امروز: جمعه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۱
 
  پنل گروهها / امکانات
 
سربلند: امضا زار PDF چاپ نامه الکترونیک

موضوع از فرط تكرار به ابتذال رسيده. جمهورى اسلامى بنابر ماهيت طبقاتى و جنايتكارانه اش دست به  سركوب ميزند و اپوزسيونش بلافاصله از طريق كليك بروى چند شاسى و ساخت يك فرم براى امضا اقدام به مقابله ميكند. كار هم خيلى اسان است. فقط كافى است بروى يكى از اين انواع ليست امضاهاى پايان ناپذير كليك و نام خود را به آن اضافه كرده و اينچنين بدون اينكه هيچ هزينه اى متحمل شويد خود را به تظاهرات هاى اينترنتى كاملا بى دردسر برسانيد.

در اينگونه ليست ها، امضا كننده اصولا متعهد به هيچ چيزى نيست. نه قرار است از وقت و جانش مايه بگذارد و نه از پول و امكاناتش. فقط كافى است چند كليك كرده و نامش را زير انواع و اقسام نامها ثبت كند و احتمالا به اين عمل فوق العاده انقلابى اش درود بفرستد!! . اما آخرش چه؟ چند ليست ديگر؟ چند امضا ديگر؟ زير چند نامه سراسر از انحراف را بايد امضا كرده تا اوضاع عوض شود؟ ايا تاكنون اين امضاها به نتيجه اى هم رسيده؟ ايا اين ليست هاى كيلويى تا بحال منجر به ايجاد يك اتحاد عمل پرقدرت و تاثيرگذار هم شده؟ هرگز. فقط  يكسرى اسامى تكرارى و هميشگى كه صفحات كامپيوتر را با ميدان اصلى ميارزه طبقاتى اشتباه گرفته اند به هر بهانه اى و مدام نامشان را اينجا و آنجا پرت ميكنند. اسم اين كار را هم ميگذارند " مبازره بر عليه جمهورى اسلامى"!!( استثناعاتى هم وجود دارد و نميتوان در اين مورد يك حكم قطعى داد، چه بسا نام رفقايى در اين ليست ها وجود دارد كه هيچ نگاه كاسبكارانه اى به مسئله ندارند. اما در مقاله به قائده اشاره ميشود و نه استثنا )

 آيا تعجب آور نيست كه چرا جمهورى اسلامى پس اين همه امضا بازى ها هنوز پابرجاست ؟! . آيا نبايد شك كرد كه از نظر جمهورى اسلامى اينگونه مبارزات اينترنتى بهترين شكل مقابله با اوست و آرزو ميكند كه تا ابد مبارزات مخالفينش در اينترنت جريان داشته باشد و هيچگاه به كوچه و خيابانها نكشد؟

 

اين " ليست سازى " هايى كه چند سالى است در اينترنت رواج پيدا كرده، گذشته از مقاصد شخصى و گروهى سازندگانش، سبب ترويج نوعى خمودگى و پاسيفيسم نوين درون جنبشى شد كه از سالها پيش بايد از پيله خود بيرون مى آمد و خود را به مبارزات توده ها پيوند ميزد. اما همين " امضا زارها" عملا سدى در مقابل اين خروج شدند. تا حدى كه امر به امضاگذارها مشتبه گرديده كه با گذاشتن نام خود ( غالبا مستعار!!) بزير صفحه اى فاقد كوچكترين ضمانت اجرايى و تعهد،‌ به منتهى عليه وظيفه انقلابى خود عمل كردند و بدينسان عملا مروج نوعى از بى خطرترين شكل مبارزه بر عليه جمهورى ميشوند. مبارزه اى كه لازم به هزينه كردن هيچ چيزى نيست. نه "‌ليست گذار" خود را متعهد به عملى اجرايى ميداند و نه " امضا گذار" ، چرا كه هر دو  طرف بنوعى وارد يك معامله پاياپاى شده و سهم خود را از اين داستان گرفته اند. " ليست گذار" قادر شده سايت، نشريه و سازمانش را مطرح كند و امضادهنده هم بدون هيچ دردسرى نامش را پلاكارد كرده و از خود يك چهره انقلابى ترسيم ميكند. بدون اينكه هيچ كدام به طرف مقابل و در كل در مقابل توده ها خود را متعهد به اقدامى عملى در راستاى همانچيزى كه امضا كردند بدانند. ميتوان امتحان كرد. فقط كافى است براى همان موضوع ليست امضا ،يك آكسيون اعتراضى در يكى از شهرهاى امن و خوش اب و هواى اروپا برگذار كرده و آنهايى را كه امضا داده اند را دعوت به حضور كرد. ببينيد چند نفر خواهند آمد؟ ببينيد چند امضا دهنده حاضر است سختى سفرى چند ساعته را تحمل كند؟ ببينيد چند نفر حاضر است مبلغى از پولش را صرف حضور در اين آكسيون كند؟  دانستنش خيلى سخت نيست. بارها و بارها نمونه اش را ديده ايم. حتى 30 نفر از 300 امضا دهنده نخواهند آمد!!.يكى مرخصى ندارد،  يكى كلاس دارد، ديگرى فرزندش را بايد به كلاس ويولون ببرد، آن يكى پول قطار ندارد، ديگرى ناگهان سرما خورد و آن يكى .........    

ليست سازى ها گذشته از اينكه بنوعى مروج مبارزه مسالمت آميز و ارام در مقابل جمهورى اسلامى بوده و ديگران را به پشت كامپيوتر نشينى عادت ميدهند،‌ اما نتايج مخرب مهمترى هم دارند كه اثراتش براحتى زدوده نخواهد شد.يكى از  اين خطرات  همان " آميختن مرزهاى طبقاتى و خطوط مبارزاتى " است. ليستى در اعتراض به مسئله اى ساخته ميشود  و هر كسى و با هر گرايشى زير آن امضا ميكند. در اينگونه ليست ها خطوط سازش و مبارزه كاملا مخدوش ميشود . خواهيم ديد كه نام زندانى سياسى در كنار ساواكى بازنشسته قرار گرفته است. نام عضو فلان سازمانى كه خود همدست رژيم در قتل و ازادانديشان بود در كنار قربانى همان سياست مينشيند و جايگاه قاتل و قربانى، سازشكار و انقلابى ،‌ و ازاديخواه و سركوبگر درهم آميخته ميشود. در اينگونه " امضازارهاى" بي درو پيكر بارها شاهد بوديم كه نام كسى كه خود در دوره اى از سركوبگران بنام دانشجويان بوده  در كنار نام دانشجوى سركوب شده قرار ميگيرد كه تمام اينها اثراتى از خود بجا خواهند گذاشت كه  زدودنش شايد محال بنظر برسد، چرا كه اينگونه " ليست سازى " ها معمولا از سوى غيرمسئول ترين اشخاص كه تنها يك سايت اينترنتى را دارند پى گرفته ميشود ، كمااينكه ما هيچگاه نميبينم كه  جريانات سياسى كه خط سياسى مشخصى داشته باشند دست به اينگونه درهم سازى هاى مخرب بزنند.

ممكن است بگويند كه همين " ليست " ها سبب نزديكى و يا اتحاد عمل ميان طيف هاى مختلف سياسى ميشود. اما اينطور نيست چرا كه هيچگاه اين ليست ها به چنين اتحادى منجر نشد، حتى اگر هم منجر شود ابدا پايدار نخواهند بود و به فجيح ترين شكلش از هم خواهند پاشيد. چون لازمه هر اتحادى در درجه اول مشخص كردن مرزها و تفاوت هاست. اگر قرار باشد بدون هيچگونه مبارزه ايدئولوژيك و سياسى بر سر " خط درست" ، طيف هايى زير يك سقف جمع شوند و حتى مدتى با يكديگر سازش كنند اما سرانجام  و در گره گاههاى اصلى مبارزه دوباره بر سر خطوط خود باز ميگردند و همين سبب تلاشى اتحاد عمل خواهد شد. تازه ترين نمونه اش " كازار زنان براى لغو قوانين " بود كه آن هم از يك ليست امضا شروع شده بود. عده اى بر سر يك موضوع مشخص متحد شدند و در ميانه راه تفاوت خطوط سياسى شان برجسته شد، بخشى از نيروهايش را از دست داد  و سرانجامش به چيزى ختم شد كه اكثرا شاهدند. و يا جريان " اتحاد انقلابى " كه همه پروسه اش را بياد داريم و نتيجه اش تنها عرق شرم بر پيشانى مينشاند. بلاخره روزى ياد خواهيم گرفت كه ميان توافق و اتحاد ، به اندازه زمين و اسمان فرق است!

ميگويند " اين خوب است كه در كارزارهاى مختلف ملت را با يكديگر متحد كنيم" . بله كاملا درست است اما اتحاد هم قوائد خود را دارد. مهمتر از هر چيزى جلو گذاردن " خط درست " در هر كارزارى است. در شرايطى كه همه نيروها، اعم از ارتجاعى و انقلابى در تلاش پيشبرد سياست خود هستند، نيروهاى انقلابى هم بايد در هر كارزارى خط درست را پيش رو بگذارند و صرف متحد كردن توده ها بر سر مسايل مختلف نبايد منجر بر تقويت خط سياسى نادرست شود. شايد در ظاهر خوب بنظر برسد كه كلى آدم براى نجات يك زندانى، ولو بر روى يك صفحه اينترنتى متحد شدند، اما بايد بياد داشته باشيم پس از فروكش كردن موضوع كه معمولا چند هفته بطول نميكشد، چه سياست درست و ماندگارى را از طريق اين كارزار منتقل كرديم؟ اينكه بايد از جمهورى اسلامى بخواهيم زندانى را ازاد كند،  يا نهاد هاى امپرياليستى و يا توده هاى مردم از طريق انقلاب؟.

 

ليست امضا سازى هاى غير مسئولانه باز هم يك تفكر بسيار مخرب و خطرناك ديگرى را در ميان توده ها ترويج ميدهند و آن هم دامن زدن به اين توهم رايج كه ارگان هاى امپرياليستى دلسوز ازاديخواهان هستند. اگر دقت كنيد ميبينيد كه مخاطب تمامى اين ليست امضا ها يا رژيم است و يا نهادهاى ارتجاعى امپرياليستى نظير " ديده بان حقوق بشر، عفو بين الملل ، انجمن قلم و غيره " . بطوريكه هيچگاه نخواهيد ديد كه يكى از اين " ليست ها" توده ها را مورد خطاب قرار داده باشند.

نجات  تنها از طريق فروپاشى كامل رژيم اسلامى بدست توده ها امكان پذير است و نه از راه التماس به ارگانهاى امپرياليستى. چرا كه همين ارگانها در زمانى كه منافع امپرياليستى شان حكم ميكرد مشوق و يار جمهورى اسلامى در كشتارهاى سياه دهه شصت بودند. در آن دوران كه دسته هاى صد نفرى در  مسلخ جمهورى اسلامى جان ميباختند همه اين ارگانها سكوت اختيار كرده بودند. حتى همين امروز هم حاضر نيستند در موردش چيزى بگويند. سازمان عفو بين المل خود يكى از محركين اصلى جنايات بيشمارى در زئير و اوگاندا بود. بطوريكه نماينده اين ارگان حقوق بشر آمريكايى با انتشار سياسىو جهت دار ليست قتل عام هاى قبايل مختلف اوگاندا توانست براى مدتى نسل كشى خونين قبيله اى را رهبرى كند.

نهادهاى به اصطلاح حقوق بشرى كه اين ليست ها فوج فوج برايشان ارسال ميشود نه ميخواهند و نه ميتوانند  سبب رهايى خلق هاى در زنجير جهان شوند. كمااينكه ديده ايم  آنها اگاهانه اسامى مشخصى را تبليغ و ترويج ميكنند كه معمولا چهره هاى اصلاح طلب و رفرميست هستند. بطوريكه اگر همين فردا يك چريك كمونيست بدست جمهورى اسلامى بيفتد و زير شديدترين شكنجه ها قرار بگيرد ، تمامى اين ارگانها متحدانه سكوت خواهند كرد. چرا كه هيچ كمونيستى نميتواند منافع آنان را تامين كند.

اگر قرار است در مقابل وحشيگرى جمهورى اسلامى فراخوانى صادر شود بايد رو به توده ها و خلق هاى ايران باشد و آنها را تشويق كند كه با اراده و تشكل خود و با دستان پرقدرتشان اسرايشان را از زندانهاى جمهورى اسلامى بيرون بياورند. بياد داشته باشيم كه در سال 1357 همين خروش متحدانه مردم بود كه توانست بيكباره تمامى زندانيان سياسي را از بند رها كند و نه هيچكدام از نهادهاى بين المللى ديگر.

در انتها و براى رفع خستگى!

يك ليست امضا درست كنيد خطاب به توده هاى ايران. به ضرورت مبارزه مسلحانه به مثابه نهايى ترين شكل مبارزه در مقابل جمهورى اسلامى تاكيد كرده و از امضا گذاران بخواهيد كه متعهدانه امضاگذارى كنند و بعنوان يك انقلابى خود را در اختيار آن هدف قرار دهند. ببينيد چند نفر امضا خواهند كرد؟! فكر كنم بامزه باشد!  

 

 

 

Comments (14)

Subscribe to this comment's feed
...
0
سربلند میگوید: "ليست امضا سازى هاى غير مسئولانه باز هم يك تفكر بسيار مخرب و خطرناك ديگرى را در ميان توده ها ترويج ميدهند و آن هم دامن زدن به اين توهم رايج كه ارگان هاى امپرياليستى دلسوز ازاديخواهان هستند." و من اضافه میکنم؛ جنگ طلبان ایرانی و امپریالیست به هنگام نیاز از اینگونه سیاهه ها/فهرست ها هزاران سوءاستفاده ضدخلقی پشت پرده نیز میکنند.

او در ادامه میگوید: "ممكن است بگويند كه همين " ليست " ها سبب نزديكى و يا اتحاد عمل ميان طيف هاى مختلف سياسى ميشود. اما اينطور نيست ...، ابدا پايدار نخواهند بود و به فجيح(ع) ترين شكلش از هم خواهند پاشيد. چون لازمه هر اتحادى در درجه اول مشخص كردن مرزها و تفاوت هاست. اگر قرار باشد بدون هيچگونه مبارزه ايدئولوژيك و سياسى بر سر " خط درست" ، طيف هايى زير يك سقف جمع شوند و حتى مدتى با يكديگر سازش كنند اما سرانجام و در گره گاههاى اصلى مبارزه دوباره بر سر خطوط خود باز ميگردند و همين سبب تلاشى اتحاد عمل خواهد شد." آموزگار تاریخ به ماآموخته که این بند نیز نه تنها نکته ای ظریف بلکه حقیقی و آنچنان حیاتی میباشد، که لازمه آویزه گوش بودنِ همه ما!

آنچنان که من میفهمم با توجه به مرجله انقلاب و پراکندگی عقیدتی/ایدیولو ژیک موجود در سرزمین ما، عملیترین راه حل خروج از چنین بن بستی در فاصله زمانی ی میان حال آرام توده و خیرش پرشرر آینده نزدیک اما؛ دستیابی به اتحاد و یا ائتلافی حول محور حداقلهای لازم و حیاتی برای پیروزی این مرحله انقلاب در میان نیروهای مخالف استفاده ابزاری از پدیده ها و مخالف تاکتیک "هدف وسیله را توجیح میکند"، میباشد. اگر با گزاره بالا موافق باشیم آنگاه جریانات مردود در پیشگاه تاریخ؛ مجموعه نیروهای به نحوی از انحا و ابسته به رژیم، امپریالیزم و صهیونیزم و یا توده، اکثریت، حککا، نیم چلبی، رجوی، سامع، جندالله و دیگران از این سنخ و وابستگان به آنها، خود بخود از ترکیب اتحاد/ ائتلاف مورد نظر ما حذف شده و ما موظف به هوشیاری و مقابله با تلاشهای پیدا و پنهان آنها برای یه شکست کشانیدن چنین اتحادی میباشیم.


با چنین مفدمه ای؛ من فکر میکنم مجموعه نیروهای در عمل تاریخی ملزم به بزقراری عدالت و آزادی سیاسی احزاب و طبفات درون صفوف خلق، میتوانند (تاکید میکنم، میتوانند) و باید برای سرنگونی رژیم جنایتکاران حاکم، حول محورهایی نظیر موارد ذیل تا مقطع برپایی مجلس موسسان اتحادی فراگیر تشکیل داده و به عمل مشترک بپردازند. فصول مشترک کارزار ما میتواند حداقلهایی(تاکید میکنم، حداقلهایی) نظیر آزادی احزاب، آزادی سندیکا، آزادی فلم، توسعه عدالت محور، جدایی عقیده از دولت، برابری زن ومرد و نظایر اینها باشد.

به امید وحدت و پیروزی صفوف متحد جبهه خلق برای دمکراسی و عدالت!

رفیق سائل , ژوئیه 10, 2011
...
0
با عرض معذرت، اغلاط املایی در نظر بالا را تصحیح میکنم:

س.15: هدف وسیله را توجیه میکند
س.12: آنچنان که من میفهمم با توجه به مرحله
س.21: با چنین مقدمه ای؛
س.21: ملزم به برقراری
س.22:احزاب و طبقات
س.25: آزادی قلم
رفیق سائل , ژوئیه 10, 2011
...
0
رفيق سائل عزيز
منظور شما از جدايى عقيده از دولت چيست!!!!!!!!!!!!!!!
بابک خوبان , ژوئیه 10, 2011
...
0
یک پیشنهاد به پیشنهاد سربلند:لطفا خودتان که مدعی میباشید این فراخوان برای مبارزه مسلحانه را بدهید وزیر پای آن هم با اسم حقیقی ونه مستعار خود امضا کنید بعد به دیگران توصیه کنید
وفا , ژوئیه 10, 2011
...
0
وفا عزیز! به نظر می‌رسد که شما مقاله "امضا زار" را نتوانسته اید درک کنید، به همین دلیل یک پیشنهاد احساسی‌ و غیر واقعی‌ به "سربلند" داده اید. عزیز برادر، سربلند که تشکیلات یا سازمان و گروه سیاسی نیست که فراخوان بدهد او که مثل اپوزیسیون حراف و بی‌ عمل خارج نشین مدعی رهبری مردم داخل ایران نبوده و نیست او (سربلند) یک شخص منتقد و مسئول یک سایت سیاسی- خبری است. استنباط من از این نوشته این است که: این امام زاده (اپوزیسیون حراف، بی‌ عمل و بعضا بزدل خارج نشین) شفا که نمیدهد هیچ، کورهم می‌کند. مقاله را بر دیگر بخوان!! شاد باشید

Gholam , ژوئیه 10, 2011
...
0
رفیق سائل گرامی. تشکر بسیار بخاطر تصحیح غلط های املایی که همواره گریبانگیر من بود !!....... نظرت در مورد اتحاد عمل های مشترک را درست میدانم وبخصوص که تاکید داشتی اینگونه اتحادها باید در بستر صفوف خلق ایجاد شود ..........
به هر رو تجربه های تاریخی در همین اواخر در مورد اتحادهای عمل داشتیم. که سرنوشت همه آنها را هم دیدیم. اتحادهایی که اصلا از صفحه کامپیوتر یا یک اتاق پالتاکی بیرون نرفتند و جالب اینکه همانجا هم متلاشی شدند!! برخی هم که به بیرون کشیده شدند هم ( کارزار زنان)باوجود تمام نمایش های اینترنتی اما در نهایت به همان سرنوشت دچار شدند.
یک بحث کلاسیک این است که هر اتحاد ماندگاری در درجه اول به این نیاز دارد که تفاوت ها بطور روشن مرزبندی شده و یک مبارزه ایدئولوزیک سالم درحول و حوش ان در جریان باشد... و اما ازهمه مهمتر اینکه من این تصور میکنم این نسخه رادر مورد احزاب واقعی طبقه کارگر میتوان عملی کرد نه فرقه های کوچک دور از توده که بیش از سی سال توان کمتر ترین تاثیری را بر مبارزات توده ها نداشتند.
بازهم ممنون
سربلند , ژوئیه 10, 2011
...
0
سربلند گرامی؛
من فقط اغلاط املایی در نظر خودم را تصحیح کرده ام، شرمسار اگر موجب سوتفاهمی شده ام.
در مورد وضع کنونی نیز نظر شما را میپذیرم؛ آنچه من مطرح کرده ام صرفاً نگاهی وامکانی برای کمک به برون رفتن از شرایط موجود درون جبهه خلق میباشد. چونکه اگر نتوانیم از سرمایه موجودِ نه چندانِ خویش بهترین و بیشترین استفاده ممکن را ببریم، آنگاه امپریالیستها و اپورتونیستها نسخه ضدخلقی دیگری برایمان خواهند پیچید.

به امید وحدت و پیروزی صفوف متحد جبهه خلق برای دمکراسی و عدالت!

رفیق سائل , ژوئیه 10, 2011
...
0
دوست عزيز سائل شما که وقت کردى به دوست عزيز سربلند جوابى بدى٬ همزمان جواب منه حقير را هم ميدادى. منظور شما از جدايى عقيده از دولت چيه!!!!!
بابک خوبان , ژوئیه 10, 2011
...
0
دوست عزيز و شفیق بابک خوبان؛
در هر دو نظری که شما گذاشته اید، سوال اولیه؛ "منظور شما از جدايى عقيده از دولت چيست!!!!!!!!!!!!!!! " و یا سوال بعدی؛ "منظور شما از جدايى عقيده از دولت چيه!!!!!"، وجود آنهمه علامتهای تعجب ناظر براختلاف عقیده شمابا من و بطریق اولی نفی وجود مقوله ای/ بجثی بنام "جدایی عقيده/ ایدیولوژی از دولت" میباشد.

از آنجاکه من یقین دارم بخش زیادی از دانسته های ناچیز من میتوانند غلط باشند وآنچه را شما سوال مینامید با توجه به توضیح داده شده در بند پیشین، من نظر مخالف ارزیابی کرده ام؛اگرچه نظر مخالف شما را به رسمیت میشناسم اماسعی نموده ام از جدل پیرامون آن پرهیز کنم، ازجمله بدین علت که فکر میکنم جدلی اینچنینی چندان هم بکار وحدت صفوف خلق نمی آید.

به هر روی، امیدوارم با توجه به توضیحات فوق معذرتخواهی صمیمانه مرا اگر موجب هرگونه سوتفاهمی شده باشم، را در نپرداختن به اعتراض و نفی شمابپدیرید.

دوستدار شمارفیق سائل.
به امید وحدت و پیروزی صفوف متحد جبهه خلق برای دمکراسی و عدالت!

رفیق سائل , ژوئیه 10, 2011
...
0
با سلام به رفيق سائل
متشکر از پاسخ شما. نه رفيق٬ من فقط خواستم بدانم که منظور شما چيست. که البته با شما مخالفم. البته تعجب آور است که چگونه يک دولت ميتواند بدون داشتن يک ايدئولوژى و يا عقيده با ديگر نيروهاى سياسى به وحدت برسد٬ نيروهايى که هر يک به نوبه خود داراى موضعى که از ايدئولوژى آنهانشئت ميگيرد. يک دولت بدون عقيده. من جايى سراغ ندارم. البته من انتخاب شما در اينکه نميخواهيد در اين مورد صحبت کنيد احترام ميگذارم.
موفق و مويد باشيد.
بابک خوبان , ژوئیه 11, 2011
...
0
رفیق سربلند عمدتأ با مطلب شما موافقم اما فکر می کنم مشکل شما در مطلق کردن نفی استفاده از این شیوه اطلاع رسانی و نه مبارزه است. من خودم اخیرأ متنی را مربوط به دستگیری منصوره بهکیش امضاء کردم و تنها دلیلم معرفی این خانواده به خلقی بود که تحت بمباران فکری می انگارد بزرگترین مبارز تاریخ ایران اکبر گنجی است. قطعأ کاسه گدائی هم دست نگرفته بودم. قصدم هم مخدوش کردن مرزهای مبارزه طبقاتی نبود فقط منظورم معرفی این خانواده به مردم تحت یورش بتوسط مدیا بورژوائی بود.متأسفانه ما قدری همه چیز را ضمخت می بینیم.با ذکاوت گاهی می توان از امکانات دشمن علیه خودش استفاده کرد.
احمد صبوری , ژوئیه 12, 2011
...
0
احمد صبورى عزيز
فضولى من را ببخش٬ مقصود دوست ما سربلند٬ بررسى قضيه در مجموع است. مسلما اينجا و آنجا هستند افرادى مانند شما که با انگيزه هاى ديگرى عمل ميکنند ولى در مجموع اينچنين است که سربلند مينويسد
با عرض معذرت دوباره
موفق و پيروز باشيد
بابک خوبان , ژوئیه 12, 2011
...
0
احمد صبوری و بابک عزیز. از این سوتفاهم متاسفم. در همانجا هم قید کردم که استثناعات را در نظر نمیگیرم. یکی از مشکلات ما این است که هرگز از چیزی جمعبندی نکردیم. و به همین علت کاری را برای سالیان طولانی انجام میدهیم تا جایی که ناخودآگاه به عادت تبدیل شده و ما رامتوهم میکند. در این سالها چند صد اعلامیه جمعی و فراخوان لیست امضا دیدیم؟ حتی از نتیجه یک کدام از انها هم با خبریم؟ چه میشود که زیر بر ای امضا میکنیم و هرگز از امضاگذار سئوال نمیکنیم که سرنوشت امضاهایمان چه شد؟ فکر نمیکنید این سئوال میتواند جدیت ما را نشان دهد و لیست ساز را وادار کند که به دیگران پاسخگو باشد؟ وقتی هیچکدام از اینها اتفاق نمیفتد چه برداشتی میتوانیم داشته باشیم؟ حالا از ده ها اعلام موجودیتهایی بنام کارگر ودانشجو و پناهنده نمیگویم که هنوز جوهرشان خشک نشده مفقود شدند!!

به هررو معتقدم اینگونه اشکال از مبارزه برای طیف سیاسی خاصی است که همواره نیم نگاهی به لاهه وکاخ سفید و ارگان های استعماری و امپریالیستی داشته. شمادر سنت چپ و کمونیسم در ایران هیچگاه شاهد چنین شکلی از مبارزه نیستید. اگر قرار است مطلبی صادر شود آن مطلب رو به توده هاست. اگر جنبش خواسته ای داشته باشد آن خواسته را از توده ها مطالبه میکند نه خبرگزاریهایی که با پول اسراییل وسیا و سازمانهای امنیت اروپاییی ارتزاق میکنند و یا ارگانهایی که خود مسبب اصلی جنایتهای بیشمار در جهان بودند.

زنده و سرافراز باشید
سربلند , ژوئیه 12, 2011
...
0
احمد صبوری عزیز!
داری بهانه می آوری. وقتی یک کار غلط است، غلط است. استثنا هم ندارد. با نیت خیر، راه جهنم را فرش نمی کنند!
آبی , ژوئیه 25, 2011

Write comment

smaller | bigger

busy
 
 
اعتراض حق شماست !!...........اعتراض حق شماست !!......اعتراض حق شماست !!