|
با تشکر مجدد از پاسخ شما، مقدمتاً عرض کنم مگر قرار است که ما از پیش کسوتانمان با توهین و ناسزا یاد نمائیم؟.. تاکنون دیده نشده که تعریف و تمجید از عمل کرد خوب افراد توهین به سایرین محصوب شود!!!. در این میان چون مذهبیون از این کلمات استفاده میکنند. پس ما حق استفاده نداریم؟ . خدا همه را عاقبت بخیر نماید!!!. لابد می باید عکسش را بیان کنیم، که در ادبیات مخالفانی که به نام راست و چپ بصورت زنده مشاهده میکنیم؟ مثل همین جناب "میکشم میکشم آنکه برادرم کشت" عمل نمائیم..
باری من به این باور ندارم که پیشرفت یک جامعه بستگی به یک شخص دارد. این تفکر ایده آلیستهاست، نه تصور مارکسیستها از پدیده های اجتماعیست. در نوشته ام بطور روشن قید کردم، که کشور شوروی سوسیالیستی رفاه حاصله در آن زمان در پرتو درایت رفیق استالین، به رهبری حزب کمونیست و توسط کارگران و زحمت کشان میسر گردید. برخلاف نظر جنابعالی اتفاقاً این رفاه که حاصل خون بهای ملیونها شهروند اتحاد شوروی سوسیالیستی بدست آمده بود، با مرگ رفیق استالین از میان نرفت. بلکه تا مقطع زمان فروپاشی اردو گاه هی که روزیونیستها قریب 40 سال به سبک خود حاکمیت داشتند، هنوز کار گران و زحمت کشان از دستاورد های آن دوران بهره مند بودنند. و حاکمان کرملین از ترس زحمت کشان قادر نبودنند کماکان همه آنها را نابود سازند. بیکاری وجود نداشت خدمات و بهداشت و تحصیلات و سایر امکانات رفاهی و تفریحی رایگان در اختیار عموم قرار داشت. تا مقطع سال 90 قرن گزشته که توسط شخص یلسین در اثر فروش کشور به غرب توسط کودتائی علیه بخشی از حزب روزیونیسم که مخالف فرو پاشی این چنینی بودنند دوما را به توپ بست و بر همه چیز خط بطلان کشید. دراین میان هم دارائیهای خلقها را بین باند های مافیائی تقسیم کردن.
سارای عزیز به نظر میرسد که شما از سوسیالیسم تصور فورماسیون داری. سوسیالیسم یک فورماسیون تاریخی نیست.بلکه یک مرحله گذار بسیار طولانی به مرحله کمونیسم می باشد در این پروسه ی کذار که توسط انقلاب حاکمیت جامعه به دست طبقه کارگرو نمایندگان سیاسیش اداره میشود، مبارزه ی طبقاتی میان بورژوازی که خلق ید و فاقد قدرت است، بیش از گزشته با قدرتی افزون تر به مبارزه با حاکمیت کارگران و زحمت کشان ادامه داده و تبلورش را در مرکزیت حزب مشاهده می نمائیم، تا دژ را از درون تسخیر کند همانگونه که در اتحاد جماهیر شوروی توسط خوروشچف و شرکا اتفاق افتاد، که قادر شدنند خود را در لباس انقلابی و وفادار به آرمانهای کارگران به عالی ترین مقامات نزدیک گردانند و در فرصت مناسب توانستند که قدرت را قبضه نمایند. به نظر میرسد یکی از عللهای شکست حزب کمونیست و پیروزی روزیونیسم ازعدم تجربه ی کافی تاریخی ساختمان سوسیالیسم که نمونه مشابهی نداشت ناشی گردید.
در اینجا اگر بتوان قبول کرد در جمع بندی رفیق مائو میگوید که غفلت رفیق استالین که در راًس حزب قرار داشت دشمن را نه در درون حزب بلکه خارج از کشور ارز یابی مینمود آنهم در هیاًت امپریالیسم. مائوئیستها این را کشفی توسط رفیق مائو از تجربه ی گران بهای شکست آنها حاصل میدانند. بد بختانه خود حزب کمونیست چین نیزمغلوب روزیونیستهای سه جهانی طرفداران صنعتی کردن این چنینی شدنند. یاد آور شوم که من این شکستها را نه در ماهیت ایده ئولژیکی بلکه در عدم توانائی انتباق خلاق در بستر شرایط مناسب زمانی ارز یابی میکنم در این میان شرایط تاریخی هم قادر است خود را تحمیل کند. ملاک اثبات مدعای من هم نتیجه انقلابات استقرار سوسیالیزم و دستاوردهایشان و وحشت سرمایه داران در سطح جهان و نیرو و سرمایه ای که جهت مقابله با آن صرف میکنند.
سارا گرامی در رابطه با تاًکید شما بر اینکه می باید ما کارگران و زحمت کشان به خود متکی باشیم این مفهم را میرساند که آگاهی سوسیالیستی مادر زاد با کارگران و زحمت کشان تولد میشود. این شیوه ی کارگر پرستی نادرست و با روح قوانین سوسیالیسم که علم است کاملاً مغایرت دارد. باکسی هم زاده نمیشود، می باید آنرا توسط آموزگارانش یا در اثر مطالعه سخت فراگرفت. در حقیقت آگاهی سوسیالیستی از بیرون به درون طبقه کارگر منتقل میشود. نا گفته نماند که باندهای آنارکو سندیکالیستها که در ظاهر سنگ کارگر را به سینه میزنند، این گونه شعارها ی تو خالی را عمده میکنند تا کارگران را از روشن فکران انقلابی که پرچمداران مبارزه ایده ئولژیکی که در حزب کمونیست متشکل میشوند دور نگه دارند و از متشکل شدن و کسب آگاهی واقعی طبقاتی که زمینه ساز کسب قدرت سیاسی و نگهداری حاکمیت طبقه خود هستند محروم سازند. باری کارگران متکی بخود را تاًکید میکنی مگر در حال حاضر کارگران و زحمت کشان متکی به دیگرانند؟ که به بردگی کشیده شده اند. دیگرانیکه شما اشاره دارید برایم مفهوم نیست. اما کمونیستها منافعی جدا از منافع طبقه کارگر ندارند. پیروز باشی .
Comments
 |