|
حتما شما هم به كررات عكس بالا را ديده ايد. اين عكس محل استقرار انقلابيون اكتبر را نشان مى دهد كه ساختمان " اسمولنى" خوانده مى شد. در همين ساختمان رهبران انقلاب اكتبر سخنرانى هاى بيشمار كردند و مهمترين تصميمات را براى اينده مردمشان گرفتند. به همين بهانه قصد دارم كمى از " اسمولنى" بگويم.
ميدانيد كه انقلاب شوروى در دو مرحله انجام شد. مرحله اول كه " بورژوا دمكراتيك" ناميده مى شد و طى آن حكومت سلطنته " تزار" برچيده شد و جايش را حكومتى متشكل از روشنفكران بورژوا و بوروكراتيك گرفتند كه " كرنسكى" در راس آن قرار داشت
پس از سقوط تزار ساختمانهاى مختلف شهر براى برگزارى شوراها و جلسات به اشغال كارگران و عموم مردم درآمده بود كه ساختمان " اسمولنى" در شمار همانها قرار داشت. به اسمولنى محل " سيرك مدرن" هم مى گفتند زيرا كه چند سالى بود در آنجا بخاطر دارا بودن سالن بزرگ، سيرك و نمايش هاى مهم انجام مى شد. اما بيشتر مردم آن جا را به نام " اسمولنى" مىشناختند.
پس از قيام فوريه ساختمان اسمولنى از سوى مردم به مركز " دفاع از قيام" و مبارزه با" ضد انقلاب" تبديل شده بود. از همان وقت بيشتر چهره هاى سرشناس انقلاب و قيام ، گذشته از اينكه به چه حزب سياسى وابسته باشند در آن محل گردهم مى آمدند. و به اين شكل ساختان اسمولنى روزى عملا تبديل به كانون انقلاب در اكتبر شد.
حكومت بورژوايى كرنسكى نه تنها نتوانست به وعده هاى خود ، حتى در حد استقرار دمكراسى و ازادى هاى اجتماعى وفا كند، بلكه دست به سركوب كسانى كه انقلاب را به ثمر رسانده بودند، يعنى كارگران و زحمتكشان و شوراهايشان .
در ماه اوريل همان سال كه لنين با قطارى به پطرزبورگ رسيده بود بمجرد پياده شدن از قطار و در سخنانى شعار " همه قدرت بدست شوراها" را سرداد و عملا به كارگران فراخوان داد كه " حالا نوبت شماست" .
مرحله دوم انقلاب شوروى كه خصلتى سوسياليستى داشت پس از سخنان لنين در ماه آوريل شروع شده بود كه تمامى طرح ها و نقشه هاى مرحله دوم انقلاب در اسمولنى بررسى مى شد. بطوريكه از آن پس آن ساختمان از سوى توده ها براى جلوگيرى از تهاجم حكومت " كرونسكى" محافظت مى شد.
ساختمان اسمولنى علاوه بر سالن بزرگ در طبقه همكف، در طبقات بالاتر داراى تعدادى اتاق بود كه از چند ماه مانده به انقلاب محل سكونت كسانى مانند " تروتسكى، استالين، زينوويف ، كامنف " و چند شخصيت سياسى مطرح آن دوران شده بود. لنين كماكان بطور مخفى در روستايى دور از شهر زندگى مى كرد كه تا انقلاب اكتبر چندين بار براى سخنرانى بطور ناگهانى به اسمولنى آمده بود و پس از پايان سخنانش بسرعت هم آنجا را ترك كرده بود.
اوايل سپتامبر دولت " كرنسكى " مانند همه حكومت هاى بورژوا كه در استانه سقوط هستند بيكباره مدافع حقوق ديگران شد و درخواست ايجاد پارلمانى متشكل از همه احزاب كرد. لنين بخوبى ميدانست كه اينها تنها حربه هايى است كه بورژوازى در نفس هاى آخرش به ان مى اويزد و به اسمولنى پيام داد كه "پارلمان را تحريم مى كنيم". در خواست تحريم از سوى لنين موجب واكنش منفى بسيارى شد. آنها اشكارا به لنين حمله و او را متهم به آنارشيست بودن مى كردند. بسيارى مانند زينوويف و كولينتاى چند سخنرانى شديد الحن بر عليه لنين انجام دادند . كولينتاى معتقد بود " قيام" در شرايط فعلى چيزى جز خودكشى دست جمعى نخواهد بود ( هر دو در استانه قيام به انقلاب پيوستند) . به اين ترتيب اكثريت حاضرين در اسمولنى خواهان لغو تحريم و شركت در پالمان اعتلافى كرنسكى شدند تا اينكه " استالين و تروتسكى" ( براى اولين بار در تاريخ اين دو چهره در كنار يكديگر سخنرانى كردند) با سخنرانى تاثير گذارى شعار " تحريم پارلمان" را سر دادند كه توانستند ورق را به نفع لنين برگردانند. لنين هم از پناهگاهش نامه اى به اسمولنى فرستاد و نوشت " آفرين رفيق تروتسكى، آفرين رفيق استالين ، ما كماكان طرفدار تحريم دولت بورژوازى هستيم".
اوضاع هر چه به اكتبر نزديك تر مى شد انقلابى تر مى گشت. ديگر مدتها بود كه بدون وقفه از ساختمان اسمولنى صداى فرياد بگوش مى رسيد. صداى بحث هاى پايان ناپذير كه در تمامى ساعات شبانه روز بدون وقفه ادامه داشت. كرنسكى كه خطر را در نوك بينى اش حس مىكرد از ترس پيوستن ارتش به انقلابيون دستور حركت ارتش به خارج از شهر را صادر كرد و اسمولنى بلافاصه به مردم هشدار داد كه كرنسكى با تخليه شهر در صدد تسليم آن به اشغالگران است. اين اتفاق بهترين چيزى بود كه مىتوانست به نفع بلشويك ها تمام شود. لنين بسرعت در نامه اى درخواست كرد كه " براى حفظ شهر از خطر اشغال بيگانگان بايد كميته نظامى انقلابى ايجاد شود" . هوش و ذكاوت لنين باز هم از فرصت هاى طلايى استفاده كرد و بدين وسيله نطفه ارتش مسلحى در درون ساختمان اسمولنى بسته شد كه چند هفته بعد جمهورى شوراها را بنيان نهاد. نكته ظريف اينجا بود كه اقدام نظامى از سوى بلشويك ها فقط از سوى دولت مورد مخالفت قرار نداشت، بلكه بسيارى از چپ ها و كمونيستها كه در احزاب ديگر بودند هم به همان اندازه مخالف اقدام نظامى بر عليه كرنسكى بودند كه بوخارين و كولنتاى از فعال ترين شخصيت ها در اين ارتباط بودند.
يكروز پس از ايجاد " كميته نظامى" ، يعنى دهم اكتبر، لنين به اسمولنى آمد و در جلسه بلشويك ها شركت كرد ، او در آنجا براى اولين بار و بطور مشخص درخواست " شروع قيام" را طرح كرد. رهبران حزب پس از شور با ده راى موافق و دو راى مخالف به " قيام" راى مثبت دادند. بلافاصله اولين " دفتر سياسى حزب" هم انتخاب شد كه لنين، استالين، تروتسكى، بوبنوف، سوكولينكوف و كامنف به عضويت آن درامدند. پس از پايان جلسه صداى سرود و غريو شادى از طبقات بالايى اسمولنى شروع شد در حالى كه بسيارى دقيقا نمى دانستند در آن بالا چه تصميماتى گرفته شده بود.
اسمولنى ديگر به محل تبادل اخبار و گزارشات تبديل شده بود. نمايندگان شوراهاى كارگرى و كارخانجات بطور دائم گزارشات خود را به آنجا مى اوردند و سالن مركزى آن بدون وقفه شاهد سخنرانى هاى گوناگون بود. سوخانف در كتاب خاطراتش مى نويسد " ديگر همه ما شب و روز را از ياد برده بوديم. گوشهايمان از شدت شندين غريو فريادها گرفته بود. وقتى تروتسكى نوبت به خطابه پيدا مى كرد سالن جاى سوزن انداختن نداشت و فقط فرياد بود و فرياد".
جلسه مخفى بلشويك ها كه در طبقات بالاى ساختمان جريان داشت زمان انقلاب را " بيست اكتبر" تعيين كرده بود. دو نفر مخالف انقلاب ( زينوويف و كامنف) كه ديدند نمى توانند جلوى قيام را بگيرند به اعتراض اسمولنى را ترك كردند و به سمت روزنامه " گوركى " رفتند و تمام وقايع را در آنجا بطور علنى نوشتند و منتشر كردند. لنين آنقدر از اين حركت عصبانى شد كه دستور داد بلافاصله هر دو را از حزب اخراج كنند. اما به خواست لنين توجهى نشد و استالين كه در آن زمان سردبير نشريه بلشويك بود بلافاصله تلاش كرد كه انان را دوباره به حزب برگردانده و تلاشى اشتى جويانه را شروع كرد كه حوادث و شتاب طوفانى انقلاب همه چيز را به فراموشى سپرد. آن دو نه تنها از حزب اخراج نشدند بلكه براى ده سال در بالاترين منصب حزب حضور داشتند. لنين هم ديگر هيچوقت به آن روز اشاره اى نكرد. اما تروتسكى در هفت سال بعد و زمانى كه اختلافاتش با حزب به اوج رسيده بود تمام وقايع آن روز را در كتابى منتشر كرد.
بيستم اكتبر هم گذشت اما شرايط براى انقلاب مهيا نشد تا اينكه كرنسكى در 23 اكتبر بناگه نشريه " رابوچى پوت ( راه كارگر) " كه ارگان رسمى بلشويك ها بود را تعطيل و محل آن را " لاك و مهر " كرد. خبر كه به اسمولنى رسيد دختر كارگرى كه در آنجا حضور داشت از ميان جمعيت فرياد زد" حزب دستور بدهد خودمان لاك و مهر را مى شكنيم ، روزنامه را منتشر مى كنيم و مسلحانه از آن حفاظت مى كنيم". جمله دختر گمنام دهان به دهان به لنين رسيد و او هم گفت " اقدام كرنسكى به منزله شروع جنگ است. قيام را از همين فردا شروع كنيد" . خبر به اسمولنى رسيد، تروتسكى بلافاصله ارتش انقلاب را بسيج كرد. شبانگاه دوباره پيكى از جانب لنين آمد او نوشته كوتاهى در دست داشت كه اينچنين نوشته شده بود" همين امشب شروع كنيد، يا امشب ، يا هيچوقت ..... ايليچ" .
انقلاب شروع شد.
ساختمان اسمولنى از آن پس مركز مهمترين تصميمات انقلاب شد. لنين از پناهگاهش خارج و به اسمولنى نقل مكان كرد و مراحل تسخير دژهاى دشمن در دورافتاده ترين نقاط روسيه را رهبرى كرد. از آن پس اين صداى لنين بود كه ديوارهاى اسمولنى را مى لرزاند. صداى مردى كه توانست با بينش عميق ، هوش سياسى سرشار و تيزبينى و جرات بى نظيرش براى اولين بار در تاريخ بشر پرچمى كه رنگ آن برگرفته از رنگ خون قرنها سركوب طبقه كارگر بود بر خاك كشورى كوبيده شود.
زنده باد انقلاب
زنده باد انقلاب
زنده باد انقلاب
Comments
 |