امروز: جمعه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۱
 
  پنل گروهها / امکانات
 
شباهنگ راد; جنگ، تجاوز و عواقب آن PDF چاپ نامه الکترونیک

چند وقتی‏ست که موضوع جنگ علیه‏ی رژیم جمهوری اسلامی داغ شده است. صرف‏نظر از این‏که جنگ دولت‏ها نمی‏تواند جنگ مردم با سرمایه‏داران باشد؛ صرف‏نظر از این‏که هدفِ لشکرکشی‏های قدرت‏مداران بزرگ، باز تعریف دنیای کنونی‏ست؛ صرف‏نظر از این‏که هیچ جنگ و تجاوز امپریالیستی‏ای متضمن آزادی‏ها و دمکراسی‏های پایمال شده، و در خدمت به خواسته‏های بنیادی میلیون‏ها کارگر و زحمت‏کش نیست؛ بنابراین جنگ احتمالی امپریالیست‏ها علیه‏ی سردمداران رژیم جمهوری اسلامی هم، مردود و قابل دفاع نیست و کمونیست‏ها بدون کمترین تردیدی، مدافع و طرف هیچ‏یک از دو سر جنگ نیستند.

دلیل این امر کاملاً واضح است؛ چرا که کمونیست‏ها مدافع‏ی جنگِ از نوع خوداند؛ عمیقاً بر این باوراند که هدایت‏گران جنگ‏های امپریالیستی از آبشخور واحدی پیروی می‏نمایند و هدفی جز تخریب زیر ساخت‏های جامعه، چپاول و غارت منابع‏ی طبیعی ندارند. به بیانی واقعی موتور جنگ انقلاب با نیروی سازمانیافته و هدایت کمونیستی به کار خواهد افتاد و ماهیتاً با جنگ‏های اشغال‏گران و رژیم‏های وابسته به آنان متفاوت است. این‏ها شالوده و بنیه‏های فکری کمونیست‏ها و مبارزین را تشکیل می‏دهد و وظیفه‏ی هر عنصر و نیروی کمونیستی‏ست تا از تقسیم‏بندی‏های بی‏مورد، – پیرامون تقدم و تأخر تضادِ درون سرمایه‏داران و به تبع‏ی آن، از گمراهی ماهیت واقعی طرفین دعواها – فاصله گیرد. به این دلیل روشن که جنگ آنان، جنگ خودی‏هاست و کمونیست‏ها تحت هیچ شرایطی زیر بیرق سرکوب‏گرانی هم‏چون بسیج، سپاه و ارتش امپریالیستی سینه نخواهند زد و به بهانه‏ی مبارزه با اجنبی و یا دفاع از میهن، زمینه‏ی بردوامی هر چه بیشتر حکومت‏های سراپا مسلح را فراهم نمی‏نمایند.

امّا فارغ از بیان و ارائه‏ی چهارچوبه‏های نظری صحیح، مسئله‏ی جنگ و تجاوز، مسئله‏ی عملی‏ست. مسئله‏ی سازماندهی نیروی معترض و مهمتر از آن به نیروی مادی خودی و به تدارکات و به قدرت عملی کمونیست‏های با برنامه بر می‏گرد. یعنی این‏که کمونیستِ تماشاچی فاقد پائین‏ترین قدرت، مجاز به جهت‏گیری‏های عملی نیست. چرا که در درون حضور ندارد و بالطبع هرگونه شعار و اتخاذ تاکتیک‏های بدون پشتوانه و ضمانت‏های عملی هم نمی‏تواند در خدمت به بسیج و رهائی توده‏های محروم از زیر یوغ سلطه‏ی امپریالیست‏ها باشد.

واقعیت این است‏که دنیای انسانی به اندازه‏ی کافی پیرامون نتایج مخرب جنگ‏های امپریالیستی آشناست و به اندازه‏ی کافی انسان‏های محروم در اثر جنایت‏کاری‏ها و سیاست‏های جنگی امپریالیست‏ها و رژیم‏های وابسته به آنان تلف شده‏اند و هر روزه دارد بر عواقب دهشتناک آن افزوده می‏گردد. تخریب خانه‏ها، ناامنی‏های جانی، کُشته و معلول شدن انسان‏های بی‏دفاع، تجاوز به زنان و دختران، ازیاد فقر و دربدری قربانیان نظام امپریالیستی محصول سیاست‏های جنگ طلبانه‏ی سرمایه‏داران بین‏المللی به‏همراه دار و دسته‏های مرتجع و وابسته‏ی‏شان می‏باشد. همه‏ی دولت‏ها و از جمله سران رژیم جمهوری اسلامی زندگی را به‏کام توده‏ی میلیونی تلح نموده‏اند. قتل عام‏های دسته جمعی و وحشیانه توسط ارگان‏های بقای سلطه‏ی امپریالیستی در ایران، استثمار بی‏حد و حصر و گرانی سرسام‏آور روزانه‏ی اقلام اولیه‏ی زندگی، کمر کارگران و زحمت‏کشان را خُرد نموده است.

مگر بی‏مورد است که مردم از دست سران رژیم جمهوری اسلامی زله‏اند؟ مگر بی‏دلیل است‏که میلیون‏ها انسان رنج‏دیده خواهان مرگ فوری سردمداران رژیم جمهوی اسلامی‏اند؟ بیش از سی سالی‏ست که این رژیم دارد در چهارچوبه‏ی منافع‏ی قدرت‏مردان جهانی محروم‏ترین اقشار جامعه را سر کیسه می‏نماید؛ بیش از سی سالی‏ست که دارد اقتصاد جامعه را بر اساس سیاست‏های بانک جهانی، صندوق بین‏المللی پول و سازمان تجارت جهانی به پیش می‏برد و بیش از سی سالی‏ست که دارد به وحشیانه‏ترین شکل ممکنه هرگونه ندای آزادی‏خواهانه را قلع و قمع می‏نماید؛ این رژیم تا توانست درآمدها و منابع‏ی طبیعی مملکت را به حلقوم قدرت‏مردان جهانی سرازیر نمود و تا توانست جامعه را به مسیر دل‏بخواه‏ی سودجویان و استثمارگران سوق داد و تا توانست مخالفین و معترضین به سیاست‏های کنونی را دستگیر، شکنجه و اعدام نموده است تا مبادا گردونه‏ی سرمایه در ایران دچار اخلال گردد. براستی که سیاست‏های سردمداران رژیم جمهوری در هیچ لحظه و دوره‏ای، هم‏سو با خواسته‏های ابتدائی و سیاست‏های محرومین نبوده است و تنها و تنها وظیفه‏اش پاسداری از منافع‏ی طبقه‏ی سرمایه‏دار بوده و می‏باشد. بر مبنای چنین حقیقتی نه تنها جنگ امپریالیست‏ها با سران رژیم جمهوری اسلامی را نمی‏توان، به حسابِ جنگ متجاوزین با مدافعین “میهن” گذاشت بلکه باید و می‏بایست در تداوم سیاست‏های کلان اقتصاد جهانی و در باز تعریف دنیای کنونی تحت عنوان “برقراری نظم نوین جهانی” توضیح داد.

واقعیت این است‏که دنیای انسانی بر نتایج و ماحصل چنین جنگ‏هایی واقف است. اشغال افغانستان و عراق نمونه‏ی بارز چنین لشکرکشی‏هاست و به تجربه دریافته شده است‏که اربابان نظام‏های وابسته، اصلاً و ابداً در فکر منافع‏ی محرومان نیستند و هدف‏شان پی‏گیری سیاست‏های منفعت طلبانه، دست‏اندازی هر چه بیشتر به تتمه‏های میلیون‏ها انسان ندار و پس زدن جناح‏های رقیب از کشورهای تحت سلطه است. به اثبات رسیده است‏که هدف از براه اندازی جنگ، “مبارزه” و “مقابله” با رژیم‏های خودکامه و تولیدات سلاح‏های اتمی نیست و به اثبات رسیده است‏که هیچ‏یک از این‏نوع جنگ‏ها، بکار مردم نخواهد آمد و در جهت سازنده‏گی و حفظ و حراست از جامعه نیست. بنابراین و بر اساس چنین تجارب بس هولناکی از هم‏اکنون می‏توان عواقب و نتایج مخرب آنرا ترسیم نمود؛ می‏توان تصور نمود که که چه آینده‏ی بس وخیم و دهشتناکی در انتظار توده‏های محروم جامعه‏ی‏مان قرار دارد. این نوع جنگ‏ها در پاسخ به خواسته‏های حاکمان و زورگویان است و سرمایه‏ی جهانی به‏منظور جواب‏گوئی به بحران‏اش، نیاز به تنش سیاسی توأم با جنگ دارد؛ نیاز به آن دارد تا به بهانه‏ی مبارزه با سرکوب کننده‏گان جنبش‏های مدنی و به بهانه‏ی مبارزه با تولیدات سلاح‏های هسته‏ای، بر تداوم و ماندگاری خود در منطقه‏ی خاورمیانه رسمیت و قانونیت بخشد و به همین دلیل بر آن است تا با تشدید تنش‏های سیاسی و با راه اندازی جنگی دیگر، مستقیماً اقتصاد کشورهای منطقه را در جهت منفعت خود سمت‏و‏سو دهد. سیاست جنگی که در خدمت به رادیکالیزه نمودن جنبش‏های اعتراضی و رهائی توده‏های محروم از زیر یوغ رژیم‏های وابسته و سراپا مسلح و خشن نبوده و – نیست -. جنگ آنان، جنگ درونی‏هاست و بنابر این هیچ‏یک از طرفین درگیری، محق و قابل دفاع نیستند؛ به این دلیل روشن که هر دو ارتش، و هر دو هدایت کننده‏ی جنگ – علی‏رغم تضاد – به سرمایه تعلق دارند و با مردم نیستند.

براستی که چگونه می‏توان بخود قبولاند و ادعای دفاع از منافع‏ی توده‏های ستم‏دیده را داشت و نیروهای خودی را به پیاده نظام سرمایه تبدیل نمود؟ چگونه می‏توان از برقراری آزادی و دمکراسی سخن به‏میان آورد و در کنار مخالفین سرسخت و خشن آزادی‏های انسانی، جنگید؟ این‏ها خام اندیشی و خیال پردازی محض است و تشویق و ترغیب مردم به یکی از طرفین درگیری چیزی جز خانه خرابی هر چه بیشتر زندگی ناچیز میلیون‏ها انسان زحمت‏کش نیست.

این روزها جامعه نیازمند توضیح حقیقی و درونی سیاست‏های جنگی امپریالیست‏ها و رژیم‏های وابسته به آنان از جانب مدافعین واقعی کارگران و زحمت‏کشان را دارد و بر هر انسان آزاده و کمونیستی‏ست تا ماهیت واقعی دو طرف درگیر جنگ را بر شمرد و بر عواقب دهشتناک آن تاکید ورزید و نشان دهد که منفعت مردم، در رد عملی سیاست‏های طرفین جنگ‏های امپریالیستی‏ست. دنیای انسانیت و آزادی در این چند دهه‏ی اخیر بیش از اندازه طعم جنگ‏های خسران‏زا امپریالیستی را چشیده است. با این تفاصیل نه وقت تشویق و ترغیب مردم به ارابه‏ی نظامی حاکمان ایران است، نه وقت درخواست و مطالبه از قدرت‏مداران جهانی به‏منظور برکناری رژیم جمهوی اسلامی می‏باشد، و نه وقت ارائه‏ی جهت‏گیری عملی از جانب کمونیست‏های خارج از کشوری‏ست؛ چرا که در درون جامعه تشکیلات ندارند و فاقد هسته‏ی دو و یا سه نفره‏اند و تابحال نتوانسته‏اند با بخش‏هایی از اعتراضات کارگری – توده‏ای ارتباط برقرار نمایند و به سازماندهی و رادیکالیزه نمودن خواسته‏های بحق آنان بپردازند؛ بنابراین ترغیب و تشویق مردم به هر سوئی از جنگ، ناصحیح، فاجعه بار، غیر مسئولانه و غیر کمونیستی‏ست.

به بیانی دیگر اصلاٌ و ابداً بحث بر سر مخالفت نظری و یا تبلیغ و ترویج ایده‏های صحیح علیه‏ی جنگ‏های خانمان‏سور امپریالیستی نیست بلکه بحث بر سر توضیح حقیقی و ماهیت درونی این‏نوع جنگ‏ها و چگونگی پیشبرد آن‏هاست. در حقیقت جنگ قدرت‏مداران جهانی، جنگ انقلاب با ضد انقلاب نیست و کمونیست‏ها بدلیل فقدان و ضعف، جانب “خودی”ها را در جنگ‏های خانمان‏سور و ویرانه کننده نخواهند گرفت و کاملاً در تخالف با آن‏ها – و با نیرو و با سازماندهی خودی – به صف خواهند شد. باید آگاه بود که به‏همان میزان تشویق مردم به سمت‏ “خودی”ها می‏تواند خسران‏زا می‏باشد، به‏همان میزان هم درخواست و استقبال از امپریالیست‏ها به‏منظور “نجات” مردم از شر سردمداران رژیم جمهوی اسلامی هم فاجعه بار است؛ چرا که دیده‏ایم دود چنین جنگ‏هایی مستقیماً به چشم کارگران و زحمت‏کشان رفته است و ناهنجاری و اسف‏باری آن تا ابد بر تار و پود جامعه و بر شانه‏های نسل‏های بعدی سنگینی خواهد کرد. این نوع جنگ‏ها از چنین مضامینی برخورداراند و بدون کمترین تردیدی تفاوت آن با جنگ‏های سازماندهی شده از جانب کمونیست‏ها و انقلابیون از زمین تا آسمان است.

به تجارب جنگ‏های فیمابین انقلاب و کمونیست‏ها با ضد انقلاب و حاکمان زورگو و امپریالیست‏ها نگاهی بی‏اندازیم، تا بهتر دریابیم که چگونه جامعه در پرتو چنین جنگ‏هایی دست‏خوش تغییرات اساسی گردیده است، و در عوض جنگ‏های امپریالیستی و لشکرکشی‏های جناح‏های متفاوت سرمایه به این منطقه و آن منطقه را مرور نمائیم و به بینیم که چه نتایج مخرب و عواقب وخیمی از خود بر جای گذاشته است؛ دیده و خوانده‏ایم که چگونه در اثر این‏نوع جنگ‏ها زندگی میلیون‏ها انسان محروم به تباهی کشانده شده است و زیر ساخت‏های جامعه به ویرانه تبدیل گردیده است.

بنابراین و با وجود چنین حقایق تلخ و ناگواری، کمونیست‏ها، نه به استقبال چنین جنگ‏هایی خواهند رفت، نه با یکی از طرفین درگیر، همراه خواهند شد و نه غیر مسئولانه و بدون تضمین و پشتوانه‏های عملی بر مقاومت و ایستادگی مردم در برابر جنگ‏های سازمانیافته‏ی امپریالیستی اصرار می‏ورزند. دعوت مردم به هر یک از این عرصه‏ها، ناصحیح و فاجعه بار است و بدون کمترین شک و شبهه‏ای در خدمت به خسران‏های کلان جامعه و  مردمی‏ست. واضح است‏که مسیر و انتخاب کمونیست‏ها آگاهانه، و کاملاً در خلاف سیاست‏ها و تاکتیک‏های جنگی امپریالیست‏ها و رژیم‏های سرکوب‏گر و وابسته به آنان قرار دارد. به عبارتی دقیق‏تر، تکیه گاه و پشتوانه‏ی کمونیست‏ها و انقلابیون به نیروی آگاه و به سازماندهی خودی مربوط می‏شود و تنها و تنها در پرتو چنین سیاست‏هایی‏ست که می‏توان توده‏های رنج‏دیده را در مقابل جنگ‏های امپریالیستی و خانمان‏سوز به صف نمود و پیروز از آن‏ها بیرون بدر آمد.

Comments (5)

Subscribe to this comment's feed
...
0
نميدونم که ارزش داره که آدم اين مقاله را تا آخر بخونه يا نه. براى من که نداره. مدير سايت عمدا و يا سهوا جايى ازمقاله انتخاب کرده و گذاشته سر دره سايتش که از همان اول تکليف آدمو روشن ميکنه.
من نميدونم که اين جناب راد چه اصرارى داره که خودشو از بقيه جدا کنه. آقاى محترم٬ همه نظرشونو عوض کردن. حتى حکمتيها و اقلليتيها هم عوض کردن. تو از خر شيطون بيا پايين. آخه اينکه مردم از ج.ا اسلامى بدشون مياد جه ربطبى به اينکه يکى ديگه بياد براى مردم تعيين تکليف کنه داره.
اما جان حضرت عباس قسم ات ميدم٬ اگر هفته ديگه٬ مثل بقيه٬ نظرت عوض شد لااقل يه ببخشيد هم بگو. بابا هر کى هر کى شده.
کريم , دسامبر 29, 2011
...
0
با سپاس از رفیق گرامی شباهنگ راد و تحلیل کاملأ درست و اصولی ایشان از وظایف کمونیستها در صورت وقوع جنگ!....پایدار باشی
...م , دسامبر 30, 2011
...
0
آقای شباهنگ راد این توفانی ها کمی بیمارند
در بوق و کرنا کرده اند که ما اول گفته ایم ما از همه زودتر گفته ایم!!!!!
من که خیلی وقت است کفته ام هیچ حزب چپی در مورد حمله ی نظامی امریکا به ایران با حمله ی نظامی موافق نیست توفانی های متوهم و مالیخولیایی نمیدانم چه میگویند پیشنهاد من این است که قبل از خواندن کامنت ها اول اسامیشان را نگاه کنید و بعد مطلبشان را بخوانید و کامنت های کثیف توفانی ها را سانسور کنی و نخوانی متاسفانه قدرت عجیبی در موذی گری و منزوی کردن رفقا در این سایت دارند امید است شما تحت تاثیر این دیوانگان موذی قرار نگیری

...
0
تبريک ميگم شباهنگ
بالاخره تونستى يکى رو قانع کنى. ....م از حواريون بابيونه. خوب کسى بهت پشتيبانى ميده. کبوتر با کبوتر باز با باز
کند همجنس با همجنس پرواز
همايون , دسامبر 30, 2011
...
0
آیا شما سیاسی بوده و خواستار کسب قدرت سیاسی هستید ؟
شرایط صلح ، جنگ ، تحریم و یا موارد دیگر نمیتواند شما را از این خواسته دور کند .
شما بعنوان نیروی مخالف در ایجاد شرایط فوق هیچگونه تاثیری نداشته و نباید داشته باشید و فقط میتوانید و باید از این شرایط جهت خواسته خویش بهره برداری نمایید .
جنگ را نه شما بوجود میآورید و نه بانی صلح میشوید .
شرایط جنگ یا صلح بین دو نیروی سرمایه از تصادم منافع این نیروهاست .
منافع شما با منافع هیچکدام از طرفین همسویی ندارد .
راهمان را از آندو جدا کرده و به دنبال منافع خویش باشیم .
یا میتوانیم در راه منافع خود بوده و یا دنبالچه نیروهای حاکم
راه سومی نیست .
ali , دسامبر 30, 2011

Write comment

smaller | bigger

busy
 
 
اعتراض حق شماست !!...........اعتراض حق شماست !!......اعتراض حق شماست !!