن غارت کشورهاى تحت اشغال مشابه بود. در بهار ١٩٤١ آلمان نازى در مجموع حجم توليد سالانه اى بالغ بر ٣١٬٨ ميليون تن فولاد و ٤٣٩ ميليون تن ذغال را دارا بود. اتحاد جماهير شوروى در خلال دهه هاى ١٩٣۰ با تلاشى فراوان توليدى از فولاد و ذغال را سازمان داده بود که در بهار ١٩٤١ ١٨٬٣٬ ميليون تن فولاد و ١٦٥٬٩ ميليون تن ذغال نتيجه ميداد. تفاوت در امکانات توليد ميان اروپاى صنعتى و اتحاد جماهير شوروى در حال توسعه قابل توجه بود.
در چکسلواکى٬ بلژيک و هلند نازيها ذخائر طلاى سه کشور را که به ترتيب برابر بودند با ٤٨ ميليون دلار چکسلواکى٬ ٢٢٨ ميليون دلار بلژيک و ٧١٬٣ ميليون florin هلندى٬ به تصرف خود در آورند. (اين دزديها با کمک Bank for International Settlements با آمريکا و انگلستان در راس آنها انجام شدند.)
همزمان کارگران و اسيران جنگى را به انجام کار اجبارى در آلمان ناگزير مينمودند. در بهار سال ١٩٤١ ٬ ٣ ميليون کارگر خارجى در کارخانجات آلمانى کار ميکردند.
به همان اندازه با اهميت براى قدرت نازيها ابزار جنگى بود که آنها در جريان پيروزى بر نيروهاى نظامى اروپايى به تصرف خود در آوردند. براى مثال نازيها در فرانسه ٥۰۰۰ تانک٬ ٣۰۰۰ هواپيماى جنگى و کليه تجهيزات باقيمانده ارتش فرانسه را به تصاحب خود درآوردند. با ابزار جنگى فرانسوى نازيها توانستند ٣٨ لشگر پياده نظام٬ سه لشگر موتورى و  يک لشگر زرهى سازمان دهى نمايند. تمام اينها بخشى از تدارکات جنگ بزرگى بود بر عليه اتحاد جماهير شوروى.

ادامه دارد

فهرست ادبيات
-    استالين – چرچيل – روزولت٬ مکاتبات ١٩٤١ -٤٥. Progress/Fram ١٩٨٨.
Minnen och reflexioner "خاطرات و بازتابها". Georgij Zjukov. Progress/Fram ١٩٨٨.
Bol'shaia Soveskaia Entsiklopediia Moscow 1970 – Great Soviet Encyclopedia – Macmillan New York .
-    تاريخ جنگ جهانى دوم – Myter och verklighe افسانه ها و واقعتيها. Oleg Rzjesjevskij..
Progress/Fram 1984.
A verdade e a mentira sobre a segunda guerra mundial. E. Kulikov, O. Rjechvski, I Tchelichev. Avante! 1985.
Dossier. Segunda Guerra Mundial. Avante! 1985.
På uppdrag i Moskva "براى انجام ماموريت در مسکو. سفير جوزف ديويس". Bonniers 1942.
Our Debt to Our Soviet Ally. Ambassadör Joseph Davies 1942.
Stalin Talar "استالين سخن ميگويد". در خلال جنگ جهانى دوم.  Natur och Kultur 1944. "طبيعت و فرهنگ ١٩٤٤".
The Gothic Line. Douglas Orgill. London 1956.
هدف زندگى. صنعت هوايى اتحاد جماهير شوروى. A. Jakovlev. Rabén och Sjögren 1969
Molotov Remembers. Chicago 1993.
El Estado Mayor General Durante La Guerra. S. Shtemenko. Progreso, Moscú 1977.
Svenska folkets undangömda öden "سرنوشت پنهان مردم سوئد". Gustav Johansson. نشريات Bo Cavefors ١٩٦٨.
Röd Bok om Svart Tid "کتابى قرمز در مورد زمانى سياه". Hilding Hagberg. نشريات
Cavefors Bo ١٩٦٦.
Från mörkret stiga vi mot ljuset "گام برداشتن از تاريکى بسوى روشنايى".
Kristensson/ Nyström/ Nyström. Proletärkultur "فرهنگ کارگر" ١٩٨٥

مترجم: پيام پرتوى

2001
MARIO SOUSA 

Comments (2)

Subscribe to this comment's feed
...
0
اين جزوه حاوى تصاوير زيباييست که متاسفانه ارسال آن توسط پيامگير سايت امکان پذير نيست. اميدوارم روزى سطح تکنيک آنچنان ترقى کند که ارسال اين گونه مقالات از طريق پيامگير سايت هم عمل بشود
و باز هم اميدوارم که اين جزوه نيز مانند دو جزوه قبلى سوالات برخى از خواننده گان را پاسخگو باشد.
به اميد پيروزى
پيام پرتوى , دسامبر 30, 2011
...
0
عملى باشد
پيام پرتوى , دسامبر 30, 2011

Write comment

smaller | bigger

busy
 
 
اعتراض حق شماست !!...........اعتراض حق شماست !!......اعتراض حق شماست !!