امروز: جمعه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۱
 
  پنل گروهها / امکانات
 
نادر خلیلی : انتقاد از خود وپاسخ به این پرسش که ، چراسمینارچهارم زندانیان سیاسی یوتوبوری سوید، چرخش به راست داشته است؟ PDF چاپ نامه الکترونیک

قبل از طرح هر مسئله ای، من این انتقاد رابرخود وارد می دانم که پیشتر، چرخش به راست سمینار چهارم زندانیان سیاسی را ناصادقانه دانسته ام ومدتهاست که عکس این مسئله به من ثابت شده است. عدم شناخت کافی از سخنرانها_ اعتماد به رفقای گفتگوهای زندان واحساسی برخورد کردن با مسائل، مرا دچارتوهمی کرد که برخود نمی بخشایم. زیرا که میدانم، زندانیان جانباخته ی مبارزانقلابی و قهر آمیز، در دهه های مختلف، به جوخه های اعدام سپرده شدندوجانشان را از دست دادند.

 ایشان هیچ سازشی با سیستم سرمایه داری ایران، از خود نشان نداده ومتقابلاهستی خود را در راه مبارزه، کاملا از دست دادند. اگر پرچم دفاع از ایشان برداشته می شود، این کار می بایستی صادقانه وبدون هیچ سازشی صورت بگیرد_ خصوصا دردوره ی تبعید. حال اینکه روند سمینار چهارم، به روشنی گرایش به راست و حقوق بشر را، نشان می دهد. سخنرانهایی مثل خانم الهه امانی، فعال حقوق بشر_ شاعربه تمام معنا سبز وراستی به اسم نعمت آزرم_سخنرانهایی چون شادی صدروهمچنین در افتتاحیه، صحبت کسانی مثل آرازفنی که ازفعالین حقوق بشر با پیشینه ای حاکی از گرایش اکثریت وسبز دافع موسوی وکروبی است .... این نمای راست وگرایش به راست راتصویر می کند. صحبت بر سر شخص وفرداز لحاظ انسانی نیست بلکه گرایش فکری وخط سیاسی است که معضل آفرین بوده است. درنهایت تاسف هنوز هم گفتگوهای زندان( کمیته ی شهری و برگزاری سمینار)هیچ نقدی براین گرایش وچرخش به راست ننوشته اند وهنوز هم ارزیابی ایشان از سمینارها، به خصوص گرد همآیی چهارم، کاملا مثبت می باشد! گزارش وارزیابی کمیته های شهری وکمیته ی برگزاری درنشست اتاق پویش در پالتاک، ونشرارزیابی های ایشان، در سایتها، حاکی از همین مطلب می باشد( با توضیح اینکه گزارش کمیته ی شهری با مخالفت شش نفر از رفقا، که یکی از ایشان من بودم، منتشر شد.
گفتگوهای زندان بر این باور است که مجموعه ی آن(یعنی گفتگوها)ازهر لحاظی فراحزبی وفراسازمانی است وسیستم هرمی وافقی رانیز، قبلا به نقد کشیده وکاملا این شیوه ی سنتی ومبارزاتی را مردود دانسته وتصمیم گیری ها، از هرجهت جمعی وسوسیالیستی است. اماعملکردشیوه ی سنتی سیستم هرمی، سایه گستراین تشکل مدعای فراسازمانی وفراحزبی است.
گفتگوهای زندان همچنین باباورومدعی چپ کمونیستی رادیکال، در جهت دفاع از زندانیان سیاسی وایجاد جامعه ی بی طبقه کمونیستی، فعالیت می کند!
به نظر می آید که مجموعه ی این رفقا نهایت تلاش را کرده اند تا از اهداف خود سر بازنزنند اما آنچه در سمینار چهارم روی داد، چیزی در تناقض با باور وعملکرد گفتگوهاست زیرا:
1_ درسمینار چهارم زندانیان سیاسی، حتی یک سخنران از فعالین کارگری وجنبش کارگری، نداشتیم. این در حالی است که باور ودریافت چپ کمونیستی، هرگزدور از طبقه ی کارگر نمی تواند باشد. مسئله بر سر نگاه طبقاتی است. اینکه در نقطه ی مقابل، سخنرانی در جهت اهداف «حقوق بشر»صورت گرفت، نگاه طبقاتی را به نمایش می گذارد و اینکه حقوق بشر، با شاخه های متفاوت وفراوانش، چگونه ازطبقه ی بوژوازی ودر تقابل با پرولتاریا، گام می زند. من از لحاظ انسانی، هیچ مشکلی برحضور شخصی که در مسیر اهداف سازمان حقوق بشر، فعالیت میکند؛ نمی بینم اما عملکرد و نگاه طبقاتی فرد، وتاثیر تخریبگر آن است که  مورد منظور من وبسیاری دیگر از رفقای لوگوس، می باشد.
فراموش نکنیم که سازمان حقوق بشر، همواره در تلاش بوده و هست که اپوزیسیون های کشورها را با حکومت های آن کشورها، آشتی بدهد. این هدف درست نقطه ی تلاقی مشکلاتی است که پس از آن، به مانند آواری ننگین وفرومایه، بر سر طبقه ی کارگر فرو می ریزد. آیا بورژوازی در تقابل با طبقه ی پرولتر، قهر آمیز عمل نکرده است؟ آیا به انواع واشکال مختلف، طبقه ی کارگر را به استثمار نکشیده است؟ وآیا رژیم اسلامی ایران، خود حلقه ای ازسیستم سرمایه داری جهانی نیست؟ آیا کشتارهای دهه های مختلف در هر دورژیم شاهی واسلامی فعلی، در جهت حفظ نظام سرمایه داری نبوده است؟ وآیا اعدامهایی که صورت گرفته، در جهت نفع نظام«سرمایه داری جهانی نبوده است؟ سازمان حقوق بشر، که خود حلقه ای است از نظام سرتاسری«سرمایه» در سطح جهان، چرا وبا چه هدفی، اپوزیسیون ها را با دولت ها وحکومت ها، آشتی می دهد؟! اصولا پرسش این است که این آشتی ومنفعل شدن فعالین چپ کمونیستی، به نفع کدامین طبقه، تمام می شود؟ بورژوازی یا طبقه ی کارگر؟
بعد از تحقیق وبررسی فایل های سخنرانی ها ونشست های فعالین حقوق بشری، وتحلیل اهداف آنها، به این نتیجه رسیده ام که، ایشان در تلاش هستند تابا شیوه های گوناگون، احزاب وسازمانها وحتی افراد وشخصیت های فعال انقلابی وچپ کمونیستی را، از طریق جذب ایشان به سازمان حقوق بشر، منفعل کنند. دریافت من این است که در این هدف خود، تا اندازه ی زیادی هم موفق بوده اند. در سمینار چهارم زندانیان سیاسی، بحث خانم الهه ی امانی وسیروس کفایی، تحت عنوان« غرامت» تلاقی گفتمانی مشترک را داشت. سخنرانی سیروس کفایی، ساده وبدون پیچیدگی،  به صورتی انحرافی به دنبال«غرامت»بود واینکه حکومت اسلامی( ویا هر رژیمی که پس از آن بر سر کار بیاید) بایستی غرامت اعدام زندانیان را بپردازد!
سخنرانی خانم الهه امانی، در همین بحث غرامت، کاتیگرایزتر وپیچیده تر بود. اما در واقع، هردو سخنرانی اعتبار بخشیدن به همآن رژیمهایی است  که اعدامها را انجام داده اند. علت در این است که، شما با طرح مسئله ی غرامت کشتار زندانیان سیاسی، مسئله ای مثل همآن قانون قصاص اسلامی راپیش کشیده اید_ وایشان دارای آن اعتبار می شوند که بایستی غرامت بپردازند! این اعتبار بخشیدن به رژیمها ی دیکتاتور مآب، تنها می تواند از کانال سازمان «حقوق بشر» بگذرد، زیرا که مبارزه ی قهر آمیز کمونیست ها، هیچگاه با اندیشه ی غرامت با این معنا سازگاری وهمخوانی نداشته است وندارد. بلکه ایشان به دنبال ایجاد جامعه ی بدون طبقه هستند وبرای آن مبارزه می کنند.

درگیری هر دو طبقه ی بورژوازی وکارگر، نیز قهر آمیز است واین مبارزه، دارای تاریخی است که آغازش همآن زمانی است که واژه ی«مالکیت»به میان اجتماع رفت وسرمایه دار، با در دست داشتن«سرمایه» به مرور وبا ترفند های بسیار پیچیده( مثل ارزش اضافه_ ایجادارتش ذخیره ی کار_ چرخش سرمایه وغیره...) طبقه ی سازنده وکارگر رابه استثمار کشید. این مبارزه و درگیری هرگز قطع نشده است وهر آن، ادامه داشته ودارد زیرا که کارگرنیروی بازوی خود را وهستی اش را می فروشد، وکار می کند وهمزمان کارفرما وسیستم سرمایه، درجهت اهداف وزیاده خواهی خود، کارگر را به چالش می گیرد. به تعبیری بسیار ساده تر، تا زمانی که کارگر کار می کند، او با کارفرما وسرمایه درگیر است واین درگیری، طبیعی وگریز ناپذیر است. اصولا هرکجا وهرزمان، «قدرت»حضور یابد، در برابر آن شاهد نقاط مقاومت هستیم. از اینرو درگیری طبقه ی کارگر وبورژوازی، چیزی است واقعی وگریز ناپذیر.
مبارزه ی کمونیست ها بر علیه، سیستم سرمایه داری جهانی، قهر آمیز است نه سازشکارانه. این سازمان حقوق بشر است که نهایت تلاشش را می کند تا مبارزات کمونیست ها را به سازش بکشاند ودر این میان کم نداریم  از تشکلات موجود،ازشخصیت ها ورهبران احزاب، که سازمان حقوق بشر را به رسمیت می شناسند وبا ایشان سهیم وهمراه هستند. عملکرد ایشان دقیقا سازشکارانه وفروختن طبقه ی کارگر به بورژوازی است ودر مواردفراوانی دیده ایم ودر تاریخ است که درنقاط خاصی، به طبقه ی کارگر پشت کرده اند ونهایتا دیده شده که آن تشکل به چه روزی افتاده است!
غرامت واقعی ودادخواهی کمونیست ها، دقیقا به عکس آنچه از سخنرانها ی راست وحقوق بشری، به دست آمده و طرح شده اند، ایجاد جامعه ی بدون طبقه است. باایجاد چنین جامعه ای است که  کمونیست ها وجان باخته گان درگذاراینهمه سال، ودر سرتاسر جهان؛ غرامت خود را دریافت کرده وبه خواست خود رسیده اند.
رفقای گفتگوهای زندان، می گویند که فراحزبی وفراسازمانی هستند. از اینرو هیچ گرایش خاصی نمی تواند بر ایشان تاثیر بگذارد. اما در سمینار چهارم شاهد گرایش راست و حقوق بشری هستیم! وقتی من از ایشان می پرسم که دلیل چیست وچرا سخنرانهای راست وحقوق بشردعوت شده اند؟ پاسخ می دهند که: ما دعوت نکرده ایم، خودشان داوطلب شده اند( در پالتاک...) وهمچنین اضافه می کنندکه: تنوع در سخنرانی ها، بر ارزش سمینار ودفاع از زندانیان سیاسی، افزوده است!
«تنوع»در سخنرانی ها؟! «داوطلب بودن» ایشان؟
دراین صورت باید پرسید که: میتوانید با ادعای دفاع از زندانیان سیاسی،  میکروفن سمینار رادر اختیا رداوطلبی ازارشاد اسلامی بگذارید؟ چه تفاوتی دارد سخنرانی از ارشاد اسلامی ویا گرایش سازمان حقوق بشرکه عملکرد ایشان از لحاظ تاریخی بر همگان هویداست؟ آیا تنوع در سخنرانی ها، یک توجیه حقیرنیست که ارزش مبارزاتی وجان انقلابیون اعدام شده را، به بی ارزشی، تبدیل می کند؟ و آیا انقلابیون_ مادران خاوران وخانواده های بازمانده از کشتارهای حکومت اسلامی ایران، این توجیهات را خواهند پذیرفت؟
2_ هر نشستی، سمیناری ویا گردهمآیی وحرکتی، از همآن آغازش، تصویری رسا را از روند کارودریافت موضوع، ارایه می دهد. افتتاحیه ی گرد همآیی چهارم زندانیان سیاسی در یوتوبوری سوید، اولین آدرس از گرایش راست وسبزهایی است که میکروفن گردهمآیی رادر دست گرفتند واولین سخنران شخصی به اسم«آراز فنی»(مسئول جامعه دفاع از حقوق بشر یوتوبوری، سوید) که پیشینه ی ایشان، حاکی از اکثریت ودفاع همه جانبه از سبزها وشخصیت هایی چون، کروبی وموسوی است. به تعبیری مشهور: سالی که نکوست، از بهارش پیداست ودرفردای همآن روز یعنی روز دوم سمینار، هجوم حساب شده ی سبزها و«جامعه ی دفاع ازحقوق بشر یوتوبوری سوید» وآوردن گلهایی گذایی با هدف تقدیم به سمینار، فرصت طلبانه، میکروفن سمینار را دردست گرفتند...! اعتراض انقلابی مینا قوامی به حضور رضا برومندو رفیق مینووپس دادن گلها، باعث رسوایی جامعه ی حقوق بشر شد اما متاسفانه، سکوت مجموع رفقای شهری وبرگزاری دررابطه باعملکرد جامعه ی دفاع از حقوق بشر، باعث شد که ایشان اطلاعیه ای منتشر کنند وکار را به جایی برسانند که ازرادیو وسایت خودشان، مطالبی بنویسند که هنوزهم از سوی کمیته های دوگانه، هیچ پاسخی نگرفته است. حتی ایشان در یک رادیوی محلی، تقاضای مناظره کردند که من ودو رفیق دیگر برای این مناظره، اعلام آمادگی کردیم اما تا کنون با سکوت ایشان مواجه هستیم. لینک زیرفضای اپورتونیستی وفهم حقوق بشری ایشان رادر خصوص موضوع بالا، نمودار می سازد.
http://www.hrd4iran.se/index.php?option=com_content&view=article&id=824:2011-09-29-22-43-43&catid=1:latest-news

3_ در گردهمائی چهارم زندانیان سیاسی در گوتنبرگ سوئد چه گذشت؟بخشی ازگفتگوی گزارشگران با همایون ایوانی از برگزار کنندگان به قرار زیر است:
با کمیته برگزارکننده گردهمایی سراسری طیف وسیع تری می¬توانند همکاری داشته باشند. از فعالین سیاسی چپ، کمونیست و سوسیالیست که برای آزادی همه زندانیان سیاسی تلاش می¬کنند تا فعالین حقوق بشر و یا پژوهشگرانی که در این زمینه کار و تحقیق می¬کنند. همچنین خانواده و بازماندگان همبندیان ما که توسط رژیم به قتل رسیده اند، به ویژه فرزندان آنان، فضایی و راهی برای همکاری با جان بدربردگان در چارچوب این پروژه یافته¬اند. این ترکیب متنوع، چون در شهرها و کشورهای مختلف زندگی می¬کنند، از تمام امکانات ارتباطی مدرن که دراختیار دارندسودمی¬جویند تابا هم تبادل نظرها و مشورت ها را به پیش ببرند. به طور خلاصه می¬توانم این گونه جمع بندی کنم که ترکیب کمیته برگزارکننده، ترکیبی باز است و هر فردی که خواهان آزادی همه زندانیان سیاسی است؛ سرنگونی جمهوری اسلامی را می¬خواهد؛ و به خواسته های آزادی، سوسیالیسم و عدالت اجتماعی تعلق خاطر دارد، با کمیته برگزارکننده می¬تواند وارد همکاری شود.
***
اجازه می خواهم تا بی پرده بنویسم که همین «ترکیب باز» وخصوصا گرایش به راست ومیدان دادن به«سازمان حقوق بشر» باعث دلزدگی من وعدم همکاری بیشتر با گفتگوها بوده است. شاید این جان کلام و لب مطلب می باشد.
تلاش شما مبنی براینکه بتوانید چپ کمونیستی راباگرایش راست وحقوق بشری، زیر یک سقف قرار بدهید، شاید کوتاه مدت، موثر باشد اما به هیچوجه نمی تواند منطقی وپایدار بماند زیرا که چپ کمونیستی رادیکال، از هزار سمت و سو، هیچ خوانایی با سیستم بورژوازی وبه خصوص سازمان حقوق بشر که یکی از بازوهای فکری وتئوریکی سازمان ملل متحد است، ندارد. در خصوص حقوق بشری که فعالین آن درسمینار چهارم دخیل وسخنرانی کردند، همین بس که یادآوری کنم، جنایتی که در«رواندا» روی داد ومثل همیشه با سکوت وهمکاری سازمان حقوق بشر مواجه شد_ وجالب اینجاست که پس از آن کشتار وحشیانه، برای تحکیم سیستم وحکومت امپریالیستی در رواندا، وارد میدان شد! این لکه ی ننگ تاآخرین لحظه های جاری بودن زمان، وانسان، بر پیشانی سازمان«حقوق بشر» می ماند.

 ویاگزارش سازشکارانه ی«احمد شهید» نماینده ی این سازمان به ایران وسکوت او در مورد زندانیانی که فعال کارگری بوده و هستند. جالب اینجاست که شمادرگفتگوهای زندان، در تلاش هستید که احمد شهید را، به یک نشست دیگر دعوت کنید! این تلاش ها ونزدیکتر شدن به فعالین وسازمان حقوق بشر، بر طبق کدامین اصول وپرنسیب چپ کمونیستی، خوانایی دارد؟

4_ دعوت از شخصی شاعر به نام «نعمت آزرم» که در راست بودن وسبز بودن او کوچکترین تردیدی نیست، مثل موارد بالا، طبق چه معیارهایی صورت گرفت؟ آیااین توجیه که ایشان هم« لابد» داوطلب شرکت در سمینار بوده اند، برای خانواده های جان به در بردگان کشتارهای رژیم شاهی و حکومت اسلامی ومبارزین انقلابی، از نظرشما قابل قبول است؟
مگر نه این است که آقای نعمت آزرم، اولین کسی است که لقب«امام» را به خمینی داد؟ لطفا به شعرایشان در این رابطه نگاه کنید:

سوی پاریس شو! ای پیک سبکبال سحـر
نامة مردم ایران سوی آن رهبر بــر!

تا ببال و پرِ خونین نشوی سوی امـــام
هم پر و بال بشویی به گلاب قمصر

نامه ای از سوی ابنای وطن نزد امــام
تهنیت نامه ای از خلق به سوی رهبر ..

ای امامی که ترا نیست زعیمی همدوش
ای خمینی که ترا نیست به گیتی همبر

(روزنامة اطلاعات، شمارة 15761، 26 دی ماه 1357)


آیا واقعامتوجه این ناهمگونی وادعای سوسیالیستی ودفاع اززندانیان سیاسی، هستید؟ در نهایت تعجب، هنگامی که بانقد وبررسی رفقای اتاق«لوگوس»روبرو می شوید، به جای پاسخ، سعی می کنید که ایشان را به تواب ووابسته به حکومت اسلامی، متهم کنیدآیا این شیوه ی سرکوب وسانسور، هنوزبرای شما کهنه نشده ودارای اعتبار است؟ اما تا چند؟ مگرمی توانید پدیده ها ی تاریخ وزمان، رابه هیچ بیانگارید؟ آیا واقعاخانواده های بازمانده از آنهمه کشتار درگذار دهه ها، در برابراین موضوعات، مهربانانه سکوت خواهند کرد؟ پاسخ شما به خانواده های بازمانده از کشتارها_ فعالین کارگری _چپ کمونیستی_ انقلابیون وتاریخ، چه می تواند باشد؟
مگردرک درست از فهم سوسیالیستی وکمونیستی، ایجاد جامعه ی بدون طبقه نیست؟ وهنگامی که می گوییم«جامعه ی بدون طبقه» آیا حقوق بشر واقعی را در نظر نداریم! این چگونه است که شما این دره ی بسیار عمیق مابین این دریافت ومبارزه را با«سازمان حقوق بشر» ی که همواره در پی منافع سرمایه داری جهانی بوده وهست، نظاره نمی کنید؟ هیچ نقدی بر ایشان ندارید وتازه بعد از آنهمه انتقادهایی که از سوی تعدادی از رفقای رادیکال کمونیست شد، تازه درتلاش هستید تا«احمد شهید»رامهمان باشید!! آیا گزارش سازشکارانه وسکوت احمد شهید در مقابل آنهمه جنایت روی داده در ایران، کافی نبوده است؟ تازه شما می خواهید که به ایشان وسازمانی که دقیقا در خدمت سرمایه است، اعتباربدهید!(البته این معتبردانستن ازسوی شما وتشکلاتی که همسوی با حقوق بشر هستند، خیلی هم برای نویسنده ی این نوشتار، عجیب و بعید نبوده ونیست_ زیرا که خود در مصاحبه با گزارشگران، آشکارا مطلب را عنوان کرده اید) این مخدوش کردن عرصه ی مبارزه، دارای چه مفاهیمی است؟
من اندیشه ی شما را در خصوص سازمان حقوق بشر، در اینجا، تنها به یک نکته جلب میکنم. شما مطلع هستید که واژه های ترکیبی«حقوق بشر» که توسط سازمان جهانی آن، به کاررفته است در خصوص کلمه ی«بشر» کاملا مخدوش وگنگ است ومعلوم نکرده است که از کدامین طبقه از بشر، دفاع می کند؟!  ومگر نه این است که سرمایه دار هم بشر است؟ وکارگر سفره خالی هم، بشر است؟ از اینرو مسئله دقیقا به نگاه طبقاتی مربوط می شودوعملکرد این سازمان هزار سر، از لحاظ تاریخی، تنها وتنها درخدمت سیستم سرمایه وطبقه ی بورژوازی بوده است. آیاایجاد جنگها_ آشتی دادن اپوزیسیون ها با حکومت ها وکشورها_ یاری رساندن به سازمان ملل متحداز لحاظ تئوریکی ونفوذ در میان صفوف طبقات ومبارزین انقلابی ودرنهایت «منفعل ساختن» مبارزات جنبش ها برعلیه کاپیتالیسم، درجهت پیشبرداهداف بورژوازی وسیستم سرمایه داری جهانی نیست؟ اصولا نقش سازمان حقوق بشردرموردطولانی ترین جنگ قرن، یعنی ایران وعراق وهمچنین جنگ  واشغال افغانستان، وبسیاری مصایب در آفریقا، خصوصا واقعه ی رواندا وکشتار بیش از یک میلیون از مردم در آنجا،  چه بوده است؟

آری سمینار چهارم زندانیان سیاسی، گرایش وچرخش به راست داشته است وتا زمانی که«گفتگوهای زندان» به نقداز خود وباز کردن این مسئله ننشینند، از نگاه من در کنار تشکلاتی قرارگرفته اند که با گرایش رفرمیستی وراست وحقوق بشری، بی اعتبار وخالی از مفاهیم سوسیالیستی وچپ کمونیستی رادیکال، خواهد بود. سازشی که گفتگوهای زندان با سیستم سرمایه داری، به پیش می برد، هرگز از دیدگاه مبارزین وپدیده های زمان و تاریخ، برای همیشه پنهان نمی ماند.
من تا زمانی که دریافت وباوری رادرخدمت ایجاد جامعه ی بدون طبقه وخالی از حضور کوچکترین عنصر از سرمایه داری در آن می بینم، به نقد آن دست خواهم زد. زیرا که برای آ« ارزش قایل هستم اما اگر نقد ها ونظرات، پاسخ نمی گیرند، حالت نقد به نوعی افشاگری، تبدیل می شود که می بایستی بدون کوچکترین اغماضی، پیش روی دیده گان مردم ومبارزین انقلابی، قرار بگیرد. درگیری قهر آمیزطبقه ی کارگر، با سیستم سرمایه است که این دریافت وفهم راجای انداخته است واصولا کمونیست های تبعیدی، چیزی برای ازدست دادن های بیشتر، ندارند، مگر زنجیرهای تبعید.

این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید

 


Comments (7)

Subscribe to this comment's feed
...
0
چرخش به راست دردیالوگ تازگی ندارد.این چرخش مدتها قبل به شیوه های مختلف نشانداده شده بود. از جمله یارگیریهای از قبل شده وتشکیل گروههای کاری که بایستی در جهت تدارک وسازماندهی گام برمیداشتند. ولی دیالوگ خود عملا به سکتهایی تقسیم و به سخترانان خسته کننده تبدیل شدند. سایت دیالوگ عملا در ابتدا از درج بعضی مقالات به دلایل واهی خودداری میکرد. زندانیان سابق و کسانی که به اعتراض برمیخاسته اند به عنوان پرخاشگر متهم میشدند. دیالوگ با نزدیکی به احزابی مانند راه کارگر وکومله و احیانا استفاده از تریبونهای رادیویی و تلویزیونی به گرایشات حزبی چراغ سبز نشان داده اند.این در حالیست که همین گروهها و احزاب در جدالهای پیاپی ،خود سانسوری ،خود محوری و رهبری طلبی بارها وبارها منشعب و به نبروهای خودی انگ زده وحاضربه گفتگو با یکدیگرنیستند. آنها حاضرنبودند به رفقای سابق خود بدون حتی دراختیار گذاشتن یکدقیقه ابراز نظراز طریق تریبون حزبی خودشان وقت بدهند چگونه میتوان از ارگانی مانند راه کارگرکه از یکطرف به حزب توده واکثریت و جریانات سبز وحقوق بشری تمایل نشان میداد ومیدهد انتظار داشت که بحران درونی خود را به یک ارگان مستقل مانند دیالوگ منتقل نکند؟! همه این دستچین شدنها، نزدیکیها وبده بستانها یک چیزاتفاقی نیست، بلکه برمبنای تفکرحاکم برجمع انجام شده. حال رفیق خلیلی به درستی به ضعف بخشی از کارکردهای دیالوگ انتقاد میکند و دیگری مانند همایون ایوانی در چند جلسه پالتالکی درهفته های اخیردرمقام دفاع از روند کاری سمینار چهار وبدون پذیرش اشتباهات موجود برمیآید. میدان دادن به گرایشات با شمایل ظاهرا چپ ودربطن خود عملا راست مانند یکبازی دومینوهست .طبیعی است که گرایشات راست به دنبال خود افراد متمایل به خود را به شکل زنجیره ای به درون جریانات مستقل میکشند و آنرا از درون تهی میکنند. در این مورد مثالی میزنم درمورد خانم شادی امین ما شاهد فعالیت ایشان در رابطه با تشکل زنان فمینیسم هستیم! جلساتی که با فحاشی و درگیریهای فیزیکی همین فرد با زنان دیگراجرا شده و میشود. ایشان در سال گذشته با به راه انداختن شب یادبود زندانیان تعدادی از سبزها از جمله خانم شادی صدر را دعوت کرده بود که در مورد حقوق بشربهسخنرانی بپردازند. یکسال بعد شادی امین خانم شادی صدر را با توافق قبلی با گردانندگان سمینار یوتیبوری به یدک کشیده و برای او با حقوق ویژه وقت تعیین میکند که حول زندانیان به صحبت بپردازد.این درحالیست که ایشان با دریافت جوایزی از طرف ارگانهای حقوق بشری ودر طی مصاحبه ای با یکی ازروزنامه های آلمان در مقابل پاسخ خبرنگار میگوید "من مشکلی در بازگشت به ایران ندارم. این درحالیست که ما هرروز شاهد هستیم که دستگیر شدگان اعتراضات سالهای گذشته مداوما به دادگاه کشیده میشوند و تعدادی از مجروحین این اعتراضات نیزتا به حال در خارج از کشور چشم از جهان بستند. آیا ج اسلامی مغز خرخورده که به امثال شادیها اجازه خروج میدهد واز طرفی دیگر مجبوراست تعدادی دیگررا تا پای مرگ شکنجه کند؟ چرا آقای ایوانی اصرار دارد که " برگزاری سمینار در مجموع مثبت بود"؟. این درحالیست که هموطنان وزندانیان سابق با مشاهده افراد فرصت طلب و رفرمیست آنرا تحریم کرده بودند؟! آیا این انکار انسانهایی نیست که با شرکت نکردن خود در سمینار عملا به این دستچینی و به رفرمیسم وفرصت طلبان اعتراض داشتند؟ سوال من این است که چرا فرصت طلبان در سمینار یوبیبوری تا به این شدت اجازه داشتند عرض اندام کنند؟.آیا گردانندگان سمینار آگاهانه برای ورود جبهه ای از حقوق بشریها اینبار یوبیبوری را انتخاب کرد ه بودند؟ در پایان سوال من این است که آیا همه کسانی که میخواهند به "مقوله تجاوزبه زندانی" بپردازند که البته جای تفکردارد آنها درزمینه روانشناسی کار کرده اند ؟ آیا میدانیدکه برای باز کردن زخم بایستی جراح خوبی بود؟ نمیتوان میکروفون برداشت و به جان زنان زندانی افتاد و بدون مقدمه سوال کرد "آیا شما هم در زندانج اسلامی مورد تجاوز قرار گرفتهاید؟". اساسا چه کسی به اینها اجازه وصلاحیت اینکاررا تحت عنوان دیالوگ داده؟ تفکرحاکم براینها بخشا از تفکرمرد سالارانه پیروی میکند. اینها به عنوان زن فمینیست به فحاشی مردانه به زنان در درون جلساتشان مشغولند .در پایان ضروری میبینم در پاسخ آندسته از حقوق بشریها که تصور میکردند با آغوش بازاز طرف زندانیان در سمیتار یوبیبوری مواجهه بشوند بگویم که طبیعی است که ما نه تنها گل تقدیمی ارگانهای خود باور حقوق بشری را به طرفتان پرتاب خواهیم کرد، بلکه اگر سنگی به دست داشته باشیم به یاد و پیروی از رفقای جانباخته مان که از جان خود گذشتند به طرفشان پرتاب خواهیم کرد. جای کسانی که هنوز پس از گذشت بیش از سی سال متوهم به جهان وحشی مینگرند وتفاوت دوست ودشمن را نمیدانند درمیان ما نیست.
سیروس کار , دسامبر 11, 2011
...
0
این تشکیلات زندانیان سیاسی سوِئدی وظیفه اش چیست ؟
میخواهد روی افکار عمومی سوِید کار کند ؟
میخواهد در ایران انقلاب کارگری راه بیندازد ؟
خلاصه وظیفه دمکرانیک یا سوسیالیستی دارد ؟
ali , دسامبر 11, 2011
...
0
albate ke gardanandegan in seminar ke kod az bonyangozaran in majmoe hastan bishtar az har kasi dar mord ravan jari emor seminar haghe ezhare nazar darand dar sani porsesh sasli in ast ke chera va be che dalil ashkasi ke fekr mikonand tamayol be rast dar seminar 4 ghavi bode an ra ta kode goftegoha kesh midehan ba anke midanand anaser goftegoha na omoman balke kososan ham taaloghi be rast nadaran pas vaz bedingone ast dostan ebteda mazor kod az rast ra tashrih konand 2 tozi bedehan chera yak tarafe be qazi rafte va masaeli ra ke mishavad bedon janjal hal kard ba janjal haman jav sazi kodeman saei dar hale an daran ..........be nazar miresad manzor anha be tore kili nashiane kode goftegohast pishnahad mishavad baraye chizi ke ziad ham babat an zahmat nakeshideheid araq narizid kami ham kodetan besazid
1 , دسامبر 12, 2011 | url
...
0
doste mohtaram nader goftegoha ba sarmaye dari sazeshi nadarad magar shoma az sazesh va reformism tarif moayani dashte bashid lotfan tavahom zaei nafarmaeid
1 , دسامبر 12, 2011 | url
...
0
url در کدام کتاب نوشته شده که حق یکنفر بیشتر از حق دیگری است ، اگرچه که پیشکسوت باشد ؟ با کدام ترازو میتوان ارزش گذاری کرد؟ آیا ما نباید یاد بگیریم و یاد دهیم و جمعی فکرکنیم و نه به جای دیگران بیاندیشیم؟ من از پسرم که از و فرهنگ ، زبان ،کشور و نسل متفاوت هستیم گاهی چیز یاد میگیرم.آنوقت چطوربه خودت اجازه میدهی که یکیرا بردیگری مقدم بدانی؟ آیا با این تفکری که بر شما حاکم است یک گروه و جامعه ساکن نخواهد ماند؟ همانچیزی که برای دولتها اتفاق میافتد و مشکل اساسی با تسل جدید پیدا میکنند ومجبورند فقط سنگ خودشانرا به سینه بزنند؟ آخرش هم به صحرای کربلا میزنی و مردم را متهم به جنجال آفرینی میکنی. آیا تا به حال شنیدی این مثال معروف ایرانی "علی مانده وحوضش"؟ . بتابراین همانطوری که دریوتیبوری اتفاق افتاد سال دیگر مردم به خاطر ورود عناصر فرصت طلب اصلا نخواهند آمد. چون شما نمیتوانید به نمایندگی از زندانیان دهه شصت عمل کنید. در ضمن شما اگر با اسم معینی، مثلا با اسم همایون و یا مژده می آمدید وچیز مینوشتید بهتر بود ولی خجولانه این اسم را انتخاب کرده ایید که اسمی نامعلوم میباشد.
سیروس کار , دسامبر 13, 2011
...
0
بخشی از گفتگوی گزارشگران با همایون ایوانی از برگزار کنندگان به قرار زیر است:
با کمیته برگزارکننده گردهمایی سراسری طیف وسیع تری میتوانند همکاری داشته باشند. از فعالین سیاسی چپ، ..... تا فعالین حقوق بشر و یا ..... همچنین خانواده و بازماندگان همبندیان ما که توسط رژیم به قتل رسیده اند، به ویژه فرزندان آنان،
یکی از این فرزاندان، خانم شکوفه منتظری، دختر یکی از شهدای اکثریت است که در شهر کلن در جبهه سبزها فعال میباشد.
فواد , دسامبر 15, 2011
...
0
sirose aziz man anha ra mishenasam vali man na homayon hastam va na mojde gardanndegan an majmoe goftegoha ra be pish mibaran va na hedayat konande an bashand hedayat goftegoha bar ohde kesanist ke anha modaei kar dar jehat anha hastand yani edamshodegan va...........kode inke in betavand be sorat yek majmoe farham shavad va mored etemad ham bashad alave bar sedaghar va refaqat ham aknon tajrobe kasi ra niz lazem darad pas az in lahaz hade aqal gardanandegan olaviat daran dar sani refiqe aziz magar na inke har nefyi daraye yak vaje esbati niz hast ya bayad bashad kode to yak bar vaje esbati kolye naqd konandagan ra jam bazan yani bepors kob ke chi angah kahi did ke vaqan kot tane kist be gardanandagan in enteghad vared ast ke sadegi be karj dade va vazeit jadid va nie jadid harekat jomhori eslami ra kob tashkis nadadehand movafaq bashid
1 , دسامبر 15, 2011 | url

Write comment

smaller | bigger

busy
 
 
اعتراض حق شماست !!...........اعتراض حق شماست !!......اعتراض حق شماست !!