امروز: جمعه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۱
 
  پنل گروهها / امکانات
 
م . راد: در گذشت رهبر کره شمالی کيم يونگ ايل PDF چاپ نامه الکترونیک

کیم جونگ ایل، رهبر کره شمالی

امروز صبح خبر گزاری کره شمالی اعلام کرد کيم يونگ ايل رهبر کره شمالی روز شنبه 17 دسامبر ساعت 8.30 صبح در سن 69 سالی هنگام مسافرت با قطار برای بازرسی تاسيسات صنعتی کشاورزی در قطار درگذشته است .در گذشت رهبر کره شمالی در صدر اخبار و گزارشات جهانی قرار گرفت و گمانه زنيها در مورد آينده کره شمالی با ويژه گيهايی که کشورهای غربی در پخش اخبار و گزازشات دارند باز هم آغاز شد .
کيم در 16 فوريه 1942 متولد شد و در سال 1960 تحصيلات دانشگاهی خود را در رشته اقتصاد و سياست در دانشگاه معروف کيم ايل سونگ پيونگ يانگ شروع کرد و در سال 1964 بعضويت حزب کارگران کره در آمد برای عضويت در حزب کارگران کره بايد مراحل بسيار سختی از جمله شرکت فعال در کار توليدی در واحدهای توليدی ، تعاونی های صنعتی کشاورزی و زندگی همانند طبقات زحمتکش را حداقل دوسال تجربه وپشت سر گذاشت.
کيم درسال 1973بعضويت کميته رهبری حزب پيونگ يانگ و يک سال بعد بعلت پی گيری در کار حزبی و مطالعات عملی وتئوريکی سوسياليستی بعضويت کميته مرکزی حزب در آمد . کيم بعداز سالها فعاليت مستمر و پيگير بعضويت دفتر سياسی حزب کارگران کره انتخاب شد و کمی ديرتر بعضويت کميسيون نظامی مرکزی کره شمالی در آمد.
کيم يونگ ايل در سال 1982 بعنوان معاون اول مجلس خلق کره انتخاب شد و درسال 1993 بعداز سه بار در يافت عالی ترين نشان کشور بدرجه مارشالی ارتقاء و مسئوليت کميته نظامی کشور را بعهده گرفت . کيم در 8 اکتبر 1997 به رهبری حزب کارگران جمهوری خلق کره انتخاب شد که تا در گذشت وی رهبری اين مسئوليت را با همکاری تيمی پی گيری ميکرد.
کره در سال 1905 بر طبق توافقی که با پادشاه بسيار ضعيف اين کشور با ژاپن انعقاد يافت زير نظارت قدرت تازه بدوران رسيده جنوب شرقی آسيا ژاپن قرار گرفت و عملا بخشی از خاک ژاپن شد کره در سال 1910 رسما بعنوان بخشی از خاک ژاپن به اين کشور الحاق شد که تا پايان جنگ جهانی دوم و شکست ژاپن در جنگ تا سال 1945 ادامه داشت .سرزمينی که ژاپن بتصرف و الحاق آن دست زده بود سه برابر وسعت فعلی دوکره بود که شامل بخش کره ای های چين و روسيه و بخش بزرگی از خاک چين و روسيه در منچوری بود .
کره شمالی 123000 کيلومتر مربع وسعت و جمعيت آن در حدود 25 مليون نفر است که با دو کشور قدرتمند روسيه ، چين و کره جنوبی هم مرز است حکومت کره شمالی تحت عنوان جمهوری دمکراتيک خلق درسال 1948پايه گزاری شد .
از همان روزهای اول قرارداد ژاپن با کره ضعيف مقاومت برعليه آن آغاز شد ولی بيشتر جنبه مبارزه و گريز را در پی داشت چون ارتش ژاپن قرون وسطايی عمل ميکرد اگر در دهکده ای يکی از سربازان و يا مامور دولتی کشته ميشدند تمامی مردم ده قتل عام ميشدند از سال 1919 درست دوسال بعداز انقلاب اکتبر کيم ايل سونگ با در س آموزی از شيوه مبارزاتی بلشويکها اولين گروهای پارتيزانی را در شمال کشور و در مرزهای شوروی بنيان گزارد و شيوه مبارزه را با حمله به مراکز قدرت ژاپن متمرکز کرده تا بمردم آسيب کمتری وارد آيد.
چريکهای کره ای با پيروزی انقلاب اکتبر مسلح به ايدئولوژی نوينی شده بودند که با دفاع از منافع کشاورزان و پشتيبانی از اصلاحات ارضی در بين آنها بسرعت توانستند نيروی بزرگی را بسيج کنند وبه مبارزه ادامه دهند. کودتای چيانکايچک در چين و همکاری اين کشور با ژاپن کار مبارزه را بسيار سخت تر کرد مخصوصا که از سالهای 1927 شروع به ضميمه کردن خاک چين بخود کرده بود . با سرکوب شدن کمونيستهای چينی از طرف دولت نظامی چين همکاری چريکهای چينی با مبارزان کره ای افزايش يافت و قدرت مانور آنها را صد چندان کرد تا جايی که چريکهای کره ای قادر بودند مراکز فرماندهی ارتش ژاپن را تا دور دستها حتی تا جنوبی ترين بخش آن مورد حمله قرار دهند .
اين تاکتيک جنگی نيروهای مقاومت کره عملا ارتش ژاپن را در مناطق کره ای نشين فلج کرده بود . ارتش ژاپن تصيميم گرفت تا عقب گاه اين مقاومت را مورد حمله قرار دهد در نتيجه در صدد بر آمد تا مغولستان داخلی که جزيی از خاک چين بود اشغال کند که چنين هم کرد ولی در عرض سه ماه توسط ارتش سرخ شوروی و کمونيستهای چينی و کره ای درهم شکسته شد و با بجا گذاشتن ابزار و ادوات جنگی فراوان مجبور بعقب نشينی شد .
کيم ايل سونگ از موقعيت بدست آمده بخوبی استفاده کرد و توانست بخشهای بزرگی از شمال کره را از وجود ارتش ژاپن پاکسازی کند و در مرز چين و کره هم نيروهای مقاومت چين ارتش ژاپن را در تنگنا گذاشته در نتيجه مقاومت ادامه يافت تا ارتش ژاپن در جنگ جهانی دوم تسليم شد .
کره در سال 1945 سازمان رهبری کننده مبارزه را بعنوان حزب کارگران کره علنا اعلام کرد و در پی آن جمهوری دمکراتيک کره در 9.9.1948 يک سال قبل از تاسيس جمهوری خلق چين بنيان گزاری شد . آمريکا که ژآپن را اشغال کرده بود تصميم گرفت بکمک ارتش مستقر در بخش جنوبی کره و با استفاده از سلاحهای شيميايی و ميکربی ژاپن بخش شمال را دوباره پس بگيرد امريکا قبلا تلاش کرده بود تا از طريق شوروی اين مسئله را با تبانی حل کند حتی برای اين منظور از سالهای 1945 تا 1949 بخشهای عظيمی از خاک چين رابشدت بمباران کرده تا در اين حملات تا حد امکان تاسياست باقی مانده از جنگ با ژاپن را نابود کند با وجود اين فشار بيسابقه قادر نشد مناطق آزاد شده کره شمالی را پس بگيرد .
آمريکا بالاخره در سال 1950 تصميم گرفت با تما قدرت واز همه طرف به کره شمالی حمله کند کره شمالی از دوطرف بدريا و از طريق شمال به روسيه و از غرب همسايه چين و از جنوب هم کره جنوبی راه دارد آمريکا مثل هميشه با آتـش انبوه هوايی حمله را آغاز کرد و سپس با نيروهای توپخانه و پياده نظام مناطق کره شمالی و مرزهای چين را مورد حمله قرار داد که با مقاومت چين و کره شمالی مواجه شد و با دادن تلفات سنگين و ده هاهزار زخمی با وجود تهديد به حمله اتمی مجبور شد شرايط نه جنگ و نه صلح را بپذيرد. آمريکا کره را عملا بدونصف تقسيم کرده و ديوار بتونی هشت متر ارتفاع با تمام امکانات نظامی بين دوکره ايجاد کرده ضمن آنکه در زير زمين هم بيش از اين مقدار ديوار بتونی ساخته است که ديوار برلين آلمان شرقی در مقابل آن يک بازيچه است .
آمريکا با حمله به کره شمالی درحول و حوش مرزهای چين تلاش کرد تا منابع طبيعی اين منطقه را نابود تا امکان استفاده از آنها در آينده وجود نداشته باشد مشکلی که امروزه کره شمالی با آن مواجه است همين تخريب طبيعت اين کشور و عدم امکان بهره برداری از آن است در واقع سرزمينهای مسطح با رودخانه های با شيب ملايم در بخش کره جنوبی و مناطق کوهستانی و صعب العبور در بخش شمال کشور قرار دارند که برای استفاده از آن نياز به تامين مالی فراوان است . آمريکا بهمراه ارتش باقی مانده فاشيستهای ژاپن و کره ای های طرفدار آنها که در ارتش ژاپن ادغام شده بودند نزديک به سه مليون نفر از جمله 900000 چينی را قتل عام کردند . مناطق تاريخی کره که سابقه تاريخی بيش ازشش هزار ساله دارد عمدتا در شمال کشور از جمله پيونگ يانگ قرار داشتند که با خاک يکسان شدند.
کره شمالی همانند چين و اتحاد شوروی در جنگ جهانی دوم آسيبهای فراوانی ديد که باز سازی آنها کار آسانی نبود ولی تجربه آنها در دوران مقاومت بر عليه ژاپن و آمريکا و حکومتهای پوشالی وابسته اين دوکشور به آنها آموخت که بايد با همت خود و تنها با تکيه به نيروی کشوررا دوباره بسازند و اين باز سازی ادامه داشت که اتحاد شوروی پاشيد و در سال 1991 يلسين تمامی روابط اقتصادی خود با کره شمالی را بهم زد در واقع ديگر توان ادامه آنرا نداشت . نه چينيها و نه کره شمالی انتظار پاشيدگی شوروی و اروپای شرقی را با اين سرعت نداشتند در نتيجه کره شمالی بيشترين آسيب را ديد چون حتی از منابع انرژی محروم شده بود .
کيم ايل سونگ پدر مقاومت کره که با شعارخدمت بخلق کار باز سازی را آغاز کرده بود و تا حد زيادی هم موفق به اين کار شده بود با توجه به دو قدرت هم پيمان چين و شوروی بودجه نظامی کشور را بحد اقل رسانده بود ولی فروپاشی شوروی نه تنها کره بلکه تماميت چين را نيز بخطر انداخته بود . کيم يونگ ايل رهبر جوان کره شمالی که تازه رهبری کشور را بعهده گرفته بود در شرايط بسيار دشوار تاريخی قرارگرفت ومی بايست اقدامی بر اساس شرايط کره ووضعيت موجود صورت گيرد تا دست آوردهای کره از بين نرود و امنيت ملی کشور تضمين شود.
کيم يونگ ايل با ارزيابی از توازن نيروها که در چند مقاله بسيار علمی آنها را تئوريزه کرده بود رهبران و کادرهای حزبی را با بحث های همه جانبه و گسترده و در تمام سطوح قانع کرد که الويت امنيت ملی کشور و تقويت نيروی نظامی برای حفظ دست آوردهای انقلاب است . کيم ارتش و تمامی کادرهای حزبی را بسيج کرد تا در درجه اول مشکل موادغذايی کشور را حل و همزمان به مدرن کردن ارتش بپردازند که بتدريج نتايج آن آشکار شد و مسئله آب و برق و تامين انرژی برای بازتوليد در کشور حل شد. هرچقدر تهديد خارجی افزايش يافت کره شمالی بيشتر خودرا مسلح کرد تا جايی که برای تضمين امنيت ملی ارتش قدرتمند کره به بمب اتمی و بمب هيدروژنی مسلح و نيروهای ارتش از مدرنترين سيستمهای دفاعی حتی در فضا بر خوردار شدند و کره شمال موفق به فرستادن ساتليت و موشک فضايی حتی قبل از ژاپن و کره جنوبی به کهکشان شد و امروز قادراست بدون تکيه به چين و يا روسيه از خود دفاع کند و به ساختمان سوسياليستی کشور ادامه دهد
درکره شمالی همانند آلمان شرقی سابق همه از تحصيلات مجانی تا پايان دانشگاه ، بيمه درمانی همگانی مجانی ، مسکن ارزان تا حد اکثر 10% در آمد خالص بر خوردارند و دولت و حکومت موظف به تامين کار برای همه افراد قادر بکار است بافت شهرها در کره شمالی بالکل با مدرنيزه شدن تغيير کرده و با طبيعت بسيار زيبايی که کشور کره شمالی دارد اين جلوه ها را صد چندان کرده است . سياست دفاع از امنيت ملی کره شمالی کشورهای چين و روسيه را نيز تشويق به باز نگری در سياستهای دفاعی خود کرده است . مانورهای پی در پی اتمی و غير اتمی آمريکا ، ژاپن ، کره جنوبی واستراليا دردريای چين و نزديک مرزهای کره شمالی تا کنون خللی در ثبات و امنيت اين کشور ايجاد نکرده است .
کيم يونگ ايل دوبار در طول حيات خود موفق شد دو رئيس جمهور کره جنوبی را در پيونگ يانگ پايتخت کره شمالی ملاقات کند و از آنها بخواهد که با اتحاد دوکشور بر اساس سيستم يک کشور با دوسيستم زمينه تدريجی اتحاد دوکره فراهم شود ولی آمريکا و ژآپن با اين اتحاد موافق نبوده و هنوز هم نيستند چه ميدانند که اتحاد دوکره بمعنی سقوط ژاپن و بر تری کره ای ها در عرصه سياسی ، اقتصادی و نظامی خواهد بود و آمريکا هم صد البته خواهان يک کره قدرتمند و مستقل در جنوب شرقی آسيا نيستند.
در15 ژوئن 2000 کيم د يونگ (Kim Dae-Jung) رئيس جمهور وقت کره جنوبی در ميان استقبال با شکوه مردم پيونگ يانگ وارد اين کشور شد و با رژِم کره شمالی برای اتحاد بتوافق رسيدند تا طی ده سال اين اتحاد را عملی کنند حتی در المپيک 2002 با پرچم سفيد با نقشه کامل کره ورزشکاران دوکشور وارد ميدان شدند . از آنجا که در سرزمين کره آفتاب هميشه درخشان است اين توافق را توافق آفتاب درخشان نامگزاری کردند . اين ديد و بازديدها در اکتبر 2007 توسط رئيس جمهور وقت کره جنوبی (Roh Moon - Hyum) رو مون هيوم تکرار شد و روابط دولتيان و مردم دوکشور تقريبا بحالت عادی باز گشت و قرار شد تا سال 2012 که صدمين سال تولد رهبر فقيد کره کيم ايل سونگ است درهای کره شمالی باز شود.
محافظه کاران کره با حمايت کامل آمريکا و ژآپن يک راست ارتجاعی بنام (Lee Myung-Bak) می ميونگ باک طرفدار سياست های نئوليبرال را رئيس جمهور کره کردند که در 23 ماه مه 2009 رو مون هيوم رئيس جمهور قبلی را در سئول بقتل رساند و اعلام کرد که خودکشی کرده است و پرونده اتحاد دوکره را حد اقل تا به امروز مسدود کرده است . ولی تصميم کره شمالی برای باز کردن کره برروی جهان در سال 2012 همزمان با سالرزو تولد کيم ايل سونگ بنيانگزار جمهوری خلق کره عملی خواهد شد . سيستم کره شمالی دمکراسی توده ای است که مالکيت اجتماعی در آن در اولويت قرار دارد و هدف ساختمان سوسياليستی است که بر اساس برابری و رفاه عمومی و امنيت اجتماعی استوار است . کره شمالی کشوريست مستقل ، آباد و آزاد و بزرگترين پشتيبان کشورهای جهان سوم که همه امکانات خودرا در اختيار آنها قرار ميدهد و در مجامع بين المللی همراه و همگام با آنها عمل ميکند کره شمالی به فرهنگ و آدب و سنن و نوع حکومتهای آنها احترام ميگزارد و در امور داخلی آنها بهيچ وجه دخالت نميکند.
کره شمالی بتمام معنی يک کشور با تفکرات انتر ناسيوناليستی است تا جايی تقريبا تمامی سازمانهای مترقی و انقلابی جهان از تمام قاره ها از جمله ياسرعرفات ، دکتر سوکارنو ، رابرت موگابه ، رهبران مبارز آفريقايی ، نوردين سيهانوک رهبر کامبوج در زمان کودتای آمريکا در کامبوج و اشغال اين کشور توسط ويتنام مرکزشان پيونگ يانگ بوده است. در تمام دوران جنگ جنوب شرقی آسيا (ويتنام ، کامبوج و لائوس) اين مردان و زنان کره شمالی بودند که برايشان تونل زير زمينی درست ميکردند و تدارکات پشت جبهه را بعهده داشتند اين تجربه ای بود که در جنگ با فاشيسم ژاپن آموخته بودند . بجرات ميشود گفت کره شمالی يکی از مسئول ترين حکومتهای جهان است اين کشور با وجود داشتن تکنيک هسته ای و نياز به ارزمعتبر خارجی که هرکشوری به آن احتياج دارد بتمامی درخواستهای کشورها برای انتقال تکنيک اتمی جواب منفی داده و پرنسيبهای انسانی را رعايت کرده است و بر اين اعتقاد است که نبايد در مناطق بحرانی سلاحهای مخرب منتقل کرد سياست نظامی حکومت مردمی کره شمالی صرفا دفاعی است اين سياست تا کنون توانسته است مانع از هجوم امپرياليستها به اين کشور شود .
بسهم خودم از آنجا که بيش از سی سال مراحل تکامل اين کشور و ديگر کشورهای سوسياليستی را دنبال ميکنم عميقا به خلق کره و به رهبران اين کشور و بهمه مردم زحمتکش جهان تسليت ميگويم از دست دادن کيم يونگ ايل از دست دادن يک مبارز پيگير و يک دوست خلقهای جهان و ضايعه بزرگ است . تمامی رهبران چين و دولت چين کيم را رهبری بر جسته ودر خدمت خلق کره که خدمات بر جسته ای به کشور کرده است قلمداد کردند بهمين ترتيب رهبران روسيه و .... . تجربه جمهوری خلق کره بخشی از تلاش نيروهای سوسياليستی جهان است که توانسته است در برابر نيروهای هار امپريالسم دوام آورد و با دست آوردهای خود پشتيبانی اکثريت توده های اين کشور را بدست آورد کره نشان داد که ميشود يک کشور کوچک هم خودرا بسازد و هم در برابر تجاوز ، تحريم اقتصادی و دخالت خارجی مقاومت کند و سر پا بايستد کره اين کشور کوچک و سوسياليستی اميد مرا بعنوان يک انسان آزاد که به انسانيت اعتقاد عميق دارد به آينده بشريت در مسير سوسياليسم معتقد تر راسخ تر و مطمئن تر کرده است .
م . راد (20.12.2011)
این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید

Comments (9)

Subscribe to this comment's feed
...
0
من هم مرگ این ولیعد آل کیم را برای م.راد تسلیت و جانیشنی و ولیعهدش را به آقای م.راد شادباش می گویم. افرین بر این مبارز و مبارزانی که در زندهگی شان، فرزند و جگر کوشه خود را برای رهبری،بعد از خود به مردم تحمیل می کنند تا نظام دستپاچه نشود.باید رهبری از این گل های سر سبد باشد و پیروی بی چون چرا از مردم رنج دیده! زنده باد خود و خاندانم!

پیروز باشید!
زنده بادو....
زنده باد خودم و... , دسامبر 20, 2011
...
0
آقاى زنده باد خودم
اميدوارم که چشمهاى بينا داشتى و ميديدى که مردم کره چگونه گريه ميکردند. اين گريه ها عکس خمينى در آسمان نبود٬ واقعى بود. به اخبار رسانه هاى خبرى امپرياليستى گوش کن. آنها نيز ميگفتند که گريه ها واقعى بود. مردم او را ميپرستيدند. حالا مشکل شما چى هست و از چه ناراحتى من نميفهمم!!!!
ولى , دسامبر 20, 2011
...
0
این یک رپورتاژ آگهی است
ali , دسامبر 20, 2011
...
0
به نظر من اهمیت این مقاله اقای راد صرفا در این نیست که در مدح یک دیکتاتور نوشته شده که تسمه از گرده کارگران در کره شمالی کشیده و بلایی بسر انان اورده که مجبورند از ترس به آن وضعیت رقت بار ادای گریه کردن در اورند. کره شمالی را حتی وسایل ارتباط جمعی غرب نیز به اسم کمونیسم نمی خواند و از آن بعنوان تیرانی یا سلطنت و غیره نام میبرد. اما مواضع اقای راد از این لحاظ اهمیت دارد که چکونه به اسم چپ و کمونیسم ، طرفداران استالین به توجیه نفرت اورترین شکل ناسیونالیسم برای بازسازی یک سرمایه داری دولتی دست زدند. مقالات و مواضع اقای راد را در رابطه با مسایل خاورمیانه ، تهدیدات جنگی علیه ایران و غیره با همدیگر بخوانید. این مواضع جناح چپ جنبش ملی اسلامی در ایران است که سالهای طولانی به اسم کمونیسم در ایران برای بازسازی سرمایه و سیستم سرمایه داری بدترین نوع ناسیونالیسم را به اسم کمونیسم رنگ میزد و می فروخت. این مقاله را باید در کنار دیگر مواضع چپ "ضد امپریالیسم" خواند تا روشن شود که اینها از جه نوع ارتجاعی دفاع می کنند و مبلغ جه نوع سیستمی به اسم کمونیسم و چپ هستند. بی جهت نیست که با فحاشی و فرهنگ کیم جونگ ایلی و بسیجی به حمله به کمونیستها می پردازند. اینها دشمنان خود را بخوبی می دانند. دغدغه اینها نه وضعیت طبقه کارگر است و نه زندگی مردم، بیشتر برایشان مبارزه با رقبای "خارجی" است برای اینکه بتوانند خود سرمایه داران وطنی شوند. تضادشان با "امپریالیسم" از همان نوع تضاد خمینی با غرب است. اینها امپریالیسم را نه بعنوان یک سیستم سرمایه د ارانه که تسمه از گرده کارگر می کشد بلکه یک سیستم خارجی می دانند که منابعی را که میتواند در اختیار اینها باشد از دستشان در اورده است. بی جهت نیست با جمهوری اسلامی علیه امپریالیسمند. با جمهوری اسلامی علیه عراقند. از حزب الله دفاع می کنند. انقلابات خاورمیانه را دسیسه غرب می دانند و غیره. اینها ربطی نه به کارگر دارند نه به مردم. اینها بخشی از مافیای سرمایه هستند. بخش مغلوب ان که تلاششان این است که با سوار شدن بر گرده کارگران و با تکیه بر دست راستی ترین شعارهای ناسیونالیستی به قدرت دست پیدا کنند. در این رابطه توصیه می کنم این مقاله م.راد را در کنار بقیه مقالات ایشان بخوانید تا بیشتر با مقوله جناح چپ جنبش ملی اسلامی در ایران آشنا شوید. برای آشنایی با جهنمی که این لیدر در کره برای طبقه کارگر ان بوجود اورده است ویدیوی زیر را نگاه کنید که در 5 قسمت است:

www.youtube.com/watch?v=QQXfMMHV8FM

در این ویدیو با گوشه هایی از بهداشت مجانی در این کشور آشنا میشوید. بقیه را خود می توانید در گزارشات مختلفی که منتشر می شود دنبال کنید. البته مثل همیشه این اقایان این گزارشات را تبلیغات غرب می دانند. اما همانطور که از طریق همین گزارشات خواننده و بیننده می تواند وقایع دنیا را دنبال کند بخوبی هم قادر است وضعیت جهنمی به اسم کره شمالی را تحت حاکمیت سیستم استالینیستی و سلطنتی این خانواده مشاهده کند.
جنبش شکست نخوردگان , دسامبر 20, 2011
...
0
اين جديد بود. شکست نخوردگان ميگه خمينى با امپريالتستها تضاد داره. به به چشممون روشن جننبش٬ از کى تا حالا اينطورى فکر ميکنى. من که يادم نمياد که تو فبلا اينو گفته باشى٬ چشم حکمت روشن.
Mohamad , دسامبر 20, 2011
...
0
ختاب به جمبش شکست نخوردگان.

آیا تحریم همه جانبه بیش از 60 سال یک کشور کوچکی که بیش از 3 ملیون شهروندش را باقصاوت تمام، ، به قتل رسانده و زمینهای حاصل خیز آنرا با بمباران شمیائی امپریالیستهای بشر دوست شماآلوده کرده اند، و تا کنون در حال محاصره و تحریم کامل قرار دارد؟ آیا میتواند بهداشت و خدمات درمانی و رفاهی لازم و کافی یا کار مناسب در اختیار همه شهروندانش قرار دهد؟ آیا کشوریکه توسط مدرن ترین ارتشهای جنگی آماده حمله با دبوار بتونی به ارتفاع 8 متری و 8 متر هم زیر زمین از زمین و هوا و دریا در محاصره کامل می باشد و هر لحظه ممکن در معرض خطر حمله همه جانبه قرار دارد؟ در مقابل این تهدیدات دائمی میتواند به مسائل عدیده پاسخگوی نیارهای تمامی شهروندانش، مثل کشور دانمارک باشند؟ آیا درمقابل این اجبارها و فشارهای کمر شکن زیر بار هذینه های نظامی در مقابله با دشمن ابرقدرت جهان، کشور کوچک مشخصی با 125000 کیلومتر مربع مساحت و با جمعیتی بالغ بر 25 ملیون نفر جمعیت بجای هذینه کردن این حجم عظیم سرمایه و زمان و نیروی کار دیگر توانی باقی می ماند که صرف کار مفیدی در کشور انجام شود؟ آیا تحریم یک کشور در این ابعاد اعدام جمعی نیست؟ با کمی نفکر انسانی هم میتوان حقیقت را فهمید.نادر جنوب...





نادر جنوب , دسامبر 21, 2011
...
0
نادر جنوب عزيز٬ صحبت از تفکر انسانى کردى. دوست عزيز چه تحفه کميابى. اگر جايى ديدى سلام من را هم برسان. رفيق محترم٬ همين ديروز در خبرى منتشر شده توسط رسانه هاى خبرى کشورى که من در آن زندگى ميکنم٬ آمده بود که٬ که البته همه داستان نيست٬ ميليونها کودک در آمريکا٬ همان کشورى که امثال جنبش شکست نخوردگان آنرا مظهر مدرنتيه ميدانند٬ در فقر کامل بسر ميبرند. در تلويزيون همين کشور نشان داد که چگونه ميليونها انسان در چادرها زندگى ميکنند و آواره اند.
تمام اينها در کشورى که از هيچ نظر منزوى نيست و خطر جنگ تهديديش نميکند و به گفته اى ثروتمندترين کشور دنياست.

دوست عزيز٬ در دانمارک از هر پنج نفر يک نفر با دوربين هاى مخفى کنترل ميشود. و بر اساس همان خبر در حال حاصر دانمارک در جهان از اين لحاظ مفام اول را داراست٬ مقامى در گدشته متعلق به انگلستان بود. و اين در حاليکه دانمارک در کليه جنايات امپرياليستها شرکت دارد.
برای آشنایی با جهنمی بنام آمريکا ویدیوی زیر را نگاه کنید.
http://www.youtube.com/watch?v=HhNLda2IPHk
در این ویدیو با گوشه هایی از جنايات در این کشور آشنا میشوید. بقیه را خود می توانید در گزارشات مختلفی که منتشر می شود دنبال کنید. البته مثل همیشه این اقایان این گزارشات را تبلیغات اسلاميستهاى ملى می دانند. اما همانطور که از طریق همین گزارش خواننده و بیننده می تواند وقایع دنیا را دنبال کند بخوبی هم قادر است وضعیت جهنمی به نام آمريکا را تحت حاکمیت سیستم مدرن و پيشرفته مشاهده کند.
ناصر , دسامبر 21, 2011
...
0
کره شمالی سوسیالیستی نیست!
دوستان را اگر رها کنید به یکباره میگویند کره شمالی کمونیستی است
خواهش میکنم اگر قصد و غرضی ندارید یکبار دیگر کتاب هایتان را بخوانید تعریف سوسیالیزم مارکس را بخوانید و تطبیق دهید با نمونه ی کره شمالی آیا واقعا این نظام دیکتاتوری، سوسیالیستی است؟
کره شمالی چه ارتباطی دارد با نظام تمام کاپیتالیستی جمهوری اسلامی؟ جمهوری اسلامی را میتوانید با عربستان و کشورهای جهان سومی وابسته به امریکا مقایسه کنید
هم نظام کره شمالی باید از بین برود هم سیستم کاپیتالیستی دانمارک و امریکا
اما اگر قرار باشد مثل توفانی ها منفعت طلبانه نگاه کنیم و دنیای کمونیستی را رویا بدانیم، آری من هم موافقم که در دنیا کشورهایی خاص هر چند ضد مردمی وجود داشته باشند که حاکمان دنیارا کمی اذیت کنند
یعنی دنیای چند قطبی
و پیشنهادم به "جنبش شکست نخوردگان" این هست که 99 درصد نظام هایی را بکوب و افشا کن که باعث به وجود امدن کره شمالی ها میشوند و 1 درصد این قربانی هارا دقیقا در این مورد کار شما برعکس شده!
در دنیایی که امپریالیست ها حاکم هستند مسخره نیست استالین و فیدل کاستروها را افشا کنیم؟


مرگ بر جمهوری اسلامی
...
0
در مورد کره شمالی سکوت خواهم کرد تا زمانیکه امریکا ونوکرش نظام خونخوار جمهوری اسلامی در دنیا وجود دارند

Write comment

smaller | bigger

busy
 
 
اعتراض حق شماست !!...........اعتراض حق شماست !!......اعتراض حق شماست !!