پاکسازيها و محاکمات سياسى در حزب کمونيست نويسنده: Mário Sousa يکى از اعضاى قديمى حزب کمونيست سوئد (م.ل) ٢۰۰١ مترجم: پيام پرتوى بخش شانزدهم پاکسازيها٬ يا محروميت از حزب کمونيست اتحاد جماهير شوروى٬ و محاکمات سياسى در مسکو در خلال دهه هاى ١٩٣۰ دو مسئله مورد علاقه مبلغان سرمايه داريست. اين مسائل پى در پى در رسانه هاى خبرى سرمايه داران مطرح ميشوند٬ امرى که به توده ها تصويرى کاملا دروغين را از پاکسازيها٬ محاکمات سياسى و اتحاد جماهير شوروى آنزمان ارائه ميدهند. هدف اينستکه سوسياليسم و اتحاد جماهير شوروى را بى اعتبار جلوه داده و به توده ها بياموزند که به کمونيستها بى اعتنايى نموده و آنان را متقاعد نمايند که سرمايه دارى امريست اجتناب ناپذير. بهمين دليل آشنايى با اين فصل از تاريخ اتحاد جماهير شوروى از اهميت بسيارى برخوردار است. هر دو٬ براى اينکه بتوانيم با دورغهاى سرمايه داران مبارزه نماييم و اينکه با مشکلاتى که بلشويکها در جريان تغيير تاريخ با آن برخورد نمودند آشنا بشويم. تحقيقات جديد تاريخى در اين مورد انجام شده است٬ تحقيقاتى که اساس اين جزوه را تشکيل ميدهند. در غير اينصورت اين جزوه از ادبيات تاييد شده و اسناد متعلق به دهه هاى ١٩٣۰ – و ٤۰ استفاده نموده است٬ اسنادى که مدت درازيست به فراموشى سپرده شده اند و يا کاملا براى اغلب مردم ناشناخته اند. دادگاه خيانت بوخارين – ريکف٬ يک جمعبندى کليه متهمان در دادگاههاى خيانت بوخارين – ريکف به جرائم خويش اقرار نمودند و گفتند که چگونه در مورد همه چيز توافق کرده و آنها را به اجرا گذاشته بودند. اين هزاران و باز هم هزاران سند بدست آمده از دادگاههاست که نشان ميدهد آن ٢١ متهم از آزادى کامل برخوردار بودند تا از خويش دفاع نموده و حتى منکر گناهان خود بشوند. همزمان با آشکار شدن هر چه بيشتر اطلاعات جديد از روند حوادث٬ گاهى رخ ميداد که برخى از متهمان که تصور مينمودند توسط شخصيتهاى اصلى فريب خورده اند از جاى خود برخاسته و آنرا اعلام مينمودند. سخنرانى دفاعى بوخارين در پايان دادگاه توسط Sjarangovitj ٬ زمانيکه بوخارين منکر اين امر شد که او" همانند ريکف يکى از سازمان دهندگان اصلى جاسوسى بود٬ با اين کلمات قطع شد: "براى يک بار هم که شده در تو زندگيت دورغ نگو! شما دارى اينجا تو دادگاه دروغ ميگى"١٢٥
يک دادستان نمونه دادستان Vysjinskij عاليرتبه ترين دادستان دولتى اتحاد جماهير شوروى٬ طى دهها سال در نشريات سرمايه دارى در معرض لجن پراکنيهاى از اين قبيل که هيچ مرزى را زمانيکه در مورد گفته هاى خلاف حقيقت صـحبت ميشود نميشناسد٬ قرار گرفته است. همزمان جعل کننده گان تاريخ٬ از جاسوس پليس Conquest تا همتايان سوئدى او٬ خود را وقف فانتزيهاى وحشيانه اى در مورد نقش و رفتار Vysjinskijs درخلال دادگاه نموده اند. اما حقيقت کاملا چيز ديگرى بود. تاييد اين امر آسان است زمانيکه ما پروتکل دادگاه را ميخوانيم. مدارک بى چون و چراى ارائه شده از جانب دادستان Vysjinskijs امکان ديگرى براى متهمان بجز اينکه حقايق را بگويند باقى نگذاشت. دقيقا وجود همين امر است که جعل کننده تاريخ را ديوانه ميکند. او عميقا با اين پرونده آشنا بود٬ در مورد هر گونه جزئياتى دانش و به همه چيز توجه داشت. او اين امر را براى متهمان غير ممکن ساخت که از بيان آنچيزى که آنها در آن دخيل بودند اجتناب نموده و اينکه همه جزئيات را افشاء نمايند. در خلال همه دادگاه دادستان Vysjinskij با متهمان برخورد صحيحى داشت. او ماموريت خود را بعنوان يک دادستان به نحوى مثال زدنى انجام داد و نتايج درستى را از گفته هاى متهمان استنتاج نمود. او دفاعيات خود را با اين بيانيه مشهور که بارها در نشريات سرمايه دارى جعل شده است تمام کرد: "در سراسر کشور٬ جوان و پير٬ منتظرند و يک چيز را ميخواهند: خائنان و جاسوسانى که در حال داد و ستد با ميهن مادرى خود بودند ٬ بايد مانند سگهاى خائن تيرباران بشوند!"١٢٦ دادگاه هجده تن از متهمان را به اشد مجازات – اعدام و مصادره کليه اموال شخصى آنها - محکوم نمود: بوخارين٬ ريکف٬ ياگودا٬ Krestinskij٬ Rosengolz٬ ايوانف٬ چرنف٬ گرينکو Selenskij٬ ايکراموف٬ Chodsjajev٬ ماکسيموف – Dikovskij و Krjutjkov). سه نفر باقيمانده به زندان و از دست دادن حقوق مدنى خود پنج سال پس از دوران محکوميتشان در زندان بعلاوه مصادره اموال عموميشان محکوم شدند. (پلتنف ٢٥ سال٬ Rakovskij ٢۰ سال و بسانف ١٥ سال).
وطن فروشان روسى قهرمانان سرمايه دارى هستند پس از مطالعه پروتکل دادگاه به آسانى ميتوان فهميد که اين تنها نتيجه منطقى دادگاهها بر عليه خائنان٬ جاسوسان و تبهکاران بود. برخى از نويسنده گان به دليل اينکه آن ١٨ متهم به مرگ محکوم شدند٬ با حکم اعدام مخالفت ميکنند. در حال حاضر مجازات اعدام در جامعه انسانى منسوخ شده است. اما براى ٦۰ سال پيش اجراى حکم اعدام عاديترتن مجازاتى بود که بر عليه خيانت به وطن در سراسر جهان اعمال ميشد. اما در اين رابطه مجازات اعدام آن مسئله اى نيست که جعل کننده گان تاريخ در حقيقت قصد برجسته نمودن آنرا دارند٬ بلکه اين فقط بهانه ايست براى اينکه توده ها را جهت محکوم نمودن دادگاههاى دهه هاى ١٩٣۰ برانگيزند. در واقع هدف از انتقاد به اتحاد جماهير شوروى نشان دادن اينست که دادگاهها نمايش خنده دارى بودند٬ اينکه هدف دادگاهها فقط اين بود که مخالفان دولت را از ميان بردارد٬ مخالفانى که بر اساس اظهارات منتقدان٬ مجموعه اى از متفکران٬ فليسوفان٬ شاعران٬ اصلاح طلبان غيرو غيرو٬ را تشکيل ميدادند. اين است آنچيزى که Ahlmark٬ Skotte و Englund در کتابها و نشريات خود مينويسند. اما قهرمانان اين جعل کننده گان تاريخ تبهکارانى هستند از بدترن نوع آن٬ تبهکارانى که جهت بدست گيرى قدرت در اتحاد جماهير شوروى با آلمان نازى و ژاپن نازى متحد شدند. اينها متحدان نازيها و فاشيستها هستند که Ahlmark٬ Skotte و Englund از آنها قهرمانانى ميسازند و ميخواهند بعنوان الگويى به کودکان مدارس سوئدى معرفى نمايند. آنها جانيانى هستند که ماکسيم گورکى و کيروف را به قتل رساندند٬ مردمى از همان دست که اولف پالمه را ترور کردند. آنها مردمى هستند که جهت متوقف نمودن انقلاب فرهنگى و غير ممکن نمودن تهيه کتاب براى کودکان دبستانى٬ به راههاى عرضه کاغذ به کشور آسيب وارد آوردند. آنها خرابکارانى هستند که کارخانجات٬ معادن و قطارهها را منفجر نمودند و بدون اينکه ترديدى بدل راه دهند هزاران کارگر را به قتل رساندند٬ کسانى که ميخ و شيشه در کره که گلو و شکم مردم را پاره کرد مخلوط نمودند٬ کسانى که آفت گاوى را منتشر کردند که دهها هزار اسب و حيوانات خانگى را قربانى خود نمود. آنها وطن فروشان روسى و همکاران نازيها٬ الگوى رسانه هاى خبرى سرمايه دارى و قهرمانان دست راستيهاى سوئدى هستند.
سفارت سوئد در مورد دادگاه خيانت بوخارين- ريکف رفتار و توصيف خير انديشانه اى که سرمايه دارى کنونى نسبت به محکومان مسکو در مارس ١٩٣٨ نشان ميدهد هيچ وجه مشترکى با گزارشات ارسالى سفارت سوئد در مسکو به وزارت امور خارجه در آنزمان ندارد. و سپس ما نبايد فراموش کنيم که وزارت امور خارجه و سفارت سوئد همواره از افرادى دست راستى٬ مردمى از قشر بالاى سرمايه دارى جامعه سوئد٬ تشکيل ميشوند. کارکنان سفات بوسيله نامه به وزارت امور خارجه سوئد اطلاع دادند که آن متهمان در واقع در توطئه اى جهت سرنگون نمودن دولت براى بدست گيرى قدرت شرکت نموده بودند.
سفارت سوئد "دادگاه اخير ترتسکى چه چيزى را نشان داده است مسکو ٣۰ مارس ١٩٣٨ محرمانه
به جناب آقاى وزير امور خارجه در مورد موضوعات خارجى. در دادگاه اخيرا به پايان رسيده بر عليه "بلوک دست راستيها و ترتسکيستها" اينکه متهمان تا چه ميزانى به جرائمى که به آن متهم شده اند٬ هرگز بصورتى کامل هرگز بررسى نشده است. اگر شنيدن حقيقت در جهان دشوار باشد پس اين امر بخصوص در روسيه صدق مينمايد٬ جايى که واقعيتها همواره تبديل به يک پرنده زيبا شده و اگر در اساس روزى ظاهر شوند٬ زير پا لگد مال ميشوند. در خلال بحثى مبتنى بر واقعيات که در ميان محافل حاضر در اينجاه جريان دارد٬ به نظر ميايد که نظرى در جهت قطعى ظاهر شده است. پس از مطالعه اتهامات بر عليه ٢١ تن از انقلابيون کهنه کار بسيارى ناگزيز به اقرار اين امر شدند که اتهامات٬ به رغم نامحتمل بودن و تناقضات مطالب در بسيارى از موارد٬ هنوز تا ميزانى حاوى هسته اى از حقايق قابل توجه اى هستند٬ حقايقى که نشان ميدهند که آن به تازگى محکوم شده گان٬ تهيج شده بوسيله خواستى نيرومند بر آن شدند که در جهت به واقعيت مبدل نمودن اهداف خويش قدمهاى اوليه را برداشته و در اولين فرصت اقليت در قدرت را نابود سازند."١٢٧ سفير جوزف ديويس در مورد دادگاه بوخارين - ريکف جوزف ديويس سفير آنزمان آمريکا فرديست که هر روز در سالن دادگاه حاضر بود. به نمايندگى از جانب دولت او ماموريت داشت که با تمام فرايند دادگاه آشنا بشود و در مورد شرايط متهمان حول و اعتبار دادگاهها گزارشى ارسال نمايد. ما از کتاب او "ماموريت در مسکو" نقل قول مياوريم. اولين نقل قول از نامه ديويس در ٨ مارس ١٩٣٨ به دخترش Emlen ميباشد که قبلا با خانواده خود در مسکو زندگى کرده بود و آنزمان در آمريکا زندگى ميکرد. "دادگاه خيانت بوخارين ٨ مارس ١٩٣٨ Emlen عزيز هفته گذشته را من هر روز در دادگاه خيانت بوخارين گذراندم. تو البته در نشريات در مورد آنها خوانده اى. اين يک داستان وحشتناک است. اين مسئله به اين دليل که آن مسائل قديمى را دوباره به روز ميکند٬ مسائلى از قبيل اعتبار شهادتها و دشواريهاى غربال کردن گندم از کاه – حقيقت از دروغ – امرى که من خودم بارها در خلال اين دادگاهها با آن سر و کار داشته ام٬ مرا از نظر فکرى علاقمند نموده است. کليه آن نقاط ضعف اساسى و نقائص در طبعيت انسان – خودخواهى در بدترين شکل خود٬ در خلال مذاکرات امروز ظاهر ميشود. آنها رئوس توطئه هايى را که نزديک بود اين دولت را سرنگون سازد افشاء نمودند. شهادتها نشان ميدهند که چه اتقاقى در بهار و تابستان سال گذشته رخ داد و ما آنزمان نتوانستيم آنرا بفهميم. تو به ياد دارى که افرادى به دفتر آمدند و در مورد جنبشى غير معمولى در اطراف کاخ کرملين گفتند: درها بر روى عموم بسته شدند و نگهبانان تغيير داده شدند. همانطور که تو بياد دارى٬ گفته شد که هنگ نگهبانان جديد تقريبا بصورتى کامل از ميان افرادى از زادگاه استالين٬ قفقاز٬ دستچين شده بودند. به نظر ميايد که شهادتهاى شگفت انگيز ارائه شده توسط بوخارين٬ Krestinskij و ديگران به توطئه اى اشاره ميکند که از آغاز نوامبر ١٩٣٦ وجود داشته است٬ توطئه اى برنامه ريزى شده که قرار بود بر اساس آن در ماه مى آينده کودتايى دولتى را تحت رهبرى Tuchatjevskij راه اندازى کنند. اما دولت بسرعت و در کمال قدرت دخالت نمود. ژنرالهاى سرخ اعدام شدند وسازمان حزبى از بنيان پاکسازى شد. به اين ترتيب کاشف به عمل آمد که بخشى از ميان خوده رهبران مبتلا شده بودند و با طرحهايى سر و کار داشتند که هدفش سرنگونى دولت بود و در واقع با سازمان جاسوسى آلمان و ژاپن همکارى ميکردند."١٣۰
نامه به وزارت امور خارجه آمريکا اين چنين مينويسد وکيلى با تجربه از غرب در مورد دادگاه بوخارين. اکنون اجازه بدهيد از نامه ارسالى و محرمانه سفير ديويس٬ شماره ١۰٣٩ از مارس ١٩٣٨ ٬ به رئيس خود وزارت امور خارجه آمريکا نقل قول بنماييم. "عليرغم نگرانيهايى که ميتواند بر عليه يک سيستم قضايى که اعترافات را بعنوان سند پذيرفته و متهمان را در عمل بدون محافظ رها ميکند٬ وجود داشته باشد٬ من با اينحال پس از مشاهدات روزمره از متهمان٬ شيوه رفتار٬ تاييدات ناآگاهانه در گفته هاى آنها و ديگر جزئيات مورد علاقه حقوقى در دادگاه٬ اينچنين نتيجه گرفته ام که آن متهمان سياسى در انجام جرائمى که به آنها متهم شده اند دخيل بوده اند٬ جرائمى که بر خلاف قوانين اتحاد جماهير شوروى بود و بايد بر اساس اساسنامه جنايى اتحاد جماهير شوروى مجازات شوند. سياستمدارانى که اغلب بصورتى منظم در دادگاهها حاضر بودند٬ بطور کلى٬ همان استنباطى را دارند که دادستان اثبات نموده است٬ استنباطى که بر اساس آن اپوزيسونى نيرومند و توطئه اى بسيار جدى وجود داشته است. امرى که براى اين سياستمداران بسيارى از نکات تا بحال مبهم را در جريان توسعه شش ماهه اخير در اتحاد جماهير شوروى توضيح ميدهد. تنها اختلاف بر سر اين است که تا چه ميزانى آن متهمان دخيل هستند و تا چه حد توطئه ها متمرکز بوده اند"١٣١ نازيها اروپا را اشغال ميکنند سفير جوزف ديويس دامنه جرائم متهمان را فهميد٬ نتايجى که ميتوانستند بصورتى فوق العاده اى وحشتناک باشند. نيروهاى نظامى نازيها در حقيقت در اروپا پيشروى نمودند و در جريان برگزارى دادگاهها در ١١ مارس ١٩٣٨ اطريش را به اشغال خود در آوردند. بزودى قرار بود که نوبت چکسلواکى بشود٬ سپس لهستان و بعد تمام اروپا. و در اتحاد جماهير شوروى٬ که آلمان نازى به جهان سرمايه دارى وعده نابودى آنرا داده بود٬ که در اساس هدف اصلى نازيها بود٬ گروهى از سياستمداران ارشد وجود داشتند که که با نازيها با هدف ترور حکومت فعلى و متلاشى نمودن کشور بعلاوه تقسيم آن ميان خود و آلمان نازى همکارى مينمودند! اتحاد جماهير شوروى و برخورد صحيح استالين فاجعه پيش رو براى اتحاد جماهير شوروى سوسياليستى و مردم اسلاو را متوقف نمود. تهديد هيتلر در مورد انقراض مردم اسلاو فقط سخنى پوچ و توخالى نبود. توجه داشته باشيد که در خلال بيش از سه سال جنگ و اشغال اوکراين٬ روسيه سفيد و ديگر مناطق واقع در غرب اتحاد جماهير شوروى نيروهاى نظامى نازيها بيش از ٢٥ ميليون نفر از مردم را کشتند! پاکسازى خائنان از اهميت بسيار زيادى براى ادامه حيات اتحاد جماهير شوروى و پيروزى در جنگ جهانى دوم برخودار بود. در ادامه اين براى ريشه کن نمودن نازيها و توانايى جهان جهت بهره بردن از آزادى و دمکراسى که ما در حال حاضر از آن بهره منديم تعيين کننده بود. اگر نازيها اتحاد جماهير شوروى را شکست داده بودند ميتوانستند همه جهان را به تسخير خود درآورند. اما اين تنها ما کمونيستها نيستيم که اين را درک کرده و آشکارا اعلام مينماييم. حتى سرمايه داران شريف و درستکار نيز در اين مورد در همان سنگرى پناه ميگيرند که ما خودمان گرفته بوديم.
ادامه دارد
[115] Ibid, s 164. [116] Ibid, s 183. [117] Ibid, s 188. [118] Ibid, s 93. [119] Ibid, s 94. [120] Ibid, s 95. [121] Ibid, s 97. [122] Ibid, s 98. [123] Ibid, s 99. [124] Ibid, s 253. Ibid, s 368. [126] Ibid, s 335 ١٢٧- مکاتبات ميان سفارت سوئد در مسکو و وزارت امور خارجه سوئد در استکهلمم. بايگانى دولتى٬ استکهلم [128] Ibid. [129]Ibid. [130] Davies 1942, s 205. [131] Ibid, s 207.
Comments
 |