|
موضوع از فرط تكرار به ابتذال رسيده. جمهورى اسلامى بنابر ماهيت طبقاتى و جنايتكارانه اش دست به سركوب ميزند و اپوزسيونش بلافاصله از طريق كليك بروى چند شاسى و ساخت يك فرم براى امضا اقدام به مقابله ميكند. كار هم خيلى اسان است. فقط كافى است بروى يكى از اين انواع ليست امضاهاى پايان ناپذير كليك و نام خود را به آن اضافه كرده و اينچنين بدون اينكه هيچ هزينه اى متحمل شويد خود را به تظاهرات هاى اينترنتى كاملا بى دردسر برسانيد.
در اينگونه ليست ها، امضا كننده اصولا متعهد به هيچ چيزى نيست. نه قرار است از وقت و جانش مايه بگذارد و نه از پول و امكاناتش. فقط كافى است چند كليك كرده و نامش را زير انواع و اقسام نامها ثبت كند و احتمالا به اين عمل فوق العاده انقلابى اش درود بفرستد!! . اما آخرش چه؟ چند ليست ديگر؟ چند امضا ديگر؟ زير چند نامه سراسر از انحراف را بايد امضا كرده تا اوضاع عوض شود؟ ايا تاكنون اين امضاها به نتيجه اى هم رسيده؟ ايا اين ليست هاى كيلويى تا بحال منجر به ايجاد يك اتحاد عمل پرقدرت و تاثيرگذار هم شده؟ هرگز. فقط يكسرى اسامى تكرارى و هميشگى كه صفحات كامپيوتر را با ميدان اصلى ميارزه طبقاتى اشتباه گرفته اند به هر بهانه اى و مدام نامشان را اينجا و آنجا پرت ميكنند. اسم اين كار را هم ميگذارند " مبازره بر عليه جمهورى اسلامى"!!( استثناعاتى هم وجود دارد و نميتوان در اين مورد يك حكم قطعى داد، چه بسا نام رفقايى در اين ليست ها وجود دارد كه هيچ نگاه كاسبكارانه اى به مسئله ندارند. اما در مقاله به قائده اشاره ميشود و نه استثنا )
آيا تعجب آور نيست كه چرا جمهورى اسلامى پس اين همه امضا بازى ها هنوز پابرجاست ؟! . آيا نبايد شك كرد كه از نظر جمهورى اسلامى اينگونه مبارزات اينترنتى بهترين شكل مقابله با اوست و آرزو ميكند كه تا ابد مبارزات مخالفينش در اينترنت جريان داشته باشد و هيچگاه به كوچه و خيابانها نكشد؟
اين " ليست سازى " هايى كه چند سالى است در اينترنت رواج پيدا كرده، گذشته از مقاصد شخصى و گروهى سازندگانش، سبب ترويج نوعى خمودگى و پاسيفيسم نوين درون جنبشى شد كه از سالها پيش بايد از پيله خود بيرون مى آمد و خود را به مبارزات توده ها پيوند ميزد. اما همين " امضا زارها" عملا سدى در مقابل اين خروج شدند. تا حدى كه امر به امضاگذارها مشتبه گرديده كه با گذاشتن نام خود ( غالبا مستعار!!) بزير صفحه اى فاقد كوچكترين ضمانت اجرايى و تعهد، به منتهى عليه وظيفه انقلابى خود عمل كردند و بدينسان عملا مروج نوعى از بى خطرترين شكل مبارزه بر عليه جمهورى ميشوند. مبارزه اى كه لازم به هزينه كردن هيچ چيزى نيست. نه "ليست گذار" خود را متعهد به عملى اجرايى ميداند و نه " امضا گذار" ، چرا كه هر دو طرف بنوعى وارد يك معامله پاياپاى شده و سهم خود را از اين داستان گرفته اند. " ليست گذار" قادر شده سايت، نشريه و سازمانش را مطرح كند و امضادهنده هم بدون هيچ دردسرى نامش را پلاكارد كرده و از خود يك چهره انقلابى ترسيم ميكند. بدون اينكه هيچ كدام به طرف مقابل و در كل در مقابل توده ها خود را متعهد به اقدامى عملى در راستاى همانچيزى كه امضا كردند بدانند. ميتوان امتحان كرد. فقط كافى است براى همان موضوع ليست امضا ،يك آكسيون اعتراضى در يكى از شهرهاى امن و خوش اب و هواى اروپا برگذار كرده و آنهايى را كه امضا داده اند را دعوت به حضور كرد. ببينيد چند نفر خواهند آمد؟ ببينيد چند امضا دهنده حاضر است سختى سفرى چند ساعته را تحمل كند؟ ببينيد چند نفر حاضر است مبلغى از پولش را صرف حضور در اين آكسيون كند؟ دانستنش خيلى سخت نيست. بارها و بارها نمونه اش را ديده ايم. حتى 30 نفر از 300 امضا دهنده نخواهند آمد!!.يكى مرخصى ندارد، يكى كلاس دارد، ديگرى فرزندش را بايد به كلاس ويولون ببرد، آن يكى پول قطار ندارد، ديگرى ناگهان سرما خورد و آن يكى .........
ليست سازى ها گذشته از اينكه بنوعى مروج مبارزه مسالمت آميز و ارام در مقابل جمهورى اسلامى بوده و ديگران را به پشت كامپيوتر نشينى عادت ميدهند، اما نتايج مخرب مهمترى هم دارند كه اثراتش براحتى زدوده نخواهد شد.يكى از اين خطرات همان " آميختن مرزهاى طبقاتى و خطوط مبارزاتى " است. ليستى در اعتراض به مسئله اى ساخته ميشود و هر كسى و با هر گرايشى زير آن امضا ميكند. در اينگونه ليست ها خطوط سازش و مبارزه كاملا مخدوش ميشود . خواهيم ديد كه نام زندانى سياسى در كنار ساواكى بازنشسته قرار گرفته است. نام عضو فلان سازمانى كه خود همدست رژيم در قتل و ازادانديشان بود در كنار قربانى همان سياست مينشيند و جايگاه قاتل و قربانى، سازشكار و انقلابى ، و ازاديخواه و سركوبگر درهم آميخته ميشود. در اينگونه " امضازارهاى" بي درو پيكر بارها شاهد بوديم كه نام كسى كه خود در دوره اى از سركوبگران بنام دانشجويان بوده در كنار نام دانشجوى سركوب شده قرار ميگيرد كه تمام اينها اثراتى از خود بجا خواهند گذاشت كه زدودنش شايد محال بنظر برسد، چرا كه اينگونه " ليست سازى " ها معمولا از سوى غيرمسئول ترين اشخاص كه تنها يك سايت اينترنتى را دارند پى گرفته ميشود ، كمااينكه ما هيچگاه نميبينم كه جريانات سياسى كه خط سياسى مشخصى داشته باشند دست به اينگونه درهم سازى هاى مخرب بزنند.
ممكن است بگويند كه همين " ليست " ها سبب نزديكى و يا اتحاد عمل ميان طيف هاى مختلف سياسى ميشود. اما اينطور نيست چرا كه هيچگاه اين ليست ها به چنين اتحادى منجر نشد، حتى اگر هم منجر شود ابدا پايدار نخواهند بود و به فجيح ترين شكلش از هم خواهند پاشيد. چون لازمه هر اتحادى در درجه اول مشخص كردن مرزها و تفاوت هاست. اگر قرار باشد بدون هيچگونه مبارزه ايدئولوژيك و سياسى بر سر " خط درست" ، طيف هايى زير يك سقف جمع شوند و حتى مدتى با يكديگر سازش كنند اما سرانجام و در گره گاههاى اصلى مبارزه دوباره بر سر خطوط خود باز ميگردند و همين سبب تلاشى اتحاد عمل خواهد شد. تازه ترين نمونه اش " كازار زنان براى لغو قوانين " بود كه آن هم از يك ليست امضا شروع شده بود. عده اى بر سر يك موضوع مشخص متحد شدند و در ميانه راه تفاوت خطوط سياسى شان برجسته شد، بخشى از نيروهايش را از دست داد و سرانجامش به چيزى ختم شد كه اكثرا شاهدند. و يا جريان " اتحاد انقلابى " كه همه پروسه اش را بياد داريم و نتيجه اش تنها عرق شرم بر پيشانى مينشاند. بلاخره روزى ياد خواهيم گرفت كه ميان توافق و اتحاد ، به اندازه زمين و اسمان فرق است!
ميگويند " اين خوب است كه در كارزارهاى مختلف ملت را با يكديگر متحد كنيم" . بله كاملا درست است اما اتحاد هم قوائد خود را دارد. مهمتر از هر چيزى جلو گذاردن " خط درست " در هر كارزارى است. در شرايطى كه همه نيروها، اعم از ارتجاعى و انقلابى در تلاش پيشبرد سياست خود هستند، نيروهاى انقلابى هم بايد در هر كارزارى خط درست را پيش رو بگذارند و صرف متحد كردن توده ها بر سر مسايل مختلف نبايد منجر بر تقويت خط سياسى نادرست شود. شايد در ظاهر خوب بنظر برسد كه كلى آدم براى نجات يك زندانى، ولو بر روى يك صفحه اينترنتى متحد شدند، اما بايد بياد داشته باشيم پس از فروكش كردن موضوع كه معمولا چند هفته بطول نميكشد، چه سياست درست و ماندگارى را از طريق اين كارزار منتقل كرديم؟ اينكه بايد از جمهورى اسلامى بخواهيم زندانى را ازاد كند، يا نهاد هاى امپرياليستى و يا توده هاى مردم از طريق انقلاب؟.
ليست امضا سازى هاى غير مسئولانه باز هم يك تفكر بسيار مخرب و خطرناك ديگرى را در ميان توده ها ترويج ميدهند و آن هم دامن زدن به اين توهم رايج كه ارگان هاى امپرياليستى دلسوز ازاديخواهان هستند. اگر دقت كنيد ميبينيد كه مخاطب تمامى اين ليست امضا ها يا رژيم است و يا نهادهاى ارتجاعى امپرياليستى نظير " ديده بان حقوق بشر، عفو بين الملل ، انجمن قلم و غيره " . بطوريكه هيچگاه نخواهيد ديد كه يكى از اين " ليست ها" توده ها را مورد خطاب قرار داده باشند.
نجات تنها از طريق فروپاشى كامل رژيم اسلامى بدست توده ها امكان پذير است و نه از راه التماس به ارگانهاى امپرياليستى. چرا كه همين ارگانها در زمانى كه منافع امپرياليستى شان حكم ميكرد مشوق و يار جمهورى اسلامى در كشتارهاى سياه دهه شصت بودند. در آن دوران كه دسته هاى صد نفرى در مسلخ جمهورى اسلامى جان ميباختند همه اين ارگانها سكوت اختيار كرده بودند. حتى همين امروز هم حاضر نيستند در موردش چيزى بگويند. سازمان عفو بين المل خود يكى از محركين اصلى جنايات بيشمارى در زئير و اوگاندا بود. بطوريكه نماينده اين ارگان حقوق بشر آمريكايى با انتشار سياسىو جهت دار ليست قتل عام هاى قبايل مختلف اوگاندا توانست براى مدتى نسل كشى خونين قبيله اى را رهبرى كند.
نهادهاى به اصطلاح حقوق بشرى كه اين ليست ها فوج فوج برايشان ارسال ميشود نه ميخواهند و نه ميتوانند سبب رهايى خلق هاى در زنجير جهان شوند. كمااينكه ديده ايم آنها اگاهانه اسامى مشخصى را تبليغ و ترويج ميكنند كه معمولا چهره هاى اصلاح طلب و رفرميست هستند. بطوريكه اگر همين فردا يك چريك كمونيست بدست جمهورى اسلامى بيفتد و زير شديدترين شكنجه ها قرار بگيرد ، تمامى اين ارگانها متحدانه سكوت خواهند كرد. چرا كه هيچ كمونيستى نميتواند منافع آنان را تامين كند.
اگر قرار است در مقابل وحشيگرى جمهورى اسلامى فراخوانى صادر شود بايد رو به توده ها و خلق هاى ايران باشد و آنها را تشويق كند كه با اراده و تشكل خود و با دستان پرقدرتشان اسرايشان را از زندانهاى جمهورى اسلامى بيرون بياورند. بياد داشته باشيم كه در سال 1357 همين خروش متحدانه مردم بود كه توانست بيكباره تمامى زندانيان سياسي را از بند رها كند و نه هيچكدام از نهادهاى بين المللى ديگر.
در انتها و براى رفع خستگى!
يك ليست امضا درست كنيد خطاب به توده هاى ايران. به ضرورت مبارزه مسلحانه به مثابه نهايى ترين شكل مبارزه در مقابل جمهورى اسلامى تاكيد كرده و از امضا گذاران بخواهيد كه متعهدانه امضاگذارى كنند و بعنوان يك انقلابى خود را در اختيار آن هدف قرار دهند. ببينيد چند نفر امضا خواهند كرد؟! فكر كنم بامزه باشد!
Comments
 |