امروز: جمعه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۱
 
  پنل گروهها / امکانات
 
تراب حق شناس: بزك كردن ساواك، نرماليزه كردن جنايت PDF چاپ نامه الکترونیک

 

 

برنامه افق صداى آمريكا و برنامه مربوط به كتاب "در دامگه حادثه" و مصاحبه با پرويز ثابتى را من هم نگاه كردم. ملاحظه يا كامنت كوتاه زير برايم جدى ست.
آنچه در اينجا مهم است نه تكذيب و تأييد اين حادثه يا روايت، بلكه جوهر اين سناريويى است كه دارد ساواك را بزك ميكند، عادى جلوه مى دهد، قابل بحث و كنكاش وانمود مى كند و با استفاده از جهنمى كه جمهورى اسلامى به بار آورده، مى كوشد رژيم پهلوى و ساواك را رو سفيد نشان دهد تا مردم باور كنند كه " صد رحمت به كفن دزد اول"!
من يادم هست در دهه ۱۳۴۰ زمانى كه تيمور بختيار به دنبال يك توطئه كودتا به بغداد فرار كرد و خواست خود را آزاديخواه نشان دهد نامه اى به شيخ آقا بزرگ تهرانى (مؤلف دائرة المعارف الذريعه) نوشته، از او خواسته بود تا از "اهداف آزادى خواهانه اش" حمايت كند! شيخ آقا بزرگ كه فرزندش ستوان محمد رضا منزوى پس از ۲۸ مرداد ۳۲ با لگدهاى همين تيمور بختيار زير شكنجه همراه با وارطان سالاخانيان و كوچك شوشترى (هر سه از مبارزين توده اى) كشته شده بود، در پاسخ به نامه اى كه امضا شده بود: تيمور بختيار، چنين نوشت: "آقاى سرهنگ تيمور بختيار فرماندار نظامى تهران... " و در نامه دست ردّ محكمى به سينه او زد (كارى كه البته خمينى نكرد و از طريق پسرش "آقا مصطفى" با بختيار در تماس بود). بختيار كوشيده بود چهره خود را با دستان خون آلودش نهفته در دستكش آزاديخواهى بپوشاند، همان كارى كه ساواكى هاى ديروز هم اكنون مى خواهند با كمك همدستانشان در سازمان سيا و موساد و با نقاب تحقيق و پژوهش در عادى كردن خود انجام دهند. به نظر من برخورد با جناياتى كه ساواك و همدستان بين المللى اش در حق مردم ايران مرتكب شده اند و نتيجه اى كه با "پس انداختن" جمهورى اسلامى از خود برجاى گذاشته اند جاى هيچ چشم پوشى و سكوتى باقى نمى گذارد. اروپايى هايى كه شلاق فاشيسم و نازيسم بر گرده شان فرود آمده حتى پس از ۶۰ـ۷۰ سال حاضر نيستند اين پديده جنايت بار تاريخى را عادى نشان دهند و بر سر اين يا آن حادثه و روايت، ماهيت جنايتكارانه فاشيسم را ناديده بگيرند. من نشنيده ام كه كسى پاى صحبت امثال گوبلز و هس و بربى بنشيند و بپرسد كه درباره اين يا آن واقعه فرمايش تان چيست.
در برنامه افق، نويسنده كتاب "در دامگه حادثه" را محقق معرفى مى كنند كه گويى "بيطرفانه" به پژوهش و داورى پرداخته است (امان از دست اين به اصطلاح محققين ساخته و پرداختهء جمهورى اسلامى و ضد كمونيست هاى ريز و درشت ديگر كه هدف اصلى شان نابودى چپ است). بارى نويسنده كتاب از جمله مشت خود را با اين عبارت باز مى كند كه سخن از كودتاى ۲۸ مرداد را مرثيه خوانى مى نامد تا جنايتى را كه نظام سلطنت و سيا و اينتليجنت سرويس عليه مصالح مردم ايران مرتكب شدند عادى و قابل چشم پوشى نشان دهد. جالب است كه امپرياليسم آمريكا با زبان بيل كلينتون اعتراف ميكند كه راه را با كودتا بر آزادى مردم ايران بسته بوده ولى اين كاسه هاى از آش داغتر آن جنايت عظيم را كه ۲۵ سال بر دوران سياه پهلوى افزود ناچيز جلوه ميدهند. رژيم جمهورى اسلامى بدون شك فرزند خلف رژيم قبلى و دستگاه سركوب آن ساواك است. اينكه ساواك توانسته بود نفس ها را در سينه خفه كند و راه را بر هر انديشه و بيان دمكراتيك و پيشرو ببندد و سانسور و وحشت غير قابل تصورى را بر مردم ايران تحميل كند باعث شد كه غول ارتجاع جمهورى اسلامى به عنوان آلترناتيو از شيشه بيرون آيد. جانبداران رژيم گذشته وبال جنايت هاى رژيم كنونى را نيز بر عهده دارند. هر دو رژيم پيشين و كنونى متحدا براى سركوب كارگران و زحمتكشان كه اكثريت جامعه را تشكيل مى دهند و براى بى اعتبار كردن جنبش چپ از هيچ اقدامى فروگذار نكرده اند.
نكته ديگرى كه در برنامه افق شديدا مشام را مى آزارد حضور يكى از مسئولين فدائيان اكثريت است. او در عمل و با مشاركت خود به سياست توجيه جنايات ساواك ادامه مى دهد و در درون كارگزاران دستگاه جهنمى ساواك نيز به دنبال يك داور با انصاف مى گردد و براى اينكه خود را خيلى متمدن جا بزند جنايكاران ساواك امثال ثابتى و عضدى را با لحنى احترام آميز ياد مى كند. در گير و دار سقوط آزاد خيل مبارزين پيشين و له له زدن آنان براى جلب نظر امپرياليسم آمريكا به اميد دست يافتن به مقامى موهوم، اين برنامه تلويزيونى مى خواهد به همه كسانى كه آمادگى خود فروشى دارند در باغ سبز نشان دهد.
نكته آخر اينكه پرويز ثابتى گويا به خاطر رعايت مسائل امنيتى چهره خود را نشان نمى دهد مبادا كسانى كه ستم ساواك را تحمل كرده اند دست انتقامشان به او برسد. آيا عجيب نيست كه پرويز ثابتى معناى مبارزه طبقاتى و تضاد بين ستمگران و ستمديدگان را بهتر از برخى از مدعيان كمونيسم مى داند كه ساده لوحانه (اگر نه از هول حليم) علنى گرى را دامن مى زدند و به اعضاى خود فراخوان مى دادند كه عكس و مشخصاتتان را منتشر كنيد تا "توده ها رهبران خود را بشناسند"!؟ سطح نازل درك اينان از توده ها و امر رهبرى، يكى از تراژى كميك هاى سال هاى اخير اپوزيسيون به اصطلاح چپ ايران است. اينان با همين شعارهاى انحرافى و نابخردانه باعث شدند كه شمارى از دانشجويان مبارز دانشگاه هاى ايران علنى شوند و "ساواك" كنونى جمهورى اسلامى آنان را به راحتى شناسايى و با كشتار و زندان و تبعيد از دور خارج كند. معلوم نيست اين به اصطلاح اپوزيسيون جمهورى اسلامى، ديگر تا كجا امكان سقوط دارد.
به نظر مى رسد كه تنها با سرِ موضع بودن، با مبارزه انقلابى و راديكال در مسير مصالح كارگران و زحمتكشان و به رهبرى خود آنان است كه شايد بتوان نيرومند برپا ايستاد و سقوط فاجعه آميز را كه عادى شده به حصار كشيد.
۲۰ فوريه

http://www.peykar.org/articles/668-savak.html

Comments (17)

Subscribe to this comment's feed
...
0
تراب حق شناس مقاله خوبی می نویسد ولی در اخر نکته ای را مطرح می کند که به نظرمن نشان دهنده همان دیدگاههای چپ سنتی است. وی از اینکه پرویز ثابتی چهره خود را مخفی کرده نتیجه می گیرد که کمونیستها نیز باید همین کار را بکنند. آخر مگر فرقی بین کمونیستها و ساواکیها نیست. از کی تا بحال ساواکیها قصد رهبری یک جنبش اجتماعی را داشته اند که کمونیستها را با انها مقایسه می کنید. رهبران جنبش کارگری در ایران هر روز با اسم و رسم خود علیرغم خطراتی که تهدیدشان می کند خود را مطرح می کنند. حالا فرض بگیرید که به کار انها در ایران خرده میگیرید، برای مخفی کردن این کمونیستها و کنگره ها و رهبرانشان در خارج و انهم در اروپا چه میگویید؟ رهبری را که مردم با ف. م و صاد ضاد بشناسند و از امروز تا فردا مواضعش تغییر کند و کسی هم خبر نداشته باشد، چگونه می تواند اعتماد مردم را بدست بیاورد. در حالیکه بورژوازی هر تربچه ای را بجلو فرستاده و بعنوان رهبر و تیوریسین معرفی می کند و اتفاقا موفق شده است بخشی از جامعه را بدنبال خود هم بکشد، چرا به کمونیستها خرده میگیرید که با ریسک بالا و قبول خطرات زیاد خود را در جلو مردم نشان میدهند. ضربات به تشکلهای کمونیستی مگر انموقع که مخفی بوده اند کمتر از علنی بودن بوده است که انرا معیاری برای انتقاد خود می کنید. حداقل اگر خود نمی خواهید بکنید، ارزش بگذارید به کار وفعالیت کمونیستهایی که با ریسک و پرداخت هزیته زیاد سعی دارند حرف خود را با مردم بزنند. جای تاسف است که فعالیت کمونیستهای از جان گذشته ای را که برای پیشبرد مبارزه ریسک های بسیاری را می پذیرند بجای تقدیر مورد ملامت که سهل است ، با کینه توزی مورد حمله قرار می دهید. آیا بی جهت نیست که علیرغم تمام تلاشتان نتوانسته اید طی این مدت 4 نفر را متحد کنید. ایا جوالدوزی به دیگران میزنید ، سوزنی نیز بخود میزنید. چرا با این همه مخفی کاری 4 نفر را متحد نتوانسته اید بکنید. ایا بدلیل همین علنی گری و شفافیت سیاسی نبوده است که جنبش کمونیستی کارگری بعنوان وزنه ای مهم در عرصه سیاست چپ خود را مطرح کرده است. بگذریم. هفته آینده کنگره علنی حزب کمونیست کارگری است. این کنگره علنی که از طریق اینترنت پخش می شود را میتوانید از این جا بگیرید:
http://rowzane.com/fa/annonce-...01-23.html
بجای کینه توزی به کمونیستهایی که با ریسک کردن جانشان و با هزاران زحمت سعی می کنند کنگره علنی برگزار کنند و امنیت انرا نیز تامین کنند، بهتر است کمی بیندیشید. این کمونیستها برای نام و نشان نیست که دست به این کار می زنند. این برای ان است که سنت کمونیستی علنیت و شفافیت را به میان مردم و کارگران ببرندو نشان بدهند که به سیاستمداران دغلکاری که به اسم مخفی کاری ، تشکلات بالای سر مردم درست می کنند اعتماد نکنند. هنوز تجربه کنفرانس اولاف پالمه و شورای سبز امید تازه و تازه است. اگر مبارزات این کمونیستها نبود، پته اینها را که پشت پرده قصد رهبر سازی برای ایران هستند، شما نمی توانستید با این استدلاها روی آب بریزید. کمونیستها حقیقت را می کویند و چیزی را مخفی نمی کنند. اگر دست به تشکیل تشکیلات مخفی می زنند از روی ناچاری و برای این است که به انها تحمیل شده است. هر زمان و هر جا که بتوانند، علنیت و شفافیت سیاسی را تبلیغ و ترویج می کنند. سازمانهایی که با هزار بهانه دست به تشکیل سازمانهای مخفی می زنند بایستی پاسخگو باشند نه کمونیستها. به بهانه مبارزه با پلیس سازمان مخفی در اروپا نمی توان درست کرد. بایستی در مقابل مردم پاسخگو بود. بایستی کارگران بدانند که مواضع هر رهبر حزبی هر فعال حزبی در مقابل رویدادهای روزانه چیست. اعتماد در یک پروسه شکل می گیرد. بایستی مقابل ایچاد سازمانهایی را که بالای سر مردم تشکیل می شود گرفت. نبایستی به بورژوازی اجازه داد که به بهانه امنیتی ، خود را مخفی کند. خواست ازادی بی قید و شرط سیاسی با علنیت و شفافیت میسر است. برای سازمانهای رادیکال کمونیستی این نیز ریسک مشخصی را می طلبد که بدلیل نتایج مثبت ان بایستی مورد قبول قرار گیردو راههای کم کردن ریسک را پیدا نمود نه اینکه به فشار بورژوازی برای تحمیل مخفی کاری تن داد.
...
0
دلالی ونوکرصفتی شغل شریف محافلی است که می خواهند با اشاره به جنایات جمهوری اسلامی کثافات دوران رژیم منفور پهلوی را بشویند، دیو را فرشته نشان دهند و از رژیم شکنجه و کودتا اعاده حیثیت نمایند.غافل ازاینکه خونهای ریخته شده دردوران رژیم گذشته پاک شدنی نیست، سند جنایتی بر دفتر 50 سال سلسله پهلوی وابسته به امپریالیسم انگلیس و آمریکاست. رفیق تراب بدرستی و با احساس مسئولیت به این توطئه کثیف برخورد کرده و درعین حال چپ های اپورتونیست و علنی گرا را مورد انتقاد تیز خود قرارداده است.
اسفند , فوریه 22, 2012
...
0
ba dorod wa ehteram be refig torab hagshenas , shoma be dorosti be jenayat sawak eshareh kardid.mozooyre jenayate sawak wa etelaati ke sawak ba hamkari etelaate keshwarhaye garbi dar morede mokhalefin khod dar arshiv khod jame awari kardeh bud be regime islami komakahaye ziyadi kard , be toori ke aksare in etelaat ke tawasote gaarb dayr morede mokhalefin regime shah be iran gozaresh dhodeh bud tawasote regime isalmi estefadeh shod, natije in kaar in bud ke aksare niruhaye kharej as keshwar pas as bazgasht be iran dar salhaye pas as 57 tawasote regime islami wa ba estefasdeh as hamin etelaat dastgir wa koshte shodand.
syrus kar , فوریه 22, 2012
...
0
من مقالۀ ترب حق شناس را نخواندم ، ولی می دانم که پرویز ثابتی ساواکی این گرگ خونخوار و قاتل مبارزین و آزادیخواهان در دهۀ 40 و 50 هنوز به سزای اعمال کثیف و جنایتکارانۀ خود نرسیده است .
تابش , فوریه 22, 2012
...
0
تراب عزیز سلام
رفیق گرامی چه به موقع و هوشمندانه موضوع را نشانه رفتی. بد بختانه بنظر میرسد تازه این خوبی ماست، باید انتظار آنرا داشت که بدرب خانه های ما بیایند و خون چند ساواکی اعدامی که توسط خلخالیها صورت پذیرفت را از کمونیستها طلب کنند.
بنظر میرسد که علت اساسی تنها پادوهای لیبرال سازش کار نیست، یا گروه های فرصت طلب که با شعار عسس بیا مرا بگیر خود را به کمونیست منتصب میگردانند.

یا حتی قدرت ارتجاع حاکم بلکه نتیجه پرکندگی و عدم تمایل چپ انقلابی به گرد آمدن حول و حوش یک برنامه دمکراتیک حتی با استقلال تشکلانشان تمایلی از خود نشان نمیدهند.

بد بختانه هر چه به زمان فاجعه نزدیکتر میشویم انقلابیون چپ درون گرا تر میشوند.
به جاست کسانیکه در چنین شرایطی توانی دارند در جهت نزدیکی و تحقق این امر خطیر اقدام لارم را که نیاز مبرم ما در مقطع کنونیست مبذول دارند. تندرست باشی
نادر جنوب , فوریه 22, 2012 | url
...
0
janevar aksariyat..ya parviz sabeti jenayatkar maekosi ke mozoe parvande jenayatash qabel tarh dar dadgah enghelabi kalq ast pishnahad mishavad rofaqaei ke az nazdik ba in aksariati tamasi dashteand shemei az raftar an ra jehat tanvir afgare javanan bazgo namayand
1 , فوریه 22, 2012 | url
...
0
باید بین فعالیتهای اجتماعی و سیاسی تفاوت قایل شد
فعالیتهای اجتماعی رهبران عملی خود را داراست که در حوزه مسایل اجتماعی 100 درصد علنی هستند
ولی در فعالیتهای سیاسی رهبران حتما میبایست علنی باشند همینطور که خود تراب هست
اما تشکیلات حتما مخفی است
ali , فوریه 22, 2012
...
0
برای اندسته از کسانی که هنوز متوجه نیستند که این مخفی کاریها چگونه به نیروهای ارتجاعی کمک می کند که پشت پرده توطیه بچینند، توجهشان را به خبر زیر جلب می کنم:http://www.iran-chabar.de/news.jsp?essayId=43854
سازمان اکثریت که عضو مرکزیت در آلمان شرکت فرش فروشی دارد و نصف سال در ایران است، کنگره خود را مخفی می کند و از پشت عکس می اندازد و زیر بهانه امنیتی در حالیکه همه چیزش را رژیم میداند اما از مردم خود را مخفی می کند چرا؟ برای اینکه همان چپهای نوع دهه 60 با مواضع خیلی "انقلابی" از مخفی کاریهای "انقلابی" دفاع می کنند. به نظر من حتی سازمان پیکار نیز با علنی کردن کاندید های خود در جریان انتخابات و علنی کردن عده ای از رهبران خود نشان داد که داشت به ضرورت این پی می برد که رهبران کمونیست را نمی توان از مردم مخفی نگاه داشت. ثانیا نمی توان با مخفی کردن مواضع سیاسی این رهبران، معلق زدنهای انها را در تند پیچ های تاریخی ندید. تشکیلات مخفی در ایران ضرورت دارد و هر سازمان کمونیستی نیز ضرورت انرا میداند و لی این را هم میداند که این را بورژوازی بر وی تحمیل کرده است و بایستی با این تحمیل بورژوازی نیز مبارزه کردو هر جا که ممکن است خود را به مردم علنی کرد و شفافیت نشان داد. این سنت شفافیت را بورژوازی نیست که بایستی درجامعه اشاعه بدهد چون منافعی در ان ندارد بلکه این کمونیستها هستند که برای پیشبرد منافع طبقاتی کارگران بیشترین استفاده را می برند. کمونیستها چیزی برای مخفی کردن ندارند. این بورژوازی است که اساس سیاستش بر توطیه و مخفی کاری است تا از بالای سر مردم برایشان سیاست درست کند. اگر این علنیت و جا انداختن سنت اینکه رهبران چپ مسولیت مواضع خود را بعهده بگیرند نبود، امروز چه کسی می فهمید که شالگونی در مدح منتظری چه گفت. یک نوشته به اسم م.ش . در مدح منتظری می امد و هیچ کس هم نمی فهمید این ادم چه گفته. مثل سال 57 که معلوم نیست چه کسانی بودند خواهان اعدام انقلابی بودند از مبارزات ضد امپریالیستی امام خمینی دفاع می کردند و... چون همگی بدون امضا منتشر می شد. این سنت را کمونیستهای کارگری جا انداختند و نتایج ان را نیز می بینیم. کنگره های علنی و شفافیت سیاسی نیز بخشی دیگر از این سنت است که بایستی تلاش کرد که جا بیفتد تا فضای روشنی در جامعه بوجود بیاید. این تماما به نفع جنبش کمونیستی طبقه کارگر است که خواهان روشن شدن مواضع سازمانهای سیاسی است تا مردم اگاهانه انتخاب کنند. در یک انتخابات اگاهانه، جنبش کمونیستی کارگران اکثریت است.
...
0
من در این مورد با خانم شکست نخورده موافقم آدم ها باید در محل اقامتشان فعالیتشان علنی باشه ایشان را همه تو تل آویو می شناسند ما ها نباید ایشان را بشناسیم.آدم نمی داند با این هفت خط های شارلاتان باید چه کرد. تا حالا موفق نشده اند یک مهد کودک را به حرکت در بیارند صبح تا شب از پشت صفحه اپل اهدائی شمعون پرز گنده گوئی می کنند.
احمد , فوریه 23, 2012
...
0
اگر جنبش کمونیستی بطور واقعی جنبش کارگری و شورائی بشود، احتیاج به مخفی بودن و مخفی نبودن بطور کلی ندارد و این موضوع را در ارتباط با وضعیت هر حوزه فعالیت کارگری-کمونیستی تعیین میکند. دلیل این بحثهای بی نتیجه این است که جنبش کمونیستی به مفهوم واقعی کلمه نه کارگری می باشد و نه شورائی، یعنی هنوز خیلی مانده که ما از جنبش کمونیستی-کارگری به مفهوم واقعی کلمه حرف بزنیم. فعلا ما انگیزه داریم، عینیت نداریم.

فعالیت حزبی، البته، باید علنی باشد چون حزب قرار است دولت تشکیل بدهد، اما فعالیت حزبی هیچ وقت فعالیت کمونیستی-کارگری نیست و در چهارچوب فعالیتهای بورژوازی در جا می زند. فعالیت های کمونیستی واقعی دو خصوصیت دارند که در واقع دو طرف یک سکه می باشند. اول، بصورت مبارزات روزمره کارگری وجود دارند و هر فعال با مسائل روزمره ای که سرمایه برایش بوجود می آورد درگیر است، دوم، مضمون فعالیتش بطور مشخص و واضح برقراری نظام شورائی تولید کنندگانی است که از کار بیگانه رها شده اند. متاسفانه احزاب این خصوصیت را ندارند و ناخواسته و یا خواسته خود را بصورت جزئی از پروسه حیات بورژوازی تعریف میکنند. دلیل شکست احزاب کمونیستی تا امروز این است که اساسا بنیاد کارگری ندارند و دفاع آنها از کمونیسم و برنامه ریزی کمونیستی همیشه برنامه ریزی افرادی ست که بیرون از حیات واقعی زندگی کارگری قرار دارند و نتیجه سیاستهای خود را تجربه نمیکنند و فقط کارگران آن نتایج را تجربه می کنند - بخوان نهایتا نتایج شوم آنرا تجربه میکنند.
درباره بحث ها , فوریه 23, 2012
...
0
اما در میان خفته ها، در بستر مرداب، پیر قایق ران ما میزند پارو، میشکافد سینه ی آبهای راکد را، اینجا و آنجا خفته گانی چند را هی میزند، پس کجاست آن راه؟.
نادر جنوب , فوریه 24, 2012 | url
...
0
ناگاه، کرم شبتابی بروی دسته ی پاروی او بنشست و، آهسته نجوا کرد، پیر قایقران ما گوش داد لبخندی زدو فهمید، صدا سر داد، برخیزید ای خفتگان از بستر مرداب،
ادامه , فوریه 24, 2012 | url
...
0
تا بسازیم مشعلی از کرمهای ، خوب شبتاب از ساکن مرداب، و آموزیم از خورشید آن پیوستگی را،
که هر پگاهان، چگونه میدرد بکارتهای شب را، تا خورشید را آریم در مرداب، و با دستان خویش کاریم در مرداب، و این کابوس وحشتناک ظلمت را، که در پیوستگی همچون شب یلداست، نویسم مرگ بر ظلمت و استبداد، و این کابوس وحشت ناک ظلمت را، ریشه کن سازیم ، بخشکانیم مردابها.
پایان , فوریه 24, 2012 | url
...
0
سرکار خانم شکست نخورده
شما که به مبارزه علنی اعتقاد دارید لطف کنید مشخصاتتان را و یک قطعه عکستان و محل سکونتتان را پست کنید.کارگران باید رهبرانشان را شفاف بشناسند.
وقیح فکر کرده ما ابلهیم یک مشت دلال امپریالیستی چراغ راهنمای چپ می زنند و برای سیستم های اطلاعاتی غرب و اسرائیل کار می کنند. مگر یک جاسوس اسرائیلی نمی تواند صبح تا به شب راجع به کار مزدی زر بزند ولی نتیجه کار عملی اش حفظ مناسبات امپریالیستی و منافع اسرائیل در خاورمیانه باشد. چنان جوی برای منافع امپریالیستی درست کرده اند که گویا وظیفه یک کمونیست مبارز ضد کارمزدی باز کردن در برروی امپریالیست هاست و بس .
چرا حالا که در ها بروی غرب در لیبی کاملأ باز شده و انقلاب ها عربی لیبی پیروز شده توی عنتر ناسیونالیست کفش و کلاه نمی کنی و بکمکشان نمی شتابی و همچون یک ملی گرای وابسته به جناح چپ اسلامی از طایفه سنتی تمرگیده ای در اینترنت و فقط تئوری هایت را برای ایرانی ها فرموله می کنی.نکند بورژوازی جهانی وظیفه ای ملی بر دوشت گذاشته. پاشو کارگران انقلابی لیبی منتظر رهنمود های صتار سه شاهی تو هستند. کارگران ایرانی به عنتر ناسیونالیسم اهدائی تو که پایه اش در تل آویو گذاشته شده و اهدافش تکه پاره کردن ایران است کوچکترین علاقه ای ندارند . چنان جوی از خیانت و ایران فروشی ابجاد کرده اید که کمونیست ها جرعت دفاع از وطنشان و استقلال تام و تمامش را ندارند.
زنده باد ایران سوسیالیست - مستقل - آزاد و مقتدر
احمد , فوریه 26, 2012
...
0
این کاملا درست است که این سرکار "شکست نخورده" که اینقدر از علنی گری میگوید ، چگونه است که با نام خود کامنت نمی‌نویسد . این همانا اوج کلاشی و شارلاتانیسم این وا‌‌داده‌های شبه ترتسکیست حکمتیست . اینها بخوبی دشمنان خود را می‌شناسند و می‌دانند که نباید خود را در بین انقلابیون کمونیست علنی کنند ، اما اگر آمریکا و پادگان آن در فلسطین آنها را بشناسند خطری تهدیدشان نمیکند . سرکار شکست...دست از کلاشی بردار و دیگر در دفاع از کار علنی و مخالفت با پنهانکاری انقلابی اینترنت را سیاه نکن و یا حداقل برای احترام به نظرات ارتجاعی خود ، نام و عکست را در کنار کامنتت بگذار .
فرهاد - م , فوریه 27, 2012
...
0
marg bar har che SAVAKI ast. Anhaei ke dar bastar bimari wa ba maraze Saratane hanjareh mordand ke Shanss avadandad... anhaee ham ke emrooz bolboli mikonand sarneshtir joz nassiri o digharan dar yek enghelab dorosto hessabi nadarand.kassani ham ke Alani shodan ra mesle haman Hekmate Sawaki tabligh mikonand khaili g...mikhorand shaki nist ke jayghahe tabaghatiyeshan ba Sabeiti Jalaad yeki ast
khossro , فوریه 27, 2012
...
0
کسی میدونه این کتابرو کجا میشه دانلود کرد؟
na shenas , مارس 07, 2012

Write comment

smaller | bigger

busy
 
 
اعتراض حق شماست !!...........اعتراض حق شماست !!......اعتراض حق شماست !!