امروز: جمعه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۱
 
  پنل گروهها / امکانات
 
نادر جنوب: در پاسخ سارا ی گرامی PDF چاپ نامه الکترونیک
 

با تشکر مجدد از پاسخ شما، مقدمتاً عرض کنم مگر قرار است که ما از پیش کسوتانمان با توهین و ناسزا یاد نمائیم؟.. تاکنون دیده نشده که تعریف و تمجید از عمل کرد خوب افراد توهین به سایرین محصوب شود!!!. در این میان چون مذهبیون از این کلمات استفاده میکنند. پس ما حق استفاده نداریم؟ . خدا همه را عاقبت بخیر نماید!!!. لابد می باید عکسش را بیان کنیم، که در ادبیات مخالفانی که به نام راست و چپ بصورت زنده مشاهده میکنیم؟ مثل همین جناب "میکشم میکشم آنکه برادرم کشت" عمل نمائیم..

باری من به این باور ندارم که پیشرفت یک جامعه بستگی به یک شخص دارد. این تفکر ایده آلیستهاست، نه تصور مارکسیستها از پدیده های اجتماعیست. در نوشته ام بطور روشن قید کردم، که کشور شوروی سوسیالیستی رفاه حاصله در آن زمان در پرتو درایت رفیق استالین، به رهبری حزب کمونیست و توسط کارگران و زحمت کشان میسر گردید. برخلاف نظر جنابعالی اتفاقاً این رفاه که حاصل خون بهای ملیونها شهروند اتحاد شوروی سوسیالیستی بدست آمده بود، با مرگ رفیق استالین از میان نرفت. بلکه تا مقطع زمان فروپاشی اردو گاه هی که روزیونیستها قریب 40 سال به سبک خود حاکمیت داشتند، هنوز کار گران و زحمت کشان از دستاورد های آن دوران بهره مند بودنند. و حاکمان کرملین از ترس زحمت کشان قادر نبودنند کماکان همه آنها را نابود سازند. بیکاری وجود نداشت خدمات و بهداشت و تحصیلات و سایر امکانات رفاهی و تفریحی رایگان در اختیار عموم قرار داشت. تا مقطع سال 90 قرن گزشته که توسط شخص یلسین در اثر فروش کشور به غرب توسط کودتائی علیه بخشی از حزب روزیونیسم که مخالف فرو پاشی این چنینی بودنند دوما را به توپ بست و بر همه چیز خط بطلان کشید. دراین میان هم دارائیهای خلقها را بین باند های مافیائی تقسیم کردن.

سارای عزیز به نظر میرسد که شما از سوسیالیسم تصور فورماسیون داری. سوسیالیسم یک فورماسیون تاریخی نیست.بلکه یک مرحله گذار بسیار طولانی به مرحله کمونیسم می باشد در این پروسه ی کذار که توسط انقلاب حاکمیت جامعه به دست طبقه کارگرو نمایندگان سیاسیش اداره میشود، مبارزه ی طبقاتی میان بورژوازی که خلق ید و فاقد قدرت است، بیش از گزشته با قدرتی افزون تر به مبارزه با حاکمیت کارگران و زحمت کشان ادامه داده و تبلورش را در مرکزیت حزب مشاهده می نمائیم، تا دژ را از درون تسخیر کند همانگونه که در اتحاد جماهیر شوروی توسط خوروشچف و شرکا اتفاق افتاد، که قادر شدنند خود را در لباس انقلابی و وفادار به آرمانهای کارگران به عالی ترین مقامات نزدیک گردانند و در فرصت مناسب توانستند که قدرت را قبضه نمایند. به نظر میرسد یکی از عللهای شکست حزب کمونیست و پیروزی روزیونیسم ازعدم تجربه ی کافی تاریخی ساختمان سوسیالیسم که نمونه مشابهی نداشت ناشی گردید.

 در اینجا اگر بتوان قبول کرد در جمع بندی رفیق مائو میگوید که غفلت رفیق استالین که در راًس حزب قرار داشت دشمن را نه در درون حزب بلکه خارج از کشور ارز یابی مینمود آنهم در هیاًت امپریالیسم. مائوئیستها این را کشفی توسط رفیق مائو از تجربه ی گران بهای شکست آنها حاصل میدانند. بد بختانه خود حزب کمونیست چین نیزمغلوب روزیونیستهای سه جهانی طرفداران صنعتی کردن این چنینی شدنند. یاد آور شوم که من این شکستها را نه در ماهیت ایده ئولژیکی بلکه در عدم توانائی انتباق خلاق در بستر شرایط مناسب زمانی ارز یابی میکنم در این میان شرایط تاریخی هم قادر است خود را تحمیل کند. ملاک اثبات مدعای من هم نتیجه انقلابات استقرار سوسیالیزم و دستاوردهایشان و وحشت سرمایه داران در سطح جهان و نیرو و سرمایه ای که جهت مقابله با آن صرف میکنند.

 سارا گرامی در رابطه با تاًکید شما بر اینکه می باید ما کارگران و زحمت کشان به خود متکی باشیم این مفهم را میرساند که آگاهی سوسیالیستی مادر زاد با کارگران و زحمت کشان تولد میشود. این شیوه ی کارگر پرستی نادرست و با روح قوانین سوسیالیسم که علم است کاملاً مغایرت دارد. باکسی هم زاده نمیشود، می باید آنرا توسط آموزگارانش یا در اثر مطالعه سخت فراگرفت. در حقیقت آگاهی سوسیالیستی از بیرون به درون طبقه کارگر منتقل میشود. نا گفته نماند که باندهای آنارکو سندیکالیستها که در ظاهر سنگ کارگر را به سینه میزنند، این گونه شعارها ی تو خالی را عمده میکنند تا کارگران را از روشن فکران انقلابی که پرچمداران مبارزه ایده ئولژیکی که در حزب کمونیست متشکل میشوند دور نگه دارند و از متشکل شدن و کسب آگاهی واقعی طبقاتی که زمینه ساز کسب قدرت سیاسی و نگهداری حاکمیت طبقه خود هستند محروم سازند. باری کارگران متکی بخود را تاًکید میکنی مگر در حال حاضر کارگران و زحمت کشان متکی به دیگرانند؟ که به بردگی کشیده شده اند. دیگرانیکه شما اشاره دارید برایم مفهوم نیست. اما کمونیستها منافعی جدا از منافع طبقه کارگر ندارند. پیروز باشی .

Comments (35)

Subscribe to this comment's feed
...
0
نادر عزيز بيکارى٬ باز اسم اين بابا "میکشم میکشم آنکه برادرم کشت" را آوردى٬ الانه که باز سر و صدا و داد بيداد کنه. تازه مدتى بود سر و کلمون راحت شده بود.
کريم , دسامبر 25, 2011
...
0
چرا در رابطه با علم کمونیسم با این توفانیها بحث میکنید؟
چرا از حکمتیست ها ایراد میگیرید که چرا عکس حکمتشان را میگذارند در کنار مارکس و لنین؟
آیا واقعا گمان میکنید اینها کمونیست هستند؟ چه خیالهای پوچی! این توفانیها نهایتا در خوشبینانه ترین حالت وطن "پرست" و ناسیونالیست هستند
به محرومترین منطقه های تهران و کارگرنشین ترین منطقه های شهرستانها بروید ببینید توده های مردم چطور مسخره میکنند پابوسی مردم کره شمالی را برای رهبرشان ببینید چقدر اگاه هستند انوقت این توفانی ها (مثلا نمایندگان کارگران ایران) عزای عمومی گرفته اند برای رهبرشان و آن پابوسی را عشق مردم میدانند و این ستایشگری را قدردانی میدانند!!! و من هم که میگویم انتقاد منصفانه کنید میشوم بی ادب یا مخالف راست و چپ و غیره

جوابیه نادر در جواب ایشون کاملا انحرافی است
صحبت ایشون کاملا واضح است کاملا روشن است
میگوید قدیسه گری نکنید
اسطوره گری نکنید خداپرستی نکنید
کمونیست ها ضد هستند با قداست و با هرچیزی که باعث قداست شود ولی جوابی اینچنین میشنویم دلیلش هم واضح است اینها کمونیست نیستند انتقاد پذیر هم نخواهند بود کمونیسم یعنی اعتراض، بدون سرکوب یعنی انتقاد یعنی ازادی بیان و ازادی نماینده های طبقات محروم یعنی تقسیم ثروت و در نهایت قدرت یعنی عدالت یعنی نابودی ستایشگران نابودی شاه پرستان شاهزاده پرستان یعنی نابودی نماینده های مطلق یعنی نابودی امام و پیشوا و ولی ...
حال بروید پشت کلمه دیکتاتوری پرولتاریا و استالین قایم شوید و تحریفش کنید و از سر نااگاهی و یا شایدم از سر اگاهی!!! سانسور کنید انجا را که مارکس گفت دیکتاتوری پرولتاریا از والاترین دموکراسی هاست

من خیلی وقته با امثال این توفانی ها بحث میکنم و واقعا خودمم تحت تاثیر ادبیات نوکرمابانه ی اینها قرار گرفتم و از این کلمات کثیف کبیر و بزرگ و عظیم و ... استفاده کردم البته تنها برای مقابله به مثل

مطمئن باشید بحث با اینها ره به جایی نمیبرد و فقط باعث عقب ماندگی میشود

نابود باد حس کثیف پرستش

راستی عشق یکی از این توفانیهای این سایت به تار موی سیبیل اقای استالین زبانزد خاص و عام است..
...
0
همين آدم٬ میکشم میکشم انکه برادرم کشت٬ هفته پيش از ناسيوناليسم حمايت ميکرد.
محمد , دسامبر 25, 2011
...
0
نادر گرامی شما به دو نکته اشاره کردید که من در کامنت خود به آن توجه نکرده بودم..
نکته اول گذار از سوسیالییسم به کمونیسم بود که من دقیقا به این هدف نهایی تا محو کامل طبقات به آن معتقد هستم . گذاری که کارگران بعد از پیروزی انقلاب سوسیالیستی و به دست گرفتن قدرت سیاسی؛ و با آماده کردن پیش شرطهای های لازم برای گذار به کمونیسم خود راآماده می کنند..
نکته دوم بردن آگاهی سوسیالیستی از بیرون در بین طبقه گارگر بوذ که به آن نیز معتقد هستم.
تشکلات و سازمانهای مدعی کمونیستی باید آگاهی طبقاتی و سوسیالیستی را در بین کارگران برده و در جهت تشکل یابی طبقه کارگر در عمل تلاش کنند ؛ تا این طبقه بتونه سرمایه داری را به زیر بکشه تا کسب قدرت سیاسی.
ممنون و موفق باشید.
سارا , دسامبر 25, 2011
...
0
حسته نباشی آقای میکشم... میکشم... بار هم میکشم ....آنکه برادرم کشت راستی راستی که منبع دانش و تئوری، ادب، تربیت، معرفت، فداکاری، به ویژه شهامت، آما راستش بگو زمانیکه میخواهی شروع کنی به نوشتن این ور آن ورته نگاه نمیکنی از ترس اینکه شاید از ما بهترون نبینند؟ حالا که معلوم شده تو ابنقدر شجاعی و دست به کشتنت پیداست خیلی خوب است بیا یک احسانی در حق ما انجام بده شاید که ما کمی آسایش پیداکنیم. خیلی وقته ما از دست تعداد زیادی موش و سوسک در عذابیم بیا و شروع کن بصورت آزمایشی کلکشان را بکن یه جوری باهم کنار میآئیم. تا مسایل بزرگتر. در ضمن محله ما کلاسش بالاست مواظب چاک دهنت باش و رفتار و یا عمل لمپنی مثل ناکنونت نداشته باشی. خودت را هم با این اسم به کسی معرفی نکنی ممکن است کار دست خودت بدهی چونکه محله ما کمی تگزاسی هنوز میکشم اولی را نه گفتی نحشه آدم روزمینه خلاصه گفته باشم که خدای ناکرده به سرنوشت برادرت که گمان کنم شهید راه پوست خربزه شد دچار نشوی در پایان ترا و ترا به حکمت الله ژوبین خانم رازانی و عزا دارانش میسپارم. سر به زیر باشی.
ایکس , دسامبر 25, 2011
...
0
ساراى عزيز واقعا لذت بردم. اميدوارم که درد و بلايت بر سر برخى کامنتگذاران يک دنده بخوره که به هيچ صراتى مستقيم نيستند. حقيقتش را بخواهى من ميخواستم خودم را قاطى کنم و پاسخى به شما بدم. اما ديدم که نادر خودش پيش کسوت است.
همانطور که گفته شده٬ سوسياليسم تنها يک مرحله گذار است. استالين عمر نوح نداشت. او تا زمانيکه در قيد حيات بود تمام تلاش خودش را کرد و تا جايى که ميتوانست در جهت منافع طبقه کارگر تلاش نمود. اما اين کار هميشه و در همه جا به آسانى پيش نرفت و با توجه به شرايط اتحاد جماهير شوروى نبايد هم ميرفت٬ شما را مراجعه ميدم به تاريخ اين کشور.
به عنوان مثال توجه کن٬ براى ايجاد تعاونيها٬ تنها تعاونيها٬ مسئله بر سر ٢ ميليون نفر بود. حال توجه کن ما در اين سايت ده نفريم و نميتوانيم بر سر کوچکترين مسئله توافق کنيم. در اين مرحله مسلما تضادها همچنان بر جاى خود باقى هستند و نه تنها استالين بلکه هر طبقه در قدرت را وادار به دفاع از منافع طبقاتى خود ميکنند. امرى که کمونيستها را از ديگر طبقات مستثنى نميکند. تنها در جامعه بى طبقه است که از چنين برخوردهايى خبرى نيست.
و ضمنا توجه کن من بعد از سالهاست که فردى مانند شما را ميبينم که اينچنين صادقانه مينويسد. و نادر عزيز٬ تبريک ميگم که شانس آوردى و سارا به تورت خورد. اما سعى کن که از اين ميکشم٬ ميشکم حذر کنى که خدا نکنه به يکى گير بده. از هيچ چيز فرو گذار نيست. تا ميتونى بهش بگو حق با توه. به قول ما ترکها٬ سن دين اوسون٬ سس ياتسين
ناصر , دسامبر 25, 2011
...
0
اپورتونیسم در اشکال متفاوت خودش را بروز می دهد و یکی از رایجترین شکل آن که در توشه هواداران توفان بفور یافت می شئد . همانا انحلال طلبی می باشد . و این انحلال طلبی را این دوستان نیمه راه به اشکال مختلف بروز می دهند . اگر کمی به نوشته این آقای نادر جنوب با دقت بنگریم است که دیدگاههای اپورتونیستی ایشان را در لابلای سطور نوشته اشان می توان بدست گرفت . بعنوان مثال ایشان در نوشته اشان می فرمایند "د ر نوشته ام بطور روشن قید کردم، که کشور شوروی سوسیالیستی رفاه حاصله در آن زمان در پرتو درایت رفیق استالین، به رهبری حزب کمونیست و توسط کارگران و زحمت کشان میسر گردید".
اول از همه چگونگی ایجاد " رفاه " بوسیله شخص استالین در جامعه سوسیالیستی شوروی حاصل گردیده . خالی می باشد . و ایشان برای " بستن دهان " مخالفین است که شیوه نگارش " قدوست گرائی " و با چاشنی ژورنالیستی که برخاسته از " آرشیو " ک جی بی می باشد . به جوابگوئی به یکی از کامنت گذاران می پردازند . آقای محترم سعی کنید کمی با سند و اثبات در مورد " ایجاد رفاه " در دولت سوسیالیستی برهبری استالین صحبت کنید . چون ورد به این مبحث است که چگونگی ساختمان سوسیالیستی که امثال شما به آن استناد می فرمائید سوال برانگیز می باشد .

اقای نادر جنوب در ادامه همین مبحث که برخاسته از روال اپورتونیستی اشان است دست به شاهکار دیگرشان در مورد قدمت " رفاه " در جامعه سوسیال امپریالیستی شوروی را بیان می دارند .
بایستی خدمت این آدم آپورتونیست و انحلال طلب بگویم که این سطوری که شما در باره " رویزیونیستهای خروچفی " و ادامه یابی " رفاه ایجاد شده در زمان استالین و شوروی سوسیالیستی " دقیقا کپی اسناد و مواضع اتخاذ شده سوسیال امپریالستهای شوروی در زمان چنگ سرد در مقابله با تبلیغات سرمایه داری امپریالیستی بسرکردگی امپریالیسم آمریکا می باشد . و این خط و سیاسی سوسیال امپریالستهای حاکم بر دولت شوروی بود که همیشه بر آن اصرار می ورزیدن که " حداقل در جامعه ما تورم ، بیکاری کمبود کار و بی خانمانی و کمبود رفاه درمانی و آموزشی نداریم ، و این فقط زایده سیستم سرمایه داری می باشد "
ولی بیان نمی دارند که همین " رفاه " که نادر جنوب از آن بنام سوسیالیسزم نام می برد . هم در کشور های سوسیال دمکرات و اسکاندیناوی هم وجود دارد . پس آنها هم بایستی بر طبق این منطق کشور های سوسیالیستی باشند . اینطور نیست جناب نادرجنوب با این استدلات اپورتونیستی و انحلال طلبانه اتان .
در ضمن یکی کردن و هم کاسه کردن دولت سوسیالیستی شوروی زمان استالین با حکام سوسیال امپریالیست حاکم بر دولت شوروی و " رفاه " در دو سیستم را یکی دانستن . دیگر حتی اپورتونیست هم نمی توان نامید . چون حداقل در جامعه سوسیالیستی شوروی با تمام کمبود ها و ضعفهایش در جهت یابی هر چه بیشتر سوسیالیسزم و انهدام طبقات کام بر می داشت . در حالی که حکام سوسیال امپریالیست شوروی . سیستمشان در خدمت استثمار و بندگی و سرکوب آزادیهای مدنی و سیاسی و امیال توسعه طلبانه امپریالیستی اشان در مقابله با ابر قدرت دیگر یعنی آمریکا بود . واقعا که دست مریزا نادر خان .
همانطور که بیان نمودم این خط سیاسی و ایدولوژیک سوسیال امپریالستها در مقابله با تبلیغات رقیب امپریالیستی بود که از وجود " رفاه " در جامعه تحت سلطه اشان داد سخن می دادند و احزابی همانند حزب توده خودمان هم به سخنگوی فارسی زبان آنها در امر این " رفاه " ها تبلیعات ک.شخراشی را براه می انداخت . ولی هم شما ( نادر جنوب ) و هم حزب توده خائن و هم رادیو مسکو وهم سخنگویان سوسیال امپریالیستها . ضمن بر شمردن " رفاه " اجتماعی در جامعه شوروی سوسیال امپریالیستی ، به هیچ وجهی صحبتی از شرکت فعال و آکاهانه توده وسیعی که در اردوگاههای کار ( کارخانه ها و فابریکهایتحت کنترول نیرو های پلیسی و امنیتی ) به تولیبد ارزش اضافه می پرداختند . در بین نیست . که آیا واقعا این توده وسیع کارگن از حق تعین ننظارت در امر تولید و توزیع و تقسیم ارزش اضافه ای که از تولید وسیع آنها استخراج می شد را دارند یا نه . یعنی از لحاض سیاسی حق ابراز نظر و تعین سیاستهای داخای و سیاستهای بین الملی را در قبال منافع دولت حاکم بر خودشان دارند یا نه ؟ جواب همگی آنها منفی می باشد . وی زیادی سعی نکن که مرز انقلاب ئو ضد انقلاب و سوسیالیزم و سرمایه داری دولتی را مخدوش کنی . در مورد آموز های مائو هم بر روال قبلی چیزی مگر اپوتونیست و انحلبال طلبی می باشد .
ارغوان , دسامبر 26, 2011
...
0
اپورتونیسم در اشکال متفاوت خودش را بروز می دهد و یکی از رایجترین شکل آن که در توشه هواداران توفان بفور یافت می شئد . همانا انحلال طلبی می باشد . و این انحلال طلبی را این دوستان نیمه راه به اشکال مختلف بروز می دهند . اگر کمی به نوشته این آقای نادر جنوب با دقت بنگریم است که دیدگاههای اپورتونیستی ایشان را در لابلای سطور نوشته اشان می توان بدست گرفت . بعنوان مثال ایشان در نوشته اشان می فرمایند "د ر نوشته ام بطور روشن قید کردم، که کشور شوروی سوسیالیستی رفاه حاصله در آن زمان در پرتو درایت رفیق استالین، به رهبری حزب کمونیست و توسط کارگران و زحمت کشان میسر گردید".
اول از همه چگونگی ایجاد " رفاه " بوسیله شخص استالین در جامعه سوسیالیستی شوروی حاصل گردیده . خالی می باشد . و ایشان برای " بستن دهان " مخالفین است که شیوه نگارش " قدوست گرائی " و با چاشنی ژورنالیستی که برخاسته از " آرشیو " ک جی بی می باشد . به جوابگوئی به یکی از کامنت گذاران می پردازند . آقای محترم سعی کنید کمی با سند و اثبات در مورد " ایجاد رفاه " در دولت سوسیالیستی برهبری استالین صحبت کنید . چون ورد به این مبحث است که چگونگی ساختمان سوسیالیستی که امثال شما به آن استناد می فرمائید سوال برانگیز می باشد .

اقای نادر جنوب در ادامه همین مبحث که برخاسته از روال اپورتونیستی اشان است دست به شاهکار دیگرشان در مورد قدمت " رفاه " در جامعه سوسیال امپریالیستی شوروی را بیان می دارند .
بایستی خدمت این آدم آپورتونیست و انحلال طلب بگویم که این سطوری که شما در باره " رویزیونیستهای خروچفی " و ادامه یابی " رفاه ایجاد شده در زمان استالین و شوروی سوسیالیستی " دقیقا کپی اسناد و مواضع اتخاذ شده سوسیال امپریالستهای شوروی در زمان چنگ سرد در مقابله با تبلیغات سرمایه داری امپریالیستی بسرکردگی امپریالیسم آمریکا می باشد . و این خط و سیاسی سوسیال امپریالستهای حاکم بر دولت شوروی بود که همیشه بر آن اصرار می ورزیدن که " حداقل در جامعه ما تورم ، بیکاری کمبود کار و بی خانمانی و کمبود رفاه درمانی و آموزشی نداریم ، و این فقط زایده سیستم سرمایه داری می باشد "
ولی بیان نمی دارند که همین " رفاه " که نادر جنوب از آن بنام سوسیالیسزم نام می برد . هم در کشور های سوسیال دمکرات و اسکاندیناوی هم وجود دارد . پس آنها هم بایستی بر طبق این منطق کشور های سوسیالیستی باشند . اینطور نیست جناب نادرجنوب با این استدلات اپورتونیستی و انحلال طلبانه اتان .
در ضمن یکی کردن و هم کاسه کردن دولت سوسیالیستی شوروی زمان استالین با حکام سوسیال امپریالیست حاکم بر دولت شوروی و " رفاه " در دو سیستم را یکی دانستن . دیگر حتی اپورتونیست هم نمی توان نامید . چون حداقل در جامعه سوسیالیستی شوروی با تمام کمبود ها و ضعفهایش در جهت یابی هر چه بیشتر سوسیالیسزم و انهدام طبقات کام بر می داشت . در حالی که حکام سوسیال امپریالیست شوروی . سیستمشان در خدمت استثمار و بندگی و سرکوب آزادیهای مدنی و سیاسی و امیال توسعه طلبانه امپریالیستی اشان در مقابله با ابر قدرت دیگر یعنی آمریکا بود . واقعا که دست مریزا نادر خان .
همانطور که بیان نمودم این خط سیاسی و ایدولوژیک سوسیال امپریالستها در مقابله با تبلیغات رقیب امپریالیستی بود که از وجود " رفاه " در جامعه تحت سلطه اشان داد سخن می دادند و احزابی همانند حزب توده خودمان هم به سخنگوی فارسی زبان آنها در امر این " رفاه " ها تبلیعات ک.شخراشی را براه می انداخت . ولی هم شما ( نادر جنوب ) و هم حزب توده خائن و هم رادیو مسکو وهم سخنگویان سوسیال امپریالیستها . ضمن بر شمردن " رفاه " اجتماعی در جامعه شوروی سوسیال امپریالیستی ، به هیچ وجهی صحبتی از شرکت فعال و آکاهانه توده وسیعی که در اردوگاههای کار ( کارخانه ها و فابریکهایتحت کنترول نیرو های پلیسی و امنیتی ) به تولیبد ارزش اضافه می پرداختند . در بین نیست . که آیا واقعا این توده وسیع کارگن از حق تعین ننظارت در امر تولید و توزیع و تقسیم ارزش اضافه ای که از تولید وسیع آنها استخراج می شد را دارند یا نه . یعنی از لحاض سیاسی حق ابراز نظر و تعین سیاستهای داخای و سیاستهای بین الملی را در قبال منافع دولت حاکم بر خودشان دارند یا نه ؟ جواب همگی آنها منفی می باشد . وی زیادی سعی نکن که مرز انقلاب ئو ضد انقلاب و سوسیالیزم و سرمایه داری دولتی را مخدوش کنی . در مورد آموز های مائو هم بر روال قبلی چیزی مگر اپوتونیست و انحلبال طلبی می باشد .
ارغوان , دسامبر 26, 2011
...
0
ممنون ناصر گرامی ؛ ما کارگران و زحمتکشان به این جرعت و شهامت ها نیاز داریم. باید این فاصله ها هر چی بیشتر کمتر بشه... طبقه کارگر باید بتونه بدون ترس و هراس حرفش را بزنه و یا سوالاتی را که داره مطرح بکنه..
باید این ضعف و این گونه نگاه بین ما کارگر ها و زحمتکش ها تعغیر بکنه ؛ که هر کس تحصیلات عالیه دارد و یا باسواد تر است ؛ از من بیشتر میدونه و می فهمه و چشم به دهان این تحصیل کرده ها از هر نوعش بدوزیم.
طبقه کارگر نیاز به آموزگارانی دارد تا در آگاهی طبقاتی و سوسیالیستی آنها قدرم بردارند و این فاصله ها را کمتر کنند. موفق باشید
سارا , دسامبر 26, 2011
...
0
خانم ارغوان٬ کمى سوراخ دعا را گم نکردى. اين توفان بود که سوسياليسم امپرياليسم شوروى را افشاء کرد و دقيقا بر سر همين مسئله هزار و يک انگ به اين حزب چسباندند. حالا شما آمدى و توفان را به اپورتونيسم و انحلال طلبى متهم ميکنى. تا حالا توفان ساواکى بود حالا شد انحلال طلب. کمى فکر کن
حسن , دسامبر 26, 2011
...
0
ختاب به خانم ارغوان
ارغوان خانم پیداست که قصد امثال شماها یاد دهی و یاد گیری نیست. ظاهراً همان دنباله روی از" فرقه جنبش بابیون و حکمت الله هی" ست. گویند فضول را به جهنم بردنند، با اعتراض گفت هیزمش تر است! من شک دارم که ارغوان مطلب مرا درست خوانده یا مطلبی را که میخواند، به علت پیش داوری به درستی آنرا به فهمد. وگرنه چه دلیلی دارد که مطلب مرا را وارونه تفسیر می نماید. بستن تهمت و دوروغ و توهین و اطلاق اپورتونیست و انحلال طلب و توده ای به دیگران کار انسانهای انقلابی نیست . برای نمونه مطلب من هنوز روی سایت موجود است و در معرض قضاوت همه گان قرار دارد.
به نظر میرسد ارغوان بخاطر کینه شتری که به توفانیان دارد فاقد اندیشه ی سازنده است، و آن هم از ماهیت ایده ئولژی خورده بورژوازی فرد تنگ نظرسرچشمه میگیرد. توصیه ی من به امثال ارغوانها این است ، که شهامت داشته باشید و عینک بد بینی و کینه توزانه اتان را کنار نهاده و صادقانه مسائل را به گونه ماتریالیستی و دیا لکتیکی تجزیه تحلیل نمائید ، نه اینگونه مخلوط کردن حاکمیت طبقه کارگر شوروی در دوران استالین، با حاکمیت دوران روزیونیستها به رهبری باند خوروشچف، و یا به میان آوردن آموزه های مائو تسه دون، باید یاد بگیرید که به صورت شففاف که مجرد و مشخص بحث نمائید.. نادر جنوب دسامبر 26 - 2011
???=================?? , دسامبر 26, 2011
...
0
اقای حسن خان این بنده نیستم که " سوراخ دعا " را کمی گم کرده ام . اتفاقا افرادی همانند شما و این نادر خان جنوب می باشند که عا مدانه بعد از گذشت چندین دهه از بقدرت رسیدن دار دسته خروچف وتغیر مداضع استراتژیک این بورژوازی نوخاسته - کماگان به دیدگاهای نادرست استالین در باره وجود طبقات در جامعه سوسیالیستی و بخصوص روند ظهور بورژوازی نوخاسته در جامعه سوسیالیستی و در حزب کمونیست را به مبارز با عناصر و باقی مانده های اقشار وطبقات بحای مانده از رژیم تزار می داند و بر خلف حکم صادره از طرف نادر خان که بیان می دارند که کماگان این رویزیونیستهای خروچفی بعد از گذشت 40 سال از نعایم و رفاه سوسیالیستی را ادامه می دهند . بایستی خدمت ایشان بگویم که بعد از گذشت تقریبا بیست سال -
ارغوان , دسامبر 27, 2011
...
0
بیست سال از لستقرار کودتای دار دسته خروچف و برژنف . دولت آنها از لحاض استراتژیکی تغیر ماهیت داده شده و به یک ابر قدرت سیاسی نظامی و ایدولوژیکی تبدیل شده است . هر آنگاه کسی همانند نادذر خان جنوب نخواهد این پروسه تغیر و تبدیل را نفی کند یک انحلال طلب ناب می باشد . در مورد توفان هم بایستی خدمت شما عرض کنم که موضع انخلال طلبانه آنها در قبال دولت سوسیالیستی در نپال چیزی مگر انحلال طلبی محض و رفرمیست نیست . و بدتر از همه به سرسی مقالاتی که پیام پرتوی از یک عضو حزب کمونیست سوئدی می کند را در نظر بگیرید که از قرار بایستی پیام پرتوی با این نویسنده و نادر خان جنوب و همجنین شمای حسن نام در مواضع اتخاذ شده در آن مقالات اشتراک مساعی دارید - باز هم از نه سوسیال امپریالیست نامیدن شوروی خود داری می کند و فقط به واژه سانتریستی رویزیونیست خروچفی اغنا می کند . البته این ریزیونیست خروچفی خواندن را هم فقط پیام پرتوی از قول نویسنده این مقالات بیان کرده است . خوب مگر این انحلا طلبی نیست . حالا حسن نام " کی سوراخ دعا را کمی گک کرده است ."
ارغوان , دسامبر 27, 2011
...
0
ساراى عزيز
اين ارغوان از همان قماشيست که در کامنت قبليم در موردشان گفتم. به هيچ صراتى مستقيم نيست. شما جاى استالين بودى با او چه ميکردى. آنهم در شرايطى مانند شرايط شوروى!!!!!!!!!!
ناصر , دسامبر 27, 2011
...
0
ارغوان عزيز
به نظر متخصص امور شوروى به نظر ميايى. حرف حساب شما چيه؟؟؟ نظرت را با شهامت بنويس تا من بفهمم که چه ميگويى.
من اين چنين برداشت ميکنم که شما از همان ابتدا همه چيز را در شوروى مردود ميدانى و نه تنها استالين بلکه لنين را هم جزو قازورات ميدانى. آيا همينطور است. شما اساسا اتحاد جماهير شوروى را سرمايه دارى دولتى ميدانى؟؟!!!
حسن , دسامبر 27, 2011
...
0
در شرایطی که پیشرفت و تکامل فکـری در تمام زمینه ها، جهان هستی را فرا گرفته است، در دنیایی که هر روزه انسـان برای رسیدن به آرمان های حقوق بشری و حُـرمت انسان، در جایگـاه واقعی خـود، تلاش می کند، درگیتی ای که با پیشرفت علـم و صنـعت، انسان به کشفیـات نوینـی دست می یابد، شاهد آنیم کـه چطور در همین عصر کنونی یادشده خلق کشوری اوج عقب افتادگی خود را که حاصل استبداد و بیداد هولناک سران بیمار روانی کشورشان است به نمایش می گذارنـد.

اخیرأ رهبرکره شمالی”رفیق” کیم یونگ ایل فـوت کردندکه این مُردن هم، جزو کارنامه زندگی هر آدمی محسوب می شود. بالاخره انسان روزی به طریقی می میرد ولی مـرگِ مالکِ خـاک کره شمالی، که گویا از پـدرش به او رسیده بود و قباله آن را هم حتمأ دارد! کمی انسان را به تـأمـل وا می دارد چرا که با دیدن صحنه هایی از خلق بیچاره قهرمان در بنـد کره شمالی در سوگ پیشوای خود، می بینیم که عقب افتادگی فکری فقط مُختص بعضی از کشورهای عربی و … نمی باشد!

آنطور که در تصاویر از نـوع عـزاداری زنان کره شمالی دیدیم بـاور کنیـد اگـر آنهـا روسری بر سر داشتنـد انسان درنگاه اول فکر می کردیکی ازرهبران مسلمین عالم فوت کرده است! بگذریم از اینکه مردانشان هم، به سر و سینه خود می زدنـد!

زمانی دل انسان بـدرد می آید که این کشور خود را هوادار سوسیالیسم و به زبانی کشور کمونیستی می دادند!؟ ولی بدتر آن اینکه، چپ ایرانی در قالب سازمانی و فردی در این مورد سکوت می کند! بگذریم از عده ایی که کاری به ماهیت پـدیـده ها ندارند فقـط کافـی است آن پـدیـده، علیه آمریکا شعـار مرگ بر امپریالیسم را سر دهد، مانند حسن نصراله، مقتدر صدر و سایر اوباش و اراذل حزب اله و غیره
پـویـان انصـاری , دسامبر 27, 2011
...
0
و آن عده، برای این به اصطلاح ضـد امپریالیست ها، غش و ضعف می کنند.

آیا محاصره اقتصادی با خود فقر فرهنگی و عقب افتادگی انسان را از جهان پیشرفته، بدنبال دارد!؟

بـرای نمونه، آیـا لیبی در مُـدت بیش از ۴۰ سال امپراطوری ِ دیوانهِ زنجیری بنـام معمر قذافی، از طـرف امپریالیست ها محاصـره اقتصـادی شده بـود، کـه در طـول حکـومت دیکتاتـوری اش، کشور را از لحاظه فرهنگی و غیـره به ورطه نابودی کشاند که خود سرانجام به طرز شنیع قربانی همان فرهنگ شد.

از این نمونه ها در همین عصر کنونی فراوان است که توضیح و تفسیر جز به جز آن در این نوشته کوتاه نمی گُنجد.

اینکه کره شمالی سالیان طولانی است توسط آمریکا و شُرکاء تحت محاصره اقتصادی قرار دارد (ننگ و نفرت بر آنها باد) دال بر این است که یک ملت را اینطوری که شاهدش بودیم رُشـد و تربیت دهند!؟

اصولأ در نوع نگاه انسـان های سوسیالیست به پـدیـده ها، واژه هایی مانند ” پـرستش و پرستـدیـدن، مُقدس و مقدس بودن ” و غیره جایگاهی دارد!؟

هنگامیکه تقریبأ ۲۵ میلیون مردم دربنـد کره شمالی با گرسنگی دست و پنجه نرم می کنند، زمانیکه بچه های این ستمدیدگان خلق کره شمالی از کوچکترین امکانات طبیعی محروم هستند و …

این پیشوای مُقدس و پرستیدنی، یعنی “رفیق” کیـم، آقـازاده خـود را از دست رنج مردم زحمتکس کره شمالی که گویـا خاندان آلِ کیم یونگ ایل ازآن به عنوان ارث پـدری نام می برند! برای تحصیل و زندگی اشرافی به کشورهای سرمایه داری که ایشان به خیال خود دارد با آن مبارزه می کنـد، می فرستد!
پـویـان انصـاری , دسامبر 27, 2011
...
0
درست مانندحکومت برادرانشان جمهوری اسلامی در ایران که آقازاده های خود را برای تحصیل و رفـاه به قول خودشان به کشورهای اجنبی و لعنت شده می فرستنـد، درحالیکه بچه های ما باید شبهـا را در کارتون به صبح برسانند و یا پدری برای خرج زندگی خانواده اش مجبور شودکُلیه خودش را به معرض فـروش بگذارد و یا کارگران زحمتکش ما ماه ها بدون حقوق با فلاکت و بدبختی مُـردگـی کنند.

نمی دانم کشور کُره شمالی حتی از نظر کلاسیک، و برای رسیدن به اهداف آرمانهای سوسیالیسم ، آن شکل از مبارزه را که فاز سرمایه داری را پُشت سر می گذارد، طی کرده است یا خیر !؟

درهرحال، حکومت مـوروثـی آلِ “رفیق” کیم تحت عنوان “جمهوری دمکراتیک خلق” بیشتر شبیه جـوک، آنهم از نوع وحشتناک آن، گـریـه آور است.

جالب است تقریبأ همزمان واسلاو هاول که جایگاهی در ادبیات نمایشی مُدرن داشت با جهان هستی وداع می کند ولی می بینیم مردم کشورش در کمال آرامش و غـرور از او یاد می کنند، در دو دهه پیش هم پالمه سوئدی که یکی از چهره سرشناس جهان در عالم سیاست بود ترور می شود ولی چه برای واسلاو هاول در این عصر کنونی و چه برای پـالمـه در آن عصر، آن حرکاتی که مـردم کره شمالی برای امام خود نشان دادند، از طرف سوئدی ها و چکسلواکی ها دیده نشد مگـر، در جهان اسلام و ….
پـویـان انصـاری , دسامبر 27, 2011
...
0
مهم تر اینکه انسان وقتی فکر می کند با اینهمه کاشف در موارد مختلف که مثلأ باعث نجـات انسان از امراض و غیره شده است و یااینکه با وجود انسان هایی که بااختراعات خود تاریخ را دگرگون ساخته اند و به جامعه بشریت خدمت کرده اند یا فیلسوف و مُتفکـر همه دوره ها چون کـارل مـارکـس کـه فلسفه مبـارزه ِ زنـدگـی را برای نشان دادن جایگـاه واقـعـی انسان در عصـر سرمایه داری نشـان می دهد، آیـا می توان این سئوال را مطرح کرد که “رفیق” کیم چه دستاوردی برای مـردم کشورش داشتـه است!؟ (جهان پیشکش!) جـز این است که ۲۵ میلیون کره ایی را در غـاری زنـدانـی کرده است که حکومتش، مـوروثـی (به خوانیـد الهـی، مانند حکومت خامنه ای جـلاد) است و فقط دلش بـه این خوش است کـه بُمب اتم دارد! اتمی که نه مردم ستمدیده کشورش را سیـرمی کند نـه باعث رُشـد و گسترش فرهنگ خلـق اش می شود.

آیـا واقعـأ در این کشور “گُـل و بُـلبـل” زندانی سیاسی وجود ندارد!؟

آیا همه با میل و رغبت در این سرزمیـن جهنمی زندگی می کنند!؟

آیا کسی جرئت دارد که به آلِ “رفیق” کیم انتقادی کند!؟

وای به روزی که در ِ این کشور باز شود … !؟
پـویـان انصـاری , دسامبر 27, 2011
...
0
الحق، مرگ بر این امپریالیستها که به عربستان می گویند، گـردن به زنید و نگذارید زنان رانندگی کنند، به افغانستان می گویند،زنان را سنگسار کُنید، به کُره شمالی هم می گویند،مردم ات را در غار زندانی کُنید و همه درها را به روی آنها ببندید و نگذاریدخلق قهرمان ات بفهمند در دنیا چه می گذرد و همچنین به خامنه ایی و سایر اراذل حزب اله می گویند خرافات را توسعه بدهید و قمه و زنجیر را در شب آشورا و تاسوها بر سر و مغـز خود بکوبید! خلاصه اینکه واقعـأ مـرگ بر امپریالیستها از کوچک و بزرگ اش کـه علاوه برمحاصره اقتصادی، فرهنگ آن کشورها را تحریم می کند و گرنه “رفیق” کیـم این دیوانه ِ زنجیری و برادر خامنه ای جنایتکار بی گناهند، ای بازهم مرگ بر امپریالیسم که نمی گذارند مـردم این جوامـع از نظـر فکری رُشد کننـد!!!

می خواستم از تفکرات انترناسیونالیستی و همبستگی جناب “رفیق” کیم باخلق های زحمتکش جهان بنویسم دیدم ماشااله اینقدر زیاد است که هرچه گشتم ببینم برای رضای خدا، یکبار هم شده این همه جنایت درحق کارگـران زحمتکش ایران را به رژیم قرون وسطایی در ایران تذکری داده است (محکوم کردن را بی خیال) یا حدالقل گفته بالای چشمتان ابرو! که چیـزی پیـدا نکردم ولـی گویـا آقازاده خامنه ای (مجتبی) به پدر قُرمساق اش گفته :”بابا، از برادر کیم، یاد بگیر، با اینکه خدا نشناس هست ولی دیدی چطوری پسرش، آنهم کـوچیـک ِ را با ” رأی مـردم ” جانشین ِ خودش کـرد، زبـانـم لال قبل ازاینکه رو به قبله ات بگذارم، مـرا با رأی اُمت اسلام جانشین خودت معـرفی کُـن که بعـد از مـرگ ات مشکلی پیش نیایـد و من هم بـزودی نـوه ات را برای تحصیـل و زنـدگـی راحـت به یکـی از کشورهای کُفـرمی فرستم که بعداز مرگ من با “رأی مردم”، آماده تاج گذاری باشد.

بازهم تکـرار مُکررات که: ” به امیـد روزیکه مردم ستمدیده کُـره شمالی با مبـارزه خود، معنـای واقـعـی “جمهوری دمکراتیک خلق” را در کشور خود احساس و لمس کنند”!؟.
پـویـان انصـاری , دسامبر 27, 2011
...
0
سوال من از پويان انصارى اين است که آقا جان به شما چه ارتباطى داره که مردم چطورى براى رهبر خودشون عزادارى ميکنند. اينها دوست دارن که اينطورى رفتار کنن. مگر خانواده شما و يا خانواده بنده در غم از دست رفتگانه مون چطورى عزادارى ميکنيم. موهامونو ميکنيم٬ به صورتمون چنگ ميزنيم. البته اگه اون مرده آدم خوبى باشه و يا اينکه ما تصور کنيم آدم خوبى بوده. اگر هم نبوده ساکت يه گوشه اى وايميسيم و نگاه ميکنيم.
حالا تو يه کاره اومدى فرهنگ و عقل و شعور ملتى را به زير سوال ميبرى. يعنى تو ميگى اين ملت ديوانه هستن که براى رهبرشون اينطورى گريه ميکنى و تو عافلى که به شيوه عزادارى آنها ايراد ميگيرى. برو برادر پى کارت. اگر حرفى دارى که جنايتکار بودن اون رهبر را ثابت ميکنه٬ به عبارت ديگه٬ اينکه کشورى را غارت کرده باشه٬ کسى را به ناحق کشته باشه٬ مال کسى را خورده باشه و يا خانه و کاشانه کسى را نابود کرده باشه٬ بيا و حرف بزن. بقيه اش به نظر من حرفهاى صد من يک غازه. اينجا بحث فرهنگى نداريم٬ بحث ما سر سوسياليسمه.
پرويز , دسامبر 27, 2011
...
0
خدمت تمام دوستان و رفقا عرض تبریک سال نو را دارم . دوستان ، بحث کردن با این فرقه بابیون چیزی شبیه به چکش کوبیدن به سندان است . شما هر چه به اینها بگویید نر است باز هم اینها توقع دوشیدن را دارند. اینها فرقه ای اولترا سکتاریسم اند که تمام جهان و مردم آن عبارت است از حضرت باب و حواریون آن . در مطلب فوق بدرستی رفیق نادر با متانت تمام با منتقد خود بحثی انسانی را درپیش گرفته و به درک همدیگر رسیده اند.اما این ارغوان خانم بابی به مصداق مثل معروف " دیگی که برای من نجوشد ، می خواهم سر سگ در آن بجوشد" همینکه می بینید این " دیگ " برای حضرت باب نمی جوشد قصد ریختن دیگ را دارد.بابیون نه کمونیسم را قبول دارند و نه لنین و مائو را . ... آسمان پاره شده و حضرت باب ( ع ) به زمین نازل شده . پس از نزول این حضرت هم کمونیسم منسوخ شده و هم مارکس و لنین کهنه شده اند. دشمنی این حضرات با کمونیسم هم مثل همه دشمنان دیگر کمونیسم از کانال دشمنی با استالین می گذرد. به درب می زنند تا تخته بفهمد . به استالین حمله می کنند تا حساب لنین و مارکس روشن شود . استفاده این ارغوان خانم از ادبیات منسوخ شده سه جهانی در مورد رویزینیسم و کشاندن پای توفان به این میان ، همه بهانه است . موضوع و دغدغه اصلی این ارغوان خانم در این دنیا 7 میلیارد نفری با این همه جنایت و کشتار امپریالیستها و ارتجاع ، فقط وفقط دغدغه سنتز ( دین ) جدید حضرت باب آواکیان ( ع ) و حواریون 10 نفر او می باشد. برای این فرقه اصلاً مهم نیست که با نشان دادن و برجسته کردن دستاوردهای سوسیالیسم در شوروی می توان به جنگ تبلیغات گوش خراش بورژوازی رفت . اعضای این فرقه اصلاً نمی فهمند وحشت بی کاری و از دست دادن شغل چه تاثیر ژرف و عمیقی در زندگی کارگران به جای می گذارد . اینها نمی فهمند تأکید وانگشت گذاشتن بر تامین آینده تحصیلی فرزندان یک کارگر و بهداشت کامل برای خانواده اش و دیگر خدمات رفاه ای مهمترین انگیزه هاست برای جلب کارگران و زحمتکشان به سوسیالیسم و کمونیسم . در این شرایط که دشمنان از کمونیسم و سوسیالیسم تصویری جهنم گونه و خالی از هر گونه رفاه ، در چشم جهانیان درست کرده اند ، در این شرایط که دشمنان ازسوسیالیسم و کمونیسم تصویر صفوف میلیونها انسان بیکار و گرسنه را در مقابل چشمان کارگران ترسیم می کنند ، کمونیستها باید نشان دهند که که برعکس تمام تبلیغات گوش خراش ، در سوسیالیسم و در مظهر آن یعنی شوروی ( چه به شوروی انتقاد داشته باشیم و چه نداشته باشیم در این شرایط مشخص این تعیین کننده نیست) رفاه برای همه وجود داشت ، از وحشت بیکاری در آن کشور خبری نبود ، همه از آموزش و بهداشت رایگان و کامل برخوردار بودند ، مسئله ای به نام معضل مسکن وجود نداشت ، کارگران ایام مرخصی خود را در زیباترین ویلاها و مراکز تفریحی سپری می کردند و بدینوسیله ما به جنگ تبلیغات گوشخراش امپریالیستها و ضد کمونیستها می رویم. البته در سیستم فکری این حضرات، سوسیالیسم برای رفاه انسانها و تأمین نیازهای انسانها نیسیت ، اینها به طرح شعارهایی از قبیل کار - مسکن - نان - آزادی - بهداشت وووووو تلاش برای تحقق آنها برای توده ها اعتقاد و ایمانی ندارند . آنچه برایشان مهم و ارزنده است خلوص ایدولوژیک و سوسیالیسم عرفانی ست. توده ها در فقر و فلاکت غوطه ور باشند ، اما شعار مسخره " مبارزه دوخط " هر روز ورد زبان باشد. توده ها به شیوه عهد دقیانوس زندگی کنند اما مشکل اصلی برای این حضرات نقد این اثر ادبی و یا آن اثر هنری باشد. کسی که درکش از سوسیالیسم درکی این چنین صوفیانه و عارفانه باشد ، به طور قطع درک لنین و استالین و نادر و ما را مکانیکی و اکنومیستی می داند. رفقا ، این مهم نیست ، ما مزایای مادی سوسیالیسم را برای تارکان دنیا و فرقه های تنیده در تار عنکبوت بیان نمی کنیم . خطاب ما کارگران و زحمتکشان است که تارک دنیا نیستند و می خواهند از زندگی انسانی برخوردار باشند.خطاب ما به کسانی است که وحشت بیکاری و نداشتن پول دوا و دکتر بر زنگی روزانه آنها سایه افکنده است . خطاب ما به کسانی است که در خیابانها بدنبا می آیند ، در خیابانها بزرگ می شوند و در خیابانها می میرند . ما به اینها می گوییم در شوروی سوسیالیستی در دوران استالین همه انسانها در خانه های امن به دنیا می آمدند ، در خانه ها به شادی زندگی می کردند و در خانه ها پیر و بازنشسته می شدند. نه وحشت بیکاری داشتند و نه وحشت مریضی و بیماری . و این چنین است که باردیگر می توان سرود انتر ناسیونال را در صفوف بهم فشرده کارگران و زحمتکشان به صدا در آورد . باشد تا دوران پر افتخار لنین و استالین بار دیگر برقرار شود
kamal , دسامبر 27, 2011
...
0
ناصر گرامی در جنبش کمونیستی تظرات و تفکرات گوناگونی هست...تفکراتی که در آخر به منافع طبقاتی گروهها و سازمانها و افراد ختم میشه؛ با حذف فیزیکی جلوی این تفکرات و اندیشه ها را نمیشه گرفت ؛ چون در جای دیگه سر باز خواهد کرد . از من پرسیدید من اگر جای استالین بودم چکار می کردم .. من هم مثل استالین تصمیمی را می گرفتم که منافع طبقاتی من ایجاب می کرد. ..
سارا , دسامبر 28, 2011
...
0
ناصر عزیز سلام
خیالت آسوده باشد، من ایمان دارم که، سارای گرامی نه در خود بلکه برای خود تصمیم درست را اتخاذ می نمود. نادر جنوب
نادر جنوب , دسامبر 28, 2011
...
0
انگار که جناب کمال تازه از خواب هپروت بیدار شده و شمشیر " دارموس " اش را به هر طرفی می پراند و می گوید می کشم می کشم آنکه به استالین چنین گفت . جناب کمال خان اگر کمی به سه نکته ای که من از نوشته نادرخان جنوب بیان داشتم فکر می کردی و آنها را با شرایط فعلی مورد قضاوت قرار می دادی . در اولین قدم تائید دولت ضد انقلابی و که پس از خیانت حزب کمونیست نپال ( م ) کرد را محکوم می کردی و در ادامه همین روند است که " باد داران "نشریه توفان و یا سازمان توفان در تائید این دولت ضد انقلابی انتتقاد می کردی که . این موضع شما( توفان ) درقبال دولت ضد انقلابی نپال اشتباه و غیر منطقی و انحلال طلبانه می باشد . چون در ذات این دولت در نپال چیزی مگر همان تئوری سازش سه جهان خابیده است که هم شما بطور غیر مستقیم و هم سازمان مطبوعتان به دفاع و تائید آن برخاسته اید . در مورد نکته دوم مطلب نادر خان جنوب در مورد این امر که اذعان وجود " رفاه " در جامعه سوسیالی امپریالیستی شوروی و نسبت دادن آن " رفاه " به " ذرفاه " در جامعه سوسیالیستی شوروی استالین . یک گام به عقب و بیانگر انحلال طلبی این فرد می باشد . چون این دو جامعه از وحه غیر متعارف و متضاد حقوقی و مدنی و سیاسی و ایدولوژیکی برخودار ند . سومین نکته در مورد افاضه های حناب نادر خان جنوب در مورد عدم قبول تغبر ماهیت دولت رویزیونیستی که بعد از کودتا ( پس از مرگ استالین ) در شوروی بسر کار آمد . با دولتی که این دار دسته ضد انقلابی پس از چند دهه و تبدیل آن به یک سیستم امپریالیستی ( اشغال پراگ ) و رقابت امپریالیستی بر سر منافع استراتژیک سیاسی و نظامی و سوختی با رقیب امپریالیستی اش یعنی آمریکا می باشد . خوب اگر شما هم همانند نادر خان جنوب " سنگی به کفش " داری . برو پیش یک کفاش از قماش انحلال طلبان .
ارغوان , دسامبر 28, 2011
...
0
با سلام
سال نو میلادی را به همگان تبریک میگویم و برای فرد فرد آزادی خواهان و کارگران و زحمت کشان سالی سراسر شادی و پیروزی آرزومندم.
امید است در سال جدید مراجعه کنندگان و کامنت گذاران محترم اصول اخلاقی و توجه بیشتری به موضوعات درج شده در سایت را رعایت نمایند. این موضوع میتواند مارا در رسیدن به کسب آگاهی هرچه بهتر یاری رساند. مشروط براینکه در جهارچوب موضوع نوشته در صورت داشتن نظر و یا انتقاد حرکت نمائیم. زیرا پرت و پلا گوئی و بحث نامشخص میتواند مراجعین را خسته و از استنتاج درست دور سازد. در نتیجه زحمات مسئول و یا سایر زحمت کشانیکه در این امر خطیر دستی دارند را ضایع میسازد و امکان تداومش را ناممکن کند. آزادیخواه کسیست که باعث سلب آسایش و آزادی دیگران نشود. برایتان بهترین روزها و پیروزی در تمامی زمین ها را خواهانم. با تشکر فراوان از سایت اعتراض که با زحمت فراوان این امکان را فراهم نموده است. برقرار باشید.
نادر جنوب , دسامبر 28, 2011
...
0
نادر جنوب عزيز
من هم سال نو را به همه تبريک ميگم و آرزوى سلامت براى همه دارم٬ البته نه براى دشمنان خلق. اما در مورد شيوه نوشتن و برخورد در اين سايت٬ قضيه به اين سادگى هم که شما تصور ميکنى نيست. شما مدتها غايب بودى و تقريبا به تازگى نام شما را در سايت ميبينم. من مدتهاست که هستم و ميبينم که چگونه با کامنت نويسها رفتار ميشود. البته در اغلب موارد خوب بوده اما بوده مواردى که غرائض شخصى هم دخالت داشته.در اين سايت کامنت نويسى و ارسال مقاله آسان است٬ اما درج آنها٬ نه آنچنان که شماتصور ميکنيد. گاهى چنان زياده روى ميشود که هر لمپنى هر چه ميخواهد ميگويد و کسى جلو دار آنها نيست و گاهى چنان سخت گرفته ميشود که صداى حق طلبانه خفه ميشود. به عنوان مثال توجه کن. همين فرد لمپن٬ ميکشم ميکشم٬ تمام سايت را به هم ريخت٬ پته آنکسى را که از او ناراضى بود روى آب ريخت. اما نه تنها به او لقب جاسوس داده نشد٬ بلکه نظرات او همچنان منتشر ميشود. تو گويى اتفاقى نيفتاده.
زياد ساده نگر نباش.
موفق باشي
ناصر , دسامبر 28, 2011
...
0
تلويزيون دولتی کره شمالی با پخش تصاويری از يک گروه کلاغ گفت پرندگان نيز در مرگ کيم جونگ ايل، رهبر پيشين اين کشور "غمگين هستند."
به گزارش يورونيوز، گزارشگر تلويزيون کره شمالی با اشاره به سکوت و بی‌حرکتی گروهی کلاغ گفت: "اين تنها يک پديده عجيب در طبيعت نيست. اين به آن معناست که رهبر عزيز ما از بدو تولد مرد بزرگی بوده و به همين خاطر طبيعت نيز مانند مردم سراسر جهان نمی‌تواند او را فراموش کند."
کيم جونگ ايل، رهبر ۶۹ ساله کره شمالی پس از ۱۷ سال سلطه بر اين کشور روز ۱۷ دسامبر ۲۰۱۱ بر اثر حمله قلبی درگذشت.
جونگ ايل که در سال ۲۰۰۸ دچار سکته مغزی شده بود، کمتر در انظار عمومی ظاهر می‌شد و تصاوير محدودی از وی منتشر می‌شد.
با مرگ رهبر کره شمالی، کيم جونگ اون فرزند ۲۸ ساله وی به عنوان رهبر جديد کره شمالی معرفی شد. تلويزيون دولتی کره شمالی از وی به نام "وارث کبير" نام می‌برد.
کيم جونگ ايل پس از مرگ پدرش کيم ايل سونگ بنيانگذار کره شمالی در سال ۱۹۹۴، جانشين او شد. وی در سال ۱۹۹۷ نيز به عنوان دبير کل حزب کمونيست کره شمالی و رئيس شورای ملی دفاع انتخاب شد.
خانواده کيم جونگ از سال ۱۹۴۸ تاکنون قدرت را در کره شمالی در دست دارند.
کيم جونگ ايل از سوی سازمان گزارشگران بدون مرز که انجمنی غيردولتی در دفاع از آزادی رسانه‌هاست در فهرست "بدترين دشمنان رسانه‌ها" در جهان قرار گرفته بود.
مقامات کره شمالی اعلام کرده‌اند مراسم خاک‌سپاری جونگ ايل ۲۸ دسامبر برگزار می‌شود.
کيم جونگ ايل در ۱۷ سال حضورش در قدرت، تنها به کشورهای روسيه و چين سفر می‌کرد. در دوران سلطه او بر کره شمالی، اصرار اين کشور بر برنامه اتمی‌اش و ساخت بمب اتمی، تحريم‌های گسترده‌ای را از سوی جامعه جهانی به دنبال داشت.
با گسترش تحريم‌ها و انزوای اين کشور، کره شمالی با بحران اقتصادی و کمبود مواد غذايی روبرو شد.
...
0
ناصر عزیز
من هم حیرانم با وجودیکه سایت دو زمانه شده تا شاید به این اوضاع آشفته سرو سامان دهد. اما گویا که این ذورق توان مواجه با این امواج سهم گینی که بعمدآشوبگران جهت انحراف مسائل و مطالب ایجاد می نمایند کافی نیست. در رابطه با کامنت شما. که به غیبت من اشاره دارد این درست که من از اوضاع جاری عقبم ولی در عین حال چندان هم که نشان میدهم ساده اندیش نیستم. اما ناگفته نماند که گویا کمی بیشتر از ظاهراً اوضاع بلبشو شده. من متوجه نمیشوم که اخبار یورو نیور و سکوت کلاغها در کره چه ارتباتی با مطلب من دارد؟. یا کامنت هائیکه زیر همین مقاله که بوسیله ی جناب پویان و سرکار خانم ارغوان گذارده شده آیا کمترین ارتباتی به موضوع مطلب دارد؟. از عموم خوانندگان تقاضا میشود قضاوت نمایند برای نمونه سرکار خانم ارغوان از نپال مینوسد که اصلاً روح من از مسائل نپال اطلاعی ندارد. یا سرکار خانم ارغوان در کامنتش در برخورد به رفیق کمال ایشان و مرا بانحلال طلب که اصلاً مفهوم نیست چه میگویند و چه ارتباتی با موضوع مورد بحث دارند متهم گرده. یا کشیدن پای سازمان توفان که وجود خارجی ندارد در مقابل حزب کار توفان است آسمان ریسمان کردن به راستی که این گونه بند بازی بهر چه می باشد. اگر توانائی در بحث مشخص ندارید مگر اجباریست که پرتوپلا بگوئید؟ فرقه یعنی همین اگر مطلب و یا موضوعی در چارچوب عقاید شما نباشد پس انحلال طلبیست. آخر شماها چه دارید که کسی به خواهد آنرا منحل کند خود بزرگ بینی و از خود راضی بودن هم اندازه ای دارد. به نظر میرسد که افرادی مثل جناب پویان انساری قصدشان ایجاد اغتشاش و عدم تمرکز روی مفاهیم مطلب اصلیست که عامدانه بدان دامن میزنند و این شیوه نشان از برخورد سازمانهای مشخصی داردکه. بهرجهت امید است که مسئول سایت در این ارتباط بیشتر بیندشد و راه کار درستی را سرلوحه برنامه سال جدید سایت قراردهد. انتظار میرود که کمترین کار امتناع از نسب کامنتهای بی ارتباط با مطلب قید شده باشد. پیش نهاد میکنم که در صورت عدم قبول این نظر سایت میتواند قسمتی را مثل سابق به این گونه کامنتها اختصاص دهد تا وقت عزیزان مراجع ضایع نگردد. پیشاپیش از شما ممنونم موفق باشید.
???? ???? , دسامبر 28, 2011
...
0
آخه تبریک میلاد عیسی مسیح (ع) ارتباطی داره با نوشته خودت و اصولا ارتباطی داره با یک سایت کمونیستی؟ ول کن بابا اینقدر مبصر بازی در نیارید دس از سر سربلند بردار بزار مردم راحت نظراتشون رو بدن همه سایت دوس دارن بازدید کنندگاشون زیاد باشن شما همین 4تا خواننده رو هم دارید دور و منزوی میکنید از جی میترسید؟ خودتون تو بیوگرافی استالین اسم سازمان توفان رو میارید ولی مخالفاتون حق ندارند خیلی فاشیستید ...
Jesus Christ , دسامبر 29, 2011
...
0
آقاى محترم جيزز کرايس
برو قوانينى را که قرار بود در اين سايت جارى بشه بخوان و بعد اضهار نظر کن.
ناصر , دسامبر 29, 2011
...
0
سلام جناب جیزز کرایس
امید است که به بزرگواری خودت این خطای مرا به بخشید. که بدون مقدمه و پابرهنه میان الفاز و الطف قشنگت دویدم. لابد که نادر جنوب هم تبریک سال نورا برای افراد توریست که قرار است در سال آینده به سایت سرکشی کنند نوشته. بنده خدا نمیدانسته که شما اولترا کمونیستی، آخر نیست که هفت ملیارد انسان با سال میلادی کمونیستی امورات خود را رتق و فتق می نمایند!!. در ضمن فاشیت ها هم مسیحی بوده و هستند و سایر ادیان هم فاشیست های دو آتشه کثیف فراوان دارند. البته خدا نکرده سهیونیستها و نیوکانها از این قماش نیستند. یکدفعه فکر بد نکنی که همه خیلی فاشیست اند این دسته اخیر جهت حال رفاه کارگران و زحمت کشان امریکا و اروپا که فقیر و بی کار و بی خانمان شده اند در راه خدا مجبورند یک کار انسانی و بشر دوستانه آن هم تحت لوای خدمات راهائی بخش انجام دهند. بله لابد که نابود کردن کشورها و در این میان کشتار ملیونها انسان هم تحت شعار انسان دوستی و نجات این فقراست . چقدر بی انصافیه که آدمی نجات مردم افغانستان و عراق لیبی سودان و سومالی و در حال حاضر هم افریقا بحرین و یمن اخیراً هم تآتری در جهت رفاه حال ملت سوریه به یاری ترکیه و اسرائیل ناتو دولتهای مترقی عربی در حال اجراست در حل بردن دسته گل با کامیونهای انفجاری در میان مردم تا از نفس زدن نجاتشون بدهند. جناب یه وقت فکر بدی نکنی. بله جناب جیزز بعلاوه ی کرایس، با پوزش نمیدانستم که علت این همه پیشرفت بی نظیر در دنیا را قطعاً مدیون شما اولترا کمونیستهاهستیم. در خاتمه شمارا به جیزز و هردوتان را به کراس می بندم حاجی پیروز باشی.در ضمن سال نو بی نام و نشان را جون نمیشود تبریک گفت من هم نخواهم گفت سمپات نادر جنوب. جیزز خان راست راستی که این توفان هم حسابی حال خیلی ها را گرفته خوب معلومه با این تحلیل هاشون باید هم بتونه. اما امان از دست این فرقه بابیون"سنتزنوین" گمان کنم که نو که چه عرض کنم خیلی هم کهنه باید باشه، معلوم نیست که این جناب - الف- جی با درگذشت مادر خدا بیامرز فریدون چه کار داشته که سه صفحه نقد برای عرض تسلیت ارسال نموده است جل لل خالق.آخرین خبر سسسسسسسسسسازمان اقلیت هم اخیراً کنگره یا منگره یا نشست و برخواست و یا پلنوم یا فکرکنم مهمانی داشتن بلااخره توانستند که بعد از خرج کردن آن پولهای حلال که معلوم گردید مهریه خانم سعدادی بوده نه فروش سازمان به امپریالیسم هلند. در این گرد هم بیائی کلی و کمی هم جزئی قطع نامه بند و میخ و سیخ و قرار بود که اعدام هم لغو شود که چون کسی نبود که راًی دهد تسویب نشد انشاالله در قرن بعدی ولی مقداری بند به برنامه آویزان گردید آن هم بخاطر شاهکار آیت الله توکل در چهار بهمن مقرشان در گاپلون پذیرفته شد تا خاک عالم را تو سر کارگران و زحمت کشان ایران بریزند. جیزز جان اگر اجازه دهی از خدمت مرخض شوم گوگولی موگولی موش نخوردت یه بوس هم برات فرستادم.دوستدارت فاشیست.
???? ???? , دسامبر 29, 2011
...
0
با پوزش کامنت بالا را من ارسا گرده ام.
...
0
ضمن تبریک سال مسیحی پسر خدا و مریم فاحشه
بله این حس قداست و چاپلوس گری کاملا مرتبط هست با این نوشته
ناصرخان منکه گفتم شما کمونیست نیستید یک کمونیست به دروغ متوسل نمیشود برای بزیر کشیدن رقیبش در بحث!
شما به دروغ و بی انصافی و ناجوانمردانه و چاپلوس گرانه تنها برای اینکه مغز صاحب سایت را بشوئی تهمت های بزرگی را به اینو آن میزنی
شما گفتید:
"همين فرد لمپن٬ ميکشم ميکشم٬ تمام سايت را به هم ريخت٬ پته آنکسى را که از او ناراضى بود روى آب ريخت. اما نه تنها به او لقب جاسوس داده نشد٬ بلکه نظرات او همچنان منتشر ميشود. تو گويى اتفاقى نيفتاده."

توفانی هستید و در نهایت چون رذل و پستی اینچنین دروغ میگویی
من پته ی کسی را روی آب ریختم؟
خجالت نمیکشید از این کثافت کاری ها و دروغ ها؟ هرچقدر بالا پایین هم بروید هرچقدر هم که دروغ ببافید با شخص خودتان کار ندارم سازمان محبوبتان را افشا خواهم کرد
تنها کاری که من "لمپن" کردم تابو شکنی بود سایت شده تنها توفان و حکمت خیلی هم خودتان را تحویل میگیرید میگویید تنها این دو حزب هستند که خطی را دارند بقیه کشک هستند
راستی اگر مخالفت کردن و اعتراض من را درمورد اینکه "کشته شدگان چریک های فدایی را سر به کوه و بیابان زده" اعلام کردید و تقی شهرام ها را بیسواد میدانید "پته روی آب ریختن" و "جاسوس" بودن است پس درود بر جاسوس بازی و پته روی آب ریختن
خجالت بکشید به پیر به پیغمبر اینجا سایت اینترنتی است اینکارهای پلیسی چیست این تهمت های زیرآب زنی چیست که میکنید چرا فکر کردید در سازمان های دولتی هستید و زیراب اینو انرا میزنید برای یک پست بالاتر
چند وقت پیش هم بابک خوبانتان هم داشت زیر آب غلام را میزد
گیرم که من هم خفه کردید با رشد و هجوم کاشفان حقیقت که در بیرون از این سایت هستند چه خواهید کرد
من در ارتباط با مقاله استالین را تحسین کردم اما گفتم استالین به توفانی ها مربوط نیست همانطور که مارکس به مجاهدین مربوط نبود اما بخاطر اسم اوردن توفان شدم لمپن و بی ادب حالا اگر به جای توفان چیزی نمیگفتم و فقط تحسین میکردم لمپن هم نمیشدم و کاری با من نمیداشتید شما منفعت طلب و رفیق باز هستید و کاریش هم نمیشود کرد البته در بحث کامنت های ابکی شرکت نمیکنم ولی اینبار تهمت جاسوس بودن زدید...



زنده باد راه تقی شهرام ها
زنده باد راه تمام کمونیست های اصیل
ننگ بر حزبک توفان که به هوادارنش یاد داده به تقی شهرام و کشته شدگان چریک ها توهین بکنند
...
0
یادم رفت سال پیامبر خدا عیسی مسیح را به این توده ای های منفور تبریک بگویم

Write comment

smaller | bigger

busy
 
 
اعتراض حق شماست !!...........اعتراض حق شماست !!......اعتراض حق شماست !!