امروز: جمعه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۱
 
  پنل گروهها / امکانات
 
هاتف رحمانی : کره شمالی از زاویه نزدیک PDF چاپ نامه الکترونیک

از صفحه بابک بابی ((غرب و امریکا در مناسبات قدرت، دست بالا را دارند. بنابر این می توانند دشمنان خود را از میان گروه ها و کشورهای بدنام و مطرود گزینش کنند و یا حتی چنین دشمنانی را بسازند. در نزد عوام نیز، داشتن دشمنان بدنام، به منزله ی منزه و مبری بودن است. عبارت درست تر اين است: آمريكا و غرب در مناسبات جنايت دست بالا را دارند و الى آخر. تنها در يك فقره جنگ غير اخلاقى و سراپا دروغ آمريكا و غرب درعراق تا آگوست ٢٠٠٧ بالغ بر ١،٠٣٣،٠٠٠ نفر كشته شده اند. نه كسى در غرب عزا گرفت و نه فغان حقوق بشر خواهى از ليبرالى شنيده شد. به قول شاملو:
... چه زلالى، چه فرصتى، چه شبى!
آدولف هیتلر: تا زمانی که دشمنانی نداشته باشی؛ نمی توانی رهبری بزرگ بشوی. حتی اگر دشمنی هم نداری؛ وانمود کن که کشورت در خطر است. زیرا وقتی مردم بترسند؛ برای برده گی آماده می شوند.وقتی مردم بترسند آماده اند تا از سیاستمدارها پیروی کنند. از این دست نوشته بیش از 70 سال می گذرد. جالب این جاست که امری که 70 سال (نیم قرن به اضافه ی بیست سال) پیش بدیهی بوده؛ بعضی ها را امروز به تعجب وا می دارد....))


بعد از مرگ رهبر جمهوری دموکراتیک خلق کره ، برایم جالب بود که سطح تبلیغات رسانه ای امپریالیستی تا چه حد از ابتذال سقوط کرده است. اگر چه انتقادات بسیار جدی به سیستم اداره جمهوری دموکراتیک خلق کره دارم که جای بررسی آن در این مقال امکان پذیر و هدف نیست.
اما جا دارد که در میان این شامورتی بازی های رسانه ای که در دوران جنگ سرد و قبل از آن به کمک گوبلز در ستاد فاشیستی دامن زده شده بود و ادامه آن اکنون با کمک رسانه های مسلط خبری در حال پیگیری است به درمیان گذاشتن تصاویری  سانسور شده  که  از روی قصدو مقاصد مشخص سیاسی به مخاطبین این رسانه ها  نشان داده نمی شود ، پرداخت.
  رسانه هایی که  امروز برای  تقلیل شعور مخاطبین به باور کردن داستانهایی از قبیل گریه کردن کلاغ ها در سوگ  برای تخریب دشمنان خود و ارعاب مخالفین نظرات خود از غیر اخلاقی ترین و سخیف ترین حربه ها سود می برند . واقعیت هرچند تلخ اما به این مضحکی که به دستاویز فرضا صحبتهای یک گوینده تلویزیونی کره شمالی واقعیات عمده ای را نادیده گرفت نیست. اگر قرار به صحنه پردازی های اینچنینی و تاباندن نورهای هدفند  به هر کشور امروزی  جهت تخریب و هجمه برای تاثیر دلخواه گذاشتن بر اقکار عمومی  بود،  احتمالا باید از تعریف های  رمال های شبکه های تلویزیونی در باب سیاستمداران و سیاست روز گل واژه های بسیاری بر زبان  و در چنته از این تیپ مزخرفات دلبخواهی فراوان برای سفسطه گری داشته باشیم. به هر صورت تلاش رفقای نوید نو را برای آگاهی رسانی ارج گذاشته و انتقادات خود را به  سیستم جمهوری دموکراتیک خلق کره در بحث های پیشبرنده در جهت  تحت بارورتر شدن چبهه مردمی در مقابل دیکتاتوری سرمایه  ارائه می کنم.
با هم نوشته زیر را مرور می کنیم.
ا.ا
نوید نو : با در گذشت رهبر جمهوری دموکراتیک خلق کره ، وبا تهاجم بی رحمانه رسانه ای علیه این کشور، وکمبود اطلاعات موثق ، صحیح ، واقعی وبی غرض از اوضاع سیاسی ، اقتصادی واجتماعی جمهوری دموکراتیک خلق کره ، بر آن شدیم تا مقاله ای را که رفیق هاتف رحمانی در سال 1382در مورد حمهوری دموکراتیک خلق کره منتشر کرده بودند باز انتشار نماییم. نوید نو برای ارائه اطلاعاتی موثق از اوضاع کره شمالی باز هم تلاش خواهد کرد وبه زودی مقاله های نوی در این رابطه منتشر خواهد نمود. نویدنو  2/10/1390

کره شمالی از زاویه نزدیک

 قدرت مضمون اساسی تحولات تاکنونی اجتماعی انسان بوده است. با تغییر معادلات جهانی، پس از فروپاشی «سوسیالیسم واقعا موجود»، پایان جنگ سرد ویکجانبه گرایی در کسب هژمونی جهانی توسط امپریالیسم امریکا، این مضمون محوری تحولات هر روز با چهره نوشونده ولی در اصل یکنواخت خویش، خود را به چشم جهانیان کشانده است. برای تکمیل تحقق این هژمونی طلبی امپریالیسم امریکا، چندین نقطه گرهی که در اصل خرابه های مانده از بقایای جنگ سرد بودند به مرکز مناقشات امپریالیستی تبدیل شدند. یکی از این مناطق کره شمالی بود که با پایداری در راه طی شده از جزیره وحشت امپریالیستی اعلام انشعاب کرده است. متاسفانه وضعیت مردمان کشورهای تحت یورش امپریالیسم به کسی می ماند که در عین سیلی خوردن از مهاجم سرش در اثر ضربه با دیوار پشت سر هم بر خورد می کند و در یک لحظه در واقع متحمل دو ضربه می شود. ساکنین کشورهای گرهی در تهاجم امپریالیسم در واقعیت امر چنین است. از یک سو تحت تسلط رژیم های به شدت ارتجاعی و دیکتاتور به سر می برند و از سوی دیگر زیر فشار های تحمیلی بیگانه هرگونه قدرت عمل را از خویش سلب شده می یابند. عراق، افغانستان، سوریه و کشور ما ایران از همین جمله اند. اما حکایت کره شمالی دیگر است. کره شمالی یادگار تلاش های جهانی برای قدرت در پایان جنگ جهانی دوم است. جمهوری دموکراتیک خلق کره در ۱۹۴۵ در قسمت شمالی کره واقع در شمال شرق اسیا جاییکه در اشغال شوروی بود بنیانگذاری شد. کره در شمال با چین، در شمال شرقی با روسیه، در شرق با دریای شرق (دریای ژاپن) و در جنوب با جمهوری کره جنوبی هم مرز است. پیونگ یانگ بزرگترین شهر کره شمالی و پایتخت ان است. کره شمالی کشوری به شدت کوهستانی است و با دره های ژرف و باریک خویش معروفیت جهانی دارد. مناطق هموار کره فقط یک پنجم مساحت ان را تشکیل می دهد و در محدوده ساحل غربی کشور و بین دره های وسیع رود خانه غربی قرار گرفته است. خاک حاصلخیزی در وادی رودخانه ها، مناطق هموار این کشور را پوشانده است. خاک مناطق کوهستانی عموما فاقد مواد آلی مناسب بوده و به نحو قابل ملاحظه ای غیرحاصلخیزند. تقریبا اکثر رودهای بزرگ کره از کوه ها سرچشمه گرفته و از مسیر غرب به دریای زرد می ریزند. طولانی ترین رودخانه به نام «یالو» بخشی از مرز کره شمالی با چین را تشکیل می دهد.
کره دارای
۲۲ میلیون و ۲۵۰ هزار نفر جمعیت بر اساس امار ۲۰۰۲ است و پراکندگی جمعیت آن ۱٨۴ نفر در کیلومتر است. شهر نشینی در کره شمالی از سال های دهه ۱۹۵۰ رو به گسترش داشته و در حال حاضر بیش از ۶۰درصد مردم کره شمالی در شهرها زندگی می کنند. کره شمالی یکی از غنی ترین کشورهای آسیا از نظر منابع معدنی است. معادن سرشار ذغال سنگ، آهن، اوره، تنگستن، منیزیم، و گرافیت همراه با معادن طلا، نقره، مس، سرب، روی و مولیبدیوم از دارایی های ارزشمند کره شمالی است.
آموزش ده ساله در کره اجباری و رایگان است. در پایان
۲۰۰۲ حدود دو میلیون دانش اموز در مقطع دبستان و ۲.٨ میلیون نفر در مقطع دبیرستان مشغول تحصیل بودند. ۹۵ درصد مردم کره با سوادند و بزرگترین مرکز دانشگاهی ان دانشگاه کیم ایل سونگ است که در ۱۹۴۶ در پیونگ یانگ تاسیس شده است. در حال حاضر بیش از ٣۰۰ هزار نفر در ۲٨۰ دانشگاه و مدرسه عالی کره مشغول تحصیل می باشند. خدمات بهداشتی و مراقبت های پزشکی و درمانی رایگان و در دسترس تمام مردم کشور می باشد. تمام شهروندان کره شمالی از حقوق از کار افتادگی و بیمه بازنشستگی بر خوردارند.
سیستم حکومتی کره ناشی از ترتیبات قانون اساسی
۱۹۷۲ آن است که جایگزین قانون اساسی ۱۹۴٨ گردید و در دو نوبت در سال های ۱۹۹۲ و ۱۹۹٨ مورد بازنگری قرار گرفته است. کره دارای دولت متمرکز سوسیالیستی است.
کره شمالی در
۱۹۴٨ مورد تهاجم امریکا قرار گرفت و تا ۱۹۵٣ جنگ کره ادامه داشت که با پذیرش آتش بس منطقه حایلی بین دو کره ایجاد گردید که در واقع منطقه ای غیر نظامی شده است. قبل از مرگ کیم ایل سونگ در ۱۹۹۴ قدرت اجرایی در دستان رییس جمهوری بود و دولت توسط نخست وزیر اداره می شد. رییس جمهور با رای مستقیم مردم برای ۴ سال انتخاب می شد و به نوبه خود اعضا کمیته مرکزی خلق را که سازمان دهنده عالیرتبه سیاسی دولت بود منصوب می کرد. پست ریاست جمهوری بعد از درگذشت کیم ایل سونگ بلاتصدی مانده بود. اگر چه کیم ایل سونگ پسر خود کیم جونگ ایل را به قایم مقامی برگزیده بود ولی رییس جمهور به حساب نمی امد. در ۱۹۹٨ در جریان اصلاح قانون اساسی پست رییس کمیسیون دفاع ملی توسط کیم جونگ ایل پیشنهاد و به تصویب رسید و بعنوان عالیترین مقام اداره کره شمالی شناخته شد. مجلس قانون گذاری کره که عالیترین سازمان دولتی و پارلمان عالی ترین اجتماع مردمی است دارای ۶٨۷ عضو می باشد که با رای مستقیم مردم برای ۴ سال انتخاب می شوند. مجلس عالی در سال چندین جلسه برگزار می کند. کارهای روزمره ان توسط کمیته دایمی مجمع اداره می شود. استان های کره دارای حکومت های محلی بوده و توسط مجمع خلق انتخاب می شوند. قدرت اصلی در اختیار حزب کارگر کره است و دو حزب کوچک دیگر هم در چارچوب جبهه دموکراتیک اتحاد میهنی به این حزب پیوسته اند.
در
۱۹۴٨ در کره شمالی کلیه صنایع ملی و کشاورزی اجتماعی شد. کره با اجرای طرح های اقتصادی، موفق به رشد قابل توجهی در زمانی اندک گردید. صنایع سنگین گسترش یافت و کشاورزی تا بالاترین سطح مکانیزه گردید. در سال ۲۰۰۰ کارگران کره شمالی بالغ بر ۱۱میلیون و ۷۰۰ هزار نفر بودند که ٣٨ درصد انها در بخش کشاورزی مشغول کار بودند. کارگران در اتحادیه های بزرگ فنی و صنعتی متشکل هستند که عموم این اتحادیه ها با فدراسیون عمومی اتحادیه های کارگری هم بسته اند. علاوه بر ان اتحادیه کارگران کشاورزی است که از سازمان های موثر اجتماعی کره شمالی است. سایر اقشار کره شمالی همچون، هنرمندان، وکلا و دانشمندان و متخصصین هم به نوبه خویش دارای سازمان های ویژه خویشند. کره شمالی با مکانیزاسیون کشاورزی، سیستم منظم آبیاری و احیا اراضی کشاورزی موفق به افزایش چشمگیر محصولات کشاورزی گردید. بازده محصولات اساسی در ۲۰۰۱ یر ۱.٨میلیون تن برنج، ۱.٣میلیون تن ذرت و ۱ میلیون تن گوجه فرنگی بالغ گردید. و رشد سایر محصولات از قبیل ارزن، جو، گندم و سبزیجات، سیب وسویا هم قابل ملاحظه بود. کره شمالی دارای ٣.۴ میلیون خوک، ۶۵۰ هزار راس گاو، ۱٨۵۰۰۰ گوسفند و ۱۶ میلیون ماکیان خانگی است. علاوه بر این بهره برداری از جنگل هم در اقتصاد کره نقش داشته و در سال ۲۰۰۰ حدود ۷.۲ میلیون متر مکعب چوب از جنگل های کره شمالی استحصال گردید. ماهیگیری مدرن و متشکل هم از سایر منابع در امدی اقتصاد کره است که محصول ان در سال ۱۹۹۷ بالغ بر صید ٣۰۶.۶٣۶ تن انواع ماهی بوده است. بخش مهم اقتصاد کره شمالی بر معدن استوار است. و تلاش های باز هم جدیدی در توسعه بهره برداری از معادن بکار برده می شود. در حال حاضر توجه اصلی به ذغال سنگ و اهن است، که در سال ۲۰۰۰ به ترتیب ۷۷.۵ میلیون تن و ٣ میلیون تن استخراج شده بود. سایر معادن مهم کره شمالی همچون تنگستن، منیزیم، روی، مس، سرب، نقره و طلا هم در حال بهره برداریست.
کره شمالی از منابع تولید برق توسط نیروی آب برخوردار است و در حال حاضر
۶۵ درصد برق مصرفی کره را تامین می کند. کره شمالی در ۱۹۹۹، ۲٨.۶ میلیارد کیلو وات ـ ساعت، تولید برق داشت.
کره شمالی دارای ٨
۵٣۰ کیلو متر راه آهن، که مستقیما به چین و روسیه متصل است،و ٣۱۲۰۰ کیلومتر جاده است. علاوه بر ان کره شمالی دارای ۲۲۵۰ کیلومتر راه آبی در رودخانه «تائو دانگ» است که نقش اساسی در تجارت داخلی کره شمالی ایفا می کند. تجارت خارجی کره شمالی تا دهه هفتاد عمدتا با چین، شوروی و کشورهای عضو کومکون (سازمان تجارت سوسیالیستی) بود ولی پس از اعلام استقلال از روش های چین و شوروی در اداره کشور تلاش برای ایجاد روابط تجاری با سایر کشورها چون ژاپن، عربستان سعودی و استرالیا به عمل اورد. هنگ کنگ یکی از شرکای عمده و مهم تجارت خارجی کره شمالی است. عمده ترین صادرات کره شمالی مواد معدنی، فلزات، برنج و لوازم ماهیگیری است و عمده ترین واردات کره شمالی را نفت و فراورده های نفتی، ذغال سنگ، مواد شیمیایی وماشین الات تشکیل می دهد.
با این شمای کلی کره شمالی از فردای تاسیس این کشور، مورد تهاجم کشور های امپریالیستی قرار داشته است. تحت تاثیر این فشارها بود که عملا کره شمالی تز دیکتاتوری پرولتاریا را با نظریه «نظامیگری در مرحله اول» (
۱) تعویض نمود که این نظریه سیستم دفاع نظامی را ورای هر اولویتی در مملکت قرار داد. نگاهی به تاریخ برخوردها گویای این امر است. کره شمالی که با انعقاد اتش بس موقت همیشه در معرض تهدیدات اتمی امریکا قرار داشت، توانست پس از جنگ با تکیه به انضباط حزبی و سیاست های نیرومند کارگری حزب کارگر کره نتیجه قابل توجهی در پوشش اسیب های وارده و توسعه کشور تا سال ۱۹۶۰ به دست اورد. در همان زمان رهبری کره شمالی شروع به دوری از قیمومیت شوروی با تاکید بر شخصیت ملی انقلاب کره نمود. اندیشه جوچه محصول این تلاش کره شمالی است. به محض اوج گیری چالش بین چین و شوروی کره شمالی مانوری نظامی در جهت استقلال بیشتر و با تاکید بر ناسیونالیسم برگذار کرد. در اثنای دهه ۱۹۶۰ بر رشد سریع صنایع سنگین تاکید می شد و در نتیجه سطح تولید محصولات مصرفی و سایر کالای لازم برای استاندارد های عمومی کاهش یافت. در اواخر دهه ۱۹۶۰ کره شمالی با تکیه بر دستاوردهای توسعه، حالت پرخاشجویانه ای با کره جنوبی پیدا کرد. در همان زمان تیم تروری که پارک جونگ هی رییس جمهور کره جنوبی را به قتل رساند به کره شمالی منتسب شد. در ۱۹۶٨ کشتی جاسوسی آمریکا «پوئبلو» توسط قایق های توپ دار کره شمالی توقیف و کارمندان آن به مدت یکسال در کره شمالی زندانی شدند. تهاجمی کماندویی در جنوب سازمان داده شد که بدون اخذ نتیجه ای پایان یافت. در اوریل ۱۹۶۹ یک هواپیمای جاسوسی ـ شناسایی آمریکا سر نگون گردید. این حوادث به سرعت گرفتن سیاست های نظامی کمک کرد و تحریک کننده بازسازی مقیاس های دفاعی کره شمالی شد و به نوبه خود برای کره شمالی مشکل ساز بوده و به شکل گیری سیاستی سخت تر در کره جنوبی یاری می رساند. در دهه ۱۹۷۰ گفتگو های سری بین دو کره به انتشار بیانیه مشترکی در ۴ جولای ۱۹۷۲ منجر شد که طرفین طی آن خواهان توسعه گفتگوها با حمایت از اتحاد دوباره کره شدند. در بهار ۱۹۷٣ این توافق ها و تلاش ها به شدت فسخ شد. گفتگوها گاه و بیگاه حول اتحاد مجدد دو کره تا سال های دهه ۱۹٨۰ ادامه پیدا کرد. در ۱۹۹۱ هر دو کره به عضویت سازمان ملل پذیرفته شدند و هر دو پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای را امضا کردند. در ۱۹۹۲ کره شمالی پیمانی با آژانس بین المللی انرژی اتمی امضا و طبق آن اجازه بازرسی تاسیسات هسته ای کره شمالی را به بازرسان آژانس داد. اما در ۱۹۹٣ دولت کره شمالی از پذیرش بازرسان آژانس به دلیل متهم کردن فعالیت های هسته ای کره به ساخت سلاح های هسته ای خودداری کرد و تهدید به خروج از پیمان منع تکثیر سلاح های اتمی که قبلا ان را امضا کرده بود نمود. در دسامبر ۱۹۹٣ سازمان اطلاعات مرکزی امریکا «سیا» اعلام کرد که کره شمالی حداقل یک بمب اتمی ساخته است. در نیمه اول ۱۹۹۴ کره شمالی کاملا در مقابل بازرسی بازرسان اژانس انرژی اتمی از تاسیسات هسته ای کره شمالی مقاومت کرد. اما بحران در ژوئن ۱۹۹۴ پس از ملاقات جیمی کارتر رییس جمهور وقت امریکا با کیم ایل سونگ در کره کاهش یافت. ماه بعد از این ملاقات کیم ایل سونگ به طور غیر منتظره ای چشم از جهان فرو بست. امریکا و کره شمالی در ۱۹۹۴ به توافقی دست یافتند که بر مبنای ان کره شمالی متعهد می شد تاسیسات مستعد ساخت مواد مناسب برای تولید سلاح های اتمی را کاملا از مدار استفاده خارج نماید و اجازه ورود دوباره بازرسان اژانس را برای بازرسی صادر نماید. امریکا نیز متعهد می شد که به سهم خویش موافقت خود را با کمک به ساخت راکتورهای نسل جدیدی که قادر به تولید پلوتونیوم ویژه لازم برای ساخت سلاح های هسته ای نیستند بعنوان جایگزین تاسیسات موجود اعلام نماید. قرارداد رسمی در مورد بازسازی راکتورها در سال ۱۹۹۵ امضا شد. تحت این قرار داد کنسرسیومی بین المللی به رهبری امریکا متعهد به تامین مالی پروژه که حدود ۴.۵ میلیارد دلار بر اورد شده بود و نظارت بر اجرای ان می گردید. در پی استقرار سیستم موشکی در کره جنوبی در ۱۹۹۶ کره شمالی عدم پای بندی خود به آتش بس ۱۹۵٣ـ که سبب پایان جنگ شده بود ـ را اعلام و نیروهای به شدت مسلح شده خود را به مدت سه روز به منطقه «حایل» گسیل داشت. امریکا و کره جنوبی مشترکا پیشنهاد گفتگو و صلح را با میانجیگری چین و امریکا مطرح کردند. مذاکرات تا اواخر دهه ۱۹۹۰ ادامه داشت. پرسنل نظامی کره شمالی در سال ۲۰۰۱ بالغ بر یک میلیون و هشتاد و دو هزار نفر بود که ۹۵۰۰۰۰ نفر ان در نیروی زمینی، ۴۶۰۰۰ نفر در نیروی دریایی و ٨۶۰۰۰ نفر در نیروی هوایی خدمت می کردند.
بحران غذایی که در سال
۱۹۹۵ خود را نشان داده بود در ۱۹۹۶ با رخداد خشکسالی و طغیان رودخانه ها به یک فاجعه قحطی تبدیل شد. عوامل یاریگر بحران غذایی، قطع کمک های غذایی چین و شوروی پس از فروپاشی سیستم سوسیالیستی، در اوایل دهه ۱۹۹۰ اثرات ناشی از سیاست مکانیزاسیون کشاورزی در شرایط افزایش بهای نفت و مواد شیمیایی و یک سری سیل ها، طغیان رودخانه ها و خشکسالی ای بود که بازده کشاورزی را به سطح نارلی رسانید. در طی این بحران و فاجعه قحطی بین دو تا سه میلیون نفر تا سال ۱۹۹٨ در اثر گرسنگی و بیماری های ناشی از قحطی جان خودرا از دست دادند. قحطی اگر چه در سال ۱۹۹۷ خاتمه یافت اما بحران غذا تا اوایل ۲۰۰۰ ادامه یافت. در ادامه روابط گذشته در ژوئن ۲۰۰۰ کیم جونگ ایل و کیم دای جونگ رییس جمهور کره جنوبی بعنوان رهبران دو کشور پس از تقسیم کره گفتگویی را در پیونگ یانگ بر گذار کردند و طی آن موافقت شد روابط را توسعه داده و مشارکت اقتصادی بین دو کشور را گسترش دهند. نقطه عطف این رویداد، آب شدن یخ روابط بین دو کره، منجر به اتحاد موقت خانواده هایی شد که طی جنگ کره از هم جدا شده بودند. مبادلات پستی بین دو کشور شروع و موافقت هایی مبنی بر اتصال مجدد جاده ها و خطوط اهن امضا شد که با ایجاد منطقه حایل قطع شده بود.
در ادامه مقال، خلاصه ای از دیدگاه های گوان مک کورمک نویسنده کتاب «هل دادن کره به لبه فاجعه هسته ای» که طی مصاحبه ای در
۱۵ فوریه ۲۰۰۴ در مورد مسائل کره شمالی ابراز داشته است تقدیم خواهد شد.

سرچشمه : اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه 
۲۵ اسفند ۱٣٨۲ -  ۱۵ مارس

Comments (25)

Subscribe to this comment's feed
...
0
شرم و وقاحت میخواهد که از حکومتی مثل کره ی شمالی که تمام کشور را میلیتاریزه کرده و نیروهای مولد جامعه را به نابودی کشانده از آن به اسم سوسیالیسم یاد کنید ...در آنجا حکومت خان خانی برقرار است پدر در پدر صاحب مملکت و مقام و اعتبارند ...فیلم گریه ها و فرد پرستی نظامیهای کره را برای مالک و دیکتاتور کره دیدیم ...پس کنید شرم بر شما باد مگر مرگ خمینی نبود که هیچ انسانی حق نفس کشیدن نداشت و سه روز خردجال را نمایش میدادند بگذارید انسانها آزاد باشند سگ رید به قبر هر چه دیکتاتور از جنس دیکتاتور کره و امام خمینی ...شرم کنید دمکراتیک این است ...گریه و زاری آن نظامیهای سرکوبگر بشریت را دیدیم خجالت هم خوب چیزی است.
????amjad , دسامبر 30, 2011 | url
...
0
سوالی برای شما و طرفداران سرمایه داری دولتی در کره شمالی:
آگر این کشور این بهشتی است که شما گفته اید چرا این کشور اجازه نمی دهد که هر کس دلش خواست کشور را ترک کند. اگر چنیین بهشتی باشد، لازم به این نیست که با گلوله و زندان جلو مردم را گرفت. این تبلیغات را حزب توده در سال 5ر7 میکرد و دسترسی به اینترنت نبود تا مردم حقایق را ببینند. اما اگر ممکن است حداقل شعور مخاطبین خود را دست کم نگیرید. سیستم سرمایه داری دولتی که با پلیس و پلیس مخفی و با قطع رابطه مردم با اینترتنت و هر گونه جوامع دیگر بر اساس سلطنت پدر بزرگ و پسر و پسر می چرخد را می خواهید به دنیا بقبولانید. حکومتی که بر نفرت مردم و با زور سر نیزه بردگان مزدی بوجود اورده که برای احیای نیروی کار انها حتی قادر نیست که حتی بهداشت و اذوقه برایشان تامین کند انوقت شما سوسیالیسم جا می زنید. اگر گزارشات مربوط به قحطی و مرگ تدریجی ملیونها نفر دروغ اشت لطف کنید یک گزارش از وضعیت این مردم بیچاره از منابع بیطرف روی یوتیوپ بگذارید تا ببینیم. جناح چپ جنبش ملی اسلامی در ایران از حزب توده گرفته تا جناح اگثریت فدایی طرفدار توده تا دیگر سینه چاکان صنایع ملی در ایران بی جهت نیست که دیکتاتوری سرمایه دولتی را عین سوسیالیست جا میزنند. اختلاف اینها با رژیم جمهوری اسلامی در اهداف نیست بر سر این است که اینها در قدرت شریک نشدند.
چنبش شکست نخوردگان , دسامبر 30, 2011
...
0
جنبش شکست خورده گان به تقصیر
ای جنبش کاغذی شما که هنرتان اشاعه تبلیفات و جعلیات دوروغ تلوزیون های سرمایه داریست خوب است که کمی هم از خودتان استقلال فکری داشته باشید. تلاش کنید که مقداری از حقایق را بفهمید هم به شناسید این مطلب کوشه ای از حقایق جاری در کره شمالیست حیا هم چیز خوبیست آخر کلاغ ها هم سگوارمیشوند. باید به علتها برای شناخت معلولها پرداخته شودتا به صورت واقعی مطلب را فهمیدالبته اگر کسی ریگی به کفشش نباشد.
جار================چی , دسامبر 30, 2011
...
0
برای کسانی که می خواهند با دوره حکومت استالین آشنا شوند، خوب است که وضعیت سیاسی کره شمالی را دنبال کنند تا مزه "دیکتاتوری ناسیونالیسم" سرمایه داری دولتی را که برای دفاع از "وطن" سوسیالیستی تسمه از گرده کارگران کشید بیشتر آشنا شوند.
جنبش شکست نخوردگان , دسامبر 30, 2011
...
0
با جنبش در به داغون٬ اساسا جاى بحثى نيست. عذر اين فرد موجه.
اما دوست عزيز امجد٬ شما از کجا و بر اساس چه مدرکى ادعا ميکنى که همه چيز در کره دروغ و ميليتاريزه است.
اميدوارم با نشان دادن کمى شهامت پاسخ بدى و به بحثى دوستانه دامن بزنى؟؟؟!!!!!
ناصر , دسامبر 30, 2011
...
0
1 میلیون نظامی + 0.5 میلیون پلیس و ژاندارم و امنیتی و ... با خانواده 7 تا 8 میلیون .
یعنی از هر 3 نفر 1 نفر بدون شرکت در تولید اجتماعی مصرف کننده
بایدم گریه کنند
ali , دسامبر 30, 2011
...
0
عجب بساطی بپا کردی ...کشوری که پدر بزرگ و پدر و نوه صاحب آن هستند و از درو دیوار آن نظامی مثل سگ هجوم می آورد و تنها یک نفر برای همه تصمیم میگیرد ...این که سوسیالیسم نیست ...سوسیالیسم تنها زمانی مفهوم واقعی خود را می یابد که امپریالیسم به مرحله ی اضمحلال برسد و حکومت شوراها که همان شورای کارگری و زحمتکشان است استثمار و نابرابری را ازبین ببرد ...آقای ناصر دیگر احزاب چپ و راست بخاطر به قدرت رسیدن خودشان نمی توانند خاک در چشم زحمتکشان بپاشند ...دوران عوض شده دیگر نه حزب توده می تواند حیله گری کند و قزافی و خمینی را به عنوان مبارز و انقلابی جا بزند و نه سرمایه داری هم می تواند مردم را رنگ کند ...دوران تبلیغات دروغین سوسیالیسم واقعا موجود و دیکتاتوریت سرمایه داری دولتی کا گ ب و احزاب برادر و متحدانی چون قزافی و صدام به پایان رسیده ...اکنون حرف اول را سرمایه داری جهانی و بحرانهای آن میزند و خود شما هم داری از تکنیک و ترقی آن استفاده میکنید و در یک کشور سرمایه داری جا خوش کرده اید و برای حکومت فاشیستی کره شمالی که نفس زحمتکشان را بریده تبلیغ میکنید دوران راه رشد و احزاب جاسوس و عمله و نکره ی کا گ ب به پایان رسیده مردم را در حصارهای ایدئولوژی نمی توان نگاه داشت ...سوسیالیسم و را فقط طبقه ی کارگر و زحمتکشان جهان بوجود می آورند نه تک حزبی و فرد پرستی این بوزینه های نظامی گریه هایشان برای چه بود غیر ازاین است که بر گرده ی مردم کره سوار شده اند و ارباب و آقابالاسر مردم شده اند ...آقای ناصر لطف کنید سوسیال دمکراسی را ول کنید و به همان کره شمالی بروید و آنجا زندگی کنید ...بعد از زیرو رو شدن بلوک شرق یک کمونیست ایرانی از احزاب برادر در روسیه و اقمار آن نماندند همه رو به غرب آوردند زیرا در غرب از نعمات سرمایه لذت بیشتری می بردند حتی اکنون هم یک نفر از کمونیستهای دوآتشه ایرانی در شرق برلین زندگی نمی کند ...دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباستان را ...سرمردم را شیره نمالید لطفا بس کنید...
????amjad , دسامبر 30, 2011 | url
...
0
امجد محترم
قرار شد که آرام باشى٬ ولى من از اين طرف دنيا٬ دنياى سوسيال دمکراتها٬ مينبينم که خيلى داغ کردى که البته شايد بخاطر اينه که خيلى احساس مسئوليت ميکنى و به همين دليل به جاى ديکتاتورى پرولتايا شوراها را انتخاب کردى.
اما چه نظراتت غلط انداز است دوست محترم. من ميبينم که به اقليتيها٬ پدر شوراها٬ حمله ميکنى اما همزمان شوراها را طالبى. شايد که از بريدگان افليتى. اما با اين بحثى که تو شروغ کردى٬ اساسا جايى براى بحثى کمونيستى باقى نميگزاره. من به يکى از اصول اساسى کمونيسم٬يعنى ديکتاتورى پرولتاريا معتقدم و تو به شوراها که البته ميتونه وجود داشته باشه اما تحت کنترل و رهبرى حزب کمونيست که البته ديکتاتورى پرولتاريا بر اون حکومت ميکنه.
اگر به مسئله فوق اعتقاد دارى٬ يا على٬ حرفى با هم نداريم. بعد ميريم ببينيم که اين رهبر جديد را با راى اعضاى حزب انتخاب کردند يا نه. اگر هم که اساسا به هژمونى ديکتاتورى پرولتاريا اعتقادى ندارى که اساسا آبمون تو يه جوب نميره. از اين به بعد مرتبا با هم جر و بحث خواهيم داشت٬ چون من به اين سادگى دست از سر آدمهايى مثل تو که افکار ضد کمونيستى را جعل ميکنند برنميدارم.ۤ
حالا بگو ببينم چه کاره اى
ناصر , دسامبر 30, 2011
...
0
آقای ناصر من مثل تو بیکار نیستم و خوره ی بحث کردن ندارم ارزانی شما باد ...بحثهای آبکی ...
????amjad , دسامبر 30, 2011 | url
...
0
به هر حال دست از بحثهاى آبکى بردار٬ اينجا جاى کمونيستهاست. هر مطلبى که بنويسى پاسخى در خور نوشته ات دريافت خواهى کرد
ناصر , دسامبر 30, 2011
...
0
ناصر خان
میشه دیکتاتوری پرولتاریا رو تعریف کنی ؟
آیا دیکتاتوری پرولتاریایی که مدنطرتوست اینه که مثل فالانژها هرکه مخالفتی کرد زد تو سرش ؟
آیا دمکراسی پرولتریست ؟ بمفهوم آزادی بدون قید و شرط سیاسی و اجتماعی است ؟
آیا اگه آزادی بدون قید و شرط حاکم نباشه شروعی برای سرکوبهای اجتماعی نیست ؟
آیا اگه جامعه ای آزادی بدون قید و شرط نداشته باشه میتونه به اون جامعه آرمانی دست پیدا کنه ؟
آیا با سرکوب میشه طبقات را از بین برد ؟
آیا با سرکوب میشه بچه ای رو سالم رشد داد ؟
آیا .....


ali , دسامبر 30, 2011
...
0
tarhe masale.aya eqtesade sosialisti vojod darad agar darad janbe tahavoli zirbanaei va robanaei an chist yani monasebat tolidi va ravabet nashi az an chegone tahavol minamayad albate nemitavanad borjovaei bashad kob enteqad bar yek monasebat qire borjovaei az tariqe tarze negah borjovaei kod yek maena darad va be akse an niz sadeq ast agar monasebat robanaei va zir banaei dar kore aqab mande ast ba kodam tarze negah ya zavie barkord qabele taayon ast rofaqa dar nazar begirand ke entead marksisti va leninisti be vaz kore mstalezem dar nazer gereftan kod mafahim demokrasi pishraft va qeire....az hamin zavie ast na model kardane tbloye borjovaei va andaze giri az tariqe an vaze kore az nazar monasebat tariki an kamelan tojih va abele defae ast anha dar hamin noqtei ke qarar daran yani az hich be hamin ja
1 , دسامبر 30, 2011 | url
...
0
ama aya kore kod estedade tabdil shodan be yek keshvar kili pishrafte masalan noe soeis ra darad ke hezbe komonist mane an shode ast ya bar aks kore estedade tabdil shodan be yek somali ra darad va komonisha mane an shodeh and pas emkan tabdil shodan ehtemali kore be yek keshvar beyar faqir dar sorat adam vojod hezbe komonist ehtamali dor az aql nist dar an sorat be vazeiat dakeli kore az zavie behtari mishavad negarist
1 , دسامبر 30, 2011 | url
...
0
ختاب به علی
به به علی جان من فقط میتونم به یکی از سوآلاتت پاسخ مناسبی که میل تو است بدهم باید در جامعه آزادی بدون قید و شرط برقرار کردد اما مشروط به اینکه مردم هم مثل اجداد خیلی دورمان گله ای و همان قانون جنگل حاکم باشد و هرکه زورش بیشتر رسید سوار دیگران گردد در این میان هم باید از تز منصور نکبت هم از عشق آزادش مدد گرفت تا کمبودی حاصل نگردد آخر تمدن که بر اساس نظم و قانون بدرد سرمایه مالی نمی خورد. سر به زیر باشی
]چار==================چی , دسامبر 30, 2011
...
0
آقای ناصر کمونیست دوآتشه قول میدهم که زیر سایه ی سوسیال دمکراسی داری قمپز در میکنی و قبل از خارج شدن از ایران پدر مرحومت با اردنگی ترا برای سینه زنی و قمه زنی می برد نمی خواهد پز کمونیست بودن را به رخ من بکشی ...یک بار بهت گفتم خیلی صادق هستی بفرما تشریف ببر کره ی شمالی ...من با روسیهایی صحبت کردم که از داشتن رادیو دوموج هم محروم بوده اند و همان آلمان شرقی هم دوستان زیادی داشتم که از رنگ سرخ متنفر و بیزار بودن ...کمونیست بودنت را نمی خواهد به رخ من بکشی ...و شاخ و شانه برایم بکشی ..خوشا به آن موقع که با پدر مرحومت در حسینیه سینه میزدی و برای حسین گل به سرو صورتت میزدی من هرکجا بخواهم صحبت میکنم ...نه تو نه پدر مداحیت نمی تواند جلو مرا بگیرد ...امید است شیرفهم شده باشد ...تا بار دیگر برای کسی خطو نشان نکشی...
????amjad , دسامبر 30, 2011 | url
...
0
جارچی
فکر کنم تو از اون تیپ آدمهایی که توانایی اینکه خودتو بالا بکشی نداری
آرزو داری دیگران رو به سطح خودت بکشونی
امید وارم سربلند باشی
ali , دسامبر 31, 2011
...
0
عزیز سعی کن عقاب باشی
ali , دسامبر 31, 2011
...
0
ببخشيد داش امجد٬ شب بود سيبيلاى شمارو نديديم. ما که نگفتيم ننويس٬ گفتيم بيشتر دقت کن و بنويس. اگر ننوشتى ما جوابى مناسب حالت بهت ميديم. گواينکه از همان اول بگم که بحث با تو و امثال تو سنگ روى سندان کوبيدنه چرا که اساسا کمونيست نيستى. شوراهاى من درآوردى ايده آلى تو نشان دهنده همه چيزه.
اما دلم برات بگه که گول تبليغات امپرياليستها را نخور. مسلما ايراداتى وجود داره اما به هيچ وجه غالب نيست. رهبر فقيد کره مثل رهبراى سابق تو دزد نبود٬ کسى را لو نداد٬ زندانى نکرد و بدست دژخيماى ج.ا اسلامى نداد. او پاک زندگى کرد. مثل تو هم تو دخمه اى تو اروپا زندگى نکرد و از کمک اجتماعى دولت ارتزاق نکرد. اون تو قطار مرد و نه تو هواپيماى شخصى. ميون مردم بود و با مردم زندگى ميکرد. به کارخونه ها سر ميزد و با کارگرا غذا ميخورد.
تو شايد که تصوير خودت را در مردم کره ميبينى٬ تصوير يک ابله٬ اما نه هميشه هم اينطور نيست. مردم مثل تو نيستن٬ اونا ميفهمن. بيخود گريه نميکنن. برو به فکر يه نون دونى باش. از تو سياستمدار در نمياد. شوراهاى تو همان ميشه که خود ميگى٬ آشتى طبقات. يعنى همون سوسيال دمکراسى. آدم کودن من گفتم که ديکتاتورى پرولتاريا ميخوام نه شوراها. اين خواست من نيست که سوسيال دمکرسى بوجود مياره٬ خواست تو٬ شوراهاست که نتيجش سوسيال دمکراسيه.
ناصر , دسامبر 31, 2011
...
0
""حکومت پادشاهی کره شمالی: کیم (پدر) مرد- زنده باد کیم (پسر)"" این تیتر یک مقاله در باره حکومت موروثی و پادشاهی کره شمالی در یکی از سایت‌های کمونیستی در یکی از کشور‌های اروپایی است (جهت مسخره کردن نظام حاکم بر کره شمالی). رژیم حاکم بر کره شمالی مفتضح تر از این حرف‌ها است که کسانی‌ بخواهند آن را به نام سوسیالیسم یا کمونیسم بخورد مردم بدهند. رژیم "سلطنتی دمکراتیک" خلق بینوای کره شمالی به همان اندازه سوسیالیستی است که رژیم دست نشانده حاکم بر ایران ضدّ امپریالیسم است و یا از نظر سیاسی مستقل.

Gholam , دسامبر 31, 2011
...
0
بريز بيرون غلام. خجالت نکش. خيلى طول کشيد که نشون بدى هوادار چى هستى٬ اما ماه پشت ابر نميمونه. اما تو سر جدت قسمت ميدم. فردا اگر نظرت برگشت٬ فقط کمى شهامت داشته باش و از خودت انتقاد کن. شرط اول صداقته. هيچى نميشه فقط بزرگ منشى خودت رو نشون ميدى. ضمنا به کلوب ميکشم ميکشم خوش آمدى. فقط تو را کم داشت
ناصر , دسامبر 31, 2011
...
0
"انسانهايى" که به خاطر اختلافات ايدئولوژيکى منافع ملى ملت اسرائيل را ناديده ميگيرند و آنها را جلوى بمبهاى فسفرى اسراييليها تنها ميگذارند و حتى حاصر نيستند که با قلم خود از آنها دفاع کنند٬ دست کمى از اسراييليها ندارند. جاى آنها در مقابل سفارت اسرائيل است.
کريم , دسامبر 31, 2011
...
0
فلسطينى
کريم , دسامبر 31, 2011
...
0
حکمت خدا نور به قبرت بباره. اگه کمى ورزش کرده بودى و کمتر سيگار ميکشيدى الان زنده بودى و ميديدى که مردم چطورى خط تورو با نامهاى مختلف تبليغ ميکنن اما هى بهت فحش ميدن.
ببين حکمت جون٬ همه مثل تو از استالين خوششون نمياد٬ جنبش فلسطين دوست ندارن٬ همه دنيا را مرتجع ميدونن. از اسلام خوششون نمياد. هر کدومشون به بهانه اى نميخوان از ايران دفاع کنن٬ اما همه سر و ته حرف تورو ميزنن. واقعا دست مريزاد. غوغا کردى. هميشه آرزو داشتم مثل لنين باشم. اما حالا نظرم عوض سده. به خاطر اينکه لنين هم نتونست مثل تو "کمونيستها" را دور خودش جمع کنه. اون وقتى ميرفت کرملين بايد کارت شناسايى نشون ميداد. هيچ کس اونو نميشناخت. اما همه اونو دوست دارن٬ حتى طرفداران پر و پا قرص تقويستها٬ رفيفتو ميگم٬ هم محض حفظ ظاهر از تو نقل قول ميارن. اما ماشاالله همه تو رو ميشناسن. بقولى کمونيستهاى عراق هم از تو طرفدارى ميکنن٬ اما در عجبم که همه به تو فحش ميدن. اين نمک نشناسى نيست؟؟ خجالت هم نميکشن. اولا دارن پشت سر مرده حرف ميزنن٬ دوما دارن با اسم تو يه نون دونى براى خودشون جور ميکنن. تازه امروز با خط تو کارشونو پيش ميبرن٬ فردا اگر يکى بهشون بگه حکمتى بودى٬ ميگن نه٬ ما هميشه به حکمت فحش داديم٬ ميگيد نه بريد به سايت اعتراض. اونجا بايگانى شده.
خلاصه کلام٬ دمت گرم. اما ايکاش دنيا کمى با تو مهربونتر بود.کمى بيشتر بهت فرصت ميداد. يه کم ديگه زنده مونده بودى ميتونستى يه حزب بزرگ درست کنى. تقوى از پس اين کار برنمياد. اين کار کريسما ميخواد.
Parviz , دسامبر 31, 2011
...
0
علی جان سلام
ممنون از جوابت در حال حاضر بالا و پائین چه فرقی دارد ضاهراً افرادی مثل شما تاکنون جز نیش زدن کاری نمیکنند. پیداست که با جملات کوتاهت فرد تحصیل کردده و قدیمی هستی من و شما در حال حاضر مساوی هستیم. هردو ما انسانهای واقعی نیستیم زیرا در هیاًت مجازی قرار داریم.
به بخشید عقابها هم کار درستی انجام نمیدهند. زیرا منفردنند. ما آدمها باید یاد بگیریم که در جمع زندگی کنیم و روی زمین با پا راه برویم.
یک مثال قدیمی میگوید درختی که میوه فراوان دارد شاخه هایش سر به زیر میشوند. جهت اشتباه فهمیدن معانی خیلی سر بلند باشی .
چار==============چی , ژانویه 01, 2012
...
0
آقای ناصر بهتر است فردا اول وقت خودت را به یک روانشناس معرفی کنی ...مردک این چرت و پرتها چیه می نویسی ...دیوانه ی زنجیری ...
????amjad , ژانویه 10, 2012 | url

Write comment

smaller | bigger

busy
 
 
اعتراض حق شماست !!...........اعتراض حق شماست !!......اعتراض حق شماست !!