امروز: جمعه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۱
 
  پنل گروهها / امکانات
 
سربلند: سينماى احمد شاملو PDF چاپ نامه الکترونیک

احمد شاملو، شاعر پراوازه و بزرگ ايران. كسى كه توانست شعر " نيمايى" را آنچنان غنى ببخشد كه خالق آن " نيما يوشيج" را در سايه خود قرار دهد و شعر نو " شاملويى" را جانشينش كند. 

شاملو در عين اينكه شاعر بزرگى بود اما يك انسان بود و مانند همه انسانها سرشار از نقاط قوت و ضعف. او هرگز با ارتجاع سازش نكرد اما  قدمى هم  در راه نابودى ارتجاع برنداشت، او هيچگاه حاضر نشد به جمهورى اسلامى مشروعيت ببخشد و از سويى ديگر هيچگاه حاضر نشد كه در برچيدن آن نظام فاسد و ارتجاعى با مردم همگام شود. شاملو در برابر زورگويى هاى رژيم شجاع و اما در برابر اظهار نظراتش بشدت محافظه كار بود.

 

بتازگى مقاله اى بنام " نظر شاملو در مورد دوم خرداد" در سايتهاى اينترنتى توجه ام را جلب كرد. در آنجا شاهد نظرات روشن و راديكال شاملو در مورد جناح هاى رژيم بودم. او بدرستى همه آنها را يك كاسه ديده بود و بر ارتجاعى بودن همه آنها صحه گذاشت. اما سئوال اصلى اينجاست كه چرا او بايد اين نظرات را در محفلهاى فاميلى و در چهارچوب اتاقهاى دربسته عنوان مىكرد؟ اينكه در مورد رژيم چنان مواضعى داشت در خور ستايش و تقدير است اما چه ربطى به مردم و مبارزاتشان دارد؟ شاملو كجا و چه موقع همين نظرات راديكالش را عنوان كرده بود؟ او از افشاى  دوم خرداد گفت و اما نگفت چرا اين نظرات را در همان زمان كه مردم فريب آنها را خورده بودند عنوان نكرد؟ در ان سالهايى كه بقول خرسندى " مغز ملتى گم شده بود" و بيست مليون براى خاتمى هورا كشيدند  اظهار نظر كسى مانند شاملو مىتوانست  تاريخ سياسى ايران را ورق بزند اما او سكوت كرد و كلامى بر زبان نراند. اگر هشت سال ملتى دربه در خاتمى ها شدند بعلت اين بود كه روشنفكران برج عاج نشين ما كه كلامى از آنها ممكن بود معادلات سياسى را برهم زند اما سكوت و مصلحت طلبى كردند. در حالى كه بسيارى در طول اين سالها اگاهانه خطر كرده بودند اما شاملو در كنج خانه نشست و درگوشى رژيم را افشا كرد!.

از همين رو نمىتوان صفت " مبارز" را با صراحت براى  شاملو استفاده كرد. او شاعرى توانا و روشنفكرى آزاد انديش بود كه هيچگاه بخدمت ارتجاع در نيامد، اما مبارز نبود زيرا صفت " مبارز" به  كسى اطلاق مىشود كه نظرات انقلابى اش را در جامعه ترويج داده و در مقابل توهمات و اشتباهاتى كه توده ها در روند مبارزه خود دچارش مىشوند سكوت نكند. اينكه شاملو ديدگاه هاى راديكال و خوب در مقابل ارتجاع داشت قابل تقدير و ستايش است اما از ياد نبريم كه انسانهاى زيادى بودند كه اين نظرات را حتى بمراتب محكمتر و دقيقتر از شاملو  داشتند و فقط  در اتاقهاى در بسته عنوانشان نكرده بلكه  با صداى بلند فريادش زدند. آنها  انسانهاى والا و بزرگى بودند كه بسيارى از آنها ديگر بين ما نيستند. 

امروز " شاملو" تبديل به متاعى گشته كه هر كسى مى خواهد از ان سودى ببرد. همان كسانى كه روزى در هنگام سخنرانى اش  در مقابل دانشگاه تورنتو تجمع كرده بودند و او را بجرم زندگى در ايران و پناهنده نشدنش " مزدور ، پاسدار سياسى و عامل جمهورى اسلامى" معرفى مى كردند امروز برايش مراسم هاى بزرگداشت برپا مى كنند!. هر كسى نفعى در اين بازار مكاره دارد، يكى بدنبال فروش فيلم و تهيه بودجه پشت شاملو سنگر مى گيرد و ديگرى براى مطرح كردن گروه و دسته و انجمن اش، و در اين ميان تنها چيزى كه گم شده همان " شاملو" است.

از همين رو آنان تلاش دارند از شاملو چهره اى تك بعدى وانسانى بدون عيب و خطا و الهى تصوير كنند، هيچ كسى اشاره نمى كند كه چرا شاملو نسبت به زنان اينقدر بى تفاوت بوده و در تمامى اشعارش رد پايى از " زن" و حقوقش نمى بينيم؟ چرا " زن" براى شاملو فقط در شكل همسرش " ايدا" تعريف مى شود؟ آنها نمى پرسند زيرا براى مقاصد شخصى خود از يك او اسطوره درست كردند. چرا كه وجود حواريون همواره به وجود اسطوره ها گره خورده است.

شاملو كسيست كه در اين ساليان و بخصوص پس از مرگش در موردش زياد گفته و نوشته شده است، ولى  تنها در جهان سوم شاهديم كه روشنفكران برخلاف خواسته خود و توسط مريدان و هوادارانشان از عناصر زمينى به موجودات و اسطوره هايى دست نيافتنى تبديل مى شوند. اسطوره هاى مقدسى كه تنها بايد ستايششان كرد كه در غير  اينصورت مرتكب  گناهى نابخشودنى شده و مستوجب مجازاتى سخت، مجازاتى كه عموما از سوى حواريون آنها و همان كسانى كه فاقد كمترين انديشه اى از خود هستند اعمال مىشود.

 

    

با اين مقدمه به بخشى از زندگى هنرى شاملو خواهم پرداخت كه كمتر كسى از آن مى گويد كه آن بخش فعاليت هاى سينمايى اوست. حتى اگر بيوگرافى هاى منتشر شده از شاملو را هم مرور كنيم بندرت مى توانيم به اين قسمت از كارنامه هنرى اش دسترسى پيدا كنيم، اگر هم اين بخش را يافتيم اما از جزئياتش بى خبر خواهيم بود . خود شاملو هميشه از دوران سينمايى اش با تاسف يادكرده و كارنامه فعاليتش در آن دوران را به كل فاقد ارزش مىدانست. اما او هرگز منكر فعاليتش براى سينما نشده بود كه هواداران امروزى اش تلاش محو آن دوران را دارند. چرا كه نوشته هاى سينمايى شاملو نه تنها هيچ دفاعى را برنخواهد انگيخت، بلكه حتى ممكن است بر چهره او خدشه هم وارد كند.

ولى موضوع اصلى اينجاست كه اگر ما انسانها را نه پيامبر و قديس ، بلكه آدمهايى با نقاط مثبت و منفى بدانيم براحتى قادر خواهيم بود ضمن ستايش از يك عمر خدمتش به ادبيات مترقى  يك ملت اما نكات منفى آن را هم بازگو كنيم.

شاملو هر گاه در مورد " سينما" از او سئوال ميشد كل ان را مورد مسخره و استهزا قرار مىداد.از نگاه او سينما چيز مسخره اى بيش نبود و در بسيارى مواقع با نفرت از آن ياد مىكرد. او در مصاحبه اى با مجله فيلم ( شماره 68، شهريور 67) دوران فيلمنامه نويسى خود را " دوران اسارت" نام گذاشت. دورانى كه سبب شد شاملو تا آخر عمرش نسبت به سينما بدبين شده و هرگز سخنى از آن بر زبان نراند.

 شاملو گذشته از شعر و نويسندگى براى مدتى هم به سينما رو كرد و چندين فيلمنامه نوشت. او زمانى به سينما رو كرد كه در عرصه هنر و شعر نامى شناخته شده بود. او در آن زمان سردبير چندين نشريه هنرى معتبر و همچنين كتابهاى با ارزشى را ترجمه كرده بود.

 با مرور به تاريخ سينماى ايران بارها با نام " شاملو" مواجه مى شويم كه  برخى از فيلمهاى ساخته شده با نامش گره خورده اند. فيلمايى كه بدليل بى محتوا بودن و عدم  وجود شاخص هاى هنرى در آن  به " فيلمفارسى" يا سينماى تجارى معروف هستند. با مرور به كتابهاى سينمايى با ده فيلمنامه و يك كارگردانى روبرو خواهيم شد كه به نام احمد شاملو در سينماى ايران ماندگار شدند.

   

اولين فيلمنامه نوشته شده توسط  شاملو در اواخر سال 1339 درحالى كه 35 سال داشت موجب ساخت فيلمى بنام " اول هيكل" به كارگردانى " سيامك ياسمى" و بازى " پوران،  ملك مطيعى و تقى ظهورى " شد. ماجراى فيلم حكايت تكرارى فقر و ثروت را به شيوه داستانهاى هندى روايت مىكرد. راننده فقيرى كه براى كمك به دختر فقير ديگرى او را به مرد ثروتمندى معرفى مىكند و ......

 

فيلمنامه بعدى شاملو در سال 1342 منجر به ساخت فيلم " تارعنكبوت" با بازى " ايرج قادرى و هوشنگ كاووسى" شد. از اين فيلم در چند شماره از مجله " سياه و سپيد" تعريف شده بود. منتقدين آن دوره اعتقاد داشتند كه آن فيلم از جمله ساخته هاى خوب ان سالها بود. موضوع فيلم در مورد زندگى دخترى مباشد كه با اشنايى با مردان ثرتمند از آنها كيف زنى مىكند كه با آشنايى با جوانى عكاس قصد دارد زندگى خود را تغيير دهد ولى در پايان در حادثه تصادف اتوموبيل كشته مىشود.

 

در همان سال ( 1342) احمد شاملو با نگاشتن فيلمنامه اى براى " ناصر ملك مطيعى" فيلم " مردها و جاده ها " را رقم زد. فيلمى از جنس سينماى جاده اى كه حكايت راننده لوطى است كه در مسير كارش با فاحشه اى اشنا شده و سرانجام اب توبه بر سرش مىريزد او را به همسرى مىپذيرد. در همان سال كه احمد شاملو چنين فيلمنامه بىارزشى را در كارنامه خود ثبت كرد سينماى ايران شاهد زلزله اى در سينماى متفاوت بود . " مجيد محسنى" با نوشت فيلمنامه و كارگردانى فيلم " پرستو ها به لانه باز مىگردند" سينما رو ها را شوكه كرد  و تا مدتها بسيارى از فيلمهاى ديگر را تحت تاثير قرار داده بود.

 

در همان سال شاملو فيلمنامه ديگرى را نوشت كه بر اساس آن فيلم " دختر كوهستان" ساخته شد. فيلم  ماجراى عشق دو دختر فقير و ثروتمند به يك پسر جوان در دهكده اى دور افتاده است. داستانى ضعيف و قصه اى مبتذل

 

سال 1343 شاهد فيلم ديگرى هستيم كه شاملو فيلمنامه آن را نگاشته بود. فيلم " نيرنگ دختران" به هنرپيشگى ايرج قادرى و كارگردانى سعيد نيوندى. باز هم حكايت ماجرايى عشقى كه بدرد همان سينماى گيشه پسند و تجارى آندوره مىخورد.

 

اواخر سال 1343 باز هم سينماى ايران با  شوكى روبرو شد. فيلمنامه فوق العاده " جلال مقدم" و كارگردانى محكم " فرخ غفارى" فيلم " شب قوزى " را به سينماى ايران تقديم كرد. فيلمى با كارگردانى خيره كننده و بازى هاى درخشان. در همان ايام احمد شاملو يكى از بدترين كارهاى قلمى خود را در كارنامه اش ثبت كرد كه فيلم " بن بست" به كارگردانى" ميرصمدزاده" بود. فيلمى از نوع پليسى جنايى كه در همان دوره خودش هيچ حرف تازه اى براى گفتن نداشت و توجه اى را برنيانگيخت.

 

سال 1344 فيلمنامه ديگرى از احمد شاملو فيلم " داغ ننگ" را رقم زد. شاملو خود كارگردان فيلم هم بود. در همان دوره اشعار شاملو مرتب چاپ و منتشر مىشد. بسيارى اصرار داشتند كه  فيلمنامه هاى شاملو خوب است و كارگردانها قادر نيستند كه دين خود را به فيلمنامه ادا كنند. اما اين فيلم كه توسط خود شاملو كارگردانى شد نشان داد كه اثار سينمايى شاملو هرگز جوهر قابل تاملى در خود نداشت كه بتواند به حادثه اى ماندگار در سينماى ايران تبديل شود. " داغ ننگ" با بازى ايرج قادرى و ناصر ملك مطيعى بازهم  در خصوص عشق هاى سطحى و عوام پسندى بود كه اينبار دخترى را عاشق خلبان هواپيماى سقوط كرده اى مىكند كه حافظه خود را از دست داده.

 

در همان سال باز هم فيلم " همه سر حريف" به كارگردانى فاضلى و فيلمنامه شاملو را داريم . فيلمى سطحى و بسيار مبتذل. آن فيلم همزمان با فيلم " گنج قارون" بروى اكران رفت كه از همين بابت شكست سنگينى را متوجه سرمايه گذارانش كرد

 

در سال 1345 شاملو به همراه ساموئل خاچيكيان فيلمنامه " بى عشق هرگز " را نگاشت كه توسط خاچيكيان  كارگردانى شد. فيلمى با داستان پليسى و حادثه اى كه بيشتر تاثير گرفته از تجربيات خاچيكيان بود تا شاملو

 

سال 1345 آخرين تلاش احمد شاملو در سينما با نوشتن فيلمنامه " فرار از حقيقت" رقم زده شد كه توسط ناصر ملك مطيعى ساخته شد. آن فيلم هم مانند ديگر نوشته هاى سينمايى شاملو چيز جالبى در خود نداشت و در حد همان ساخته هاى فيلمفارسى ماند.

 

متاسفانه ارائه كارنامه سينمايى شاملو همواره  به هدف  بى اعتبار كردن او مورد استفاده قرار گرفته است. هرجا كه خواستند او را بكوبند از فعاليتهاى سينمايى اش ياد كردند. اما واقعيت ديگرى هم است كه مىخواهد بگويد مردان بزرگ عرصه ادب و فرهنگ يك كشور هم مىتوانند اشتباه داشته باشند. ما بايد ياد بگيريم كه هيچ انسانى بى عيب و نقص نيست. همه در روند تكاملى خود را اصلاح مىكنند و آنچه كه ارائه مىدهند حاصل شكستها و پيروزى هايشان است.

  درست شناساندن مردان بزرگ، همانگونه كه بودند،  مىتواند سبب شكوفايى و خلاقيت جوانها شود. جوانها بايد ببينند بسيارى از كسانى كه امروز اسطوره هايى دست نيافتنى شدند روزى مانند همانها آزمون و خطا كردند و دست به كارهايى زدند كه استعدادش را نداشتند. آنها انقدر تمرين كردند تا توانستند به فرم دلخواه خود رسيده و در راه اعتلاى فرهنگ ملتى خدمت كنند.

 

كارنامه سينمايى شاملو تنها بخشى از فعاليت هنرى اش است كه هرگز نمىتواند بىاعتبارش كنند، زيرا او اعتبار ادبى اش را از اشعارش ، كتابهاى جمعه ، سردبيرى نشريات مهم و متعبر ادبى  بدست آورده كه آنها  آنقدر درخشان هستند كه براحتى  ضعفهاى هنرى اش را در سينما بپوشاند.

يكى از كارهاى بزرگ شاملو در عرصه ادبيات ترجمه دوباره رمان " دن آرام"( شولوخوف) بود كه نام او را براى ابد بر تارك ادبيات ايران درخشان نگه مىدارد.

 

يادش گرامى

 

منبع سينمايى مورد استفاده:

جلد اول و دوم كتاب " فرهنگ فيلمهاى  سينمايى ايران" نوشته جمال اميد

 

سايت رسمى احمد شاملو

 

سربلند  29  جولاى 2005

 

Comments (4)

Subscribe to this comment's feed
...
0
با درود به سربلند خیل عالی بود. دستت درد نکند
خواننده سایتj , ژوئیه 17, 2011
...
0
Rafighe aziz sarboland, comente va maghalatan besyar roshangarane va agahgah dahandeh bood. shoma behkoobi shakhsiyate ahmad shamloo ra as nazare dialectiki mored tagziye va tahlil gharar dadeheed .
ba omide piroozi
farhad
fathad , ژوئیه 18, 2011 | url
...
0
ba dorood be shoma
سربلند , ژوئیه 18, 2011
...
0


سر بلند عزیز : کوتاه و گویا و آموزنده بویزه برای نسل نوین

بر گرفته از متن

ما بايد ياد بگيريم كه هيچ انسانى بى عيب و نقص نيست. همه در روند تكاملى خود را اصلاح مىكنند و آنچه كه ارائه مىدهند حاصل شكستها و پيروزى هايشان است.
درست شناساندن مردان بزرگ، همانگونه كه بودند، مىتواند سبب شكوفايى و خلاقيت جوانها شود. جوانها بايد ببينند بسيارى از كسانى كه امروز اسطوره هايى دست نيافتنى شدند روزى مانند همانها آزمون و خطا كردند و دست به كارهايى زدند كه استعدادش را نداشتند. آنها انقدر تمرين كردند تا توانستند به فرم دلخواه خود رسيده و در راه اعتلاى فرهنگ ملتى خدمت كنند.
behzad , ژوئیه 19, 2011 | url

Write comment

smaller | bigger

busy
 
 
اعتراض حق شماست !!...........اعتراض حق شماست !!......اعتراض حق شماست !!