پاکسازيها و محاکمات سياسى در حزب کمونيست
نويسنده: Mário Sousa يکى از اعضاى قديمى حزب کمونيست سوئد (م.ل) ٢۰۰١ مترجم: پيام پرتوى بخش پانزدهم
پاکسازيها٬ يا محروميت از حزب کمونيست اتحاد جماهير شوروى٬ و محاکمات سياسى در مسکو در خلال دهه هاى ١٩٣۰ دو مسئله مورد علاقه مبلغان سرمايه داريست. اين مسائل پى در پى در رسانه هاى خبرى سرمايه داران مطرح ميشوند٬ امرى که به توده ها تصويرى کاملا دروغين را از پاکسازيها٬ محاکمات سياسى و اتحاد جماهير شوروى آنزمان ارائه ميدهند. هدف اينستکه سوسياليسم و اتحاد جماهير شوروى را بى اعتبار جلوه داده و به توده ها بياموزند که به کمونيستها بى اعتنايى نموده و آنان را متقاعد نمايند که سرمايه دارى امريست اجتناب ناپذير. بهمين دليل آشنايى با اين فصل از تاريخ اتحاد جماهير شوروى از اهميت بسيارى برخوردار است. هر دو٬ براى اينکه بتوانيم با دورغهاى سرمايه داران مبارزه نماييم و اينکه با مشکلاتى که بلشويکها در جريان تغيير تاريخ با آن برخورد نمودند آشنا بشويم. تحقيقات جديد تاريخى در اين مورد انجام شده است٬ تحقيقاتى که اساس اين جزوه را تشکيل ميدهند. در غير اينصورت اين جزوه از ادبيات تاييد شده و اسناد متعلق به دهه هاى ١٩٣۰ – و ٤۰ استفاده نموده است٬ اسنادى که مدت درازيست به فراموشى سپرده شده اند و يا کاملا براى اغلب مردم ناشناخته اند. ترور کيروف در ادامه بازجوييهاى عمومى در دادگاه دادستان Vysjinskij سوالى را در مورد حمله به رفقاى برجسته حزبى مطرح مينمايد. Vysjinskij:- آيا مواضع بلوک سازماندهى حملات و ترور رهبران حزب و حکومت اتحاد جماهير شوروى بود؟ بوخارين:- بله بود و من تصور ميکنم که ما براى يک تاريخ گذارى مناسب بايد تقريبا تا پاييز سال ١٩٣٢ به عقب برگرديم. Vysjinskij:- آيا ترور سرگئى کيروف با شناخت و دستور بلوک انجام شد؟ بوخارين:- من از اين خبرى ندارم. Vysjinskij:- متهم ريکف٬ شما از ترور کيروف چى ميدونى؟ ريکف:- من از شرکت دست راستيها يا فالانژ دست راستيهاى بلوک در اين ترور چيزى نميدونم. Vysjinskij:- آيا با Jenukidse ارتباط داشتيد؟ ريکف:- خيلى کم. Vysjinskij:- آيا او از اعضاى بلوک دست راستيها و ترتسکيستها بود؟ ريکف:- او بود٬ بعد از سال ١٩٣٣. Vysjinskij:- متهم ياگودا٬ آيا اطلاع دارى که٬ Jenukidse فالانژ دست راستى بلوک را نمايندگى ميکرد و در ارتباط مستقيم با سازماندهى ترور کيروف بود؟ ياگودا:- هر دو٬ ريکف و بوخارين دروغ ميگن. ريکف و Jenukidse در جلسات با مرکز شرکت داشتند٬ همان جايى که آنها راجع به ترور کيروف تصميم گرفتند. Vysjinskij:- آيا ريکف و بوخارين ارتباط بخصوصى با اين ترور داشتند؟ ياگودا:- مستقيم. Vysjinskij:- آيا شما بعنوان يکى از اعضاى بلوک دست راستيها و ترتسکيستها با اين ترور ارتباطى داشتى؟ ياگودا:- بله Vysjinskij:- آيا بوخارين و ريکف٬ زماينکه ميگن از اين جريان هيچى نميدونستند٬ حقيقت را ميگن. ياگودا:- اين امکان داره بدليل اينکه Jenukidse به من پيغام داد٬ که آنها – به عبارت ديگه بلوک دست راستيها و ترتسکيستها٬ در يک جلسه مشترک تصميم گرفته بودند که حمله اى را بر عليه کيروف انجام بدن"١١٣ .
ضد انقلابيون بد خلق پرده بردارى ياگودا از دخالت بوخارين و ريکف در ترور کيروف در دسامبر ١٩٣٤ با سکوت کامل آندو روبرو شد. آنها ميدانستند که رئيس سابق سازمان جاسوسى٬ ياگودا٬ از جزئيات ترور کيروف با خبر بود و نميخواستند که گفتگويى را ادامه بدهند که تنها نتيجه اش به روشن شدن هر چه بيشتر دخالت آنها در اين ترور منجر ميشد. Vysjinskij سپس به سراغ مسئله تازه اى٬ اين که چرا بلوک دست راستيها و ترتسکيستها اين مبارزه تبهکارانه را بر عليه اتحاد جماهير شوروى به اجرا گذاشتند٬ رفت. "بوخارين:- من متهم هستم و بايد مسئوليت اين کار را بعنوان يک جنايتکار که در مقابل دادگاه يک کشور کارگرى ايستاده است بپذيرم. ما ضد انقلابيون بد خلقى شديم٬ خائنينى بر عليه کشور سوسياليستى٬ ما جاسوس شديم٬ تروريستها و بازگردانندگان سرمايه دارى. ما يک گروه شورشى شديم٬ گروههاى سازماندهى شده تروريستى٬ به خرابکارى روى آورديم و ميخواستيم حکومت کارگرى اتحاد جماهير شوروى را سرنگون کنيم. Vysjinskij:- مبارزه ضد انقلابى شما بر ضد اتحاد جماهير شوروى به چه ترتيبى شکل گرفت؟ بوخارين:- اگر من برنامه خودمو بصورتى عملى فرموله کنم٬ خوب از نظر اقتصادى سرمايه دارى دولتى معنى ميده٬ کاهش استفاده از تعاونيها٬ امتيازات به خارجيها٬ کنار گذاشتن مونوپل دولتى در معاملات خارجى و به اين ترتيب تبديل ميشه به يک کشورسرمايه دارى. Vysjinskij:- کار شما روى چه چيزى متمرکز بود؟ پيش بينى هاى عمومى شما چى بود؟ بوخارين:- بوخارين:- پيش بينيهاى ما اين بود که کشورو بطرف کاپيتاليسم سوق بديم. Vysjinskij:- اما در حقيقت چه اتفاقى افتاد؟ بوخارين:- در حقيقت يک پيروزى مطلق براى سوسياليسم و شکست کاملى براى پيش بينى ما شد."١١٤
توطئه بر عليه لنين٬ استالين و Sverdlov در سال ١٩١٨ در خلال بازجويى از بوخارين اتهامات جديدى بر عليه او مطرح شد. اتهاماتى که دادستان Vysjinskij در مورد آن گفت "اين متهمان بايد محاکمه بشوند٬ اگر چه نه در دادگاه عالى که بايد در چهارچوب محدوديت جرم و جنايت عمل نمايد٬ بلکه در مقابل دادگاه تاريخ که نه محدويت زمانى براى جرائم ميشناسد و نه گذشتى". موضوع به حوادث سال ١٩١٨ بازميگشت٬ حول موافقتنامه صلح با آلمان٬ در برست٬ در جريان پايانى جنگ اول جهانى. دادستان Vysjinskij مسئله را در جريان بازجويى مطرح نمود و از بوخارين سوال کرد که آيا او از هواداران کسانى بود که ميگفتند لنين بايد بازداشت ميشد. پس از کمى دودلى بوخارين پاسخ داد که "اولين بار صحبت بر سر بازداشت لنين براى ٢٤ ساعت بود". Vysjinskij به بازجويى ادامه داد: Vysjinskij:- و شما در سال ١٩١٨ تصميم گرفتيد که رفيق استالين را دستگير کنيد؟ بوخارين:- طرحى براى دستگيرى لنين٬ استالين و Sverdlov وجود داشت. Vysjinskij:-و اينکه رفقا لنين٬ استالين و Sverdlov را به قتل برسانيد؟ بوخارين:- تحت هيچ شرايطى."١١٥ در اين لحظه دادستان Vysjinskij از دادگاه خواهش کرد که شاهدان Jakovleva٬ Ossinskij٬ و Mantsev٬ سه تن از اعضاى فعال سابق در فراکسيون آنزمانه بوخارين (١٩١٨)٬ موسوم به کمونيستهاى دست چپى بعلاوه Karelin و Kamkov٬ دو عضو سابق کمتيه مرکزى انقلابيون اجتماعى – "دست چپى" فرا خوانده شوند. بر اساس دادستان Vysjinskij در سال ١٩١٨ توطئه اى توسط بوخارين "کمونيستهاى دست چپى"٬ انقلابيون اجتماعى – دست چپى" و گروه ترتسکى جهت ايجاد مانعى بر سر راه صلح در برست سازمان دهى شده بود. ترتسکى که مسئول مذاکرات با آلمانيها بود از امضاى تواففقنامه صلح سر باز زد و تز "نه جنگ نه صلح٬ جنگ الهى بر عليه سرمايه دارى در سراسر جهان" اعلام نمود. همه اينها زمانى پس از جنگ دراز مدت و وحشتناک جهانى اول رخ داد٬ زمانيکه ادامه جنگ امکانى براى موفقيت نداشت و بخصوص اينکه ارتش تزار متلاشى شده و ارتش سرخى وجود نداشت.
کودتايى دولتى را آماده ميکند حاصل امتناع ترتسکى از امضاى توافقنامه صلح اين شد که آلمانيها تقريبا بدون برخورد با مانعى در خاک روسيه پيشروى نمودند. لنين موفق شد که پس از گفتگو با کميته مرکزى ترتسکى و بوخارين را منزوى نموده و کمتيه مرکزى را متقاعد نمايد که قرارداد صلح را مورد تاييد قرار دهد. اما مخالفان نميخواستند که اين تصميم و سياست لنين را بپذيرند بلکه به جاى آن دست به تدارک کودتايى نظامى زدند. کمتيه مرکزى ميدانست که جهت مخالفت با پيشنهاد لنين امرى در شرف تکوين بود اما آنزمان نه وقت و نه مجالى جهت دنبال نمودن فتنه هاى مخالفان داشتند. و بالاخره در خلال تحقيقات اوليه از دست راستيها و مرکز ترتسکيستها بود که همه داستان آشکار شد. Vysjinskij آنرا در دادگاه مطرح نمود اگر چه محدويت زمانى جرم از ميان رفته بود. همزمان شاهدان در دادگاه گفتند که توطئه اى توسط گروههاى بوخارين و ترتسکى همراه با انقلابيون اجتماعى - دست چپى جهت بازداشت لنين٬ استالين و Sverdlov بعلاوه تغييرى در دولت آماده شده بود. همانطور که شاهد Jakovleva گفت٬ بعلاوه اينکه اين گروهها توافق نموده بودند که "در صورت حاد شدن مبارزه از زدن آسيب فيزيکى به زندانيان امتناع نکنند"١١٦ . در راس اين توطئه و بعنوان برجسته ترين سازمان دهنده و محرک بوخارين قرار داشت. در دادگاه بوخارين اعتراف نمود اما اعلام کرده بود که هرگز تصميى در اين مورد که بايد با زندانيان چه ميکردند گرفته نشد. ما گفتگوى ميان بوخارين و Vysjinskij را٬ پس از طرح اين سوال توسط Vysjinskij: اينکه در سال ١٩١٨ توطئه گران فکر کرده بودند که چه کسى را دستگير کنند٬ ارائه ميدهيم.
چه کسانى بايد دستگير ميشدند؟ بوخارين:- لنين٬ استالين و Sverdlov. Vysjinskij:- و آنها چگونه بايد دستگير ميشدند٬ چرا؟ بوخارين:- براى تشکيل يک دولت جديد. Vysjinskij:- و شما در نظر داشتيد که با زندانيان چکار کنيد؟ بوخارين:- در مورد زدن آسيب فيزيکى به آنها صحبتى نشد. Vysjinskij:- براى سرنگونى و دستگيرى دولتى از خشونت استفاده ميکنند؟ بوخارين:- بله Vysjinskij:- شما در زمان دستگيرى قصد داشتيد که از خشونت استفاده کنيد؟ اين درست يا نه؟ بوخارين:- صحت داره. Vysjinskij:- اما خشونت شما از چى تشکيل ميشد؟ آيا در مورد اين موضوع دقيقا تصميم گرفته بوديد؟ بوخارين:- نه٬ ما راجع به اين موضوع تصميم نگرفته بوديم. Vysjinskij:- به عبارت ديگه تصميم گرفته شد٬ اگر شرايط اجازه و فرمان ميداد؟ بوخارين:- بله. درسته. Vysjinskij:- و شرايط ميتونه فرمان بده که با قدرت عمل کن؟ بوخارين:- بله Vysjinskij:- شاهد Jakovleva٬ شما در اين مورد چى ميگى؟ آيا بوخارين حقيقتو ميگه؟ Jakovleva:- او در مورد امکان نابودى فيزيکى صحبت کرد٬ به عبارت ديگه قتل امکان پذير بود."١١٧ . شاهد Jakovleva٬ يکى از نزديکترين رفقاى بوخارين در سال ١٩١٨ ٬ تقريبا از جريان وقوع حوادث و اينکه چه مواردى مورد بحث قرار گرفته بود با خبر بود.
بازجويى از ريکف در حقيقت ريکف برجسته ترين طراح فعاليتهاى عملى سازمان مرکزى دست راستيها که از بوخارين٬ ريکف و تومسکى تشکيل ميشد٬ بود. او توطئه هاى مخفيانه خود را بر عليه اتحاد جماهير شوروى در سال ١٩٢٨ آغاز و کارکنان ارشد حزبى مانند ياگودا٬ آنتىپوف٬ راسوموف و Rumjantsev را به عضويت سازمان ضد انقلابى در آورده بود٬ اما آنها بصورتى آشکار خود را از هواداران احزاب دست راستى اعلام نکرده بودند. ريکف در دادگاه افشاء نمود که او و دوست صميميش بوخارين تا چه ميزانى در سازماندهى شورشهاى کولاکها در قفقاز و سيبرى فعال بودند٬ جايى که آنها خرابکاران سازمانهاى دست راستى را ارسال نموده بودند. بوخارين ناگزيز بود که در دادگاه صحت اين موارد را مورد تاييد قرار دهد. هر دو ريکف و بوخارين اقرار کردند که از سال ١٩٣٢ کار ضد انقلابيشان تا سطح خيانت به وطن ارتقاء يافته بود. بر اساس اظهارات ريکف "از همان قبل از سال ١٩٣۰فضاى تروريستى" توسعه يافته بود. اما تقريبا در سال ١٩٣٢ بود که "مواضع ما نسبت به ترور بعنوان روشى مبارزاتى براى بدست گيرى قدرت شکل گرفت و بازتابهاى عملى آنها ظاهر شد"١١٨ . و ريکف ادامه ميدهد:
در اتحاد با انقلابيون سوسياليست بلافاصله بعد از اتخاذ اين نقطه نظر ما گرفتن نتتجه سازمانى را از اون شروع کرديم٬ به عبارت ديگه ما مجموعه اى از گروههاى تروريستى را بوجود آورديم. من شخصا تعداد زيادى از دستور العملهاى تروريستى را صادر کردم و اونارو به سازمانهاى داخلى هم اعلام کردم. در مورد ترور من با اعضاى سازمانهاى ترکهاى ناسيوناليست و بلاروسى صحبت کردم. بعدها٬ ١٩٣٥ ٬ من صحبتى داشتم با تروريستى بنام کوتوف٬ يک عضو برجسته سازمان دست راستيهاى مسکو. در سال ١٩٣٤ من به منشى سابق خودم آرتمنکف دستور دادم که مراقب رفت و آمد ماشينهاى دولتى باشه. طى همين دوره بوخارين در مورد مسئله ترور با انقلابى اجتماعى Semjonov ارتباطى بوجود آورد. بوخارين گفته که او از طريق Semjonovحمله اى را بر عليه استالين ترتيب داده."١١٩ دادستان Vysjinskij از بوخارين تقاضا کرد که قضيه آخرى را تاييد نمايد. " Vysjinskij:- به عبارت ديگه شما در سال ١٩٣٢ گفتگويى با Semjonov داشتيد در مورد اينکه اقداماتى اتخاذ شده براى اينکه به رفقا استالين و Kaganovitsj حمله بشه؟ بوخارين:- اونبار صحبت در مورد حمله به رهبران برجسته در حزب بود. Vysjinskij:- اين صحبت فقط يک صحبت نظرى بود؟ بوخارين:- نه٬ سازماندهى گروهها صحبتى نظرى نيست. Vysjinskij:- صحبت بر سر چى بود؟ بوخارين: - طرحهاى نظرى براى سازمان دادن و آماده کردن شرايط بخاطر به واقعيت مبدل کردن اين طرحها بر عليه اعضاى دفتر سياسى. Vysjinskij:- آيا اين قضيه دقيقا مربوط به سال ١٩٣٢ ميشه؟ بوخارين:- کاملا. Vysjinskij:- به عبارت ديگه شما در سال ١٩٣٢ بر اساس تصميم مرکز دست راستيها به Semjonov ماموريت داديد که گروههاى تروريستى را سازمان بده. اينطورى بود يا نه؟ بوخارين:- همينطوره. Vysjinskij:- چرا شما به او ماموريت داديد که يک گروه تروريستى تشکيل بده؟ بوخارين:- براى اينکه دست به عمليات تروريستى بزنيم. Vysjinskij:- بر عليه چه کسى؟ Vysjinskij:- بر عليه اعضاى دفتر سياسى. Vysjinskij:- از جمله بر عليه چه کسى؟ بوخارين: از جمله بر عليه استالين."١٢۰ در جريان بازجويى ريکف در مورد همکارى با نازيها نيز صحبت کرد. "ريکف:- مردمى که به مبارزه ضد انقلابى خودشون وفادار باقى ميمونن به ابزارى٬ به متحدانى که ما بعد دوران پس از سال ١٩٣٣ داشتيم پناه ميبرن. اين به دليل ارتباط مرکز با فاشيستهاى آلمانى گفته شد. در حقيقت قضيه اينطورى پيش ميرفت: شخصا توسط تومسکى اداره ميشد. من و بوخارين بعدها اين قضيه را فهميديم. اما اينها فقط چيزهاى رسمى هستند بدليل اينکه هيچکدوم از ما٬ به اضافه من و بوخارين٬ يک لحظه هم در مورد اينکه تومسکى درست عمل ميکرد شک نکرديم. اگر اون از ما سوال ميکرد ما اينطور جواب ميداديم: کاملا ضروريه."١٢١
مرکز تماس اينکه چه جريانات ديگرى در اين بلوک توطئه گر٬ به اصطلاح مرکز تماس٬ عضو بودند٬ سوال مهم ديگرى بود که دادستان Vysjinskij براى ريکف مطرح نمود. Vysjinskij":- شما گفتيد اين بلوک از دست راستيها تشکيل شده بود. چه جريانات ديگرى به آن تعلق داشتند؟ ريکف:- دست راستيها٬ ترتسکيستها و زينويستها." دادستان Åklagaren مايل بود که مسئله مورد تاييد متهم Krestinskij قرار گيرد. " Vysjinskij:- متهم Krestinskij٬ ميدونستى که ترتسکيستها به بلوک ترتسکيستها و دست راستيهايى که اينجا راجع بهش صحبت ميشود تعلق داشتند؟ Krestinskij:- من از طريق پياتاکوف٬ که با من در مورد اون در فوريه ١٩٣٥ صحبت کرد٬ به اين قضيه پى بردم. او گفت که سازمانى رو تشکيل دادن که دست راستيها٬ ترتسکيستها و نظاميان را در اون با هم متحد ميکنه٬ سازمانى که هدفش سرنگونى دولت از طريق کودتاى نظاميه. من همچنين ميدونستم که اين افراد از رهبران اين مرکز بودند: از راست ريکف٬ بوخارين٬ Rudsutak و ياگودا٬ از نظاميان Tuchatjevskij و گامارنيک٬ از ترتسکيستها پياتاکوف. Vysjinskij:- شما خودت عضو اين مرکز بودى؟ Krestinskij:- بعد از مجموعه اى از بازداشتها در سال١٩٣٧ اين افراد عضو اين مرکز بودن: Rosengolz و من از طرف ترتسکيستها٬ Rudsutak و ياگودا از طرف دست راستيها٬ Tuchatjevskij و گامارنيک از طرف نظاميان."١٢٢
در اتحاد با Tuchatjevskij طى بازجوييهاى بعدى ريکف اتحاد با نظاميان را تاييد کرد و همچنين گفت که هدف گروه نظامى Tuchatjevskij "اين بود که از جنگ براى سرنگونى دولت استفاده کنه". مسئله "بر سر باز کردن جبهه" براى آلمان و استفاده از شکست براى بدست گرفتن حکومت بود. ريکف همچنين گفت که طرحهايى در مرکز در مورد جداشدن روسيه سفيد٬ براى اينکه تحت قيموميت لهستان قرار بگيره مورد بحث قرار گرفت. دادستان Åklagaren رو به بوخارين کرد و سوال کرد که کدام يک از نظاميان ميخواستند جبهه را باز کنند. بوخارين جواب داد که اينها " Tuchatjevskij٬ Kork٬ و اگر اشتباه نکنم٬ حتى ترتسکيستها". در پاسخ به سوالى از جانب Vysjinskij٬ Krestinskij گفت که او از Tuchatjevskij شنيده بود که از "ياکير٬ Uborevitsj٬ Kork و Eideman کمک ميگرفت"١٢٣ . در خلال بازجويى ريکف رئيس دادگاه Ulrich آغاز به سخن گفتن نمود براى اينکه سوالى را در مورد وجود محرکان در سازمانهاى کمونيستى مطرح نمايد. ريکف تاييد نمود که سازمانهاى دست راستى در روسيه سفيد با همکارى با ژنرالهاى ستاد ارتش لهستان محرکانى را به سازمانهاى کمونيستى قاچاق نموده بودند. با بررسى هر چه بيشتر بازجوييها ميتوان تصوير روشنترى از خيانت به ميهن که دست راستيها در حال سازمان دهى آن بودند بدست آورد. توجه داشته باشيد که کليه اين خائنان در زمان خود از جمله افراد برجسته در جامعه اتحاد جماهير شوروى بودند.آنها نميخواستند که يک شکست سياسى را بپذيرند و در عوض به مبارزه با سوسياليسم٬ به جبهه ضد انقلابيون پيوستند. ريکف خودش زمانى رئيس کميسر شوراى مردمى٬ به عبارت ديگر نخست وزير اتحاد جماهير شوروى بود.
ياگودا و ترور ماکسيم گورکى در بازجويى از ياگودا٬ رئيس سابق سازمان امنيت OGPU٬ جرائم وحشتناکى افشاء شد. ياگودا در سال ١٩٢٨ با سازمان مخفى و دست راستى بوخارين و ريکف همراه شد. آنزمان ياگودا معاون رئيس سازمان امنيت OGPU (بعدها NKVD) بود و به همين دليل از امکانات بسيار خوبى براى محافظت سازمانهاى دست راستى از خطر کشف و بازداشت آنها برخوردار بود. علاوه بر اين او ميتوانست که در پليس امنيتى پستهاى رياست اين ارگان را به افراد وابسته به خود٬ از ميان سازمان دست راستى٬ واگذار نمايد. ياگودا از اين امکانات بصورت گسترده اى استفاده ميکرد. رياست ستاد محافظين کرملين با بخشهايى زير دستى آن٬ او را به فردى کليدى در کودتاى دولتى طراحى شده تبديل نموده بود. مانند ديگران در سازمان دست راستى٬ ياگودا اقرار نمود که او خرابکارى٬ جاسوسى و حمله را جهت سرنگونى حکومت شوروى و بازگرداندن سرمايه دارى طراحى و انجام داده بود. ياگودا همچنين اقرار نمود که او مبلغ زيادى پول که او در اختيار ترتسکى قرار داده بود دزديده و اينکه در فراهم نمودن شرايط جهت ترور کيروف شرکت نموده بود. امرى که پرونده ياگودا را از ديگران متفاوت ميسازد نوع حملات و ترور يست که در خلال رهبرى او انجام شد. ياگودا از قدرت خود استفاده ميکرد. او از طريق باج گيرى و تهديد تعدادى پزشک و اشخاص ديگر را ناگزير به انجام اعمال تبهکارانه نموده بود براى اينکه ماکسيم گورکى٬ پسر او Pesjkov٬ عضو دفتر سياسى Kujbysjev و رئيس خودش٬ رئيس OGPU٬ Mensjinskij را به قتل برسانند. پزشکانى که اين ترورها را انجام دادند: دکتر خانگى گورکى٬ لوين٬ مشاور دارويى لوين٬ پلتنف٬ پزشک خانگى Mensjinskij٬ کاساکف٬ و يکى ديگر از همکاران لوين که در همان آغاز جريان بصورتى طبيعى درگذشت٬ Vinogradov بودند. منشى ياگودا بولانف٬ منشى گورکى Krjutjkov ٬ و منشى Krjutjkov٬ ماکسيموف از جمله ديگر کسانى بودند که در اين جنايات دخالت داشتند.
ترتسکى در مقابل گورکى در اصل تهديدات از جانب ترتسکى ميامد. گورکى از ترتسکى که او را بعنوان يک ماجراجوى سياسى طبقه بندى کرده بود بشدت فاصله گرفت. ترتسکى در مبارزه خود بر عليه اتحاد جماهير شوروى امکانى براى جلب همدردى گورکى نداشت. گورکى بشدت از ساختمان سوسياليسم حمايت مينمود و ارتباط بسيار دوستانه اى با استالين داشت. هيچکس نتوانسته بود که در اين رابطه خدشه اى وارد آورد اگر چه تعداد بسيارى از خائنان با گورکى تماس گرفته و تلاش نموده بودند که نظر او را بخود جلب نمايند. اين کار را زينويف و کامنيف و حتى تومسکى نيز انجام داده بود. گورکى تهديدى بود در مقابل ضد انقلابيون. او تماس بسيار نزديکى با روشنفکران اروپايى داشت و در صورت وقوع کودتايى دولتى ميتوانست با استفاده از نفوذ خود ضد انقلابيون را محکوم نمايد. به همين دليل دست راستيها و مرکز ترتسکيستها بر آن شدند که او را به قتل برسانند. اين را ترتسکى درخواست نموده بود. منشى گورکى٬ Krjutjkov در دادگاه گفت که ياگودا به او ماموريت داده بود که جهت در هم شکستن گورکى و تبديل نمودن او به "فردى بى ضرر" پسر او Maxim Pesjkov را به قتل برساند. ياگودا Krjutjkov را با اين وعده که او وارث گورکى خواهد شد فريب داده بود. اين اولين قدم بود. Krjutjkov ٬ Pesjkov را با نوشيدن دائم شرابى که از ياگودا گرفته بود اغوا نمود. يک ارگانيسم تضعيف شده بتدريج تسليم بيمارى شد. اين امر براى پزشکان لوين و Vinogradov اين امکان را فراهم آورد که Pesjkov را معاينه نموده و داروهايى را تجويز نمايند که بيمارى او را تشديد مينمود٬ داروهايى که در پايان موجبات مرگ او را در مى سال ١٩٣٤ فراهم آورد. تحمل اين مصيبت براى گورکى بسيار دشوار بود اما فعالانه به حمايت خود از انقلاب و سوسياليسم ادامه داد. ماموريت بعدى Krjutjkov اين بود که در سلامت گورکى اختلال ايجاد نمايد به شکلى که پزشکان دليلى را جهت تجويز دارو براى او بدست آوررند. ماکسيم گورکى از کودکى به بيمارى سل مزمن مبتلا بود. دستور العمل بعدى ياگودا به Krjutjkov اين بود گورکى را به سرما خوردگى مبتلا نمايد. پس چندين بار تلاش ناموفق امکانى جهت بيمار نمودن او فراهم آمد. به دستور ياگودا٬ Krjutjkov گورکى را ترغيب نمود که تعطيلات خود را نيمه کاره گذاشته و به مسکويى بارانى و سرد جايى که بيوه Pesjkov با دختر پسرش زندگى ميکردند بازگردد. نوه گورکى بسختى سرما خورده بود و گورکى که بشدت به نوه خود عشق ميورزيد بسرعت به بيمارى او مبتلا شد. گورکى در ٣١ مى ١٩٣٦ بسترى شد. بالاخره پزشکان لوين و پلتنف فرصتى را که در انتظارش بدست آوردند. درمانى غلط بيمارى گورکى را به ذات الريه شديدى تبديل نمود. پزشکان در دادگاه با چهرهايى حاکى از تاسف در مورد درمانى که آنها به گورکى ارائه نموده بودند شهادت دادند. درمانى که هدفش ترور او بود. گورکى در ١٨ ژوئن ١٩٣٦ درگذشت.
قتلهاى بيشتر ماکسيم گورکى و پسر او Maxim Pesjkov تنها قربانيان توطئه هاى يوگادا٬ بوخارين و ريکف نبودند. توطئه هايى که با کمک پزشکان انجام شد. Kujbysjev عضو دفتر سياسى و رئيس OGPU٬ Mensjinskij نيز از ديگر قربانيان اين توطئه ها بودند. مرکز دست راستيها ميخواستند که از طريق ياگودا تعداد بسيارى از افراد برجسته کميته مرکزى را از ميان بردارند براى اينکه از طريق کمبود کادرها هرج و مرج بوجود بياورند. مرگ Mensjinskij قرار بود که راه را براى ياگودا٬ که جهت غصب رياست OGPU در نوبت بعدى ايستاده بود٬ هموار نمايد٬ امرى که در آخر رخ داد. Mensjinskij که از بيمارى قلبى شديدى رنج ميبرد از دارويى جانسپرد که تاثير نامطلوبى بر روى فعاليت قلب داشت. او يک روز قبل از مرگ پسر گورکى Pesjkov در تاريخ ١۰ مى ١٩٣٤ در گذشت. ترور عضو دفتر سياسى Kujbysjev توسط پزشکان لوين و پلتنف بعلاوه منشى Kujbysjev ماکسيموف سازمان داده شده بود. به بيمارى قلبى Kujbysjev عمدا بى توجهى شد. پزشکان به او داروهاى نامناسبى دادند. ماکسيموف ماموريت داشت که "در صورت وقوع يک بيمارى جدى يا حمله اى در فراخواندن پزشک شتابى به خرج ندهد٬ و در صورت لزوم٬ فقط آن پزشکانى را فراخواند که او را درمان ميکنند"١٢٤ ٬ پزشکان لوين و پلتنف. در يک روز معمولى کارى به Kujbysjev زمانيکه در دفتر خود کار ميکرد احساس بدى دست داد. رنگ او بشدت پريده بود. ماکسيموف فهميد که لحظه مورد انتظار او فرا رسيده بود. او از فراخواندن پزشک امتناع ورزيد و Kujbysjev خود به تنهايى همه راه را تا خانه اش طى کرد و از سه پله مقابل خود بالا رفت. او مدت کوتاهى پس از ورود به خانه اش بر اثر حمله قلبى در گذشت. Kujbysjev عضو دفتر سياسى از جمله مهمترين طراحان برنامه پنج ساله اول و دوم بود. همراه با مولوتف او يکى از سخنرانان هفدهمين کنفرانس حزبى SUKP(b) در سال ١٩٣٢ بود٬ کنفرانسى که برنامه پنج سال اول را مطرح نمود و در مورد برنامه دوم پيشنهاد داد.
ادامه دارد
[113] Ibid, s 163. [114] Ibid, s 165. [115] Ibid, s 164. [116] Ibid, s 183. [117] Ibid, s 188. [118] Ibid, s 93. [119] Ibid, s 94. [120] Ibid, s 95. [121] Ibid, s 97. [122] Ibid, s 98. [123] Ibid, s 99. [124] Ibid, s 253
Comments
 |